فرهنگ و هنر

اعتراض به جنایت ضدبشری یا حکم قطع دست یک انسان به اصطلاح دزد ( بیکار و گرسنه)
جهان به تمامی نگران توست آی گل آزادی!
رابطه ای نبود جز انگشتهای اشاره که مثل الف ابتدا آسمان را از نو می خواستند بنویسند
ديدى چگونه باد ز هر آشيان ربود هر پوپكى كه خواست به پرواز پر گشود؟! ديماه سرد آمد و سوزش به جان نشست مامِ وطن ز سوزِ دىِ سرد رخ شَخود(١) ؟! افتاد كاج و سرو و صنوبر فرو شكست
از این تفِ سربالا،
هان از گل‌های کوچکم سرشار می‌شود فریادی می‌شوم شاد بر لبانِ کودکانِ خیزان در برف و حبابی بر سینه‌ی آسفالت. و شما در سطل زباله‌ايد مثل همیشه‌ی زمان
چشمهای تان را باز کنید. امیر ارشد، مصطفی، ریحانه، ندا، سهراب، بهنود، افشین، شهرام، معلم زحمتکش روستایی، فرزاد کمانگر، را ببینید! آنها امروز در خیابان هایند!
جمهوری اسلامی منحوس تو ای شیخ بار و ثمرش چیست به جز نکبت و ادبار؟ حمهوری حبس و ترور و قتل و شکنجه جمهوری آدمکشی و وحشت و کشتار
ننگ و نفرت بر رژیم ظلم و استبداد باد توده زحمتکش از چنگ ستم آزاد باد کشوری تاکی اسیر چنگ این جلاد ها از طریق انقلابی، قطع این بیداد باد
3 کامنت
شاملو می خواهد ار برکه های در هم تنیده و تو در توی شعر در هیئت تاریخی آن حرکت کرده، مثل فضانوردی در دل این فضا پیش رفته به سیاره مورد نظرش برسد تا از نور و انرژی آن توشه ای بر گیرد. پس از راههای بار
یکی بود یکی نبود غیر از گلوبال سایتی نبود مینی بوسی بود نام آور، شوفری داشت کارآور.موقرمزی و فرفری با معرفت و سرسری...
6 کامنت
جوانى پى جستن نان خويش نشست و بساطى بگسترد پيش كه شايد فروشد به كس كاسه اى خَرَدْ نان خورش پر كند طاسه اى بَرَدْ پيش ِ مامش كه رنجور بود نِشستَنگهش كلبه اى دور بود همان مامِ افتاده در دامِ درد
1 کامنت
حضرت آقا! مالک و عاشقِ بلندترینِ شب یلدا
Mahin Milani
زمانه به ما یاری می رساند که گاهی به امیالِ خود در گذشته نیشخند زنیم. امیالی که همه ی جان ما را در برگرفته بود و زندگی را گاهی از ما پس.
خامنه‌ای لااقل در گزینش مدیران فرهنگی کشور بی‌تفاوت باقی نمی‌ماند.