فرهنگ و هنر

بعد از شهادت صانع ژاله، محمد مختاری وحامد نور محمدی نام امیرحسین تهرانچی را نیز باید در لیست شهدای جنبش سبز قرار داد .
ای دوست!.. / من اسفندیار عشق توام! / و زره پولادین دشمن / در هرم نفسهایت آب خواهد شد... /
بچه که بودیم چه حالی می کردیم با فیلم قیصر، و چه اوجی می گرفت شورکودکانه و نوجوانانه ی ما هنگامی که قیصر پاشنه های کفش هایش را بالا می کشید!
یک سال از درگذشت انسانی پاک، آموزگاری صادق، هنرمندی توانا، بزرگ مردی که ایران جان و جهانش بود گذشت.
اقوام ایرانی از دیرباز روز آبان از ماه بهمن (دهم بهمن ماه)، چله کوچک را جشن گرفته و به آن جشن، سده میگویند.
امشب اما من همه باورهای کودکانه ام در هم شکست . من امشب از دیار فراموشی به روزگار وقایع تلخ بازگشتم. من حالا یک مادر خشمگین هستم که خود را به در و دیوار می کوبم.
لزوم تغییر بی‌چون و چراست؛ هستی اجتماعی انسان نمی‌تواند دیگر در این هرج و مرجی که بدان گرفتار شده‌است به سلامت از کناره بگذرد. فروریختن نظم کنونی با جنگ‌های منطقه‌ای آغاز خواهد شد.
آیا می‌توان امید داشت که انسان با بن‌مایۀ حیوانی وجود خویش کنار آید و بپذیرد که نخواهد توانست خدا شود که خدا و شیطان تنیده به هم در خود اویند؟
بگذارید امروز را درباره زنی بنویسم که یکی از پیشگامان تحول در شعر ایران بود و امروز 76 سال از سالگرد تولدش می گذرد ، فروغ فرخزاد را می گویم: زنی که شاعر متولد شده بود، بی آن که در محیط شاعرانه رشد کرد
و سیر شتابان دارد سرعت می‌گیرد. سیاستمداران دروغ می‌گویند چرا که نمی‌توانند بگویند کاری از دستشان برنمی‌آید و باز از مردم بخواهند به آنها رای بدهند.
فون‌هایک سقوط از آن سر بامی بود که سر دیگرش مارکسیسم و تعبیر استالنینیستی از آن باشد: این هر دو نحله «مالکیت محورند» یکی هر سد و بندی را از سر راه مالکیت برمی‌دارد و دیگری مالکیت خصوصی بر وسائل تولید
تا اینجا تنها از گسل‌هائی یاد کردم که با آلودگی زیستبوم بر هستی ما و دیگر زیندگان خاک دهان گشوده‌اند. شاید همه‌ی این گسل‌ها و حتی گسل پایان منابع انرژی راه حل داشته باشند.
من با زردشت بزرگ سر مجادله دارم: ای بسا آنچه به ظاهر و در کوتاه مدت عملی از سر قصد و اختیار باشد در باطن و در بلند‌مدت چنان تباهی‌هائی به بار آورد که که با بهره‌های اندک آغازین قابل قیاس نباشد؛ گو در
انسان همۀ قوانین طبیعت را به بازی گرفته‌است.
تنها بخشی از اسطورۀ آدم و حوا که به دل من می‌چسبد همان وسوسۀ شیطانی آگاه شدن است. آگاهی در این اسطوره ودیعه‌ای شیطانی‌ست. به راستی آیا شیطان آفرینش آفریدگار را دستکاری نکرده‌است؟