فرهنگ و هنر

می‌دانم این نوشتار خورای خوانندگان شتاب‌زده‌ای نیست که پای برخی از نوشته‌های سیاسی و شبه سیاسی را کامنت‌باران می‌کنند و مرا کلافه کرده‌اند در کنترل صفحۀ شما.
من و اون مدت ها بود که با هم غریبه شده بودیم من فقط نسبت به اون احساس ترحم داشتم. بالاخره با احساس گناه فراوان موافقت نامه طلاق رو گرفتم, خونه, سی درصد شرکت و ماشین رو به اون دادم.
من مسعود رجوی، متولد 1325در خاك پاك طبس، شماره‌ی شناسنامه 100هزار، در این تاریخ، یعنی در سرفصل اصلی و تاریخی انقلاب نوین ملت ایران، یا همان قیام پرشكوه و شكوهمند تاریخی 15 خرداد 1342، 17 سال بیشتر ندا
این سروده ای از سال ها پیش است که در رِثای سنگسارِ انسان، نوشته ام. کُشتن بشریت به هر شیوه و طریق، نفرت انگیز است. این بختک و کابوس کِی می رود ز یادِ جهان!
نامه سعیدی سیرجانی به علی خامنه‌ای پیش از قتل توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی - شانزدهمین سالروز قتل زنده یاد سعیدی سیرجانی - چهارم آذر برابر است با سالرزو قتل ناجوانمردانه «علی اکبر سعیدی سیرجانی» ن
یه روز ما همه با هم بودیم.. ، ترک و رشتی و لر و اصفهانی و ... ! تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند.. ؛ حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم،
زنگ آغاز سال تحصيلي در 110 هزار مدرسه طنين‌ انداخت و 13 ميليون دانش‌آموز سال نو تحصیلی 90 ـ 1389 را آغاز مي‌كنند.
آن مرد هم پیشِ زنِ قاضی رفت و حکایتِ خود را شرح داد. زنِ قاضی گفت:برو یک تور ماهی گیری بخر و صبحِ زود وقتی قاضی می خواهد سر چشمه ی آب یرود، تو در جلوی خانه تور را روی زمین بینداز و بردار.
داستانی از جواد موسوی خوزستانی (پیشکش همه معترضان و منتقدان لایحه چند زنی)-25 شهریور 1389
خاک را باید شست با آب با آبی که در آن هیچ تصویری از نفرین نباشد
مسلمان، نامسلمان را گرفتند / به جرم بدحجابی، بد لباسی / زنان را نیز، مردان را گرفتند/ سراغ سفره ها، نفتی نیامد/ ولیکن در عوض نان راگرفتند/ یکینان خواست بردندش به زندان/ از آن بیچاره دندان را گرفتند/ ی
چراغ آسمان خاموش چراغ خانه ها خاموش تمام شهر تاريك است و بس دلگير و روز و شب ندارد فرق
اینم ازروزقدس ...دیگه چی میخوای ؟ هیچی ! حالا چی شد ؟ هیچی ! قرارنبود چیزی بشه . قبلش حمله کردند به خونه کروبی وتیردرکردن و خلاصه از این حرفا..... پس موسوی کجا بود ؟ والله نزانم . میگن خواب بوده .
واژه های نارس کوزه های راز می ناب وبه وسوسه های مستی ام می اندیشم اما نمی دانم چرا کمرگاه شهررا شکسته اند و میخانه ها را بسته اند ..
میگویند شریعتی .....وشریعتی میگوید اسلام بدون روحانییت ...واسلام بدون روحانییت میگوید ولی فقیه هم خوب است به شرطی که آخوند نباشد و ماده این فکررا ، اگرشریعتی عمرش به این روزها میرسید حتما میدید که رهب