فرهنگ و هنر

ته دلم امید داشتم که طالع فرزندم همان دوری باشد از من ! اما درسلامت ! زندگی بسیار عجیب است اتفاقاتی که باور نکردنی است .
بنیاد سیامک پورزند سال ۲۰۱۳ با هدف ادامه دادن فعالیت‌های سیامک پورزند، روزنامه‌نگار شناخته ایرانی که سال‌ها در حبس جمهوری اسلامی بود، کار خود را شروع کرده است.
اصلا چرا باید این مبارزه لعنتی را ادامه می دادی ؟نتیجه اش چه شد ؟ آن زمان شاه ! این زمان خمینی ! .نه ! نه! حق ندارم از تو این گونه سئوال کنم .
نگذارید مردان در آشپزخانه به اسارتتان بگیرند مرد ها را که تکان بدهید یک شازده کوچلو از درونشان بیرون می آید .
عشقِ وطن حظّ بی مثالِ حیاتش؛ رفع ستــم شیوه و مرامِ معلم؛ یاور و همکارمـان ز بند رها کن! ای که ندانی غمِ مدام معلم
من خدا را ندیدم وهرگز با او سماع نکردم . اما یاد گرفتم از هر چیز کوچک لذت ببرم ودرسختی ها طاقت بیاورم! او طاقت آوردن را هم نشاته دوست داشتن خدا می دانست .تمام زندگیم چنین گذشت !
هر بار که تو از در وارد می شدی او به اندازه من خوشحال می شد. چشم برتو می دوخت تو پسر سوم او بودی .اما بیتاب بود در تهران ماندن برایش سخت بود .می خواست به همان مهاباد و اگر شد به روستایش بر گردد.
هوای شاد وسرشار از امید روزهای انقلاب جای خود را به دلهره داده بود . اعدام ! درگیری !همه چیز در حال فروریختن بود .ما مادران آن را حس می کردیم .حسی غریزی !
او تمام مدت جلسه پشت پنجره می‌ایستاد و آیت‌الکرسی می‌خواند و به کوچه فوت می‌کرد. اعتقاد داشت که دعاهای او پسرش را حفظ می‌کند و هیچکس نمی‌تواند از پشت آیت‌الکرسی خواندن‌های او در خانه را ببیند.
پس از پيروزي مشروطه خواهان، مجلس شورا اولين جلسه نخستين دوره خود را در جريان جشن هاي مهرگان ايرانيان (14 مهرماه 1285) در كاخ گلستان با حضور مظفرالدين شاه برگزار كرده بود و مقرر شده بود كه سال قانونگزا
وی جنگ در همه جا پیچید ه بود. خمینی سرمست نعمت جنگ سرکوب می کرد. چند ماهی بود دانشگاه ها که بسته شده بودند.
اصل ما و خاک سرزمین ما نه سبب مشکل ناباروری است، بلکه معتقدیم که ملت ما از خاک سرزمینش می خورد و از استخوان مردگانش سلاح می سازد و سرانجام قیود اشغالگران را در هم می شکند.. پس علت چیست که ما نه آنیم
2 کامنت
پارسی گو گرچه تازی خوشتر است عشق را خود صد زبان دیگر است بگذر از گفت ترکی و رومی که از این اصطلاح محرومی آثار مولانا به علاوه مناطق فارسی زبان، تأثیر فراوانی در هند و پاکستان و ترکیه و آسیای میانه
2 کامنت
تظاهرات اوج گرفته بود هر بار که بیرون می رفتی هراس از این که برنگردی تمام وجودم را می گرفت؛ چند بار خواستم بگویم پسرم من را هم با خودت ببر، اما نتوانستم.
همه‌چیز برایم تازگی داشت؛ لباس‌های کُردی با آن رنگ‌های شاد؛ پیراهن‌های توری بلند با آن پولک‌های طلائی و سربندهای بلند، حرف زدن کُردی و صدای ترانه‌های کُردی که همه‌جا به گوش می‌رسید.