نام و زبان آذربایجان

نام آذربایجان از نام «آتروپات» می آید که در اواخرهخامنشیان «ساتراپ» و یا استاندار منطقه ی کنونی آذربایجان، کردستان و بخشی از گیلان بود.... اینکه زبان ترکی را با زبان های باستانی سومر و عیلام مربوط و خویشاوند می شمارند و چون آن زبان ها باستانی بودند، میخواهند برای ترکی هم همچو «قباله قدیمی تر از فارسی» درست کنند، بی اساس و حتی باعث استهزای دانشمندان است. زبان سومری زبانی منفرد است که مربوط به هیچ خانواده ی زبانی مانند هند و اروپایی و یا سامی و یا (مانند ترکی) آلتائی نمی شود

 

نام «آذربایجان» از کجا میاید؟ ریشه اش چیست؟

تا اواخر هخامنشیان یعنی حدودا تا 2300 سال پیش نام آذربایجان وجود نداشت. این منطقه بخشی از امپراتوری ماد بود که در منابع یونانی که تمام سرزمین ایران کنونی را ابتدا مادای (ماد) و سپس پرسیس (پارس) مینامیدند همچون «ماد کوچک» نامیده میشد.

ریشه نام «آذربایجان» از نام «آتورپاتكان» میاید که یک واژه فارسی میانه است و در منابع باستانی از جمله آثار یونانی (مثلا «جغرافیا» اثر استرابو) ذکر شده است. بعد از اسلام که بتدریج فارسی معاصر رایج شد این منطقه را ابتدا «آذرابادگان» يا «آذربايگان» و دیر تر بصورت معرٓب آن «آذربيجان» و «آذربایجان» نامیدند که این نام هنوز هم رایج است (در یونانی باستان: آتروپاتنس، آرامی جدید/آسوری: آذوربایقان، ارمنی: آترپتكان).

اصل این واژه از نام «آتروپات» (یونانی: آتروپاتس) میاید که در اواخرهخامنشیان «ساتراپ» و یا سردار و حاکم، یا استاندار منطقه کنونی آذربایجان، کردستان و بخشی از گیلان بود. «آتور» به پارسی میانه و یا پهلوی و دیرتر «آذور» به فارسی معاصر اولیه بمعنی آتش و آتورپاتکان/آذورباداگان بمعنی آتشکده، جایگاه و سرزمین «حفاظت شده از سوی آتش» است.

با درنظر گرفتن معنی و اهمیت آتش (آتور/آذور/آذر/آدار/آدر) در فرهنگ ایرانی و زرتشتی و کثرت موارد استفاده از آن (مانند نام آذر و یا آذردخت، آذرخش، آذرگشناسب) میتوان استنتاج نمود که نام ساتراپ هخامنشی و سلوکی آتروپاتن نیز با واژه آتور/آذور مرتبط بوده است.

بعد از فتح آتروپاتن از سوی اعراب مسلمان در سال ۶۳۹ میلادی/۴۳ هجری نام «آذربایجان» بتدریج رواج یافت. در قرن یازدهم م. زبانشناس ترک-اویغور محمود کاشغری در «دیوان لغات الترک» این ولایت را «آذربادگان» و در نسخه دیگر «آذرابادگان» نامیده است.

نظر به اینکه منطقه ساتراپی آتروپاتن بخشی بسیار کوچکتر از امپراتوری ماد بود که پیش از هخامنشیان بر اکثر سرزمین های ایران امروز حکم میراند منابع یونانی و دیگر منابع غیر ایرانی این منطقه را تا صد ها سال بعد همچنان «آتروپاتن»، و یا «ماد آتروپاتن» و یا «ماد کوچک» نامیدند.

اولین زبان یا زبان هائی که میدانیم در قدیم ترین دوره های تاریخ در آذربایجان به کار برده شده، کدام است؟

از دوران پیشا تاریخ آذربایجان شواهد بسیاری از قبیل یافته های تپه باستانی حسنلو (۶۰۰۰ سال پ.م.) نشاندهنده زندگی و حتی کار تولیدی انسان ها در این منطقه است. اما از زبان و قومیت این انسان ها اطلاعی در دست نیست. بررسی اولین داده ها از «دوره تاریخ مکتوب» که در آذربایجان حدودا در قرن هفتم پ.م. شروع میشود نشان میدهد که از آن دوره، تراکم انسان ها مثلا در غرب آذربایجان، جنوب دریاچه ارومیه و مثلث تبریز-میانه-مرند نسبتا زیاد بوده است.

تقریبا سه هزار سال پیش یعنی هزاره نخست پ.م. در سرزمین کنونی آذربایجان، بخشی از گیلان و کردستان یعنی آنچه که بعد ها در اواخر هخامنشیان «آتروپاتن» و یا «ماد کوچک» نامیده شد قبایلی مانند کادوسی ها و کاسپی ها در سواحل خزر، گوتی ها و لولوبی ها در آذربایجان و کردستان و هوری ها و اورارتوئی ها در حواشی غربی این سرزمین و کاسی ها در جنوب آن یعنی بین آذربایجان کنونی و عیلام (خوزستان و شمال آن، حوالی لرستان) زندگی میکردند.

البته در باره اقوام همسایه و حاشیه این منطقه یعنی تمدن های اورارتو، آشور و یا عیلام اطلاعات و مدارک بسیاری هست اما این قبایلی که در آذربایجان و کردستان زندگی میکردند هنوز تا حد زیادی زندگی قبیله ای داشتند. دولتی بنام ماننا تشکیل شده بود اما زندگی اجتماعی هنوز حالت قبیله ای داشت.

نامدار ترین پژوهشگر ماد که خودش هم از منابع درجه اول یعنی آشوری و اورارتوئی و همچنین یونانی و ارمنی منابع باستانی را خوانده و آنها را شرح داده، ایگور دیاکونوف است. به گفته دیاکونوف دقیقا نمیدانیم این قبایل گوتی و لولوبی که دیاکونوف میگوید در اکثریت سرزمین داخلی آذربایجان و کردستان زندگی میکردند به چه زبانی سخن میگفتند. به نظر او احتمالا این دو زبان و قوم با هم خویشاندی داشتند. اما اورارتوئی را که در دولتی واقع در غرب آذربایجان کاربرد داشت، میدانیم. زبان اورارتوئی نه هند و ایرانی (مانند ارمنی و مادی-پارسی)، نه سامی (مانند عربی و عبری و آشوری) و طبیعتا نه آلتائی (ترکیک) بوده و بدنبال سقوط دولت اورارتو بدست ماد ها از بین رفته است. بغیر از آن، گمانه زنی این است که بعضی ها مانند کاسی ها (تقریبا لرستان کنونی) با زبان عیلامی در خوزستان کنونی خویشاوندی زبانی داشتند و برخی مانند هورّی ها و یا هرّیت ها (شمالغربی دریاچه ارومیه) احتمالا با اورارتووئی ها قرابت زبانی داشتند. در عین حال درمناطق ساحلی خزر یعنی استان اردبیل و تا حدی گیلان کنونی گیل ها، کادوسی ها و کاسپی ها میزیستند. احتمالا زبان بعضی طوایف این مناطق قفقازی و یا با عیلامی مرتبط بوده و یکی دو طایفه دیگر ایرانی بوده که اگر این ربط ایرانی درست باشد، به آن معنی است که آنها طایفه های کوچکی بودند که ظاهرا کمی زودتر از ماد ها و پارس ها به ایران آمده اند. از هیچکدام از این اقوام نوشته ای نمانده و فقط در منابع اقوام همسایه مانند آشور ها و اورارتوها گهگاه اطلاعاتی در باره زبان آنها داده میشود که برای زبانشناسان دوران باستان زیاد مشکل گشا نیست. به هر تقدیر به گفته دیاکونوف چند قرن پس از بر آمدن مادها دیگر در آثار ملل همسایه نامی از قبایل پیشامادی در آذربایجان و کردستان برده نمیشود یعنی ظاهرا اینها با مادها می آمیزند و مستحیل میشوند.

یعنی ۳۰۰۰ سال پیش زبان آذربایجانیان ترکی نبوده؟ به همین ترتیب زبان کُرد های امروزی هم کردی نبوده؟ پس زبان های دیگرمنطقه مانند عربی و ارمنی و یونانی هم که امروزه می شناسیم، نبوده؟

زبان مردم این منطقه در آن دوره نه ترکی بوده، نه کُردی و نه هیچ زبان ایرانی دیگر. دیاکونوف و دیگران مانند رومن گیرشمن هم همرای هستند که این اقوام به هرحال ایرانی نبودند. هنوز اقوام ایرانی زبان مانند ماد ها و پارس ها که از شمال ایران کنونی به فلات ایران درحال کوچ بودند ، بعنوان عنصر منسچم قومی عرض اندام نکرده بودند که زبان جامعه را هم تغییر بدهند. کردی میدانیم که یک زبان ایرانی است و مانند تالشی، تاتی، آذری و گیلکی و یا زازا و گورانی از شاخه های غربی زبان های ایرانی است. بنا براین زبان این مردم کردی هم نبود. اورارتوئی که گفتیم ظاهرا زبانی منفرد بود، نه ایرانی بود نه سامی و غیره و بعد از مدتی از بین رفت. طبیعتا مثلا عربی و یا ترکی هم نبود. اصلا هزارسال پیش از میلاد اعراب و ترک ها بصورتی که ما میشناسیم هنوز در صحنه تاریخ عرض اندام نکرده بودند. از سوی دیگر مکان اصلی و نخستین ظهور اعراب، جنوب عربستان سعودی امروزی بود، آن هم دو سه قرن پیش از اسلام، یعنی اقلا هزار سال پس از ماد ها. از سوی دیگر، جغرافیائی که اولین ترک های باستان از آن برآمدند و برای اولین بار در تاریخ خود شان را نشان دادند، آسیای میانه بود، جائی بین سیبری، چین، مغولستان و قزاقستان و قرقیزستان کنونی، همان هم حدودا همزمان با اعراب یعنی هزار سال پس از ماد ها، دقیقترش در قرن پنجم میلادی. هنوز دو هزار سال لازم بود تا ترکان سلجوقی و دیگر قبایل ترک به ایران و بیزانس بیایند و شروع به تغییر زبان آذربایجان و بیزانس یعنی ترکیه بعدی بکنند.

۳۰۰۰سال پیش تازه تازه زبان مردم این منطقه یعنی آذربایجان و کردستان و همچنین سرتاسر ایران کنونی ایرانی میشود، در این گوشه غربی زبان مادی حاکم میشود و در بقیه ایران کنونی پارسی باستان و در ضمن زبان های شرقی ایرانی مانند پارتی و یا اشکانی که بعد ها همه این گونه ها با هم می آمیزند و تبدیل به «فارسی میانه» و یا پهلوی میشوند. طبیعتا آن زبان مادی و گویش ها و لهجه های ایرانی قبایل ابتدائی ماد روی گونه های بعدی ایرانی در دوره پهلوی و در دوره اسلام و همچنین روی اشکال ابتدائی گویش های تاتی، تالشی، آذری، گیلکی و یا کردی تاثیر خودش را هم گذاشته، اما ۳۰۰۰ سال پیش هنوز از این زبان های معاصر ایرانی خبری نبود.

پیش از اینکه به دوره ماد ها برسیم به دو پرسش دیگر که ظاهرا بیشتر از زبانشناسی و تاریخ، جنبه سیاسی دارد جواب پیدا کنیم. شما تمام بحث و روند شرح تاریخی حوادث را بر این نظریه و یا تشخیص برخی دانشمندان بنا میکنید که در هزاره چهارم و یا سوم پیش از میلاد یعنی چهار تا سه هزار سال پیش، قبایل هند و اروپائی زبان که ابندا در اوراسیا یعنی شمال ایران کنونی میزیستند به دو شاخه هندی و ایرانی تقسیم شدند و آنگاه شاخه هندی به هندوستان کنونی و شاخه ایرانی به فلات ایران کنونی آمد. بعضی ها این نظریه را نمی پذیرند بلکه میگویند آریائی ها از اوراسیا به ایران نیامده اند بلکه همیشه و یا دستکم از ده هزار سال پیش هم بومی این سرزمین ایران بوده اند و بسیاری از دستاوردهای تمدن بشری مانند ایجاد کشاورزی، نخستین شهر ها و اولین خط و الفبا هم مربوط به آنهاست.

این ادعا به چند حوزه مربوط میشود و دستکم باید دانشمندان تاریخ و زبانشناسی باستان و همچنین مردم شناسی تکاملی و ژنتیک تکاملی این ادعا را با تحلیل و پژوهش های خود ثابت کنند. اکثریت قریب به اتفاق ما که نه متخصص ژنتیک تکاملی هستیم، نه باستانشناس و زبانشناس تاریخی هستیم، نه خط میخی میخوانیم و سومری و آشوری و عیلامی بلد هستیم و نه حتی ادبیات تخصصی این حوزه ها را می شناسیم. بنا براین چاره دیگری جز مراجعه به رای مشترک اکثریت دانشمندان برجسته بین المللی نداریم. این در مورد دیگر علوم تخصصی هم صادق است.

من خودم شخصا بیشتر از همه چیز در مورد نظریه کوچ هند و ایرانی های هند و اروپائی زبان از اوراسیا به هندوستان و ایران کنونی اساسا و در درجه نخست به زمینه یررسی های زبانشناسی و تاریخ تکیه میکنم اما از یافته های جدید ژنتیک تکاملی نیز که درک آن هنوز برایم چندان آسان نیست، بهره میگیرم.

این اجماع اکثریت بزرگ دانشمندان معروف بین المللی در هر سه زمینه زبانشناسی، تاریخ باستان و ژنتیک تکاملی است.

«پژوهش های چند دهه اخیر نشان میدهند که پروتو هند و ایرانیان (اولیه) در اصل از استپ های اروپای شرقی ریشه گرفته اند که تمدن پیت-گور رادر سال های ۲۵۰۰ تا ۳۵۰۰ پیش از میلاد تشکیل داده بودند (…) پس از سال های ۲۰۰۰ پ.م. اکثر هند و آریائی های بعدی به سوی جنوب شرق (پنجاب) رفته وارد نیم قاره هندوستان شدند، در حالیکه گروه دیگری به سوی جنوب غرب رفته احتمالا زیر فشار ایرانیان شمال از طریق فلات ایران به شمال میانرودان (بین النهرین، پادشاهی میتان) رفته اند. ایرانیان بعدی وارد فلات ایران شده و در آنجا پخش گردیدند و با این راه ساختار نو اجتماعی و زبان های خود را نیز با خود به همراه آوردند، چیزی که بر ساختار اجتماعی و سیاسی ایران، افغانستان و هندوستان تاثیری دیرپا برجای گذاشت (…) به روایت شالمانسر سوم پادشاه آشور (۸۰۰ سال پیش از میلاد) در نیمه دوم قرن هشتم پ.م. قبایل ایرانی ماد و پارس (مادا و پارسوا) دیگر موقعیت خود را بین بومیان غیر ایرانی زبان کوهپایه های زاگروس استوار کرده بودند».

این نظر دو زبانشناس و ایرانشناس معروف دوره باستان گرنوت ویندفور و پرودس اوکتور اسکورو (۱) است. به گفته دیاکونوف و شرقشناس معروف دیگر، ولادیمیر مینورسکی، اولین نشانه و روایت از حضور ماد ها در منطقه عبارت از همین روایت پادشاه آشور است. مینورسکی حتی نام دهکده کوچک «قلعه پاسوه» در نزدیکی سولدوز (نقده) در آذربایجان غربی را اولین نشانهٔ آبادی های ایرانی در فلات ایران شمرده است (۲)

ده ها رساله ژنتیک تکاملی که در سال های اخیر در مورد کوچ های هند و ایرانی زبان ها منتشر شده اند نیز همین نظریه را تائید و هرکدام از زاویه ای دیگر مستدل میکنند (۳).

در مقابل این انبوه آثار علمی سه حوزه اصلی زبانشناسی، تاریخ و ژنتیک تکاملی، برای اثبات اینکه آریائی ها بیش از ده هزار سال است که در فلات ایران بودند و از جای دیگری به این منطقه کوچ نکرده اند، هیچ دلیل و نشانه ای نیست، هیچ رساله و پژوهش علمی، مستدل و دسته جمعی آکادمیک در این مورد نوشته نشده و هنوز این ادعا از مرحله ادعا پا فرا تر نگذاشته است. اصل اینکه بگوئیم قوم و گروهی از مردم اصلا کوچ نکرده و از ابتدا در همان منطقه کنونی اش ساکن بوده شاید برای آفریقائیان قابل طرح باشد، اما در مورد هیچ قوم و ملت دیگری قابل قبول نیست. در نهایت نکته مهم این است که نمیشود ادعائی را مطرح کرد و دلیل و شاهدی برای آن نیاورد و اینهمه آثار علمی هر سه حوزه را که در این هشتاد و اندی سال نوشته شده نادیده گرفت و گذاشت که دیگران اگر آن را قبول ندارند عکس اش را ثابت کنند.

به همین ترتیب از سوی گروهی دیگر ادعا میشود که زبان ترکی بیش از هفت تا هشت هزار سال است که زبان اکثریت مردم آذربایجان است…

این ادعا چیزی از ادعای پیشین کم ندارد. برای اثبات این ادعا اثر مدللی نوشته نشده است که آن را در چهارچوب تاریخی بگذارد، همخوانی آن را با تحولات تاریخی مثلا در ایرن باستان و یا کشور ها، مناطق و اقوام همسایه نشان دهد، و یا آثار و نشانه های درجه اول و یا ثانوی (روایت در آثار غیر ایرانی) را روی میز بگذارد. این ادعا ها جدی نیستند و فقط انگیزه سیاسی و عقیدتی دارند. تنها کوششی که من دیده ام در اثبات این ادعا میشود، به همان کوشش نفوذ اقوام پیشا ترکی و یا ترکی (خزر، گوک تورک و قراخانی) در دوران ساسانیان مربوط میشود که به آنها اشاره کردیم و گفتیم که در اثر همجواری با این قبایل، زبان ترکی و یا نوعی اولیه از زبان ترکی نفوذ معین اما محدودی در مناطق حاشیه ایران باستان داشته است، اما این تاثیر تبدیل به زبان بخش منسجمی از مردم به ترکی نشده است. دگرگشت زبان به ترکی در صفحاتی از خراسان، آذربایجان، قفاز و ترکیه اساسا مربوط به غزنویان، سلجوقیان و بعد از آن یعنی حدود هزار سال پیش است که آغاز کوچ های قبایل ترک زبان به ایران و بیزانس یعنی ترکیه کنونی است. قبل از این تحولات که دستکم پانصد سال یعنی تا صفویه در ایران و سلطان محمد فاتح در عثمانی طول کشیده، زبان اکثریت مردم نه در آذربایجان ترکی بوده و نه در ترکیه. در این گونه ادعا ها، به چشم انداز تاریخی و چهارچوب تاریخی دگرگشت زبانی در آذربایجان و ترکیه کوچکترین اشاره ای نمیشود، چرا که در آن صورت معلوم میشود که این روند دگرگشت تاریخی هزار ساله دارد و نه بیشتر.

نکته دیگری هم که مدعیان این نظریه عنوان میکنند، به همان درجه بی اساس و حتی باعث استهزای دانشمندان است و آن اینکه این مدعیان زبان ترکی را با زبان های باستانی سومر و عیلام مربوط و خویشاوند میشمارند و چون آن زبان ها باستانی بودند، میخواهند برای ترکی هم همچو «قباله قدیمی تر از فارسی» درست کنند. و لیکن زبان سومری زبانی منفرد است که مربوط به هیچ خانواده زبانی مانند هند و اروپائی و یا سامی و یا (مانند ترکی) آلتائی نمیشود. عیلامی هم بنظر بسیاری از زبانشناسان زبانی منفرد است اگرچه بعضی ها آن را خویشاوند زبان های دراویدی میشمارند که قبل از زبان های هند و ایرانی سانسکریت، ودا و هندی کنونی در هندوستان و پاکستان کنونی تکلم میشد. این دو زبان باستانی به ترکی ربطی ندارند و کوشش های یافتن شباهت بین برخی واژه های این زبان ها و یا عنوان کردن اینکه ترکی هم مانند عیلامی زبانی پیوندی و التصاقی است، دور از جدیت است چرا که پیوندی بودن زبان مانند فعل و فاعل داشتن آن چیزی ساختاری است و در بسیاری زبان های نامربوط به همدیگر مشاهده میشود.

این قبیل کوشش های غیر جدی پس از بنیانگذاری جمهوری ترکیه در سال های ۱۹۳۰ تحت باصطلاح «تئوری آفتاب زبان» مطرخ شده بودند که بیشتر برای جلب اعتماد به نفس مردم پس از فروپاشی امپراتوری ترکیه و تامین اتحاد ملی کشور عنوان شده بود. مدعیان آن «تئوری» میگفتند که ترکی ریشه همه زبان های دنیاست و همه تمدن ها و فرهنگ های باستانی از قبیل مصر و سومر و یونان و حتی ایران از تمدن ترک های آسیای میانه نشئت گرفته است. این قبیل ادعاها مدت کوتاهی پس از فوت آتاترک عملا به فراموشی سپرده شد (۴). *

 


منابع:

(1) Windfuhr, G.: The Iranian Languages, Routledge (UK,) 2009, pp. 5-6
(2) Minorsky, V.: Mongol Place Names in Mokri Kurdistan, BSOAS 19, pp. 58-81, 1957
(3) Grugni V, Battaglia V, Hooshiar Kashani B, Parolo S, Al-Zahery N, Achilli A, et al.: Ancient Migratory Events in the Middle East: New Clues from the Y-Chromosome Variation of Modern Iranians. PLoS ONE 7(7): e41252. doi:10.1371/journal.pone.0041252, 2012, retrieved on Dec 28, 2016
(۴) جوادی، ع: ترکی مادر همه زبان ها؟ در: ایران و آذربایجان، لندن ۲۰۱۶، ص ۱۷۹-۱۸۸

 

* دکتر عباس جوادی، پژوهشگر  ایرانی، دکتر زبانشناسی و خاورشناسی است.

 

بخش: 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

نظر: 

به امید استقلال "آزربایجان جنوبی" به مرکزیت "تبریز" عزیز و با شکوه. یاشاسین تورک دونیاسی.

نظر: 

پدر من ترک بوده و من ترک هستم و فرزندانم ترک خواهند بود . هر چقدر می توانید بنویسید مهم نیست برای من .هارای هارای من تورکم

نظر: 

نام و زبان آذربایجان عنوانی است که طرفداران تمامیت ارضی ایران، طرفداران بررگی و استعمارگری ، طرفداران اشغالگری و فاشیسم ایران همیشه همین مقاله را به انواع و اقسام شکلها با تغییر کلمات و جابجایی جملات و پارگرافها منتشر میکنند.
همانطوریکه افراطگری فارسها به همین شکل محکوم و خطرناک است. همینطور هم افراط گری تورکهای پانترکیست هم محکوم است.
آذربایجانیگری محور است. نام آذربایجان و زبان آن هر چه بوده باشد فعلا هیچ دردی را علاج نمی کند. آذربایجان با نام کنونی و زبان کنونی تحت اشغال ایران فارسی است و متحمل ستم ملی است. تنها راه رهایی و خلاصی از ستم استقلال ملی است. تمام همین و بس، فقط استقلال برای هین مردم با همین زبان و......

نظر: 

کسی که فکر میکند چون مدرکی دستش است. استخدامش کرده اند. ماموریت دارد مدام العمر در خدمت پان ایرانیسم و پانفارسیسم قلم فرسائی کند. بمحضر ایشان لازم است عرض شود؛ باسواد تر از او در همین اروپا خیلی ها هستند، که بخودشان اجازه نمیدهند بخاطر پست و مقام در خدمت بیگانه قرار گیرند. ایشان بهتره بداند، که دیگر زمان چنین تبلغات دروغ روشنفکر مآبانه بسر آمده است، ایشان گویا نشسته در خارج و چون صدایش از خارج بگوش میرسد، گویا شق القمر کرده و از نظر خودش خدای معلومات است. در صورتیکه چیزی که در همین خارج برای اروپائیان با تمدن، موجودیت چنین عناصری اصلا مفهوم ندارد. مگر اینکه غلام حلقه بگوش دستگاههای استعماری و استثماری آنان باشند. با توجه به سیل تحصیل کردگان ایرانی در همین کشورهای اروپائی، وقتی اصلا موجودیتشان بحساب نمی آید، و خیلی باسواد تر از عباس آقا ها هستند، به مسافر کشی

نظر: 

خانم نسترن دلیل عدم پرداخت به موضوع تجزیه طلبی تروریستی اکراد بیشتر لاپوشانی ژنتیک آریایی اکراد هست چون اینجوری مقوله کرم از خود درخت هست مطرح میگردد که نمود خوبی برای ژنتیک آریایی ها ندارد.
در ایران چون تجریه فاشیست علیه اکراد وجود ندارد طرح اینکه جریان ایرانستیز کرد ها و کردستان برای مقوله نجیب زادگی آریایی گران تمام شده گویا
در کل که مساله پانترک و پانفارس باید یاد بگیرند مهم انسانیست است و بس وگرنه روزی در آینده همین پانکردها نسل اینها رو از بین خواهند برد در خاورمیانه آشوب زده.

نظر: 

"دکتر عباس جوادی، پژوهشگر ایرانی، دکتر زبانشناسی و خاورشناسی است." .تاریخ نگاری و سیاسی نویسیی که بستر فکریش عاریا پنداری و ادبیات ناکار آمد پارسی باشد از اساس معیوب هست.کسی که از زبان شناسی ذره ای دانش مفید داشته باشد می داند که زبان شناسی کتابت شده در غرب امکان ترجمه به زبان پارسی را ندارد.از انجا که برای کلمات فون فونیم مورف مورفیم ....... و صد ها کلمه دیگر بین مترجمان پارسی توافق حاصل نشده و اخرش مترجم خودش هم واج -واژه-.اژک واجگونه و خیلی های دیگر را قاطی می کند از زبان شناس بودن یک پارس زبان باید بقیه ماجرا را حدس زد.

نظر: 

من معتقدم که، در یک دورانی که، تمامِ جامعه ِ روشنفکری ایران مسالهِ آذربایجان را بایکوت می‌کنند، هر گونه پرداختن به این موضوع گامی‌ مثبت تلقی‌ میشود. حتا نوشته‌های آقای جوادی و امثالهم که یک سری از فرضیه‌های تاریخی را گرفته و به عنوان اسناد و حقایق تاریخی به خورد مردم میدهد.

اینکه ریشهِ نام آذربایجان از کجا میاید، برای غیر متخصص اهمیتی ندارد. اسامی کشور‌ها و ملت‌ها از ریشه‌های مختلفی‌ نشأت گرفته اند. همانطور که بلغارستان که یک نام ترکی‌ است، ولی‌ تاکنون هیچ کس در سلاو بودن آن شک نکرده است. با این گفته‌های شما نه می‌توان صد در صد موافق بود و نه می‌توان آنها را بکلی انکار کرد. مشکل من با شما در جهت‌گیری شما، مبنی بر توجیه افکار پوسیدهِ پان- ایرانیستی و پان‌فارسیستی می‌باشد. برای نمونه می‌نویسید:

نظر: 

کسی به اسم طهرانلی در کامنتی در باره دکتر عباس جوادی که دکتر زبانشناس و نویسنده ای سرشناس است نوشته " به چیزی که در حوضه سوادش نیست چرا نظر میدهد؟". این نهایت بی ادبی و گستاخی است که یک کسی که سوادش اینقدر است که "حوزه" را با "ض" مینویسد به یک دکترزبانشناس برجسته مثل آقای عباس جوادی که مقاله ارزشمندی راجع به زبان آذربایجان نوشته میگوید "در حوضه سوادش نیست"! پانترک یک چنین موجودیست و طهرانلی که مسلما با چندده اسم دیگرهم به توهین مشغول است سمبل این جماعت .. بی معلومات دروغگو میباشد.

نظر: 

آقای عباس جوادی و محمد ارسی شماها بعنوان یک آزربایجانی اگر در آغوش پانفارسیسم احساس خوشبختی می کنید چرا می خواهید ملت ترک آزربایجان را هم در جوشبختی خود شریک کنید، شما ها راهتان را از آزربایجان جدا کردید، شما دیگر متعلق به ملت خود نیستید، شما ها باعث ..ملت ترک آزربایجان هستید،
شما ها تکلیفتان در آینده آزربایجان مشخص است، ....

نظر: 

آقای کاوه جویا , عباس جوادی و مانقورت های رنگارنگ دیگر... وقت آن رسیده است که دست از هویّت سازی جعلی و تحریف تاریخ برای ترکان آزربایجان برداشته و راه حلهای برای گورخوابان , معتادان, تجاوز و شکنجه شده گان کهریزک و سرازیر شدن به خیابانها برای مشاهده کردن اعدام های خیابانی به عنوان (( سرگرمی در ساعت 6 صبح ) پیدا بکنید. بیش از 30 میلیون ترک آزربایجانی بهتر از من و شما میدانند که هویّت و زبانشان چیست و منافع ملیشان در کجا نهفته است.. سیز ساغ من سلامت...

نظر: 

آلتین عزیز... خیلی ممنون از مقاله شما.. بهترین ها را برایتان آرزومندم...

نظر: 

[ادامه‌ی کامنت]

در ایران استبدادزده آندسته از نظریه پردازان فارس که از سیاست یکسان‌سازی ملتها در ایران حمایت می کنند برای ملل غیر فارس هویت ساختگی تراشیده‌اند و تقریبا ٨٥ سال است این هویت ساختگی برای نفی موجودیت ملل غیر فارس در ایران تبلیغ می شود. متاسفانه در آوریل سال ١٩٢٦ رضا میرپنج در نتیجه کوتادی نظامی خود را پادشاه ایران خواند. او به چندگانگی ارزشهای انسانی اعتقاد نداشت از اینرو سیاست اصلی حاکمیت وی یکسان‌سازی ملل ایران بود. برای رسیدن به این منظور ملل ساکن غیر فارس از جمله آذربایجانیها، بطور سیستماتیک از طریق رسانه‌های گروهی، تعلیم وتربیت مورد شستشوی مغزی واقع شدند ...

نظر: 

[ادامه‌ی کامنت]

افسانه در مورد چگونگی مان‌قورت سازی ژوان ژوان ها می‌گوید: ژوان ژوان ها وقتی کسانی را اسیر می گرفتند آنها را به صحرا برده موهای سرشان را از ته می‌تراشیدند، بعد شتری را سر بریده و از پوست گردن شتر که از سفت‌ترین قسمت پوست شتراست قطعاتی را جدا کرده و بلافاصله به سر اسیر چسبانیده، آنرا محکم می بستند. بعد از این کار دستبند و پابند اسیران را محکم کرده آنها را در زیر آفتاب سوزان رها می کردند.

بعد از مدتی موی سر آنها رشد کرده و چون جایی برای رشد خود نمی یافتند برگشته بتدریج داخل مغز اسیر می شدند. در این موقع بیشتر جوانان تاب تحمل این غذاب را نیاورده فوت می کردند ولی آنهایی که می ماندند در اثر برخورد موها با سلولهای حافظه تمام خاطرات گذشته خود را از دست داده و تنها مهارت‌های آنان در تیراندازی می‌ماند. آنها به دستور ارباب خود هر کس را که دستور میداد بلافاصله تیرباران می‌کردند.

نظر: 

چنگیز آیتماتوف نویسنده‌ی نامدار قرقیزی در رمان "روزی به درازای یک قرن" حال و روز هویت‌باختگانی مانند {عباسعلی جوادی} را با زیبایی خارق‌العاده‌ای به تصویر می‌کشد:

"چنگیز آیتماتوف نویسنده‌ی نامدار قیرقیزستان در رمان (روزی برابر یک قرن) بر اساس یک افسانه، آدمهائی را به تصویر می‌کشد که مبدل به مانقورت شده‌اند. منظور از مانقورت، انسانهائی هستند که با هویت ملی خود بیگانه شده و بمثابه ستون پنجم دشمن بر علیه منافع ملی خود عمل می نمایند. (او مانقوت را این گونه توصیف می‌کند: مانقورت ازخود بی خبر بود. نمی‌دانست ازکدام قبیله وازچه تباری است. نام پدر و مادر خودرا نمی‌دانست. دوران کودکیش را بخاطر نمی‌آورد. چیزی ازگذشته نمی‌دانست واز شکنجه و بلایی که بر سرش آورده بودند خبر نداشت. نمی دانست که از"من" خود دور شده است چنین برده‌ای برای ارباب خود امتیازات فراوان داشت انسانی بود مطیع و بی‌آزار.

نظر: 

اینگونه مطالب سفارشی در راستای قوت بخشیدن به استبداد زبانی در عیران نوشته شده و هدفشان حفظ هژمونی زبان استعماری ف-ا-ر-س-ی بر ملت‌های غیر ف-ا-ر-س می‌باشد و هدف نهایی‌شان حفظ حکومت فاشیسم ف-ا-ر-س می‌باشد اما هویت‌باختگان عاشق پانفارسیسم مانند 'عباسعلی جوادی' بدانند «نام‌تراشی»، «زبان‌تراشی» و «تاریخ‌تراشی» برای ملت تورک آزربایجان، به قیمت بسیار گزافی برای فاشیسم ف-ا-ر-س به سر آمده و سبب اضمحلال عیران ف-ا-ر-س-ی به بدترین شکل ممکن خواهد شد.

البته وقتی از اضمحلال عیرانِ ف-ا-ر-س-ی سخن می‌گوییم برخی افراد ساده‌اندیش تصور می‌نمایند که «آزربایجان جنوبی از عیران جدا می‌شود» و یا «عیران از آزربایجان جنوبی جدا می‌شود» و فاشیسم ف-ا-ر-س استعمار ف-ا-ر-س-ی را بر باقیمانده‌ی عیران تداوم می‌بخشد اما اینگونه ساده‌اندیشان بدانند در آینده با استقلال ملت‌های غیر ف-ا-ر-س نام و نشانی از عیران باقی نخواهد ماند.

نظر: 

منم بابک خرم دین ازآذربایجان :جناب جوادی دستان درد نکندتحقیق هرمنوتیک جالبی است بسیا ر به حقا یق یافت شده آثار باستانی وقایع ثبت شده نزدیک است.البته باب طبع پاچه خواران ترک روسی نیست که مهاجم به سرزمین ایران هستند و آمده از آسیای مرکزی و همان جنایت پیشه گان دیروز وامروز. بی تربیتی بی فرهنگی نداشتن اصالت و فرهنگ یکجا نشینی هرگز این تکامل ورشد فکری را به آنان نداده .همانند اسلافشان قانون گریز نیاپرست فقط در مقابل خدای دروغین "اسلام "خونریز است که به طبعشان نزدیک است سرخم می کنند تهاجم اشان به منطقه که بادولت ساسانیان آغاز شد خود نشان از این حقیقت است. تجربه از درور زمان تا به امروز ترکان دلالت دارد برجاسوسی و وطن فروشی بوده وهست هر چقدر ما آذریان وطن دوست هستیم به عکس آنان جاسوس و وطن فروش آفتاب آمد دلیل آفتاب .دانایان دانند که فرق فاحش وانکار ناپذیر است میان آذریان و ترکان مهاجم.

نظر: 

اقای توکلی گرامی.این انانوم باور کننید ادم نظام است.این ادم کاری جز تخریب و دو بهم زنی ندارد.نگاهی به کامنت های این فرد نشان میدهد که نان چه جریانی را میخورد.

نظر: 

من مقالات تکراری در مورد نژاد ترک ها و اینها رو عموما نمیخونم چون نویسنده یا نویسندگان برای لاپوشانی نژادپرستی موجود در جامعه ایرانی روش غلطی رو انتخاب کرده که بیشتر بدتر میکنه ماجرا میکنه در جهت تعصب افزایی و ایجاد نسل جدید پانترکها.
به نظر راجع به تجزیه طلبی اکراد در سوریه و عراق و ترکیه و تاثیر اون در ایران مقاله بنویسید بهتره و ملت رو گیر نیارید لطفا

نظر: 

جمله هایی از کامنت های منتشر شده در بالا توسط آقای کیانوش توکلی: "شما و امثال شما غلط میکنید راجع به آزربایجان چیزی بگید"، " به چیزی که در حوضه سوادش نیست چرا نظر میدهد؟" ، "ایشان آنقدر ساده لوح است نمی داند گفته هایش ارزش علمی ندارد". آیا این ادبیات شایسته ی یک گفتگوی علمی و منطقی است؟ آیا خطاب کردن اشخاص با گفتارهایی چون"غلط می کنید..." و نسبت "ساده لوح" دادن به یک نویسنده گفتگوی سالمی است؟ یکی از دشواری های بزرگ در رسیدگی به کامنت ها همین شیوه ی کار کیانوش توکلی است. آقای توکلی همین شیوه را در نشر مطالب، که از اختیار من خارج است، نیز دنبال می کند و به توهین و تهمت بی مدرک به اشخاص اجازه ی انتشار می دهد. دو نمونه ی اخیر مطالب حاوی توهین و تهمت بی مدرک به اشخاص معین، که در ایران گلوبال منتشر شده و کیانوش توکلی اعتنایی به اعتراض من نکرده است: 1ـ http://www.iranglobal.info/node/58223

نظر: 

آقای جوادی
سلام با توجه به اینکه شما متخصص زبا ن وتاریخ هستید چندتا سوال دارم امیدوارم جنابعالی ودیگردوستان جواب دهند.
چرا ازهخامنشیان هیچی اثری وهیچ نوشته ای نداریم ؟
چرا از دانشگاه جندی شاهپور هیچ نوشته نداریم
چرا نمی دانیم دردانشگاه جندی شاهپور به چه زبانی تدریس میکردند؟
چرا هیچ نوشته ای تازمان ترکان غزنوی در ایران نداریم ؟
آیا جنابعالی می دانید تا قبل از غزنویان دراستانهای فارس ،اصفهان ، یزدوکرمان به چه زبانی صحبت می کردند؟
چرا از زمان حضور اعراب درایران هیچ نوشته ای به فارسی نداریم؟ ولی لغتنامه ترکی عربی داریم ؟
آیا درست که تمام مکتب ونوشته های که اکنون به فارسی داریم تماما تحت حمایت پادشاهان ترکها به وجود آمدند ؟
چرا ترکان از زبان فارسی حمایت کردند؟

نظر: 

هموطنان شریف ترک آذربایجانی ما ایرانی هستند و در ایرانی بودن خود هیچ شکی هم ندارند. به طور قطع بعد از سرنگونی رژیم ضدبشری جمهوری اسلامی، به آذربایجانی ها حق خودگردانی و حق تحصیل به زبان مادری داده خواهد شد.
یکی از زیبایی های ایران این است که اقوام مختلف با زبان ها و لهجه ها و گویش های گوناگون ، پوشش های مختلف و فرهنگ های خاص خود در این سرزمین زندگی می کنند. این پدیده ، یکی از سرچشمه های زیبایی ایران است. ما باید اینرا بدانیم که سعادت هنگامی نصیب تک تک ما خواهد شد که هر شهروند ایران ، خود را متعلق به خانوادۀ بزرگ ایران دانسته و اتفاق و اتحاد بین ما ایرانیان حاصل شود. ما همگی باید به مانند یک ملت واحد عمل کنیم. در گذشته ، احساس همبستگی ملی در سرزمین ما ، سه بار رخ داد : بار نخست در دوران انقلاب مشروطه ، بار دیگر به هنگام بیرون راندن امپریالیسم بریتانیا در جریان ملی شدن صنعت نفت -

نظر: 

در تورکی مثلی است: قورتلی پاخلانین قورتلی دا مشتریسی اولار. یعنی باقالای کرم دار مشتری کرم دار دارد. حال نوشته های آقای عباسی و خواننده هایش هم از این تیپ ها هستند.

نظر: 

حتی خود شما هم اعتراف کرده اید که این منطقه قبلا زبان هند و اروپائی نداشته است و اینرا من اضافه میکنم که چند هزار سال قبل کل منطقه از ژاپن تا ایرلند و خاورمیانه و حتی عربستان و مصر محل سکونت مردمان سفید پوست التصاقی زبان بوده است تا اینکه سر و کله مهاجرت نژادهای دیگر هم پیدا شد

نظر: 

ایرانی یک هویت ساختگی و جعلی است و این مزخرفات کلا توسط جیزه خواران رضا پالانچی در انجمن دوستی ایران-بریتانیا بوجود آمد و هرگز قومیتی یا زبانی یا اصلا چیزی به نام ایرانی وجود نداشته است
قبل از مهاجرت اقوام تیره پوست هند و اروپائی از هندوستان به جنوب اروپا کل منطقه قفقاز و آناتولی و آسیای مرکزی و اروپای شمالی و شرقی مححل استقرار اقوام سفید پوست التصاقی زبان بوده است و هر کسی که مطالعاتی درباره تاریخ اروپا و آسیا داتشه باشد به این موضوع پی میبرد

نظر: 

اولا که شما و امثال شما غلط میکنید راجع به آزربایجان چیزی بگید
ثانیا مدارک زیادی درباره هویت تورک آذربایجان بطور مثال از همان تپه حسنلو بدست آمده اند که البته همگی توسط فاشیسم پان ایزانیسم نابود میشوند
ثالثا آزربایجان معرب "هازار بای گان" یعنی محل بزرگی و حکومت هازار است که هاز+آر نام قومی بسیار باستانی قفقاز است که بقیه اقوام تورک از آنها شعبه گرفتند و 12000 سال در قفقاز تاریخ داشته اند. به این قوم خزر هم گفته میشود

هیتلر میگوید برای آزادی یک ملت باید 9 گلوله به خائنین و 1 گلوله به دشمنان شلیک شود.

و اما درباره فارسی که ترکیبی از عربی و ترکی و هندی است و در اصل "دری" نام دارد و هیچ ارتباطی به زبانهای دوره ساسانی و هخامنشی ندارد ناگفتنم بهتر است.
در ضمن این نظریه بی در و پیکر هند و اروپائی هم که بدرد لای جرز میخورد و هر روز تغییر جدیدی به آن اعمال میکنند ولی بازهم مزخرف است

نظر: 

با تشکر از این مقاله
من آذری هستم بسیار ممنون شدم
از شما تقاضا دارم
از قزوین هم به نویسید
شرو ع شکل گیری شهر از کجا آماده

نظر: 

عباس آقا! دیگه شورش را در آورده! اصلا معلوم نیست چی میخواد بگه! به چیزی که در حوضه سوادش نیست چرا نظر میدهد؟ آیا قصدش بزرگ نمائی است؟ و یا خواننده را آنقدرخل بحساب می آورد بخودش اجازه میدهد اوهامات ذهنش را تحویل خوانندگان دهد؟ مگر او زبان شناس است با مقاله های کیلوئی وقت خوانندگان را میگیرد؟ اگر چنین ادعائی دارد، لطفا بیاورد مدارک تحصیلی خود را نشان دهد ببینیم تخصص اش در چه رشته است؟ در کدام مراکز علمی تحصیلات زبانشناسی دارد؟ و یا از معده خود حرف میزند؟ اینکه نمیشود هر مسوده بی اساس را بحساب تحقیق علمی گذاشت؟ اگر ایشان سواد چنین چیزی را ندارد، مجبور است به اینکاربپردازد؟ راستی آیا مجبور است چیزی که واقعیت ندارد بخورد خوانندگان دهد؟ یعنی ایشان آنقدر ساده لوح است نمی داند گفته هایش ارزش علمی ندارد. آیا سزاوار است کسی که فاقد سواد و معلومات علمی در زبان شناسی است با بزرگ نمائی

نظر: 

جناب اسامه جبل عاملی ها که عرب نیستند. آنها فنیقی اند.اما ببین یعقوبی جغرافی دان قرن سوم هجری در کتاب البلدان در بارۀ قزوین، نهاوند، ری، اصفهان، طوس، مرو، هرات، نیشابور، بخارا، شهرهای فارس و همۀ شهرهای خراسان چه می گوید: و اهلها اخلاط من العرب و العجم» ( یعنی اهالی اش مخلوطی از عرب و عجم اند).

نظر: 

اقای جوادی با درود . دریک گزارش تله وزیونی از چین شنیدیم که در یکی ا ز ایالتهای چین مردمان ان دیار به زبان چینی سخن نمیگویند . خوب که دقت کردم دیدم که انها به ترکی گفت و گو می کردند . .پرسش من این است که چه ارتباطی بین ان ترکان چینی و ترک زبانهای ایالت ازربایجان وجود دارد ؟ زبان انها چگونه به اذربایجان را یافت ؟ جالب توجه است که از نظر قیافه شناسی تفاوت اساسی بین تبریزیان و ان چینی ها وجود دارد . . با سپاس .

نظر: 

در این که ترکی بعدها در آذربایجان رایج شده، شکی نیست. در این هم که مردمانی که زیر عنوان کُرد از آنان یاد می‌کنیم، در آغاز به زبان یا زبان‌های دیگر (غیر ایرانی) سخن می‌گفتند، باز شکی نیست. اسناد و مدارک تاریخی برای اثبات این هردو به اندازۀ کافی وجود دارد. اما تقسیم بندی زبان ها از روی نظریۀ هند و اروپایی نیز پایۀ محکمی ندارد. ژان پل دُمول، باستان شناس و زبان شناس تاریخی پژوهش‌های علمی درخشانی دربارۀ بی پایه بودن نظریۀ هند و اروپایی کرده است. آقای جوادی بهتر است کارهای ایشان را بخوانند. البته کتاب های دُمول به فرانسه چاپ شده اند. نمی دانم آن‌ها را به انگلیسی یا آلمانی ترجمه کرده اند یا نه؟

نظر: 

..،تورو به جدّت هرچی می خوای بنویس ومغلطه کن ولی سراغ زبان شناسی نرو که اصلا وابدا دراین زمینه تخصصی نداری ونوشته هات صرفأ جهت خوشایند جریان انحصارطلب وتمامیت خواهی است که بطورسیستماتیک وباعنادوسرسختی می خواهند باتاریخ سازی وجعل انواع واقسام اسنادوروایات زبان های اکثریتی رایج درایران مثل تورکی ،کوردی ، بلوچی و...را بنفع زبان اقلیتی ازاین مردم مصادره ونابودسازند .خوشبختانه بیداری وهویت طلبی اتنیک های مختلف در دهه های اخیر می رود که این جریان فاشیستی را به ورطه ورشکستگی بکشاند ولی هنوزکسانی که موقعیت شغلی واعتبارکذایی شان را ازراه تبلیغ وپروپاگاندای این جریان ننگین بدست آورده اند ومتأسفانه بودجه ومدیا راهم هنوزدردست دارند دست ازلجبازی برنداشته و ادامه این حرکات چیزی بجزجنگ داخلی ،تجزیه ،وآینده نامعلوم این جامعه نخواهدداشت .

نظر: 

جناب کاوه جویا که گویا اذربایجانی هم هستی .
اذربایجانی ها از احاظ قومیتی بیشتر عرب هستند تا نزدیک 50 درصد اذربایجانی های قدیم و اذری ها تنها نزدیک 30 درصد ان جمعیت بیشتر نیستند بیشتر انها در همان دوران صفویه توسط چگین های تورک و دیگر ادمخواران تورک خام خورده شده اند این عرب ها هم گویا از همان جبل عاملی ها هستند
من دلیل اصرار شما بر اینکه زین اذری را بر گرده مردم ایران بگذارید که تورکه سوار بشود نمیدانم؟

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA
حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را بدون فاصله وارد کنید.