خاتمی، خروشچف رژیم اسلامی

1- مرگ هاشمی به دلایلی مشکوک است 2- حتا تندروهای رژیم نیز برای روز مبادا به خاتمی احتیاج دارند

 

در مرگ هاشمی دو نکته قابل توجه است. اول مرگ شک برانگیز او و سپس موضوع عدم حضور خاتمی در مراسم بخاک سپاری هاشمی.

 

در مورد اول میتوان گفت که بسیار رخ میدهد که حتا جوان 25 ساله نیز از سکته قلبی بمیرد. چنین شخصی بندرت خود را به پزشک نشان میدهد و دلیلی هم برای این کار ندارد.  اما کسی در شرایط رفسنجانی مسلماً تحت نظر پزشکان قرار داشته و چکاپ پشت چکاپ داشته. سکته قلبی در اثر گرفتگی رگهای قلب بوجود میآید و اگر گرفتگی قلبی باشد حتماً از قبل نشان داده میشد. به همین دلیل میتوان سکته قلبی او را نیز همانگونه دور از انتظار دانست که طالقانی، احمد خمینی، و حالا رفسنجانی. مساله اینجاست که چرا برای جناح اصولگرا از این سکته ها رخ نمیدهد و جنتی شان همچنان برقرار است؟ «جذابیت» قضیه آنجا بیشتر میشود که به آخرین جضور عمومی رفسنجانی توجه کنیم که در آن میگفت جمع کردن آنتنهای ماهواره و محدود کردن اینترنت دیگر بکار نمی آید. بنظرمیرسد که رژیم دیگر تحمل بیش از این را نداشته و این که اگر همین حالا سر چشمه را به بیل نگیرد، جمعیت خشمگینی را که به خیابان خواهند ریخت را به پیل نیز نخواهد توانست گرفتن. 

 

نکته دوم عدم حضور خاتمی بود. قضیه واضح تر از آن است که نیاز به توضیح داشته باشد. اینکه رهبر و خاتمی یک جا حضور داشته باشند و صدای حمایت مردم از خاتمی بسیار بلند تر از صدای حمایت از رهبر باشد دیگر ته تمه آبروی رژیم و رهبرش باهم خواهد رفت .

 

اما آنچه که میتوان بر آن بسیار انگشت نهاد بازهم همین خاتمی است. خاتمی را هر دو طرف نیاز دارند و نگه میدارند. اصلاح طبان و جنبش سبز برای رسیدن به مطالبات شان و اصولگرایان برای اهدافی بسیارحساس تر!  جالب آنکه اصولگرایان بیشتر به خاتمی نیاز دارند تا جنبش سبز. در این شکی نیست که احتمالا بزودی رهبر خواهد مرد.  اصولگرا جماعت پس از او نه آدمش را دارد و نه نیروی لازم برای پشتیبانی از آن آدم را در اختیار دارد که در حمایت از چنین آدمی به حرکت در آورد.

  اصول گرایان از پاسدار و دولتی شان گرفته تا پارلمانی و مجلسی از این ترس سالها به پشت سر خود نگریستن و از عاقبت خود اندیشناک بودن خسته شده‌اند و شبها خواب به چشمشان نمی آید. مرگ هاشمی بیدارباشی برای اینان و نیز شلاقی بر این‌ها خواهد بود که همین فردا نیز چنانچه رهبر سرش را به زمین بگذارد این‌ها چه کنند؟ دیگر زمان خمینی گذشته که پس از مرگش دیگران احترامی برای حرف امثال هاشمی قائل شوند که امام فرمودند پس از من آقای خامنه ای رهبر شود و همه گردن بنهند. اصولگرایان اگرچه چشم دیدن خاتمی را ندارند اما در عین حال ناچارند بشدت مواظب باشند آسیبی به او نرسد و سالم بماند. اصولگرایان خاتمی را برای فردا روز و آشتی ملی نگه‌ میدارند تا آنان را از عاقبتی شوم نجات بدهد. آن‌ها مسلماً از دیدن این جمعیت مخالف شان که امروز شعارهایشان در حمایت از موسوی و کروبی و خاتمی بود بسیار بیش از پیش بخود لرزیدند. از این رو چندان از حقیقت دور نیست اگر که بگوییم خاتمی خروشچف رژیم ایران پس از مرگ استالینش خامنه ای میتواند باشد. او میتواند کشور را پس از خامنه ای جمع و جور کند و شرایط آشتی ملی را فراهم آورد . .

 

امتیازدهی به مقاله: 

بخش: 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

نظر: 


جناب موحدی، شما میخواهید نظر بدهید یک مقاله جداگانه بنویسید. من مساله را تفسیر کردم و در هیچ کجا به فکر تبلیغ اصلاح طلبی نبودم بلکه از نقطه نظر اصلاح طلبان و نیز اصولگرایان مساله را تفسیر کردم و نه تبلیغ و اگر تفسیر را پایه نگرش سیاسی بگیریم به من انگ اصولگرایی هم میخورد. البته من در مقالات قبلی ام همه جا آخوندها را از یک قماش خوانده ام و بین اصلاح طلب و غیر آن فرقی نمیگذارم هرچند تاکتیک ها و نگرشهای آنان نیز ژرف است. و نیز آری.. ممکن است وضعیت سیاسی اجتماعی ایران بدست آخوندهای اصلاح طلب و هواداران شان دچار تغییرات شگرفی شود. این را باید به آینده وا گذاشت. فعلا همین قدر را میتوان گفت که آخوند اصلاح طلب در کار نبود بلکه فشار مردم باعث بوجود آمدن این قشر شد. و البته بخش بزرگی از مردم دارند این را ه را میروند که روزی همینها را هم کنار بزنند.

نظر: 

در دهه های اخیر شاید هیچ واژه ای به اندازهٔ اصلاح طلبی مورد سوء استفاده قرار نگرفته باشد، به همین دلیل تقریباً به طور کامل از معنا تهی شده است. در فرهنگ لغت «تِره کَنی» واژهٔ رفرمیسم اینگونه معنا می شود: هر عمل سیاسی که با طرد شیوهٔ انقلابی و محافظه کارانه و تنها از طریق اصلاح قدم به قدم و ارگانیک دست به تغییر نظام سیاسی و اجتماعی موجود در جامعه بزند. بعد از مرگ خمینی در سال 1368شبح اصلاح طلبی در ایران و به خصوص در خارج از کشور سرگردان پرسه می زند و کم نیستند کسانیکه این توهم را اشاعه می کنند. اما سوال اصلی این است که آیا می شود قوانین «الهی» را اصلاح نمود، در حالیکه همهٔ افراد رژیم اسلامی حاکم بر ایران قوانینی که با آن حکومت می کنند را از این سنخ تلقی می کنند؟
از خامنه ای تا رفسنجانی گور به گور شده، از احمدی نژاد تا روحانی و از خاتمی و موسوی وکروبی و بقیهٔ افراد رژیم اسلامی -

نظر: 

اصلاح پذیر بودن رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی و آشتی ملی ، "توهمی" بیش نیست؛ رژیم جمهوری اسلامی اساساً اصلاح پذیر نیست.
آقای محسن کردی ! باند اصولگرای رژیم و سپاه پاسداران ضدخلقی به طور قطع از امثال موسوی و خاتمی و کروبی در زمان مناسب خود در جهت عمر دهی به رژیم ننگین جمهوری اسلامی استفاده خواهند کرد، موسوی و خاتمی و کروبی نیز به هیچ وجه مشکلی با اصل ولایت فقیه ندارند، آنها هنوز در دوران طلایی امام پلیدشان سیر می کنند، تنها مشکل آنها با شخص خامنه ای و بند او می باشد و نه رژیم جمهوری اسلامی و اصل ولایت فقیه.
آقای محسن کردی ! این خیالِ خام و باطلی است که با قدرت گرفتن امثال موسوی و کروبی و خاتمی و باند اصلاح طلب رژیم، سناریوی فروپاشی شوروی در جمهوری اسلامی نیز صورت می گیرد و رژیم اسلامی فرو می پاشید ! این خواب و خیالی بیش نیست! در ضمن آشتی ملی در کار نخواهد بود، فقط سرنگونی و سرنگونی و

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA
حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را بدون فاصله وارد کنید.