معنی نام اورمیه : ÖZ YURDUM ; UR-MU

نامهایی توسط سارگون دوم و آشوربانی پال استعمال شده مربوط به نام قلعه و شهری ست که در اطراف دریاچه ی اورمیه قرار داشته اند.
و به احتمال زیاد Urmete همان نامی ست که امروزه به شهر اورمیه اطلاق میشود. میکوشیم معنی کلمه را تا حدی روشن کنیم:
Ur-mete:Ur-mu: öz-şəhərim: doğma şəhərim: doğma yurd-um

 

مقدمه

مناطق زندگی اتصالی زبانها و تمدن آنها:

-مردمان اتصالی(التصاقی) زبان از مرزهای چین تا کوههای اورال-آلتای، از آنجا تا دریای Kasbı( خزر)
و بین النهرین ، خاورمیانه ، ایران امروزی و هندوستان( دراویدیها)، پراکنده بودند. بدون اشاره به سرخ پستان آمریکا.

مردمان اتصالی زبان در جهان باستان تمدنهای سومر، ایلام، ماننا و اورارتو و لولوبی و غیره را در منطقه ی ما آفریده اند.

- آذربایجان تمدنهای لولوبی -قوتی، ماننا، اورارتو، کاس بی و سومر و غیره را دیده و تجربه کرده و برخورد داشته است.

تپه ی حسنلو-سنگ لاجورد-هزاره ی یک ق.م. 

 

-شهر اورمیه  از شهرهای مهمی ست که در مرکز برخورد این تمدنها بوده است. سومر و ایلام و متانی و اورارتو و کاسبی در اطراف آن و خود لولوبی و قوتی ها و مانناها  ساکنان اصلی منطقه ی آذربایجان و به خصوص آذربایجان غربی و مرکز آن شهر اورمیه  بوده اند. اطراف دریاچه ی اورمیه نقطه ی تلاقی این مردمان بوده است.

- تپه های تاریخی زیاد اورمیه  و اشیای بیرون آمده از آنها قدمت شهر را به دوران سومرها می رسانند.« ...این تپه ها مانند گوی تپه [ نزدیک اورمیه] در عصر انئولیت(سنگ-مس) و مفرغ مسکون بوده اند. رئیس نیا، آذربایجان در سیرتاریخ. ص. 138»

-کاوشهای باستانشناسی تاکنونی نشان داده طبقه ی زیرین گوی تپه ( تنها در یک کاوش) که مسکونی بوده مربوط به 4 هزارسال ق.م. است.(منبع پیش .رئیس نیا ص.142 )

-و طبیعی ست که مردم برای محل سکونت خود نامی داشته باشند. برای کوهها، رودها و دریاچه و قلعه ها و غیره.

 

 Anubani, König der Lullubi. Das Relief befindet
sich in der iranischen Provinz Kermānschāh

منبع عکس: ویکی پدیا.

موقعی که سومریها ( 5000 تا  4000ق. م. )تمدن خود را پایه ریزی میکردند از « دولت آشور-هزاره ی سوم ق.م.» خبری نبود. حتی اکدیها و شهر بابل هم  اسم و رسمی نداشت. طبق نوشته ها اولین سکونتها در منطقه ی میان رودان به 11 هزارسال ق.م. میرسد. دولت آشور در هزاره ی سوم تشکیل شده است.

- از سیر حرکت سومریان و دیگر اقوام به منطقه پیداست که  آذربایجان در این مسیر از همان دوران توسط اتصالی زبانها مسکونی بوده است.
منهای موضوع غارنشینان در کوههای اطراف .

-سارگن دوم که به اطراف دریاچه ی اورمیه لشگر کشی کرده در سالهای 705-722 ق‌م. امپراطور آشور بود. و همینطور آشور بانی پال( 669-631 ق. م.)

- سارگون دوم و آشور بانی پال وقتی به منطقه  وارد شده اند که مردم صاحب قلعه و شهر و زندگی و تمدن خاص خود بودند. و طبعاً به هر چیز نامی داشتند .

 منطقه ی اطراف دریاچه ی اورمیه را  قبایل لولوبی -قوتی و مان( بعد ها اتحادیه ی ماننا) و کیمردی و مانند اینها تشکیل داده بودند. طبق نوشته ی رئیس نیا زبان منطقه هم زبان  لولوبی-قوتی بود. ( کتاب رئیس نیا بخش زبان).
آثار باقی مانده از زبان این قبایل  نشان میدهد که با زبانهای اتصالی دیگر پیوند و نزدیکی داشتند. ازجمله سومری، ایلامی و هوری. یعنی زبان قبایل کوموردی، لولوبی، قوتی، ماننا ها  اشترکات زیادی باهم داشتند.

 

 معنی نام اورمیه:

Armaid,Armeid,Urmete,Urmiate

-------------------------

کلمات بالا که توسط سارگون دوم و آشوربانی پال استعمال شده مربوط به نام قلعه و شهری ست که در اطراف دریاچه ی اورمیه قرار داشته است.
و به احتمال زیاد Urmete همان نامی ست که امروزه به شهر اورمیه اطلاق میشود. میکوشیم معنی کلمه را تا حدی روشن کنیم:

املاء کاتبان سارگون و بانی پال: 

وقتی سارگن دوم و آشور بانی پال به منطقه ی اورمیه لشگرکشی کردند، نامهای دو محل را چنین قید کرده اند: البته در منبع رییس نیا:

سارگن دوم: دژ شکوهمند«  آرمئدArmet , » را گشودم.( ص1036 رئیس نیا منبع قبلی).
آشوربانی پال : شهر مستحکم  اورمیته Urmeiate را محاصره کردم. در منابع دیگر Urmete قید شده.

نامهای Armait,Urmeiate,Armedهمه اشاره به یک محل است(1036ص. منبع قبلی)

سارگن  اشاره به قلعه ی شهر میکند. اما آشور بانی پال به خود شهر اشاره کرده و نام آنرا قید نموده است.

سکه ی تاریخی -گوی تپه . منبع مجله انترنتی اورمیه

 

در منبع دیگر به نوشته ی دیگری: 

[PDF]VOLKSTUM UND STÄDTE DER MANNÄER

:Rainer M. Bohmer

اینجا:

نام شهر را به دو شکل و با دوگونه تلفظ آورده اند:

Armaid,Armeid

Urmete,Urmiate

(SargonII: Armid; Luckenbill a.O.$$ 10,56)

Assurbanipal :Urmete  Streck a.O.100/10 ,Luckenbill$$ 10,56
 ص 15

Boehmer:Volkstum u. Stäte der Mannaäer

 

در ص 20 نویسنده با استناد به منابع دیگر-توضیح شماره 70- تاکید میکند -مثل رییس نیا-که همه ی این نامها به یک محل اشاره میکنند. با مثالهایی که از تلفظ مختلف نام شهرهای دیگر ذکر میکند. ضمنا در کنار Urmete نامهای دو شهر دیگرنیز قید شده: Izirtu و Uzbia که در نزدیکی دریاچه هدف حملات بانی پال و سارگون دوم بوده اند.

نوشته ی خود کاتبان آن دو شاه و یا عکس و دست خط مترجمان امروزی گیرم نیامد. میخواستم خود نوشته ی کاتبان و دست خط مترجم را ببینم. ودرستی  قرائت و ترجمه را امتحان کنم. متاسفانه در حال حاضر مجبوریم به همین قرائت بسنده کنیم و « کپی را برابر اصل فرض کنیم».

 سارگون دوم به زبان خودش:

Keilschriften texte Sarugons: H. Winckler

195/296صفحه
61. a-duk (mahazu) I-zi-ir-tu i-na isati as-ru-up ma (mahazu)
Zi-bi-a (mahazu) Ar-ma-id ak-su-[ud Ul-lu-su-nu (matu)
Ma-an-na-ai

ترجمه:
61. Izirtu verbrannte ich, Zibia und Armaid eroberte ich.
da Ullusunu von Man.

------------

 

منظور از نقل این قسمتها مقایسه ی نامها در متن اصلی و ترجمه است. 

اسم را به صورتهای مختلف تلفظ کرده و نوشته اند. هم در اصل متن های باستانی و هم در ترجمه های امروزی:

 سارگون دوم :

41. a-ka-mu gir-ri-ia i-mur ma mahazu-us-su us-si ma
ina pu-us-rat sadi-i mar-si a-di-ris u-sib (mahazu) I-zir-tu
mahaz sarru-ti-su (mahazu) I-zi-bi-a (mahazu) Ar-mi-id

 

----ترجمه ی آلمانی:

41. sah das - - - - -meines kriegszuges, verliesz
seine stat und setzte sich in der verborgenheit des unzugänglichen
gebirges furchtsam fest. die stäte Izirtu, seine
haupstat, Izibia, Armid,

چگونگی تلفظ نام شهر:

dür و Ar در زبان آسوری معنی «شهر» میدهند.

 یعنی سارگن دوم میگوید قلعه ی شهر med را گشوده است. کلمه ی Ur به Ar برگردانده شده . Ar-med

در متن آشور بانی پال کلمه ی شهرUr، توسط کاتبان به آسوری ترجمه نشده، و خود واژه ی Ur حفظ شده و Ur-mete قید نموده اند. یا Ur-meiate . که به علت تلفظ و خوانش به دو صورت نوشته شده است. نتیجه اینکه کلمه Ur قسمت اول نام محل را داریم.

برای رد احتمالات:

 dür,Ar,ur در آسوری :

dūr:

قلعه Ctiy, Castle

Ar:

Citi شهر

 ولی ur در زبان آسوری به معنی سگdog است:

هرگاه آسوری ها Ur را به معنی شهر نوشته اند بدین معنی ست که همان واژه ی سومری را به کار برده اند.توجه به این نکات نشان میدهد Ur درUr-mete همان کلمه ی سومری ست که حفظ شده  و متعلق به خود محل می باشد.

med  یا metیا meteمساوی  meiate و maitاند. خوانش و تلفظ گوناگون از یک نام یا بخش دوم آن است.

در زبان سریانی « آب» را mayo   و شهر را mditho و جمع شهر ها را   mdinothoگویند. در حقیقت شکلی از مدینه و مداین است. و آب نیز مایو گفته میشود. نه « میاه» . یعنی med  یا metیا meteو  meiate و mait نمیتوانند « مایو» یا « میاه» باشد. در همه ی اشکال خوانش و تلفظ صدای « t»وجود دارد ، در صورتی که در مایو و میاه این صدا غایب است. مایو و میاه ربطی به med  یا metیا meteیا  meiate و maitندارند.

شهر و قلعه  پیش از دو شاه مذکور وجود داشته و نمی تواند نام گذاری آسوری ها باشد .

و حتی حالت تغییر دادن نام توسط آنها نیز درست نیست. چرا که در نوشته ی کاتبان آسوری تغییر دادن اسامی شهرها ضمن ذکر نامهای قدیمی آمده است. در دوران همین شاهان.
یعنی هرگاه میخواستند نام محلی را عوض کنند با ذکر نام اصلی قید کرده اند. این شاه که محاصره ی قلعه و شهر را نوشته اند اگر نام شهرها را عوض میکردند حتما قید میشد چنانکه در جاهای دیگر اینکار را انجام داده اند.

بخش دوم اسم:

 کلمات Urmete,Urmiate را نتیجاً اساس قرار میدهیم. چون Ar ترجمه آسوری ur است و نه اصل کلمه. که Urباشد. meteو  miateنیز دو تلفظ از یک بخش اند ، که  ,mete, miat و  maid, meid,نیز همین شرایط را دارند.

اما این بخش دوم کلمات از کجا آمده اند؟

جواب روشن است. از جایی که Urآمده . یعنی منشاء بخش دوم با تلفظ های مختلف همان منشاء Urاست. که در یادداشت کاتبان دو شاه و در ترجمه ی امروزی به شکلهای مختلف ظاهر شده اند.

منشا اور کجاست؟ زبان ساکنان منطقه. ماننا و لولوبی، قوتی، هوری، سومری و ایلامی . به خصوص لولوبیها و قوتی ها که اتحادیه ی ماننا را تشکیل داده بودند، در منطقه ی اطراف دریاچه ی اورمیه ساکن بودند.
این زبانها همه در یک گروه اتصالی قرار دارند و بقایای آنها در اسامی مختلف نشان دهند ی پیوند و نزدیکی آنهاست. در حد زبانهای مختلف همپیوند و احتمالا در برخی قسمتها در حد لهجه های مختلف یک زبان. ریشه ی بخشی از لغات این زبانها و نامهای مختلف در زبان سومری به خوبی قابل تشخیص است. مثل Lu در نام لولوبی. و غیره. 

همانطور که بخش اول نام شهر Urدر زبان سومری وجود دارد و به معنی شهر یا محل سکونت است ، بخش دوم اسم mete نیز در همین زبان و جود دارد و به معنی « ONE'S OWN» در انگلیسی ست. یعنی « خودم، از آن خودم» .
Mete [ONE'S OWN] wr. Me-te; Ni2-te "eigene" Akk. Ramānu

منبع :فرهنگ سومری

http://psd.museum.upenn.edu/epsd/nepsd-frame.html

Mete در ترکی کنونی öz,özümüzün; özümün  یا  özümüzünkiمعنی میدهد که انگلیسی آن ONE'S OWN است.
و آلمانی آن « eigene» .  با مفهوم جمع و مفرد یعنی :

Ur-mete: öz-şəhərim: doğma şəhərim: doğma yurd-um

 

Mete سومری

به شکل met   و متا در نام اتحادیه ی طایفه ای -دولت -همان عصر که « متانی» بود و در نام  mad  که طایفه است ،  با تبدیل شدن د به ت وچود دارد. که بعد ها به نام یک اتحادیه تحت نام « ماد» پا به عرصه ی تاریخ گذاشت.
کلمه ی mete در نام دهات و اشخاص تاکنون نیز در آذربایجان موجود است. این واژه در سیر تاریخ خود به نام شخص و طایفه و اتحادیه تبدیل شده است. همانطور که نام اولین شاه قوتی ها « ایمتا مته» بود. نامهای قدیمی که از فرهنگ سومر و قبایل اتصالی زبان مانند آن مشتق شده اند اکنون نیز وجود دارند؛ مانند « دانقیر- آلو» که روستایی ست در اورمیه:« دانقرالو، روستا از توابع بخش مرکزی شهرستان ارومیه. دهستان باش‌قلعه . جمعیت این روستا بر اساس سرشماری سال 13585، 208 نفر (62 خانوار) بوده است. منبع ویکی پدیا.

دانقر یا دانقیر dan-gir : در سومری din-nger  است.

ریشه ی کلمات met، meta,، mad ، همان کلمه ی mete در سومری ست. که بعد ها به اسم خاص تبدیل شده و با تلقظ های مختلف مورد استعمال قرار گرفته است.

در این رابطه واژه ی زیر در سومری قابل توجه است:

mada 
mada [LAND] wr. ma-da; ma "land, country; earth, land" Akk. erşetumātu

---

جام طلایی - تپه حسنلو - حدود هزاره ی یک  ق.م.

me  در me-te

در زبان سومری

meضمیر ملکی اول شخص جمع=ما

می باشد.و  te  آنرا  به مفهوم « از آن خودمان یا خودم » تبدیل کرده است.

mu= مال من
Ur-mu= شهر من
----
me=ضمیر ملکی اول شخص جمع=ما
lu-gal-mu=شاه من
سومریdu-mu=کودک من uşağ-ım
سومریdam-mu=زن من qadın-nım
نخست اسم، بعد وند ملکی آمده . مثل ترکی
ma=mu=مال من

Ur-me= شهر ما

---

mea 
mea [WHERE?] wr. me-a; ma6; ma-a; ma-a-a "where?, whither?" Akk. aliekia

این واژه ی سومری به معنی «کجا و در کجا » استعمال شده و ربطی به « مایو و میاه» آسوری ندارد.

رئیس نیا در « آذربایجان درسیر تاریخ » نوشته: منابع آشوریها ماننا را "کشور مآت ماننایی» ( قبایل ماننایی) نامیده اند."ص196

کلمه ی « مآت» گویا به معنی « قبیله یا قبیله ها» درک شده است.

----

Matiکی؟ و meat راهبه و عدد صد است. در آسوری و اکدی.

meat سومری:
meat [100] wr. me-at "100" Akk. me'atu

----

Ur-me

Ur-mu

Ur-mi

----

کلمات Ur-me-te ,Ur-mi-ate به Ur-mi-yə و Ur-mi-ye

تبدیل شده و به صورت کوتاه Ur-mi و Ur-mu استعمال شده اند.

تغییر  iبه u در ترکی رایج است. یولی و یولو.yoli,yolu

در جهان باستان نیزu از زبان اکدی به سومری وارد شده است.
----

اینجا به تلفظ های رایج اسم توجه کنیم. شکلهای UR-MU و UR-Mİ

اساس اسم را تشکیل میدهند و از طرف مردم و فرهنگ شفاهی به کار برده شده و میشوند.

در فولکلور و ادبیات کتبی، اورمو و اورمی پایه ی تلفظ های مختلف است.

Urumiyə, Urmiye,Urmi , Urmu

Ur-miy-yə

Ur-miyə

Uru-miyə

Ur-miye

 

با تلفظ بخش دوم اسم،  این تصور را پیش آورده اند که miye وmayo یکی هستند و

Mayoنیز همان  meiate و maitاست. پس به معنی آب است و معنی کامل اسم نیز "شهرآب" است.

در صورتی که تصوری نادرست است.

تلفظ درست اسم شهر، امروزه  Urmi یا Urmu  است.که در جمله به پسوند یا شکیلچی متصل میشوند.

 

تپه ی حسنلو . منبع : فردا نیوز

 

Düyü-Dügi-Düyi

عبارت : اورمی دویی سی Urmi düyisi

یا اورمو دویو سو Ur-mu düyü-sü

برنج اورمو یا اورمی

به برنج آش معروف بود و  در گذشته میکاشتند. اصطلاحی ست در فرهنگ مردم منطقه.

بیزیم دیل اورمو دیلی- bizim dil Urmu dili

زبان ما، زبان اورموست. جمله ایست از « هب سنه» شعر فولکلوریک کودکان دوره ی خان خانی.

مثالهای زیادی در مورد شکل صحیح  بخش اول کلمه وجود دارد. بخش دوم پسوند است .

شکیلچی ye;yə;yyəاز کجا آمده اند:

اگر Urmi را استعمال کنیم

در جواب سئوال : به کجا میروی؟ در لهجه های مختلف جواب میدهیم( بدون توجه به شکل درست یا غلط). حالت صحیح در قسمت تکمیلی آمده :

Urmi-yə gedirəm

Urmi-ye gedirəm

Urmi-ya gedirəm

Urmi-yyə-yə gedirəm

هارالیسان: اهل کجا هستی؟

Ur-miy-yə-li-yəm

----

در مورد استعمال Urmuنیز داریم:

Urmu-ya gedirəm

Urmu-lu-yam

--------

تلفظ Uru-mu نیز هست. که بستگی به لهجه ی افراد و طایفه ها و شهرها و دهات دارد.

گاهاً هم بجای اورمو یا اورمی نام شهر را با h تلفظ میکنند: Ur-miy-yəh

اما همانطور که در بالا آمد در فرهنگ مردم دو تلفظ اورمو و اورمی URMU,URMİجا افتاده است.

وند های مورد اشاره در بالا به هنگام استعمال جملات به  Urmiچسبیده اند و بعدها جز خود اسم شده اند:

Urumiyə, Urmiye

ma=mu=مال من

Ur-mete:Ur-mu: öz-şəhərim: doğma şəhərim: doğma yurd-um

----

بخش تکمیلی

در زبان شاهان مذکور، آسوری باستان:
----
مو: آب
می : جمع آبها
mu آب
آبهاwasser. pl. mi
----
milu سیل

منبع: DIE
KEILSCHRIFTTEXTE SARGONS

در عربی:
--------
میت : مرده
ماتَ: مرد-بدرود زندگی گفت
----
ماء
لغت‌نامه دهخدا:
ماء. (ع اِ)(از «م وه ») آب که می آشامند. ج ، امواه و میاه . (ناظم الاطباء). آب . همزه در آن بدل از هاء است ؛ ماءة و ماه مثل آن . اصل آن موه [ م َ وَ / م ُ وَ ] و مُوَیهَة مصغر آن . یقال عندی مویه و مویهة. ماءة مؤنث آن . (منتهی الارب ) (از آنندراج ). آب . (ترجمان القرآن ). ماءة. ماه . آب . ج ، امواه و میاه . (مهذب الاسماء). جسم رقیق مایعی که حیات هر نموکننده بدان وابسته است . اصل کلمه مَوَه است و واو به سبب متحرک بودنش بعد از فتحه به الف قلب شده است و هاء به همزه بدل شده و اسقنی ما به قصر هم شنیده شده است . مصغر آن مُو.

در املاء منسوب به شاهان آشور:
Ar-ma-id, Ar-me-id , Ar-mi-(i)d, Ur-mi-ate, Ur-me-te

بخش دوم اسم که پر رنگ نوشته شده : میتواند میت ؛ مئد  تلفظ و خوانده شود. نه مو یا می. که به معنی آب هستند.
کسانی که معنی آب را استنباط می کنند، مو و می را پایه قرار میدهند.  ولی mu اینجا وجود ندارد. و mi می نیز.
 mi  وma  دارای وندهای te ؛ ate  ؛ id هستند. یعنی 5 املاء بالا نمی تواند همان می و مو باشد که به معنی آب است. اینجا اشکال شباهت سازی ست.

- اگر به معنی آب باشد ، یعنی اینکه « اسم قبلی شهر» را ترجمه کرده اند. در صورتی که اسم ترجمه نمیشود و این شاهان اسامی دیگر را نیز ترجمه نکرده اند تنها تلفظ «اسم اصلی » فرق میکند.  کلمه ی شهر میتواند ترجمه شود. اور را آر نوشتن قابل درک است. که آر هم شکلی از اور است. و معمولا اور را که جز اسم شده نیز ترجمه نمیکنند.
این خوانش از حط میخی لوحه ها لازم است بازبینی شود.
- نام گذاری  شهر بدون قید این عمل و عدم ذکر نام قبلی قابل درک نیست . در جایی که  این شاهان اشاره به نام گذاری و ذکر نامهای قبلی کرده اند. ( اگر این عمل واقعا در لوحه قید شده باشد و ترجمه ی جعلی نشده باشد- که نوشته شده آمده است. رجوع شود به نوشته های کوتا دوشاه مذکور.)
- بر این مبنا ، عمل به اینکه « تلفظ اسم اصلی » را به زبان و لهجه ی خود قید کرده اند منطقی به نظر میرسد. اساس کار این مقاله نیز بر این پایه است. 
- در هرحال دست کاری در بخشی از  نامهای تاریخی توسط «کاتبان و ماتحان و مترجمان» امروزی موضوع قابل تحقیقی ست و ضروری. 

برای تشخیص سره از ناسره لازم است اصل خط میخی در دسترس باشد و از نو باز بینی و ترجمه شود. متن ترجمه های تاکنونی قابل اعتماد نیست. 

 در ویکی نوشته اند:

اور در زبان آشوری به معنای شهر است (همان واژه‌ای که در نام اورشلیم (شهر آشتی) هم وجود دارد) [ اور واژه ی آشوری نیست بل سومری ست] و میه به معنای آب است (هم‌ریشه با مآء عربی) [ میه، نه،  میّه است mi-yyə و آنهم به معنی آب نیست yə  به معنی به طرف و به سوی است. وند اتصالی ترکی ست که جزء اسم شدهمی و اورمیه یا ارومیه در زبان آشوری به معنای «شهر آب» است.fa.wikipedia [ شاهان آشوری اسم نساخته اند ، اسم قبلی را نقل کرده اند. ]

 

اشکال سه گانه ی اسم شهر در ترکی آذربایجان :
(Ur-mi-y-yə; Ur-mu ; Ur-mi(e

چگونگی پدید آمدن تلفظ Ur-mi-y-yə

Ur-mi
لهجه ی mi
yyə-

یکی از دو لهجه ایست که از باستان زمان در میان مردم وجود دارد و لهجه ی دیگر گفتیم mu میباشد.

وقتی Urmiاساس قرارگیرد در جواب «کجا میروی» گفته میشود : Ur-mi-yə به اورمی، به طرف، اورمی. یا با وند ya تبدیل به Urmi-ya میکنند. به علت لهجه.
وند yə از اینجا پدید آمده و بعد ها جز اسم شده است. و Urmi به صورت Urmiyə در آمده است. وقتی هم خود اسم Urmiyə اساس اشاره قرار گیرد y تکرار شده باز
yə به اسم اضافه میشود: 
Ur-mi-y-yə-yə
 و Ur-mi-y-yə تبدیل به اسم شهر میشود. 
این تلفظ ها از قانون آهنگ در ترکی تبعیت میکنند.

مثال لهجه ی دیگر در پایین آمده است.

اجزاء ثابت و متغیر اسم :

(Ur-mi-y-yə, Ur-mu ; Ur-mi(e

این کلمات از 3 بخش درست شده اند: بخش اولUr و دوم(mu,(e, iثابت و بخش سوم متغیر . که شامل وند ها ست. وندهای متغیر را  X مینامیم. از سوی دیگر داریم :
Mu=mi=me=ma
با توجه به زبان سومری که پایه ی نام اصلی ست و نه آسوری، که کار انتقال اسم اصلی را به عهده دارد.
 موصوع را در فرمول زیر گرد میاوریم : 

UR-MU-X =اسم شهر

 بخشهای «ثابت» اسم  ( دو بخش اول و دوم )هنگام استعمال اشکال «سه» گانه ، در زمان حاضر ، عبارت اند از:

-Ur-mu
-Ur-mi
-Ur-me
این اجزا ثابت ، در املاء دو شاه آشوری نیز وجود دارند. mu و ma ( من) در سومری مساوی هستند ؛ و Ar آشوری هم Ur سومری است.

در املاء منسوب به شاهان آشور:
Ar-ma-id, Ar-me-id , Ar-mi-(i)d, Ur-mi-ate, Ur-me-te

اجزاء ثابت اینهاست:
(Ur-mu(ma
-Ur-mi
-Ur-me

نتیجه : اجزاء ثابت اسم، تاریخی اند . به زمان « لولوبی-قوتی» مربوط اند. منشاء آنها نیز زبان این مردمان است. که توسط کاتبان دوشاه قید شده اند. اشکال سه گانه ی تلفظ ، در املاء منعکس شده . منشاء سه گانگی، زبان یا لهجه های « لولوبی-قوتی» ست. با توجه به نزدیکی آنها به زبان سومری . یکی از این زبان یا لهجه ها ، اسم را با وند (me(mi و دیگری با (mu(ma تلفظ میکرده اند. این خصوصیت بعدها به زبان ترکی امروزی به ارث رسیده است.  دو Urmu,  Urmi میتوانند یادگار این قضیه باشند.
در ترکی آذربایجان دو لهجه ی mu ;  mi یا li ; lu معروف اند: oğli; oğlu 
این خصوصیت دو لهجه ای،  باستانی ست . زبان « لولوبی-قوتی» نیز از آن برخوردار بوده اند. این خصوصیت موجب شده ما کلمات را به دو شیوه بیافرینم و جمله سازی کنیم. 
----

وندها در بخش دوم اسم ، به یک معنی هستند: mu= من ؛ در زبان لولوبی-قوتی و سومری .
گفته ایم  mete را به جای me =mu نوشته اند و برابر است،  پس:
Mu=mi=ma=me

MU =mete =maid =meid =-miate

MU=mete= özümün=özümün-ki

یعنی ate=id=te=امروزه در ترکی با ki برابر است.

وند یا وندهای امروزی اسم کدام اند؟

(Ur-mi-yyə ; Ur-mu ; Ur-mi(e

خود اسم با دو بخش« تاریخی و کهن Ur-mu »رایج است و تنها پسوند اتصالی جدید، yyə- است .

تلفظ اسم 
----
- تلفظ فارسی و حکومتی رایج : اُرومیّه = اورمییه: Ur-u-mi-yye
بدون توجه به زبان خود مردم و با توجه به زبان فارسی انتخاب شده است!
جهت شنیدن این تلفظ رجوع شود fa.wikipedia

تلفظ مردم ترکی زبان آذربایجان سه گانه است :
(Ur-mi-y-yə, Ur-mu ; Ur-mi(e
-تلفظ بخشاً رایج در پاره ای از زبانهای اروپایی مانند انگلیسی : Ur-mi-a
---
تلفظ در آذربایجان و خود شهر(ترکی):
اورموUrmu، اورمیUrmi، اورمیّهَ (اورمییهَ ) Ur-mi-y-yə
---

گرفتن پسوند های اتصالی هنگام استعمال اسم شهر، در حالت جمله سازی:

در جواب کجا، به کجا، در کجا ، کجا را، از کجا:
-اسم شهرشما چیست؟ (Ur-mi-y-yə ; Ur-mu ; Ur-mi(e
- به کجا میروی؟ Ur-mu-ya;Ur-mi-y-yə-yə
- در کجا دیدی؟ Ur-mu-da ;Urmi-yyə-də
- کجا را دیدی؟ Ur-mu-nu; Ur-mi-y-yə-ni
- کجایی هستی؟ Ur-mi-y-yə-li ; Ur-mu -lu
-از اورمو تا تبریز:Ur-mi-y-yə-dən) Ur-mu-dan Təb-ri-zə)

در خاتمه لازم است  توجه کنیم : برای تشخیص سره از ناسره ، و حل مشکل اسم ،  لازم است اصل خط میخی در دست رس باشد و از نو باز بینی و ترجمه شود. متن ترجمه های تاکنونی قابل اعتماد نیست. نتیجه ی این کار است که میتواند نشان دهد آنالیز این نوشته چقدر به واقعیت نزدیک یا دور است.
----

منابع:
فرهنگ سومری:

1-  http://psd.museum.upenn.edu/epsd/nepsd-frame.html

فرهنگ اکدی- آسوری

2-http://www.uacj.mx/CSB/BIVIR/Paginas/assyrian.aspx

نام محلها در دولت ماننا:

3- Volkstum und Stäte der Mannaäer

Boehmer

4-    آذربایجان در سیرتاریخ -رحیم رییس نیا

نوشته های مختصر سارگون:
5- Keilschriften texte Sarugons: H. Winckler

6- عکس نخست:  رابرت دایسون در زمان کشف جام زرین حسنلو 

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب yaradiciliq
ما همچنان منتظر تنها 100 تا مصدر بسیط واقعی نه جعلی برای تورکی هستیم
بالاخره این خدا بزرگ است به تورکی چی میشه : تانری بیوک دیر :اسمان خروس است
تصویر yaradiciliq

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان از اینکه شاهنامه خوان‌ها را اینگونه موجی کرده ایم، به شما و همه تبریک می‌‌گویم، رفتار اینها اکنون بی‌ تشابه به "" Zombie bees "" زنبور‌های زامبی نیست
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب yaradiciliq
کم بودن دایره واژگانی این زبان به اصطلاح تورکی ست که باید برای واژگانی که در این زبان وجود ندارند از همین زبان معادل غیر برابر در نظر گرفت به گونه ای که حتی در ساده ترین جملات هم مترجم چه به تورکی و. چهاز تورکی به وا میماند برای نمونه :
الله اکبر
فارسی: خدا بزرگ است
تورکی : تانری بیوک دیر
تانری = تانگری مغولی = اسمان
بیوک = خروس
دیر = است
ترجمه واقعی زبان تورکی: اسمان خروس است
به زبان عربی از تورکی
الدیک الله
اگر واقعا چیزی جز این است میتوانید yaradiciliq این جمله الله اکبر یا جمله زیر را به تورکی یا به فارسی رفع ابهام کنید
بو باجا دیر :
این پنجره است؟
این سوراخ است؟
این دودکش است؟
این پذیرش است؟
این دکه است ؟
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب:
نوشتی: فعل ساده "" دیشلمق ""
این مصدر بسیط نیست اصل ان ها دیشلماق است یعنی همان قاعده مندراوردی واژه + ماق
ما که منتظر 100 تا مصدر بسیط برای تورکی مانده ایم.؟ نبود 100 تا؟
اتفاقا افعال در تورکی که مصدر بسیط هستند به شدت در کاربرد در جمله بیقاعده اند طوری که در یک نوشته از یک جمله به جمله دیگر فرق میکنند
نو
تصویر دانش اموز

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فعل مورد نظر از بنیاد ریشه لاتین و یک فعل لاتینی است و ربطی به زبان انگلیسی ندارد 60 در صد زبان انگلیسی از لاتین و یونانی و ژرمنی است .خود را بیش از این تحقیر نکنید . نگاهی به فهرست دانشمندان ان کشور و ترک بسیار گویاست . ترکان بیش از هزار سال بر خاورمیانه و شمال افریقا فرمان راندند و از مکتب فکری و هنری یونان چیزی نیاموختند و زبان ترکی نه زبان علم شد و نه زبان ادب. برای خواننده جالب است که بداند این فعل computant و مشتقات ان به ترکی چکونه است .
تصویر yaradiciliq

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به منطق این شاهنامه خوان که توانائی زبان انگلیسی‌ و تورکیش از سطح کپی / پیست فراتر نمیرود نگاه کنید، نقل به مضمون "" ﺑﯽ ﻗﺎﻋﺪﮔﯽ ﻫﺎﯼزبان ﻫﻤﮕﯽ ﺍﺯ ﺑﻦ ﻫﺎﯼ ﺍﻓﻌﺎﻝ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ""پایان نقل قول, حالا نگاهی‌ به این واژه‌های انگلیسی‌ بیندازید که " بن و مصدر " بدون تغییر باقی‌ می‌‌ماند. آیا استاد ایشون ازرگشناسپ / خشایار شاه است؟ computable
computant
computation
computational
computationally
computator
compute
computed
تصویر yaradiciliq

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یک توصیه به شاهنامه خوانان "" وقتی‌که آگاهیتان از زبان‌های قدرتمند با قاعده انگلیسی‌ / ترکی در حد کلاس پنجم اکابر "" است چرا وارد بحث زبان می‌‌شوید؟ با آن زبان ناقص افغانی تان می‌‌خواهید چه چیزی را ثابت کنید؟ تازه گیها هم "" رستم وار "" قصد دارید زبان "" با قاعده انگلیسی‌ "" را مثل زبان دری خودتان "" بی‌ قاعده و شیر تو شیر "" نشان دهید، آیا شاعرانتان کم توهم تولید کرده اند که شما قصد ساختن اقیانوس متوهمان را دارید؟
تصویر yaradiciliq

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
زبان قدرتمند ترکی، مانند زبان انگلیسی‌، از اسم، فعل ساده می‌‌سازد چونکه هر دو زبان " انگلیسی‌ و ترکی با قاعده " هستند. زبان ترکی از " دیش- دندان " فعل ساده "" دیشلمق "" در زبان فارسی‌ می‌‌شود ( به دندان سپردن ) می‌‌سازد. مانند انگلیسی‌، از فعل ساده "" آچ ach- باز کن "" اسم "" آچار achar - وسیله باز کردن در زبان فارسی‌ شما وارد شده "" می‌‌سازد، دوباره از اسم "" آچار "" فعل ساده "" آچارلاماق "" می‌‌سازد. زبان فارسی‌ آشفته بازار شما، این خصلت‌های زبان مدرن زبان‌های با قاعده انگلیسی‌ / ترکی را ندارد. درست به این دلیل، دکتر لودویک زامنهوف در ساخت زبان اسپرانتو Esperanto ، از دستور گرامری زبان ترکی و انگلیسی‌ استفاده کرده‌اند.
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چیزی هم فراموش شد
تعداد پنج هزار فعل بسیط فارسی را در کتاب زیر دریافت کنید

http://ia600304.us.archive.org/2/items/AListOfPersianVerbs/bashiri1.pdf

http://azargoshnasp.com/languages/Persian/bashiri1.pdf


تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب yaradiciliq
کاملا نادرست فرمودید زبان ترکی حتی 100 تا فعل بسیط هم ندارد و تقریبا همگی افعال زبان تورکی مصدر جعلی اند
ﺑﯽ ﻗﺎﻋﺪﮔﯽ ﻫﺎﯼزبان ﻫﻤﮕﯽ ﺍﺯ ﺑﻦ ﻫﺎﯼ ﺍﻓﻌﺎﻝ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﺮﮐﯽ ﺍﺻﻮﻻ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﺑﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ ﺗﺼﺮﯾﻔﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﻧﺮﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﺍﻟﺘﺼﺎﻗﯽ ‏(ﭘﺴﻮﻧﺪﯼ ‏)ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ ! ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻦ ماضی ساده و ﻣﻀﺎﺭﻉ , و اینده ﺩﺭ ﺗﺮﮐﯽ ﺍﺻﻼ ﺟﺪﺍ ﻧﺸﺪﻩ و وجود ندارد ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺎﻗﺎﻋﺪﻩ ﯾﺎ ﺑﯽ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ
اگربه افعال ترکی دقت کنید می فهمیم که بسیاری از افعال لا- له-یل-ول درخود دارند؛ اینها مخفف اله مک(کردن)/ اولماق(شدن) هستند.یعنی همان واژه+ کردن- واژه+ شدن در فارسی.به عبارت دیگر شما افعال ترکیبی جعلی فرهنگستانی را به عنوان فعل ساده معرفی می کنید درحالی که قاعده ای با نام واژه + مک و واژه +ماق در زبان تورکی اصلی وجود ندارد و یک قاعده مندراوردی است
بقیه در ادامه
تصویر yaradiciliq

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
همچنین هر دو فعل ساده "" Compute "" و "" Computerize "" با اضافه کردن پسوند "" - d, - ed"" تبدیل به فعل ساده گذشته می‌‌شوند. زبان انگلیسی‌، زبانی‌ با هزاران فعل با قاعده است که نمونه آن همین دو مورد بالاست که اشاره کردم، شما فقط با اضافه کردن "" -ed--or some variation on it "" فعل ساده گذشته درست می‌کنید. تعداد افعال بی‌ قاعده زبان انگلیسی‌ از تعداد تمام افعال موجود در زبان آشفته فارسی‌، کمتر است. زبان فارسی‌ نزدیک به ۳۰۰ فعل ساده دارد، زبان انگلیسی‌ فقط ۱۲۰ فعل بی‌ قاعده دارد. در مقابل زبان انگلیسی‌ مانند زبان قدرتمند ترکی، هزاران فعل با قاعده دارد.
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار:
شما متوجه منظور من نشدید:
بجز زبان های التصاقی امروزی تمام زبان های باستانی مثل جرمنیک باستان ، فارسی باستان و... همه التصاقی بودن اما فرزندان اونها شدن تصریفی و تحلیل
یعنی زبان های تحلیلی و تصریفی و حتی التصاقی از ازل و قدیم وجود نداشتند بلکه همگی ابتدا از زبان های تک هجایی به التصاقی و پس به تحلیلی و تصریفی تکامل یافتند
یعنی زبان تورکی را اینگونه باید نوشت: زبان تک هجایی التصاقی
زبان عربی :زبان تک هجایی التصاقی تصریفی
زبان انگلیسی : زبان تک هجایی التصاقی تحلیلی
یعنی همین زبان فارسی امروز یک روز یک زبان التصاقی بوده با بیشتر از 600 تا وند که امروز تنها 600 تا از وند های ان باقی مانده کتاب 100 صفحه ای وندها فارسی بیش از 600 تا وند دارد زبان فارسی هخامه نشی یک زبان کاملا اشتقاقی هست مانند زبان عربی زبان فارسی امروز 1500 سال پیش به شکل ترکیبی متکامل شده است
تصویر yaradiciliq

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان در بحث زبان، فراموش نکنیم "" هر چه ضریب با قاعده گی‌ یک زبان افزایش می‌‌یابد، هرج و مرج آن زبان، کاهش می‌‌یابد و فاقد استثنا‌های غیر ضروری می‌‌شود "" زبان‌های ترکی و انگلیسی‌ از زبان‌های " قاعده مند " هستند و مثل زبان فارسی‌، دچار آشوب و آشفتگی و هرج و مرج نیستند. "" مدرنترین واژه دنیا "" کامپیوتر "" نیز، از این قاعده استثنا نیست.زبان انگلیسی‌،مانند زبان ترکی، از فعل ساده، اسم می‌‌سازد، و دوباره از آن اسم، فعل ساده می‌‌سازد. فعل ساده "" Compute "" تبدیل به اسم "" computer"" می‌‌شود. دوباره از اسم "" computer "" فعل ساده "" Computerize "" درست می‌‌شود.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
«چون تورک ها التصاقی زبان اند پس سومری ها و هرچی التصاقی زبان هست همه تورک اند . »
قبلا نوشته ام جعل نظر دیگری کار زشتی ست ولی انکار بعضی ها به زشتی وابسته اند.
باز روشن میکنم:
- سومریها سومری نامیده میشوند نه ترک. همه ی اتصالی زبانها نیز ترک نیستند. همانطور که همه ی تحلیلی زبانها فارس نیستند. صاحبان زبان ترکی را ترک نامند.
اتصالی زبان بودن به معنای ترک بودن نیست.

بخشی از زبانهای اتصالی به هم نزدیک اند بخشی دور و یا خیلی دور.
زبانهای اتصالی باستانی منطقه ی ما( ترکیه و عراق و ایران امروزی) ، نه مناطق دیگر جهان، با زبان ترکی باستان( تروک) و کنونی نزدیکی و پیوند دارند. اینها به یک محل و به یک شاخه ی اتصالی مربوط اند.
علاقمندان میتوانند رجوع کنند:
http://www.iranglobal.info/node/58476
دیباچه ای بر پیوند سومری و ترکی 5- و متن کامل
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار زبان ها بر اساس تکامل شان تقسیم بندی میشونند نه بر اساس نوعشان
تقریبا همه زبان های دنیا از زبان های تک سیلابی یا تک هجایی به وجود امده اند که اخرین مرحله ان پیوندی است
زبانهای جهان را این چنین دسته بندی می کنند:
1- زبان های تک سیلابی: که ساده ترین و نخستین زبانها هستند که صرف نمیشوند مثل زبان کودکان هستندکه نمونه های آن زبان های شرق و جنوب شرقی آسیا است از جمله چینی
2- زبان های التصاقی(پسوندی): که بعد از زبانهای تک سیلابی ایجاد شدند و مقداری پیشرفته تر از تک سیلابیها هستند و واژگانشان از ریشه و پسوند تشکیل می شود از ویژگی های آنها توانایی بالا در افزودن پسوند به ریشه فعل است اما این نتنها نمایانگر توانایی نیست بلکه خود باعث ضعف این زبان هاست چطور به دو دلیل یکی پیدایش زبان های تحلیلی که در صورت ضعف نداشتن زبان های التصاقی نیازی به پدیدآمدن این..
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بله، ur و mu هر دو ترکی ست.
ریشه ی زبانهای اتصالی کنونی به زبانهای اتصالی باستانی مربوط است. در آذربایجان و ایران و منطقه ،زبانها و لهجه های اتصالی رایج بودند. کلمات باستانی اتصالی زیادی در زبان ترکی داریم.
زبان سومری در منطقه ی ما جایگاه مهمی داشت. و بسیار کامل و پیشرفته بود. به نوعی مادر زبانهای انصالی در منطقه بشمار میرود. کلمات مشترک زبادی با زبانهای اتصالی باستانی و کنونی دارد.
نام مکانها با کلمات باستانی مانند اور، و غیره گرفته شده از همین زبانهاست.
زبانهای اتصالی در منطقه حد اق یک هزاره پیش از زبان آسوری در منطقه رایج بودند.
شاهان آشور در هزاره ی سوم ق.م . پیدا شدند در صورتی که مردمان اتصالی زبان آذربایجان یا منطقه ایران امروزی و جوار آن، در -هزاره ی چهارم صاحب محل سکونت بودند.
تصویر ناصر

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مرکز ترکستان شرقی در شمال غرب چین URumçi, با UR شروع میشود. در اطراف مشکین شهر اذربایجان، روستایی به اسم UR وجود دارد.
رشته کوههایی بنام URami در اطراف مشکین شهر واقع شده اند. MI و یاMU هر دو در کلمات urMU و یا urMİ پسوندهای ترکی هستند.
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب انزابی :
همه انها که نوشتی از سومری و لولوبی و.اورارتو و میتانی همگی سیاهپوست بودنند و به هیچ عنوان نقش نگاره هایشان شبیه زرد پوستان تورک و سفید پوستان نیست
لینک های زیر را را بخوان : اگر کسی با خواندن این لینک ها باز بگوید سومری ها و عیلامی ها و... غیر سیاه پوست بودنند در سواد اش باید شک کرد
http://realhistoryww.com/world_history/ancient/Sumer_Iraq_1.htm

http://realhistoryww.com/world_history/ancient/Sumer_Iraq_2.htm

http://realhistoryww.com/world_history/ancient/Sumer_Iraq_3a.htm

http://realhistoryww.com/world_history/ancient/sumer_Iraq_4a.htm

http://realhistoryww.com/world_history/ancient/Sumer_Iraq_1a.htm

http://realhistoryww.com/world_history/ancient/Sumer_Iraq_3.htm

http://realhistoryww.com/world_history/ancient/sumer_Iraq_4.htm
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Education

The temple served several purposes, most importantly worship and education. Each temple had an educational center, in which students learned mathematics and scribing (writing). The Mathematics taught, included simpler skills such as addition and multiplication, but also went on through to the more complex, such as geometry and square roots. Scribing students would spend many years in study, learning the intricacies of grammar and the thousands of cuneiform symbols. The Sumerian teacher was known as an ummia
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Religion

Sumerian religion had its roots in the worship of nature, such as the wind and water and animals. The ancient sages of Sumer found it necessary to bring order, to that which they did not understand. And to this end, they came to the natural conclusion that a greater force was at work. The forces of nature were originally worshipped, as entities onto themselves. However over time, the human form became associated with these forces. Gods in human form, were then seen as having control over nature. As in Egypt, figures with human bodies and animal heads are common.
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ما اینها را مینویسم دوباره کسی دوباره برمیگرده مثل عروسک کوکی مینویسه سومری ها پس کی بودن :
As anyone who has ever read modern Albino history, or watched an Albino movie, or done any such thing can tell you, all of the original ancient cultures of man were made up of White people. Forget that the average European would quickly die from UV exposure working the fields of Egypt, Mesopotamia (Sumer, Akkadia, Assyria, Babylonia), Arabia, etc: bare-chested as the ancient art indicates. But it doesn't matter, in their delusion European Albinos sincerely believe that they are old, and not Albinos. Therefore it is illuminating when we see that the old guard of Albino historical scientists were not so crazy, they actually admitted that the original founders of mans cultures and civiliz
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب انزابی:
تا کنون 10 بار بیشتر نوشتی و بیشتر از 10 بار هم پاسخ شما داده شده
ولی باز نوشتی:
لولوبی ها اورارتورها ماننا ها سومری ها ایلامی ها این ها که اریایی نبودند پس که بودن
اثبات شده که اصلا سومری ها و لولوبی ها و ارارتو ها "سفید پوست نبودند" بلکه سیاهپوست بودنند
چون تورک ها التصاقی زبان اند پس سومری ها و هرچی التصاقی زبان هست همه تورک اند . عجب منطقی همین الان در هندوستان یک میلیارد نفرد تامیلی و دراویدی همگی زبانی دارند که از تورکی هم التصاقی تر است ایا هندی ها تورک اند الان در افریقا دو سوم قبایل سیاهپوست زبانشان التصاقی است چجور هست اونها سومری نیستند اتفاقا انها که چهره هایی شبیه تر به مجسمه ها و نقش برجسته های سومری مومجعد و سیه چهره و موفرفری دارند که ذره ای شبیه اصیل ترین تورکان زرد پوست چشم بادامی نیستند
تصویر دکتر انزابی از مونترال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای زدی به خال ضمن سلام آریایی ها طبق نوشته خود فارس ها 2500 پیش به ایران امده اند (هخامنشیان) میشه بفرمایید قبل از آمدن آریایی ها به ایرن مردمان ایران که ها بودند اجداد شما فارس ها که نبودند (اریایی ها نه مردم بومی ایران هستند ونه مردم بومی خاورمیانه چون مهاجر این منطقه هستند) پس که بودند. مثل لولوبی ها اورارتورها ماننا ها سومری ها ایلامی ها این ها که اریایی نبودند پس که بودند شاد باشید انزابی
تصویر زلیخای آزربایجان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آذری زبان چه صیغه ای است؟
تصویر یوسف

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ارومیه منیم جانیمسان آذربایجانیمسان ، قادایین آلیم
ارومیه ترک نداره آذری زبان داره
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چیزی فراموش شد درباره:

------در زبان هوری
ترکیōmīni=ölkə در زبان هور
...................................
اولکی و اولوس هر دو واژه های مغولی هستند که با هم معنی پیدا میکنند(این اولکه هم تلفظ میشود)
اولوس: جای استقرار چادرها یا یورت های یک ایل را میگویند حالا هرچند خانوار باشند
اولکی: مجموعه از چراگاه های یک ایل که دیگر ایل ها حق چراندن گوسفند در ان را ندارند همان قلمرو چراگاه است نه کشور
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
yerli در ترکی( این جور کلمات به اسم شخص و طایفه هم تبدیل میشوند)
یرلی نیست و یوردلی هست که برگرفته از یورت مغولی هست و اصلا هم تورکی نیست به معنی خانه و اهل خانه تورک ها میگویند انا یوردم نه انا یرلیم
..............................
به شکل tün = گور.
تون واژه فارسی است تون به تون هم معنی زشتی دارد
سایر مشتقات ان
(اِ) روده ٔ پاک نکرده را گویند. (برهان ) (ناظم الاطباء). روده ٔ گوسفند که در او سرگین بود. (شرفنامه ٔ منیری ). || قرارگاه نطفه را نیز گفته اند که زهدان باشد. (برهان ). زهدان. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). قرارگاه نطفه در رحم که زهدانش نیز گویند. (شرفنامه ٔ منیری ). زهدان و قرارگاه نطفه و رحم. (ناظم الاطباء). || سوراخ حمام. || جای سرگین انداختن. (غیاث
یکی از شهرهای قدیم جنوب خراسان که امروزه به فردوس شهرت دارد
آتشدان حمام، گلخن.
در قالی بافی، نخ هایی که در طول قالی
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
KUR * URU * Mi-it-ta-an-ni
-----------------میتانی
(در ترکیni=(dən,dan از میتان-نی : Mitanı-dan
Ablativsuffix
Mitan-ni
Mitan: اسم سرزمین، نام حکومت، اسم شخص
Mitan-ni کسی که اهل سرزمین میتان است، یا تابع دولت میتان می باشد.
Mitan-ni :سر زمین و دولت میتانی ( هوری)
میتان-دان= یعنی میتا نی= تبدیل به اسم سرزمین و حکومت
تصویر زدی بخال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
" ترکها تازه وارد و مهاجر هستند . " - نقل قول از کمنت یک پان.
تا قرن 14 -15 میلادی یکدانه ترک.مغول.آذری.قزلباش.سلجوق.قشقایی.تاتار.ازبک. در خاورمیانه.آسیای صغیر.قفقاز.فلات ایران.بین النهرین.کردستان. و ابزرد ستان. وجود نداشته.
وجود و حضور ترک و ترکزبان ، نتیجه جنک و مهاجرت و پناهندگی و مهمانی و کوچ برای دامپروری، بوده و هست.
70 درصد مردم ترکیه و آذربایجان ؛ طبق تحقیقات نژادشناسی و بومی شناسی سازمان ملل و محافل علمی امریکا ،از لحاظ ژنتیک و خونی ، غیرترک ، و ایرانی یونانی کرد گرجی ارمنی بلغاری عرب تبار و غیره هستند.
وظیفه ساکنین بومی خاورمیانه است که از ترکها بتدریح ترک زدایی نموده و آنان را در خود آسیمیله نموده ، یا آنان را به شرق آسیای میانه ، به مغولستان و ترکستان و غرب چین و سیبریه باز گردانند.
خاورمیانه ،سرزمین ملل و اقوام بومی مانند ایرانیان و اعراب و فارسها و کردها ،ارامنه و
تصویر آتاش

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با تشکر از آ الیار عزیز. این نوشته حداقل یک چیز بسیار مهم را ثابت می کند.
اینکه ! به درستی همین زبان در سرتا سر تاریخ در شرق زمین حضور داشته است و در تمامی دگرگونیهای تمدن باستان اثر خود را تا به امروز یدک کشیده است یعنی قارچی نیست که یک شبه روییده باشد. همین مهم !! جواب جعلیاتیست . گویا ترکها تازه وارد ومهاجر هستند.در حالی که این زبان مروثان اصلی زبان التصاقی مرسوم دوران پیش است که الان در همین جا حضور دارد.
اورمو دان گلن آتلار .....آغزیندا یوون چاتلار
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حالا شما بگو زبانی که
نام ھای اعضای بدن
نام اسباب خانه
نام گیاهان
نام پرنده ها
نام حشرات
نام ماهی ها
نام مناطق
نام افراد
نام خوراک
تقریبا همه پسوند های اصلی
تقریبا همه دستور زبان
با زبان دیگری با نام مغولی یکی است و هر انچه هم که این نیست از فارسی یا عربی هست ایا میتوان یک زبان مستقل نامید
حقیقت این است که تورکی از برخورد زبان مغول با زبان های عربی و فارسی به وجود امده
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
۸ – پسوند، «س» :
قَوٌس – عَرٌس – شَرٌس – تَرَقٌس – گَرٌس – مُورٌس، چِیوٌس و…
۹ – پسوند، «سَه» :
قولخ سه (آدم بی حیا و هرزه) – رَغَس سَه (افشان و پاشان شده)– قُلمَه سه (گرگ زده) – قِیشَخ سَه (پاره پاره و بی نظم) – یخ تخ سَه (خنک خورده) – بَربَس سَه – مَندَخ سَه (مانده، خسته)
۱۰ – پسوند، «غُو» :
اِسپِی غو (به اندازه سپیدرنگ)– پلاس غو (به اندازه یک گلم)– پِیرو غُو (به اندازه یک پیراهن) – جُوب غُو (به اندازه – به مقدار)-قوندَر غُو (حساسیت به اندازه)– قونرغو (شرمنده و ملامت) – قَودَه غُو (به اندازه یک بسته علف)– سبد غُو (به اندازه یک سبد)– ماشِیو غُو (به اندازه یک پارچه پشمی)– لَچَک غُو (به اندازه یک چادر)– سِیرغو (به اندازه سیرشدن)– سالپُورغُو (به اندازه تمام سال)– شنوندغُو (آگاه کردن و شنواندن) و…
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تورکی زبان نیست لهجه غربی زبان مغولی است
یکسانی های زبان مغولی با تورکی:
پرندہ ھا

سبرال ، بورگود ، شغجئی ، چیگگ ، چولدی ، قرقولاد ، سنگ کویگ ، چوغوگ ، با شه ، قجیر و ……….
حشرات

قونغوس ، بوی ، جولگگ ، قوللئی ، شولوگ ، کوڈی ، چیلگ ، خمندوگ ، ووخلی ، قورہ ، سونه ، گنگ ، کانه ، شلجه ، ریشک ، منٹه پلخ ، جیژدوغ ، مٹگ ، قبرگ ، خمندوگ و……..
حیوانات درون آب:
چنچکلو ، مانی پوشت ، قوقری ، باغا و..........

حیوانات وحشی و اھلی در زبان تورکی و مغولی هر دو یکی است

جیرہ ، تولئی ، تبرغو ، تولکا (روبا) ، بیلی ، قالو (سگ دریایی) ، کیرپی جیرہ ، قبلو ، گینڈوگ ، قینجیغ ، داغو ، اولاغ ، قوئین (گوسفند) ، اوچو ، بورو، غونجی ، سوبای ، سغلیغ و……….
خوردنی ھا

خوراک : قورتی ، نان بوٹه ، اوگرہ ، ملیدہ ، قتیغ ، جوبلغه ، پیرکی ، بوسراغ ، چوب جوش ، تافه ، پتری ، ٹیکی ، لولدوش ، پاد ، قدید ، آچونی ،
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه کامنت قبل:
بارها توضیح دادیم که:
زبانی با نام زبان تورکی وجود ندارد یکبار برای شما توضیح کامل داده میشود نام واقعی این به اصطلاح زبان شما زبان "مغولی" گویش غربی میباشد
زبان شناسی عبارت است از بررسی علمی زبان. زبان شناسی حق ندارد «تجویز» کند چرا که تجویز کردن، کار علم نیست و علم تنها می تواند توصیف، کشف و نظریه داشته باشد.
اگر زبان را بصورت دقیق تر پیگیری کنیم در می یابیم که زبان مھم ترین وسیله برای شناخت انسانھا و یا یک قوم است. درین مورد زبان شناس غربی دکتور جانسن چنین ابراز نظر کردہ است :
زبان نسب نامه و قدیمی ترین یادگار ملت ھاست. نوشته ھا و ابراز نظر ھا به سبب علت ھای مختلف از حقیقت دور میشوند
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب 400 مبیون تورک:
تنها یک لحظه به این نوشته جواد هیئت توجه کن:
زبان تورکی زبانها، لهجه‌ها، شیوه‌ها و گویش‌های بسیاری را در گستره جغرافیایی وسیعی از چین تا بلغارستان در بر می‌گیرد که هر کدام را به نامی و بعضاً بصورت اضافه بر "ترکی" مانند "ترکی ازبکی"، "ترکی اویغوری" و غیره می‌شناسند.
"در گروه ترکی زبان و لهجه و شیوه های مختلف قرار دارد که مهمترین آن عبارتند از
1– یاقوت‌ها 2– چوواش‌ها 3– قیرقیزها 4– قازاق‌ها 5– ترکان ترکستان شرقی یا اویغورها 6– ازبکها 7– ترکمنها 8– ترکان غازان باشقرد 9– ترکان شمال قفقاز (قوموق، نوقای) 10– ترکان غرب: ترکی ترکیه و آذربایجان، عراق و سوریه 11– ترکان کریمه 12– ترکان بالکان 13– قاقاووزها یا گوک اوغوزها (ترکان مسیحی رومانی) 14– ترکان آلتای 15– ترکان خاکاس – آباقان 16– ترکان سویون یاتووا
بقیه در ادامه
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب انزابی یکبار نوشتی چند بار پاسخ گرفتی اما انگار شما مثل عروسک کوکی دائم تنها یک جمله را تکرار میکنی
اینکه این واژه ها تورکی نیست گفته من نیست این گفته خود تورکان است:
دانشگاه احمد یسوی لغت‌نامه‌ای به نام "لغت‌نامه لهجه‌های ترکی" تدوین کرده است که معادل لغات را به 9 لهجه ترکی، ترکیه، آذربایجانی، باشقورد، قزاق، قرقیز، اوزبک، تاتار، ترکمن و اویغور آورده استما دلیل این تناقض را یافتیم و ان این بود "تورکی یک زبان نیست" بلکه لخجه غربی یک زبان دیگر با نام زبان مغول است به همین دلیل است که دقیقا خالص ترین تورک ها یعنی یاقوت ها و چوواش ها زبان همسایگان مغولشان را هم میدانند و هم میفهمند اما زبان این دو برای لهجه و گویش های غربی اذربایجانی استانبولی قابل فهم نیست چون این دو به واژگان عربی و فارسی بیشتری مخلوط شدنند و دستور زبان انها بیشتر تقلیدی از این دو زبان است نه تورکی اصل
تصویر دکتر انزابی از مونترال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آالیار ودوستان یکی از نژاد پرستان فارس ا دعای مضحک می کند که زبان ترکی نه داریم بلکه این زبان مغولی غربی است دلیل بر این ادعا هم وجود واژه های مشترک مغولی وترکی میداند که از مغولی به ترکی وارد شده طبق کدام سند از مغولی به ترکی وارد شده از کجا معلوم از ترکی به مغولی وارد نشده ؟ یعنی این واژه ها از زبان ده ملیون آدم وارد زبان چهارصدملیون ترک شده مضهک نیست؟ پس با این ترتیب زبان فارسی هم نداریم و این زبان زبان عربی شرقی است چون حدودا ۶۰ درصد واژه های زبان فارسی عربی است . مضهک نیست به خاطر واژه ها زبان فارسی را زبان عربی شرقی بدانیم؟ شاد باشید انزابی
تصویر دکتر انزابی از مونترال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
الریز آغریماسین آ. الیار بی. جناب اشور محل سکونت آسوری ها در عراق کنونی و پایتختشان نینوا بود ولی مسلما در اثر حمله دولت آشور بخش ها یی از آذربایجان غربی را تصرف کرده و آنجا مدتی هم ساکن شده ولی این دلیل نمیشه ساکنان اصلی منطقه بودند چون نوشته های آقای آالیار مربوط است به قبل از بوجود آمدن دولت آشور آن زمان دولت آسوری نبود شاد باشید انزابی
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آشوری ها ، قومی از اقوام سامی بودند. ترک نبودند.
عیلامی ها و سومری ها اقوامی اتصالی زبان بودند. و زبان آنها با زبان اتصالی ترکی پیوند دارد.
ترکها قومی از اقوام اتصالی زبان بودنذ و هستند.
ایلامیها به نام خودشان ایلامی خوانده میشوند و نه ترک. سومری نیز همینطور، سومری گفته میشوند نه ترک.

در مقاله نیامده « اشوری ها و عیلامی ها و سومری ها همه تورک بودند»
جعل نظر دیگری کار زشتی ست.
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اشوری ایلیار نوشته که این اسم تورکی است نه اشوری (مقاله را از اول بخوان)
اشوری ها و عیلامی ها و سومری ها هم همه تورک بودنند
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با تشکر از توجه خوانندگان عزیر به این نوشته ، قسمت تکمیلی به مقاله افزوده شد.
با پوزش از طولانی شدن نوشته. نتوانستم مشکل 6 هزار ساله را در 6 سطر خلاصه کنم.
تصویر  اشوری

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برای اطلاعات یک عده که هیچی سرشان ئمی شود و فقط موضوع اذری و ترک و ضد فارس و غیره را تکرار میکنن.! این مقاله زیبا از تاریخ اذربایجان غربی سخن میگوید و راجب تاریخ 5 تا 7 هزار سال قبل است و من اذربایجانی و مخصوصآ اشوری زبان متولد ارومیه میتوانم بگوییم که تنها اشتباهات در مقاله کلماتی است که خارجی ها به اشتباه نوشته اند و همچنین مترجم نیز اشنایی به کلمات و تلفظ ات اشوری ندارد ، همینطور بعضی کلمات را اشتباه نوشته اند ولی معنی ها درستند.
چرا یک عده تاریخ را با سیاست اشتباه می گیرند؟ اذربایجان غربی و مخصوصآ ارومیه و اطراف ان یک زمانی اکثریت اشوری بودند و ارومیه و 120 دهات اطراف ارومیه اشوری بودند. انهایی که اجدادشان از ارومیه و اذربایجان غربی نیست همچین واقیعت ها مانند کفر است!
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب بامسی:
برای کسانی که باید ازمایش شان را در دست گرفته به گرد عربستان شروع به گردیدن بکنند تا جد خودشان را پیداکنند سومری بودن و ادعاهای این چنین ای و قمپز در کردن از این نوع یکمی زیادی است

به لینک مراجعه کن:

http://www.iranglobal.info/node/59192
تصویر بامسی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آ ائلیار واراولاسان،ساق سلامت اولاسان
متاسفانه امروز پان فارس تمامیت خواه وپان ایرانیست ضد فرهنگ ضد آثارباستانی چه ازنوع شیخی وشاهی آن حاکم است وجنابعالی خوشبختانه اطلاعات کافی ازشهریئری دارید آیا این آثارقابل مصادره به نحوه هخاخامنشیان بود به این صورت نابود می گردید؟
درایام قدیم درخاورمیانه دومرکزبتخانه بوده یکی درآزربایجان شهرئیری درشهرخیاوی ودیکری درشبهه جزیره عربستان این یکی صاحب داردوآن دیگری بی صاحب رها شده است .
ببنیداظهارات شیخیهای گروه درمورد کوروش افراد مانند جنتی،احمدنژاد با گروه خود،خاتمی ورفسنجانی باگروه خود
ویا گروه شاهی این تیب مانند افشاریزدها ، خانلری ؛ تقی ارانی و...که قابل مطرح نیستند.
همه اینها ازیک آبخورتغذیه می گردند حالا به این گروه خزعلی ها لاهیجانی ها کیهانی وشرقی ومشایخی وارجمند اضافه کنید ببنیندچه آش شوری پخته شده که قابل خوردند تا به خودیشان هم نیست .
تصویر Anonymous

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با تشکر از زحمات ائلیار
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این تاریخ جعل کردن با بازی با کلمات دیگر فایده ای ندارد با اب ریختن کسی نمیتواند چشمه درست کند این چشمه ها با تابش اولین پرتوهای خورشید حقیقت خشک خواهد شد جوری که انگار ابی نبوده
چون تورک ها التصاقی زبان اند پس سومری ها و هرچی التصاقی زبان هست همه تورک اند . عجب منطقی همین الان در هندوستان یک میلیارد نفرد تامیلی و دراویدی همگی زبانی دارند که از تورکی هم التصاقی تر است ایا هندی ها تورک اند الان در افریقا دو سوم قبایل سیاهپوست زبانشان التصاقی است چجور هست اونها سومری نیستند اتفاقا انها که چهره هایی شبیه تر به مجسمه ها و نقش برجسته های سومری مومجعد و سیه چهره و موفرفری دارند که ذره ای شبیه اصیل ترین تورکان زرد پوست چشم بادامی نیستند
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه کامنت قبل :
پسوند های مغولی در ترکی:
۱۰ – پسوند، «غُو» :
اِسپِی غو (به اندازه سپیدرنگ)– پلاس غو (به اندازه یک گلم)– پِیرو غُو (به اندازه یک پیراهن) – جُوب غُو (به اندازه – به مقدار)-قوندَر غُو (حساسیت به اندازه)– قونرغو (شرمنده و ملامت) – قَودَه غُو (به اندازه یک بسته علف)– سبد غُو (به اندازه یک سبد)– ماشِیو غُو (به اندازه یک پارچه پشمی)– لَچَک غُو (به اندازه یک چادر)– سِیرغو (به اندازه سیرشدن)– سالپُورغُو (به اندازه تمام سال)– شنوندغُو (آگاه کردن و شنواندن) و…
تصویر اسامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تغییر iبه u در ترکی رایج است. یولی و یولو.yoli,yolu
لی و لو هر دو پسوند مغولی هستند نه تورکی یکبار درباره پسوند های مغولی در زبان تورکی توضیح داده شد
اصولا زبانی با نام تورکی وجود ندارد که واژه و پسوند داشته باشد تورکی زبان یاکوت ها و چوواش ها است که کسانی که به لهجه غربی زبان مغولی گفتگو میکنند ان را اصلا نمیفهمند
یکسان بودن دستور زبان تورکی و مغولی که هر دو التصاقی اند:
باید این توضیح داده شود که در زبان ترکی، پسوندها نامحدود می باشند و بیشتر از نود و پنج درصد الفاظ الحاقی را پسوندها تشکیل می دهند به همین دلیل این زبان را پسوندی (التصاقی) میگوینداین واقعیت را باید بپذیریم که اصلا پسوند هایی که در مکالمات روزمره تورک ها رایج بوده و مورد استعمال دارند، هیچ ربطی به تورکی ندارند و 90 درصد انها از مغولی یا فارسی و عربی است
تصویر یوسف قشقایی آلتیک

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آیا آذری ها ، از نژاد ترک و مغول و اویغور و توران و چین و زرد و اسکیمو هستند؟ - یا از نژاد سومر و ایران و پارس؟ چون
از هر دو نژاد بودن غیر ممکن است یعنی هم از نژاد اردغان و تیمور لتگ باشند و هم از نژاد آشور بنی پال و همورایی و احمدی نژاد و زردشت و مظفرالدین شاه و طغرل بیگ سبکتکین !
نامها چیزی را ثابت نمی کنند . بغداد و تل آویو و تبریز و ارومیه و نینوا و مداین، اسامی ایرانی و هند- اروپایی هستند.
تاریخ گرایی به قصد سپاراتیسم و جدایی ، اندیشه ایست شونیستی فاشیستی و راسیتی که در غرب حدود 100 سال است که محکوم و غیرعلمی ثابت شده.
مردم ایران در مورد تاریخ و اسامی و سیاست و زبان و جغرافیای کشور خود تصمیم میگیرند و نه بلندگوهای اسرائیل و امریکا و انگلیس و عرب.و شیفتگان غرب زده رمانتیک خارج نشین .

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری