چرا حزب عدالت وتوسعه تركيه براي دوازدهمين بار پيروز شد؟

تشكيل جمهوري تركيه در سال 1923 در حالي عملي شد كه اعتبار مصطفي آتاتورك در نتيجه پيروزي افسانه اي در جنگهاي آزاديبخش در چنان حدي بود كه شايد براي تغيير دين اهالي هم كفايت ميكرد. مصطفي كمال آتاتورك با چنين اعتباري بود كه توانست مهمترين رفورمهاي تاريخ كشورهاي اسلامي را در زمان كوتاهي صورت قانوني بدهد. رفورمهاي مزبور در زماني انجام مي¬شد كه نزديك به كل اهالي كشور بيسواد بود و چه بسا كه بسياري از آنها در چهارگوشه كشور پهناور تركيه، خبر اين رفورمها را هم با تأخيري چند ساله دريافت كردند.

طبق اطلاعات جدول زير، از اولين انتخابات پارلماني كه حزب عدالت و توسعه رابا 34 درصد آراي رأي دهندگان به حاكميت رسانيد، تا رفراندوم اخير در 16 ماه آوريل 2017، طي پانزده سال متوالي، سكان هدايت كشور 80 مليوني تركيه را در دست گرفته است. در اين سالها بحرانهايي تركيه و منطقه پيرامون را  دريافته است كه اصولا بايستي قدرقدرت ترين اقتدارهاي سياسي را از مسند حكومت به زير  ميكشيد. اما چرا چنين نشده است؟

اين مقاله قصد جستجوي پاسخ براي آخرين پيروزي حب عدالت و توسعه را دارد كه تا ميتواند تا حدود معيني قابل تعميم به ديگر پيروزيهاي اين حزب در يازده مورد قبلي نيز، باشد.

 

 موضوع رفراندوم اخير هر چه بود، قبل از هرچيز، تبديل كردن  يك بظاهر "غير مسئله" non issue در وضع كنوني به موضوع يك همه پرسي بود. حزب عدالت و توسعه اين اقدام خود را با نيت  جلوگيري از پيش آمدن اوضاع بلاتكليفي پارلماني براي تشكيل كابينه،  توضيح مي­داد. اما اين توضيح به هيچوجه كافي نبود چونكه وضعيت بلاتكليفي مزبور تنها يكبار در 15 سال اخير بروز كرده است. (انتخابات پارلماني 7 ژوئن 2016) البته دلايل زيادي ميتوان يافت كه اصولا بايستي اقتدار حزب  عدالت و توسعه سالها قبل حاكميت را به رقبا واگذار مي­كرد.  صرف بودن در حاكميت براي احزاب سياسي، دوران از دست دادن محبوبيت است. بخصوص حكومت بيش از دو دوره حاكميت، حتي در دموكراسي­هاي پايدار، موجب خستگي رأي دهندگان و رويگرداني آنان مي­شود. رأي دهندگان تركيه، بعنوان كشور حكومتهاي كوتاه مدت (تا يكماهه و كوتاهتر) بايستي بسيار زودتر از اين دچار بيوفايي شده و از حمايت از اين حزب دست مي­كشيد.

با هر نگاهي به منظره سياسي تركيه و جناح بنديهاي احزاب موجود در صحنه، بايستي ستاره بخت حزب عدالت و توسعه در انتخابات پارلماني سال 2011 افول مي­كرد. يا اين حزب، حداقل بجاي آراي 50 درصد، با آراي بسيار كمتري وارد پارلمان مي­شد. 

شكرگزاري ابدي به درگاه حزب عدالت و توسعه؟

حتي اگر حزب عدالت و توسعه با ذكاوت سياسي عمل مي­كرد، تحولات جدي  در پايه اين حزب بايستي به سرعت حزب عدالت و توسعه را به جايگاه اوپوزييسون مي­راند. نيروهاي اجتماعي كه در سايه سياستهاي موفق حزب عدالت و توسعه از روستاييان فقير به طبقه متوسط در شهرهاي آناتولي تبديل شده­ اند، قشر جديد سرمايه ­داران موسوم به كالوينيستهاي اسلامي و جوانان عبور كرده از سيستم تحصيلات دانشگاهي طبق همه قوانين شناخته شده جامعه شناختي، دليلي براي ماندن در صفوف رأي دهندگان به حزب عدالت و توسعه نداشتند. همانطور كه در ايران دهه 1350 ديديم، اقشاري كه در نتيجه سياستهاي موفق دولتي، بهبود موقعيت يافته و وارد طبقه متوسط و گردونه فضاي سياسي جامعه مي­شوند، ملزم و محكوم به وفاداري ابدي به معماران وضعيت جديد نيستند. برعكس، رأي دهندگان (و افكار عمومي)  در كشورهاي در حال توسعه،  درست مثل دموكراسي­هاي پيشرفته، جماعتي "بي وفا" و سيال هستند كه حتي بدون يك نارضايتي آگاهانه و محسوس سياسي با صرف تغيير تعلق اجتماعي­شان به بلوكهاي جديد در نظام حزبي و گفتمانهاي جديد عمومي تمايل پيدا مي­كنند. جوان تحصيلكرده در دانشگاههاي كشور كه به كادر علمي در كشوري با سيمايي متحول تبديل شده است، حتي اگر حافظه اي نيرومند داشته و دوران نوجواني خود در شهرهاي كوچك تركيه را بياد بياورد، هرگز بر اساس جهان بيني و استباط سياسي خود در دوران گذشته، رأي به صندوق نمي ­اندازد.

ديروز بعداز اعلام نتايج رفراندوم تغيير قانون اساسي شاهد شديم، كه حزب عدالت و توسعه در شهرهاي بزرگي مثل استانبول، آنكارا، ايزمير و آنتاليا، شكست غيرقابل انتظاري را متحمل شد و درعوض آراي جديدي از مناطق محروم كردنشين جنوب شرق كشور دريافت كرد.

رويگرداني بخشي از رأي دهندگان شهرهاي بزرگ و اقبال رأي دهندگان مناطق محروم، از هر جهت قابل فهم و با توجه به تحولات اجتماعي دهه اخير تركيه قانونمند بود. در 15 ساله اخير، دانشجويان مشغول به تحصيل در دانشگاههاي تركيه از يك مليون و 900 هزار نفر به 6 مليون نفر رسيده است. اگر فارغ التحصيلان مقاطع قبلي حاصل اين افزايش را هم در نظر بگيريم، ميزان كادرهاي داراي تحصيلات دانشگاهي در تركيه، هرگز قابل مقايسه با سال 2002 نيست. اين رقم بنا به آماري، از 14 درصد در سال 2002 به به 40 درصد ارتقا يافته است. اين نيروي اجتماعي جديد هرگز نمي­تواند صرفا با شعارهاي توسعه اقتصادي و ثبات قانع شود. بحث بازگردانيدن مجازات اعدام كه به معني قطع بسيار قطعي ارتباط  با ارگانهاي بين كشوري  اروپايي است، تنش دائمي با غرب (حتي اگر مسئوليت صد در صد اين تنشها بر عهده كشورهاي غربي باشد)، توقف اصلاحات سياسي، عدم تحول جدي در بالا بردن كيفيت سيستم تحصيلي، مناقشه با نخبگان (حتي اگر بخشي از آنها متعلق به شبكه  فتح الله گولن باشد) و درجا زدن تركيه در كاتگوري كشورهاي داراي درآمد "متوسط بالا" از دغدغه ­هاي جدي اين نيروي اجتماعي است كه سالهاست پاسخي از حزب عدالت و توسعه نيافته است.

 ريشه تاريخي تبعيض و  تحقير عليه اكثريت جامعه

تشكيل جمهوري تركيه در سال 1923 در حالي عملي شد كه اعتبار مصطفي آتاتورك در نتيجه پيروزي افسانه اي در جنگهاي آزاديبخش در چنان حدي بود كه شايد براي تغيير دين اهالي هم كفايت ميكرد. مصطفي كمال آتاتورك با چنين اعتباري بود كه توانست مهمترين رفورمهاي تاريخ كشورهاي اسلامي را در زمان كوتاهي صورت قانوني بدهد با اين تأكيد كه اقدامات او اكثرا در حد "صورت قانوني" بر روي كاغذ و متن قوانين باقي ماند.

رفورمهاي مزبور در زماني انجام مي­شد كه نزديك به كل اهالي كشور بيسواد بود و چه بسا كه بسياري از آنها در چهارگوشه كشور پهناور تركيه، خبر اين رفورمها را هم با تأخيري چند ساله دريافت كردند. كشوري عقب مانده و محافظه كار، چسبيده به اروپا و با قوانيني مدرن!  پارادوكسي بزرگتر از اين قابل تصور نيست. اقليتي از نخبگان دولتي به همراه  قشر كوچك موسوم به "تركهاي سفيد" (بياض توركلر) هم برخوردار از ثروت و مكنت بودند و هم مشكلي با شيوه زندگي اروپايي نداشتند. سابقه تماس نخبگان حكومتي و  اشراف عثماني با اروپا (برخلاف ايران) به درازاي عمر امپراطوري عثماني بود. كاريكاتور زير از مجله ملانصرالدين، از نظر توضيح مشكل مزبور، بسيار گوياست. در اين كاريكاتور، هرچند روشنفكر آذربايجاني مسلمان قفقاز به آداب و رسوم زندگي  فرنگي آشناست (سمت راست) اما بخاطر ترس از فشار محيط سنتي در آذربايجان مجبور است رفتار دوگانه و كاملا متفاوتي در آذربايجان (سمت چپ) و پاريس داشته باشد. روشن است كه چنين فردي با تغيير قوانين و چراغ سبز حكومتي در زمان كوتاهي، شيوه زندگي خود در آذربايجان را هم به همان شكل زندگي در پاريس عوض كند. 

 

  در چنين اوضاعي وقتي رفورمهاي دوران صدر جمهوريت تركيه صورت رسمي مي­يابد، تنها يك قشر كم تعداد اهالي مثل زوج ترسيم شده در كاريكاتور فوق، با شيوه زندگي در نظر گرفته شده در اصلاحات مزبور، آشنا بودند. در روايات مربوط به آن دوره ميخوانيم كه مصطفي كمال آتاتورك در اقداماتي آشكارا متظاهرانه به خوردن شراب در انظار عمومي و تشكيل مجالس رقص به همراه دولتمردان و  همسران آنها مي ­پردازد تا به رواج شيوه فرنگي زندگي كمك كند. روشن است كه حتي در يك شهر كوچك، رواج دادن يك شيوه جديد زندگي با اين شيوه ­ها ممكن نيست. با مرگ آتاتورك (10 نوامبر 1938) ميدان تركيه از تأثير اين مركز نيرومند جاذبه و اعتبار خالي شد. از آن زمان دوره 12 ساله رياست جمهوري عصمت اينونو شروع شد. توجه كنيد كه ركود عظيم اقتصادي در دوران بين دوجنگ اول و دوم جهاني شروع شده بود و تا اواخر اقتدار عمت اينونو ادامه داشت. رشد اقتصادي تركيه در همه اين سالها با سرعت اندكي ادامه داشت اما هرگز نتوانست شاهد آن خيز بلندي باشد كه براي فائق آمدن بر دوران فطرت منجر به سقوط امپراطوري عثماني و دوران مابين دو جنگ جهاني، لازم بود. نمودار زير نشان مي­­دهد كه منهاي سقوط دوران جنگ جهاني دوم، منحني رشد اقتصادي كم و بيش با شيبي ملايم تا سال 2002 يعني سال به قدرت رسيدن حزب عدالت و توسعه ادامه مي­يابد.  چنانچه از گرافيك زير بر مي آيد، خيز بلند مزبور درست از سال به قدرت رسيدن حزب عدالت و توسعه در سال 2002 (داخل كادر قرمزرنگ)  اتفاق مي افتد.

 

 ميتوان رابطه ثروت و تغيير شيوه زندگي را زير سوآل برد. اما بايد توجه كرد كه جهت انجام اصلاحات مهم در عرصه فرهنگي و اجتماعي، رشد اقتصادي يك پيش شرط حتمي است. اگر دانش آموز يك شهر كوچك به دانشجو در جايي دور و در يك شهر بزرگ تبديل نشود، احتمالا نه دوست دختر/پسري خواهد داشت و نه زندگي شبانه و مجالس رقص و جشن دانشجويي. براي اين كارها هم دانشگاه، استاد، خوابگاه و ... لازم است كه همه شان مستلزم رشد اقتصاد و افزايش درآمد دولت است. بد نيست بدانيد كه دولتهاي قبل از حزب عدالت و توسعه 89 ليره از 100 درآمد مالياتي را صرف پرداخت هزينه ميكردند. حكومت عدالت و توسعه اين نسبت را معكوس كرده و سهم بهر قروض دولتي را به رقم متعارف 11 درصد رسانيد. در كنار اين تحول مهم، با سه برابر شدن اقتصاد، سهم دولت از قبنل جمع آوري ماليات 27 برابر شد. ثروتي بزرگي كه صرف ساختن زيرساختهايي شد كه براي عملي شدن قوانين مصوبه دوران مصطفي كمال آتاتورك، ضروري بودند. فلذا حكايت حزب عدالت توسعه، تنها يك افزايش درآمد اقتصادي و  سپردن درآمدها به بانك مركزي نبوده است. از قبل اين بهبود اقتصادي، طبقه متوسط جان جديدي گرفت و در مدت زمان كوتاهي (دهه 2000) شيوه زندگي اين طبقه، حتي سيماي شهرهايي چون  كونيا، بورسا، كايساري، آكساراي، ترابوزون و شهرهاي كوچك سنت زده زيادي را تغيير داد. اگر در دوره حاكميت 79 ساله قوانين لائيك، از امكانات مادي لازمه تغيير شيوه زندگي، چندان خبري نبود، با افزايش مكنت اقتصادي شهروندان، شهرداريها، سيستم پزشكي، سيستم تحصيلي و كل بخش عمومي، سيماي شهرهاي تركيه متحول شد. تأسيس شهركهاي صنعتي بيشمار به همراه شبكه وسيع فرودگاهها، بندرها و اوتوبانهاي كشور به همراه دانشگاههاي جديد در سرتاسر كشور، جابجايي جمعيتي و غلبه شيوه زندگي  شهري را سبب شد.

اگر رقم 14 درصدي دارندگان تحصيلات عالي در سال 2002 را با رقم محدود نخبگان دولتي، قشر مرفه جمع بزنيم، تصور اينكه تا دهه 1990، ميزان نفوسي بيش از 25 درصد جامعه از موقعيت ذهني و امكانات مادي سكولاريزه كردن شيوه زندگي خود برخوردار بوده ­اند، ممكن نيست. يعني در انقضاي دوره تاريخي 79 ساله مورد بحث، تنها يك اقليت 25 درصدي اهالي داراي شيوه زندگي فرنگي مورد نظر مصطفي كمال آتورك بوده است.

شيوه تبعيض و تحقير عليه اكثريت

نحوه رفتار آن اقليت 25 درصدي با اكثريت محافظه ­كار كشور تركيه چگونه بوده است؟ جواب كوتاه اين سوآل ، "تبعيض و تحقير" است. مهمترين نشانه اين تحقير، ممنوعيت ورود دختران محجبه به دانشگاهها بود. معني آزادي ورود اين دختران به مدارس متوسطه و ممنوعيت ادامه تحصيل آنها چيزي نيست جز اينكه آنها لايق شغلهايي مثل پرستاري، فروشندگي و باغباني هستند و نه بيشتر.

از سوي ديگر، القابي چون "مرتجع"، "عقب مانده ذهني"،  "كله بتون" و "كهنه كله" براحتي نثار اكثريت جامعه مي­شد. گذاشتن بالاترين حد نصاب جهاني براي ورود به پارلمان هم اگر از سويي براي جلوگيري از نيروهاي راديكال چپ و سياسيون كرد بود از سوي ديگر براي جلوگيري از ورود نيروهاي سياسي منتسب به اكثريت محافظه كار كشور بود. 

در فيلمها، كانالهاي تلويزيوني و توليدات فرهنگي اين دوره، اكثريت جامعه تركيه غايب بود. از گويندگان كانالهاي تلويزيوني تا مهمانداران شركتهاي هواپيمايي جولانگاه دختران جوان و زيباي موبور و بدون حجاب بود. تاريخ تحقير اكثريت جامعه در تركيه داستاني پر آب چشم است.

 

"چرا رأي من با رأي يك چوپان  كوهي، برابر باشد؟"!

يكي از معروفترين اين موارد، مربوط به دختر جواني بنام آيسون كاياجي است. در يك برنامه تلويزيوني، "مژده آر"، پينار كور و آيسون كاياجي شركت داشتند.  آنچه در فيلم باقي مانده از آن برنامه ديده مي­شود، نحوه رفتار و سخنان پينار كور و آيسون كاياجي، سرشار از نخوت و تحقير اكثريت جامعه است. صحبت به جاي اينكه، يك مورد خاص از اظهار نظر انفرادي از سوي يك دختر جوان باشد، انعكاس روحيه حاكم بر اقليت صاحب امتياز حاكم بود و در همان موقع موج وسيعي از بحث عمومي در كل تركيه را موجب شد. (لينك كليپ ويدئوئي برنامه تلويزيوني مورد اشاره) آيسون كاياچي در اين برنامه صراحتا معترض برابر بودن رأي خودش با رأي مردم محروم است. وي ميگويد: "چرا رأي من با رأي يك چوپان كوهي برابر باشد؟" (!)

جالب است كه نوع شديدتر اين نوع تحقير از سوي فتح الله گولن بر عليه رهبران كنوني حكومت تركيه از حزب عدالت و توسعه انجام مي­شود. عليرغم اينكه خاستگاه طبقاتي و خانوادگي  شخص فتح الله گولن از فقيرترين قشر روستايي تركيه است و خودش حتي از تحصيلات حداقل مدرسه اي محروم است، از رهبران حزب عدالت و توسعه كه اكثر برخاسته از خانواده ­هاي شهري بوده و همگي داراي تحصيلات آكادميك هستند، بعنوان ساكنان ديروزي حلبي ­آبادها كه امروز صاحب قصر شده­اند، ياد مي­كند!

جالب است كه مشابه نظرات آيسون كاياجي از سوي يكي از دوستان ايراني مقيم تركيه هم در روز برگزاري رفراندوم مورد بحث هم بيان شده است:

"ترکیه را به عنوان مدل دموکراسی معیوب در کتابهای درسی علوم سیاسی درس خواهند داد. کشوری که درش دموکراسی هست، ولی اصول لیبرالیسم، یعنی آزادیهای پایه شهروندان، در ان بدرستی رعایت نمی شود. کشوری که بر اساس آرا اکثریت شهرستانهایش که آزادی دغدغه اصلی ایشان نیست، نه اکثریت شهرهای بزرگش که برایشان آزادی مهم است، اداره می شود" (به نقل صفحه فيسبوكي اين دوست)

فرق سخنان فوق با نقل قولي كه از زبان آيسون كاياجي آمد، در جايگزين شدن "شهرستان" بجاي "چوپان كوهي" است! مي­دانيم كه در ايران، "شهرستاني" مترادف محترمانه جا افتاده براي "روستايي" است. 

 

 شما را به دريا ميريزيم!

دو نفر از نمايندگان پارلمان تركيه از حزب كماليست CHP مخالفين خود را تهديد به ريختن به دريا نمودند. يكي از آن دو، دنيز بايكال نماينده اين حزب از آنتاليا و دبيركل سابق اين حزب است. او گفت كه چنانچه طرفداران "آري" ببازند، خوشحالي ما به اندازه خوشحالي پدرانمان از ريخته شدن دشمنان خارجي در ايزمير به دريا خواهد بود!

يك هفته بعد در 23 ماه آپريل [با باختن طرفداران "آري"، چنان جشني خواهيم داشت كه شادي ما مثل روزهاي 9 سپتامبر 1922 به هنگام ريختن دشمن از ايزمير به دريا خواهد بود! (لينك كليپ ويدئويي سخنراي دنيز بايكال)

دنيز بايكال در سخنراني مزبور، آشكارا، وعده شادي مشابه پيروزي بر دشمن در سال 1922،  در صورت شكست آلترناتيو "آري" را مي­داد. مثل اينكه يك حزب سياسي در روسيه امروز، حزب سياسي رقيب را تهديد كند كه ما عنقريبا شما را شكست خواهيم داد و شادي ما مثل شادي روز نهم ماه مه 1945 در زمان پيروزي بر آلمان هيتلري خواهد بود!

ديگر  نماينده پارلماني حزب كماليست CHP كه وعده ريختن طرفدان "آري" و حزب عدالت و توسعه از ايزمير به دريا را داد، فردي بنام حوسنو بوزكورت نماينده مردم كونيا بود. فرق اين دو پيام عجيب و غريب در اين نكته بود كه دنيز بايكال وعده شادي بزرگ در صورت شكست آلترناتيو "آري" را مي­داد اما از عجايب منطق حاكم بر ذهن "حوسنو بوزكورت" وعده ريختن طرفداران آلترناتيو "آري" در صورت پيروزي آنها بود!

يعني اگر طرفداران "آري" شكست ميخوردند، دنيز بايكال به  جشن بزرگ خود مي­رسيد و اگر پيروز مي­شدند، از سوي حوسنو بوزكورت به دريا ريخته مي­شد! ترجمه سخنان در زير در مي­آيد با اين توضيح كه ديدن ويدئوي سخنان وي براي فهم علت دوازدهمين پيروزي حزب عدالت و توسعه مهم است:


"ما انقلابي هستيم... نتيجه رفراندوم 60-65% "نه" خواهد بود. اما رفقا! اما رفقا! تصور كنيد كه "آري" برنده شده. هيچكسي دچار توهم نشود!...ما بازهم از سامسون شروع ميكنيم، به آماسيا ميرويم، به سامسوم ميرويم، به آنكارا ميرويم، به اينونو، ساكاريا و دوملو پينار ميرويم،  اگر ما شما را تا ايزمير تعقيب نكرديم، شير مادر حراممان باد. شما و هفت پشت خاندان شما را، امپرياليستها را هم از ايزمير به دريا خواهيم ريخت. اين كشور را به حرامزاده هايي مثل شما نخواهيم داد. روز 16 آپريل، "نه" پيروز خواهد شد و شما مثل قذافي، مثل صدام حسين، مثل هيتلر، مثل موسوليني، محو شده و خواهيد رفت. در عرض يك سال ما حكومت را تشكيل خواهيم داد." (لينك كليپ ويدئويي سخنان حوسنو بوزكورت نماينده حزب كماليست CHP از شهر كونيا)

دو بيان فوق، در اصل بخشي از تحقير اكثريت جامعه و هيچ حساب كردن آرا و نظرات آنان است. هردوي اين  نظرات موجي از انزجار در جامعه تركيه بر عليه دونفر مزبور ايجاد كرد كه در نهايت به پيروزي آلترناتيو "آري" كمك كرد.

اوپوزيسيون داراي مشكل اعتبار

ميدان سياست ميدان "اعتبار" است.  شهروندي كه آراي خود را به نفع كسي به صندوق مي­ريزد، هيچ ضمانتي براي اينكه آن حزب يا سياستمدار به وعده­ هاي خود وفادار خواهد ماند يا توانايي عمل به شعارهايش را خواهد داشت، دريافت نمي­كند و از اينرو بايستي در يك پروسه عقلاني و احساسي نسبت به حزب يا سياستمدار مورد نظر كسب "اعتماد" كند.  امروزه كسب آراي نزديك به 50 درصد و حتي عبور از مرز 40 و 35 درصد براي احزاب سياسي، موفقيتي دست نيافتني تلقي ميشود. در چنين روزگاري بخصوص در كشوري مثل تركيه كه متوسط عمر حكومتهايش يك سال و نيم و عمر برخي از آنها به كمتراز ماه رسيده است، كسب نيمي از آراي رأي دهندگان در يك دوره طولاني را بايستي به نحو اقناع كننده­اي توضيح داد.

پاسخ سوالي كه در تيتر اين مقاله داده شده است، در اين نكته نهفته است. بي اعتباري حريفان.

كماليستهاي تركيه هر ايرادي كه داشته باشند، از نظر آشنايي با شعارها و ارزشهاي سوسيال دموكراتيك، گفتمان باب روز، آشنايي با زباني مدرن و پيش برد تبليغات و سازماندهي افكار عمومي طرفدار خود، بيش از يك سر و گردن از حزب عدالت و توسعه جلوترند. مشكل اين قشر و حزب آنها يعني حزب جمهوريخواه خلقCHP ناتواني در جذب اعتماد رأي دهندگان جديد است. توده ­هايي كه از سياستهاي سالهاي اخير حزب عدالت و توسعه ناراضي ­اند، هيچ اعتمادي به CHP ندارند. اصولا زماني در 15 سال گذشته بايستي جايگاه اين دو حزب عمده در پالمان عوض مي­شد. اما چنانچه در جدول زير روشن است، انتخابات از پي انتخابات عليرغم انواع بحرانها و نارضايتهاي موجود، اين تفاق نيفتاده است و حتي وقتي در انتخابات 7 ژوئن 2015 بخش مهمي از رأي دهندگان حزب عدالت و توسعه قصد تنبيه حزب خود را داشته اند، فرقي در ميزان آراي حزب كماليست CHP بوجود نيامده است  كه هيچ يك درصد آرا را هم از دست داده است. به بيان ديگر چنانچه در زجدول زير قابل مشاهده است، حزب حاكم ده درصد از آراي خود را نسبت به انتخابات سال 2011 از دست مي­دهد، اما حزب اصلي و عمده اوپوزيسيون بجاي كسب همه يا مقدار مهمي از آن آراء، يك درصد آراء قبلي خود را هم از دست مي­دهد!!

 

 غيرقابل اعتماد بودن حزب جمهوريخواه خلق بعنوان حزب رهبر اوپوزيسيون (خارج از حاميان 25 درصدي خودش) از موانع اصلي دست به دست شدن حكومت در تركيه است چراكه رسم برا اين است كه مقدم بر اينكه بازنده اي باشد، بايستي نيرويي با عزم وتوانايي بردن در جامعه ظهور كند. بخش مهمي از بي اعتمادي به حزب جمهوريخواه خلق، مربوط به تاريخچه ناتواني كماليستها در تاريخ تركيه است. يكي از اين موارد، مربوط به مسئوليت كمال قليچداراوغلو رهبر امروزي CHP است كه در جريان تبليغات براي رفراندوم ديروز هم به وسعت رسانه ­اي شد. قليچدار اوغلو در دهه 1990 مديركل SSK يا "بنياد بيمه­ هاي اجتماعي تركيه" بود. وضع اسفناك حاكم بر بيمارستانهاي اين مجموعه در آن سالها از سوي برنامه­ سازان كانالهاي تلويزيوني به وسعت زير انتقاد بوده است.

"ساواش آي" يكي از معروفترين برنامه­ سازان كانالهاي تلويزيوني تركيه در دهه 1990، در صفحه تلويزيون نشان مي­دهد كه بيمارستانهاي زير مسئوليت كمال قليچداراوغلو به معني كامل كلمه فاجعه ­اي بيش نيستند. (لينك فيلم برنامه) در فضاي قطبي و غلبه رفتارهاي پوپوليستي بر تبليغات سياسي در تركيه، اگر قليچداراوغلو سعي مي­كرد با توسل به حديث و آيات دين، "غيرشرعي" بودن آلترناتيو "آري" را فتوا دهد، رجب طيب اردوغان نيز با نمايش فيلم مزبور در متينگهاي تبليغاتي، براي نسل جديد رأي دهندگان تركيه، ناتواني قليچداراوغلو در اداره احتمالي مملكت را،  از ناتواني وي در سامان دادن به حوزه مسئوليت خودش در دهه 1990 نتيجه مي­گرفت.  فهم تأثير بيش از حد اينگونه نمايشات بر استنباط رأي دهندگان از ناتواني قليچداراوغلو، دشوار نيست. تصور كنيد كه بعداز نمايش بيمارستانهايي كه بشكه پراز آشغال بالاي سر بيماران جراحي ديده ميشود، فيلمي از بيمارستانهاي مدرني كه عمليات جراحي توسط روبوتها انجام مي­شود، نمايش داده شود! لينك دو نمونه از اين فيلمها:

1.لينك فيلمي از برنامه "تيم A" ساخته ساواش  آي كه ويدئوي بيمارستانهاي تحت مسئوليت قليچدار اوغلو با حضور وي در استوديو در پخش مستقيم نمايش داده مي شود.

2. لينك فيلمي از بيمارستانهاي امروزي تركيه كه در يكي دو ميتينگ مربوط به رفراندوم اخير، بعداز فيلم فوق در ميدان و براي بينندگان تلويزيون نمايش داده شد.

از مواردي كه در تبليغات نيشدار متقابل بر عليه قليچداراوغلو مطرح مي­شد، ناتواني وي در يافتن  صندوق رأي در رفراندوم قبلي بود. (رفراندوم اصلاح قانون اساسي 12 سپتامبر 2010، لينك منبع همزمان خبر ماجرا) اين معيار يعني توانايي مديريت در بخش خصوصي يا دولتي در دموكراسي هاي پيشرفته هم، محك مهمي براي رأي دهندگان در اعتماد يا عدم اعتماد به رهبران سياسي است.

خلاصه مطلب و پايان آن

حزب جمهويريخواه خلق كه براي چند دهه تنها حزب انحصاري دولتي بود،  از نظر اكثريت شهروندان تركيه، تمثيلي است از دوران انكار، تحقير و تبعيض. در اين احساس اكثريت محافظه كار تركيه با شهروندان كرد اين كشور هم­نظرند. در رفراندوم ديروز هم عملا ريزش آراي حزب عدالت و توسعه در چهار شهر بزرگ تركيه با افزايش  آراي شهروندان كرد، جبران شد. (به جدول زير نگاه كنيد)  علاوه بر اين بار منفي ذهني، مانع ديگر مهم بر سر راه حزب جمهوريخواه خلق براي انجام وظيفه خوش بعنوان حزب عمده اوپوزيسيون يعني به زير كشيدن حزب عدالت و توسعه از مسند قدرت بلامنازع پانزده ساله ­اش، عدم اعتماد به قدرت مديريت رهبران اين حزب كماليست است. 

منبع: 
سايت ايران امروز
انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" اردوغان و انتخابات فرانسه "" از کامنت‌های قبلی‌ من، چنین برآورد می‌‌شود که مارین لپن برنده انتخابات فرانسه خواهد شد، با تضعیف و فروپاشی اتحادیه اروپا، یک ترکیه قدرتمند پا به عرصه ژئوپلوتیک جهانی‌ خواهد گذاشت، چپ‌ها و کمونیست‌ها در فرانسه هیچ شانسی‌ ندارند و "" تحولات ونزوئلا، آخرین میخ را به افکار پوسیدهٔ کمونیستی خواهد کوبید "".

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" شاهد عکس‌العمل متفاوت بازار، در صورت پیروزی مارین لپن در فرانسه خواهیم بود "" عکس‌العمل بازار، به پیروزی اردوغان در رفراندوم ترکیه، بسیار مثبت بود، چونکه این پیروزی، تضمین ثبات است و بازار همیشه عاشق چشم و ابرو ثبات بوده است ( بر خلاف کمونیست ها، دشمنی با بازار، ونزوئلا را ببینید به کجا کشانده )، ولی‌ پیروزی مارین لپن، marine le pen فروپاشی اتحادیه اروپا را، قطعی خواهد کرد. تشکیل بلوک‌های جدید اقتصادی، در این مرحله، جالب خواهد بود، انگلستان با ترکیه، وارد اتحاد خواهد شد، آلمان و فرانسه، به کدام سؤ، خواهند لغزید؟ آیا جامعه شناس‌های ساده لوح تحصیل کرده خارج، با مبنا قرار دادن " پسا ساختار گرائی و پست مدرنیسم کزائی " جوابی به این دارند؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" پیروزی مارین لپن Marine Le Pen ، پیروزی اردوغان است "" فرار سرمایه از اتحادیه اروپا و بسوی ترکیه، به نفع تمام خاورمیانه است، مارین لپن شاید انکار کند که دانلد ترامپ فرانسه نیست، ولی‌ واقعیت این است که اروپا و فرانسه دیگر مهد آزادی نیست، دیگر آن د ورانی نیست که فرانسه " مجسمه لیبرتی / آزادی " را به آمریکا بفرستند، پیش بینی‌ من این است که تقاضا برای طلا به دلیل بی‌ ثباتی، افزایش خواهد یافت، نه تنها اردوغان، خاورمیانه، بازار طلا از پیروزی مارین لپن خرسند خواهند شد بلکه ترامپ نیز از تحول خرسند خواهد شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" در ستایش روحیه کارآفرینی ببرهای آناتولی """ در افق تحولات سریع ژئوپلتیکی و شیفت قدرت جهانی‌، ببرهای آناتولی میدانند که "" جاده ابریشم "" از بعدی دیگر نیز، برای توانمند سازی دنیای ترک، حیاتی‌ خواهد بود، آسیای مرکزی "" مشکل کم آبی‌ دارد ""، با احداث مسیر خط آهن جاده ابریشم از آسیای مرکزی، چین باید با استراتژی دقیق و محاسبه شده، مانع تبدیل مشکل بی‌ آبی‌، به بی‌ ثباتی شده و مسیر جاده ابریشم را، بی‌ ثبات کند. درک مشکلات پیش رو و " تبیین استراتژی برای جلوگیری از صدمات تخریبگر آن "" نیاز به شم سیاسی دارد و تیم‌ اردوغان به آن واقف است، جامعه شناس‌های ساده لوح تحصیل کرده خارج، این مشکلات را با پسا ساختار گرائی و پست مدرنیزم کزائی نمیتوانند حل کنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من نمی دانم اقای اردبیلی از چی اردوغان حمایت می کند. ایا از تعصب اردبیلی ها به مذهب با این نوشته ارتباط دارد؟
اردوغان به خاطر مرسی رئیس جمهوری قبلی مصر که 1000% عامل امریکا و انگلیس بود و وابسطه به اخوان المسلمین یکی از عقب افتاده ترین مذهبها در زمان حال رابطه ترکیه با مصر را بهم زند. ایا ترکیه چه منافعه ای در اخوان المسلمین داشت ؟ هیچی . فقط شخص اردوغان منافع داشت. اردوغان تا 5-6 ماه قبل از کودتای سال گذشته کامپلت در اختیار امریکا بود.
اردوغان قدم به قدم ترکیه را به طرف جمهوری اسلامی ترکیه خواهد برد. هدفی که استراتژی امریکا و انگلیس در بلند مدت است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" دنیای ترک و کلان شهرهای آن، باید برای تبدیل شدن به ( مراکز مالی‌ جهانی‌ ) استراتژی تبیین کنند "" فرانکفورت، زوریخ و لندن از مراکز مالی‌ اروپا هستند، با برگزیست " خروج انگلستان از اتحادیه اروپا " حفظ جایگاه ممتاز مالی‌، برای این مراکز مالی‌، مشکل خواهد شد، در سطح دنیا، شانگهای چین، جاکارتا اندونزی، دوحه، کازابلانکا در شهرهای حائز شرایط برای مراکز مالی‌ آینده هستند، استانبول و باکو، باید برای تبدیل شدن به مراکز مالی‌، استراتژی و تاکتیک خود را، تبیین کنند. اردوغان در ۱۶ می‌، با ترامپ دیداری خواهد داشت، در همین ماه می‌‌همچنین، اردوغان صفری به چین پیرامون جاده ابریشم خواهد داشت. گفتمان‌های کمونیست‌ها و جامعه شناس‌های ساده لوح تحصیل کرده خارج و پسا ساختار گرائی و پست مدرنیسم مزخرف آنان، نگذاشته این مباحث مطرح شوند.
تصویر کیانوش توکـلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوشته تحقیقی و تحلیلی خوبی است . بنظر منهم ترکیه اتاتورک ونظام پهلوی(با تفاوت های دو کشور) در شرایط خاصی از تناسب قوای جهانی آن روز دنیا بر سرکار امدند و روند نظام سکولار ایران در 38 سال پیش با انقلاب اسلامی سد شد و روند لائیک_ دمکراتیک و نظام پارلمانی ترکیه توسط اردوغان محدود شد . با این وجود اکثر تحلیل گران ایرانی در مقایسه اردوغان با خامنه ای غلو نمایی می کنند. برخی تفاوت ها مابین اردوغان و رهبران ایران از این قرار است: اردوغان اسرائیل را به رسمیت می شناسد و با امریکا رابطه خوبی دارد . ایران اسلامی در ضدیت با اسرائیل و با امریکا دشمنی می ورزد . اردوغان سیاستمدار فرصت طلبی است که منافع ملی _ عمومی کشورش را مد نظر دارد در حالی که خامنه ای سیاستمدار دگماتیست ودقیقا ضد منافع ملی_ عمومی ایران است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

این رفراندومی که با آب و تاب از آن دفاع می کنید، با تمامی تقلب کاریهایی که حذب عدالت و توسعه کرده بود، باز هم اردوغان باخته بود و در ساعات آخر بیش از ۲ میلیون آراء بدون مهر رسمی به صندوقها پر کردند تا برنده شوند. آقای اردبیلی با مقایسه دو فیلم در مورد وضعیت بیمارستانها مثلأ ثابت کرده است که حزب جمهوری خواهان ترکیه مملکت را به ویرانی می کشیده و اردوغان نجاتش داد. فیلم اولی در مورد مادری است که بیست سال پیش در ازمیر، شاکی بیمارستانی است که آزمایش خون پسر نو جوان او را به تاخیر انداخته است و نیتیجه می گیرد که حزب جمهوری خواهان ترکیه به مردم اهمییت نمی داده است و اردوغان هم ب نمایش این فیلم رای مردم را عوض کرده است ( تعداد بینندگان این فیلم ۱۸ هزار نفر است). یعنی اگر همه کسانی که این فیلم را دیده اند به اردوغان رای بدهند، قطره ای د ر اقیانوس نیستند.
فیلم دومی یک ویدئو

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" تمرکز به تحولات ترکیه، جای تمرکز به تحولات ایران را گرفته است "" آزربایجان جنوبی و فعالان ترک، در حال "" عبور از گفتمان ۳ سه گروه ۱- کمونیست‌ها / چپی‌ها / توده ای‌ها ۲- جامعه شناسان ساده لوح تحصیل کرده خارج و ۳- شاهنامه خوان‌ها و قرائت پوچ و تهی آنان از تحولات "" هستند. در ایران و جامعه شاهنامه خوان، دیگر چیزی برای اصلاح وجود ندارد، کمونیست‌ها ، جامعه شناس‌های ساده لوح تحصیل کرده خارج و شاهنامه خوان‌ها نیز، با بحث‌های بی‌ اساس " پان ترک، آذری / فازری ، پسا ساختار گرائی / پست مدرنیسم کزائی ، حمایت از تروریست‌های کمونیست پ ک ک ، و و بی‌ اعتباری جایگاه خود را، در تحولات منطقه ثابت کرده اند، اینها همان جوانان طرفدار تراکتور آزربایجان را، که بزودی در حمایت از سیل زدگان آزربایجان، به مصاف پان فارسیسم / پان ایرانیزم خواهند رفت، پان ترک نامیدند و با نظریه پردازی پیرامون پان ترک کزائی، به دست رژ

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تحلیلگران ایرانی وقتی که می خواهند در مورد رفراندوم ترکیه اظهار نظر کنند، با تخیلات انتزاعی خودشان را در عالم اوهام در راس موضع سکولار دمکراتهای آمریکا و اروپا گذاشته و به سکولاریزیم در حد قابل قبول ترکیه به چشم حقارت نگاه می کنند، در صورتیکه اینها باید خودشان را در جایگاه هموطنان شاهنامه خوان تهرانی خود ببینند که از ساعت دو شب همراه با پتو، غذا، تخمه و تلفن دوربین دار سعی می کنند زودتر از همه، جان بی نفس خودشان را به محل اعدام می رسانند، تا لحظه جان دادن انسانی را در بالای دار از نزدیک تماشا کنند، و یا خودشان را بجای هموطنان شیفته فال حافظ و گلستان و بوستان سعدی در شهر شیراز ببینند که مامورین بهداشت و شهردای برای قتل عام سگهای شهر با تزریق آمپول اسید آنها را زجر کش می کنند و اهالی از دیدن این صحنه های دلخراش، حال می کنند، آنها چگونه جرعت می کنند با این سطح میانگین دیدگاه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حرکت ملی آذربایجان جنوبی در حال گذر به یکی از حساسترین دوران رهایی از توطئه های دوست نماها است. از طرفی اسلامیستهای به اصطلاح مدرن ترکیه دشمنی آشکار خود با ملی گرایی را با همکاری حزب به اصطلاح ملی گرای ترکیه پیش می برند و با استفاده از تنی چند از آزربایجانیان ساکن آنکارا، برای منحرف کردن این حرکت برنامه ریزیهای متعددی انجام داده اند و از طرف دیگری اشخاصی مثل آقای اردبیلی آشکارا از تولد دیکتاتوری و تجزیه ترکیه دفاع می کنند. هضم این یکی واقعأ سخت است که چپ دیروزی که خود شاهد و قربانی رفراندوم جمهوری اسلامی ایران بوده، این بار از رفراندوم جمهوری اسلامی ترکیه دفاع می کند. آیا شروع دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایران با رفراندوم قانون اساسی و سوال "بلی یا خیر" شروع نشد؟ سپردن قوه قضائیه به دست اردوغان و حق انحلال مجلس، حق وتو کردن قوانین به دست اردوغان، با شناختی که از کارنامه او داریم از

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در حالى كه نيروهاى مترقى و آزاديخواه در تركيه از جان و دل با سلطانى اردوغان مبارزه مى كردند و مبارزه مى كنند و اين مبارزه آنها مى تواند الگوى ديگر آزاديخواهان جهان منجمله ايران باشد، اما عوامل اردوغان اسلامى در ايران كه خود راست و دروغ ادعاى سكولار ليبراليستى دارند در حال ماله كشى و توجيه خلافت اسلامى اردوغان هستند. اسم نويسنده مقاله را سرچ كردم در حالى كه ادعاى حقوق ملى آذربايجان و يا تركها را دارد اما سيل هموطنانش را برده است و ايشان بجاى اينكه دغدغه سيل زدگان كشورش را داشته باشد دغدغه توجيه سلطنت اردوغان و تركيه را دارد. هموطنان آذربايجانى ما بايد در اين روزهاى سخت واقف باشند كه اين پان تركيستها بدنبال دغدغه تركيه هستند و جان و حقوق هموطنان آذربايجانى ما براى اينها هيچ ارزشى ندارد. هموطنان آذربايجانى ما اگر فعاليتهاى قومگرايان را در شبكه هاى اجتماعى و اينترنت رصد كنند خواهند ديد كه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" دوران گفتمان مسلط ( اروپا محور - به مرکزیت اروپا ) به پایان رسیده است "" تحلیل منصفانه و " straight to the point, "، از این به بعد، چندین فاکتور، برای پیشروی ترکیه در ابعاد اقتصادی / ژئوپلتیکی زروریت خواهند یافت. ۱- فرار از " دام درامد متوسط " با ورود به کشوری با سطح " درامد بالا " ، ۲- انقلاب لجستیکی با بهره واری از تمام مزایای ژئوپلتیکی کشور ترکیه ۳- جهش بسوی ترکیبی‌ از " کمالیزم - عثمانی " در بافت هویتی جامعه ۴- استراتژی دقیق در جذب سرمایه / کاپیتال اروپا در حال متلاشی . ببینید درک کمونیست‌ها و سکولار‌های ما، تا چه حد از مرحله پرت است که چپی / توده‌ای ما، در میدان بورژواها قرار می‌گیرد و ادعا می‌کند که با این رفراندوم، حق زحمت کشان / کارگران، پایمال شده است، اینها همان هائی هستند که از کودتای گولن نیز، حمایت کردند.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری