فدرالیسم شعار ضروری مرحله کنونی

طرح یک شعار دمکراتیک در جامعه که بتواند مطالبات عقب مانده کشور را تامین کند و در عین حال هزینه کمتری داشته باشد و گره هی از گره های اساسی کشور را حل کند و در عین حال به قصد ساختن و برای یک تغییر دمکراتیک مهر خود را بزند میتواند برای هر جامعه ایی مفید باشد. فدرالیسم بالقوه مطالبه حدودا ۶۵ درصد مردم ایران است. اگر جامعه فارس خود را در تقابل با فدرالیسم ببیند، این همه جامعه فارس نمیتواند باشد. بخش ترقی خواه آن مطمئنا در کنار دیگر مردمان ایران خواهد بود.

یکی از دوستان در بخشی از یاداشت خود نوشته اند که «مساله استقلال و یا فدرالیسم در وهله بعدی اهمیت قرار دارد. زیرا تا ایجاد ذهنیت دمکراتیک به معنای واقعی و قبولاندن اصل حق تعیین سرنوشت چنان راه درازی در پیش داریم که به نظرم از اکنون نیازی به صرف انرژی بالفعل خود برای بحث استقلال و یا فدرالیسم نداریم. ».
اما من تصور میکنم که این فکر با حضور و حیات یک جنبش سیاسی واقعا موجود خوانایی ندارد. یعنی نمیتوان یک جنبش سیاسی را با احزاب و سازمان های سیاسی اش در نظر گرفت که هدف سیاسی نداشته باشد. مثلا آرمان حزب میتواند تشکیل دولت ایالتی در آذربایجان و تشکیل یک جمهوری فدرال در سراسر ایران باشد و یا آرمان حزب میتواند جدایی از ایران باشد. این هم یک هدف سیاسی است برای تشکیل یک دولت مستقل. فارق از درست و یا نادرست بودن این استراتژی ها، بدون یک هدف سیاسی حزب یا گروه سیاسی نمیتواند مدعی فعالیت سیاسی باشد.

زمانیکه یک حزب سیاسی ایجاد میشود، قصد و غرض از تشکیل حزب بدست آوردن قدرت سیاسی است. آیا میشود تصور کرد که حزب و یا احزابی ایجاد شده باشند، اما هدف سیاسی آنان حتی برای خودشان هم روشن نباشد؟ این تقریبا امری غیرقابل تصور است.

در نزد بعضی از فعالین سیاسی متعلق به جنبش ملی دمکراتیک خلق ترک در آذربایجان جنوبی و ایران، این ذهنیت نادرست وجود دارد که تنها اظهار اینکه ما به دنبال حق تعیین سرنوشت هستیم، هدف سیاسی روشن شده است. فکر کنید که یک حزب سیاسی که مدعی تلاش برای حق تعیین سرنوشت ملی است مورد پرسش کسی قرار بگیرد و از وی سوآل شود که هدف سیاسی شما چیست؟ اگر پاسخ داده شود که ما میخواهیم حق تعیین سرنوشت خود را بدست آوریم. پرسشگر خواهد پرسید، درست، اما چگونه؟ یعنی کدامین نظم سیاسی و یا هدفی میتواند حق تعیین سرنوشت ملی را تامین کند؟ شما مجبورید که بگویید که مثلا ما با بدست آوردن خودمختاری و یا با تاسیس یک دولت ایالتی در منطقه آذربایجان و یا مثلا با تشکیل یک دولت مستقل در آذربایجان میتوانیم به حق تعیین سرنوشت ملی خود جامه عمل بپوشانیم. این یعنی استراتژی سیاسی حزب. حق تعیین سرنوشت ملی یک حق است، اما چگونگی تحقق آن به یک نظم سیاسی و یا به یک نظام سیاسی احتیاج دارد.

بنابراین یک حزب سیاسی و یا یک عنصر سیاسی فعال نمیتواند از پاسخ به پرسش هدف سیاسی تان چیست، شانه خالی کند. پاسخ ندادن به این پرسش نتیجه اش بی اعتمادی به آن حزب سیاسی و یا فعال سیاسی را افزایش خواهد یافت. به این پرسش پاسخ داده نشود، یعنی نظم سیاسی مطلوب به مثابه تامین کننده مطالبات ضروری تعیین نشود هیچ حزب و جنبشی سیاسی دیگری به دلیل نامعلوم بودن هدف سیاسی ما آماده همکاری با ما نخواهد شد، اگر هدف سیاسی را تعیین نکنیم حتی اتحاد عمل با دیگر احزاب خلق ترک در آذربایجان جنوبی را از دست میدهیم. چون آنها نمیدانند که ما به دنبال چه هدفی هستیم. در عین حال اگر هدف سیاسی را روشن نکنیم کسی حاضر نخواهد شد که به عضویت آن حزب درآید. چون نمیداند که این حزب در پی کدامین هدف سیاسی است. یعنی در عمل بی اعتمادی به این حزب و عموما به جنبش سیاسی بیشتر خواهد شد و حتی به تدریج چنین تشکیلات هایی حتی اعضای خود را نیز از دست خواهند داد.

بنابراین در مرحله کنون و بویژه برای رفع سوءتفاهم موجود در جامعه ایران نسبت به جنبش های ملی- دمکراتیک متعلق به خلقهای غیرفارس، باید که هدف سیاسی بصورت روشن و آشکار بیان شده و حتی تبلیغ گردد. وگر نه چنین فعالیتی ثمر خاصی نخواهد داشت. نگاه کنید به سابقه احزاب سیاسی ما در همین دو دههء گذشته. هیچ کدام از احزاب ما اعتبار لازم را کسب نکرده اند. تنها جریانی که توانست اعتباری در این زمینه و آنهم در خارج برای خود جلب کند جنبش فدرال دمکرات آذربایجان بود که بعد ها به دلیل خود بزرگ بینی های و رفتارهای غیرمدنی و ضد دمکراتیک در رهبری آن راه به انشعاب برد و از حرکت باز ایستاد.

 

طرح یک شعار دمکراتیک در جامعه که بتواند مطالبات عقب مانده کشور را تامین کند و در عین حال هزینه کمتری داشته باشد و گره هی از گره های اساسی کشور را حل کند و در عین حال به قصد ساختن و برای یک تغییر دمکراتیک مهر خود را بزند میتواند برای هر جامعه ایی مفید باشد. فدرالیسم بالقوه مطالبه حدودا ۶۵ درصد مردم ایران است. اگر جامعه فارس خود را در تقابل با فدرالیسم ببیند، این همه جامعه فارس نمیتواند باشد. بخش ترقی خواه آن مطمئنا در کنار دیگر مردمان ایران خواهد بود.

بنابراین به نظر من مقبول ترین شعار و هدف سیاسی مرحله کنونی جنبش ملی دمکراتیک خلق ترک در آذربایجان و کل ایران دستیابی به یک جمهوری سکولار و فدراتیو است و حق تعیین سرنوشت ملی نیز با تحقق این جمهوری قابل دستیابی است. این شعار سیاسی برای دامن زدن به بحث های فکری وسیع در داخل ایران نیز بسیار ضروریست.

شعار استقلال برای جنبش ملی- دمکراتیک خلق ترک در ایران بسیار زیانبار است. این شعار به دلیل رادیکال بودنش، شعاری در تقابل با ذهنیت موجود در جامعه ترک ساکن در آذربایجان و ایران است. این شعار حتی مردم خود ما را از پیوستن به جنبش ملی دمکراتیک ترک باز میدارد. این شعار همچنین در میان جنبش های سیاسی مرکز واکنشهایی تخریبی ایجاد میکند و از سوی دیگر شدت سرکوب از سوی دولت را بشدت افزایش میدهد. در عین حال شعار استقلال به اعتبار جنبش ملی صدمه میزند و تنش در جامعه ترک در ایران را افزایش میدهد و به قطب بندی در خود جامعه ترک راه میبرد...

به همین دلیل است که میگویم شعار مرحله کنونی جنبش ملی و دمکراتیک ما «تلاش برای تحقق یک جمهوری دمکراتیک و فدراتیو در ایران» است و نه چیز دیگر.
۲۰۱۷۰۹۰۳

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در کشورهای استبداد زده قرون ، مانند امپراطوری عثمانی ، یوگوسلاوی سابق ، شوروی سابق ،سوریه فعلی ، ایران فعلی ، عراق فعلی و.... نه دموکراسی تمرین شده بود و نه نشانه هایی از رشد یافتگی سیاسی وجود داشت و هنوز هم وجود ندارد و همچنین بدلایل ریز و درشت دیگر تقسیم آنها به کشورهای کوچکتر نیز برای مردم آنها نه دموکراسی به ارمغان آورد نه استقلال سیاسی به معنای واقعی . اما آنچه که محرز شد این بود که کوچکتر شدن ابعاد جمعیتی سرزمینی و اقتصادی از آنها کشورهایی درست کرد که براحتی توسط قدرت های هژمون جهانی و حتی منطقه ای به بازی گرفته می شوند یا تحت فشار قرار می گیرند یا منافع مردمشان مورد غارت و چپاول واقع می شود و به دلیل همین ضعف ها زمینه های خیانت در بین بسیاری از آنانی که عرق قومگرایی و ناسیونالیستی دو آتشه داشته اند رشد کرده و خائن به آرمانهایشان آنقدر زیاد می شود که حتی با یکدیگر مسابقه می گذارند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" گفتمان غالب که فرای هر ایدئولوژی است کدام است؟ """ کدام تحول، جهت گیری، سیاست کلی‌ به فرصت سازی خواهد انجامید و کدام جهت گیری به فرصت سوزی ، ابتدا باید دید چگونه در سطح جهانی‌، ژاپن، کرهٔ جنوبی، جمهوری آزربایجان فرصت سازی کردند یا ونزوئلا، کوبا، اریتره، ارمنستان فرصت سوزی را فراهم آوردند. فاکتور‌های یک سیاست جامع که به پدیدهٔ فرصت سازی فضا سازی می‌‌کند کدامند؟ ۱- ارتباط با کشور‌های منطقه و جهانی‌ برای فائق آمدن به "" بحران لجستیک ""، ۲- سیاست دقیق در جلب سرمایه ، پرسش """ چرا ونزوئلا نتوانست و نمیتواند آزربایجان شمالی‌ بشود شروع خوبی‌ است "".

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با عرض سلام خدمت جناب شاملی
فدرالیسم یا هر چیز دیگری جز اتلاف وقت چیز دیگری ندارد اینها قانون خودشان را اجرا نمیکنند چه تظمینی میدهند که خواسته مارا بر اورده سازند علاج آزربایجان جنوبی تنها استقلال است وبس .چون ما نه زبانمان ونه فرهنگمان به هم میخورد، ما هر کدام ملتی جدا گانه ایم ، ودر جواب اون اقایی که گفتن در تبریز دریای خون به راه می اندازند ، ما هنوز کاری نکردیم بلکه این شماها بودید که در تبریز بهترین جوانانمان را در 1325 اعدام کردید مثل اینکه یادتان رفته ولی از خون اون جوانها هزاران جوان به وجود امدن که دارند راهشان را ادامه میدهند . وهر روز به برکت ادمهایی مثل شما دارن زیاد میشوند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شما با این طرز گفتار وفرهنگی که دارید مشخصه چگونه موجودی هستی .ما برای استقلال نیازی به اجازه شماها نداریم و حالا هم خودمان را جدا از شما میدانیم چون هیچ وقت ازشما نسبت به خودما احساس نزدیکی نکردیم و شما پیله ای هستیدر لباس ما ومطمئن باش آزربایجان جنوبی در اولین فرصت استفلال خود را اعلام خواهد کرد باور نداری به تبریز سفر گن تا نفرت هر تورک را از فارثها مشاهده کن و در ضمن این راه که میری به فارسستان میره مواظب باش گاز نگیرند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب یونس شاملی گرامی‌، در مورد روحیات بهمن موحدی، ذکر چند نکته خالی‌ از فایده نیست، همه میدانیم در داخل ایران، مردم عصبی و روانی‌ شده اند، اگر یکی‌ بعد از سال‌ها زندگی‌ در غرب، همان روحیات روانی‌ - عصبی را در گفتار نشان دهد، فقط یک چیز را ثابت می‌کند. مجاهدین خلق یک فرقه شبه مذهبی‌ / شبه کمونیستی - مارکسیسیتی است که اگر اینها به قدرت برسند ( احتمال آن هتی ۲ درصد هم نیست ) با تبانی و همکاری که به پژاک و پ ک ک داده اند شاهد جوخه‌های اعدام بر سر هر کوچه مخصوصا در آزربایجان جنوبی خواهیم بود، فقط با انگ پان ترک کزائی، بهمن موحدی و مجاهدین خلق، جوانان ما را اعدام خواهند کرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگر "نقل قول" موحدی از یونس شاملی درست باشد، پس شاملی یک تجزیه طلب استراتژیک است و تمام دشنام و تهمتی که به موحدی در اینجا زده ، حق و سزای خودش است.
اولین اصل بحث فدرالیسم و حقوق اقوام در ایران، بر این اساس استوار است،که با کسی که حتی یک بار تهدید به جدایی و استقلال و تجزیه کند، نباید ادامه داد و او را بعنوان تحزیه طلب اخراج و ایزوله نمود و تکلیف اش را مردم ایران با زور و در میدان نبرد تعیین میکنند.
همیشه مردم ایران و با شرکت حکومت مرکزی دمکراتیک آنها، در هر شرایطی وضعیت فدرالیسم و حقوق خلقها در چهارچوب تمامیت ارضی ایران در آینده تعیین میشود .
هیچ گروه و اپوزیسیون ایرانی با کشور و ملت جداشده ای وارد بحث نمیشود. بعضی از این تجزیه طلبان از حالا طوری سخن میگویند انگار مثلا آذربایجان جدا شده و حالا بحث فقط روی ظرافت ها و مراسم جشن است.
به قول لنین - ما دولت تعیین میکنیم و توی دهن دشمن
تصویر یونس شاملی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای موحدی
صمیمانه میگویم،‌ انگیزه خوانی شما با انگیزه خوانی بازجویان زندانهای جمهوری اسلامی چه فرقی دارد؟ حتما میدانید که هزاران جوان فعال سیاسی فقط به خاطر انگیزه خوانی های بازجویان و رهبران دینی حاکم به جوخه های اعدام سپرده شده اند… اینک بعد از نزدیک به چهار دهه، شما هنوز در سالهای اول بعد از به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی هستید. این نشانه جهل و عقب مانده گی جامعه ایست که شما، جزو محصولات آن بحساب می آیید و حتی زندگی چندین دهه در کشورهای دمکرات غربی نتوانسته در ذهنیت عقب ماندهء شما تاثیری بگذارد . سوءظن به دیگر اندیشان، غرق در تئوری توطئه و باران تهمت ها و افتراها نمود آن چیزیست که در فکر و مغزتان میگذرد. در نهایت با کنار گذاشتن شرم انسانی، مینویسد که؛ «به این جملات آقای یونس شاملی توجه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام - باورکنید ،حدودبیست سال پیش نامه ایی بدون نام نوشته وبرای سران حکومت.نمایندگانی مثل شعله سعدی.رئیس دانشگاه تهران.برای دیگرمسئولین برای خاتمی رئیس جمهور از روستا وشهرهای مختلف بخاطرشناسایی نشدن فرستادم .
دراین نامه درخواست سیستم حکومت فدرالی راکردم.
میشود گفت ، یک اساسنامه خلاصه ازقانون اساسی کشورهای فدرال را در آن نامه چاپ کرده بودم.
نامه را به استاد حسن راشدی ویکی دیگرازدوستان نشان دادم.
که تایید فرمودند.
ولی هیچ کدام ککشان نگزید.
دوستان ما علاوه برحکمرانان دروغین عدالت خواه اصلاح طلب و اسلامی.
با سیاسیون کم سواد وناسیونالیست خاک پرست ونژادپرست
درکشورهم مواجه هستیم.
این سیاسیون که بیشترشان چپ هستند،این نیروها آنچنان اعتقادبه عدالت فرهنگی وبرابری ملل نیستند.
این نیروها هم و غمشان جلوگیری ازبهم ریختن تفکرپان فارسی است.
این نیروها بخوبی میدانند که درصورت برابری عدالت،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام دوباره
در ادامه موضوع ، متاسفانه مسعلۀ ایران و هژمونی پانفارسیسم بسیار مسعلۀ پیچیده شده است ، بطور اخص در مورد پتانسیل سازندۀ آذربایجان ، اگر چه این هژمونی از وجود این پتانسیل آذربایجان آگاه است و می داند بدون این پتانسیل در منطقه نفوذ مادی و معنوی خود را از دست خواهد داد ! اگر چه از این امر خیلی وحشت زده و نگران هست . اما علنی کردن این موضوع برایش خیلی پیجیده و سخت شده است . برون رفت این هژمونی از این بحران بر اساس تجزیه تحلیل های وارداتی که به او از بیرون داده می شود غیر ممکن هست! به کلامی دیگر از ترس قبول واقعیات جامعۀ خود بسیار در رنج هست .
در نتیجه پناه به تعوریها و جعلیاتی که از بیرون به خوردش می دهند ، می برد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بهمن موحدی(بامدادان)، بدبختی ما درست افراد جزم اندیش و کله سمنتی مثل شماست که یوگوسلاوی و سوریه نیز نمی تواند از خواب جهالت بیدارشان کند...!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای شاملی، کی میخواهیم از خواب غفلت بیدار شویم؟! چند بار باید قتل عام شویم تا درس عبرت بگیریم؟! آزموده را آزمودن خطا نیست؟! مگر آتا پیشه وری و دیگران نیازمودند؟!
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
«"به همین دلیل است که میگویم شعار مرحله کنونی جنبش ملی و دمکراتیک ما «تلاش برای تحقق یک جمهوری دمکراتیک و فدراتیو در ایران» است و نه چیز دیگر."»
به این جملات آقای یونس شاملی توجه کنیم، فحوای کلام ایشان این است که در مرحله کنونی ما به دنبال فدرالیسم قومی هستیم، اما هدف عالی و غایی ما استقلال آذربایجان و تکه پاره کردن ایران است.
فدرالیسم ارتجاعی قومی، هیچگونه تفاوتی با تجزیه طلبی ندارد. تجزیه طلبان با علم کردن فدرالیسم قومی، قصد فریب اپوزیسیون را دارند. فدرالیسمی که بر اساس قومیت باشد به هیچ وجه در ایران به وجود نخواهد آمد. همان خودگردانی استانی بهترین راه برای حل مشکلات اتنیکی در ایران است.
تجزیه طلبانی مثل یونس شاملی و آ. ائلیار و آن پان عرب دو آتشه "یوسف عزیزی بنی طرف" با حیله و فریبکاری در زیر نام "فدرالیسم قومی" به خیال خود می خواهند زمینه تجزیه ایران را فراهم کنند اما نمی دانند که

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
علارغم احترام خاص به آقای شاملو تحلیل ایشان از اساس غلط است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" جامعه شناس‌های ساده لوح تحصیل کرده خارج ما چه واقعیت هأیی را از غرب یاد نگرفتند؟ """ ۱- بدون طبقه متوسط، بحث‌های فلسفی‌ "" خرد جمعی‌، نوع سیستم حکومتی "" اتلاف وقت است. ۲- در غرب " اوروپای غربی و آمریکا " انقلاب صنعتی‌ منجر به شکل گیری بعدی دیگر، بر ابعاد هویتی انسان شد و آن " هویت خود مادی - material Self " بود. ۳- پروسهٔ تکاملی ( هویت خود مادی ) زمینه را برای "" خود - تنظیمی یا Self-regulation "" فراهم کرد و انسان صنعتی‌ قادر به "" مدیریت سیستم‌های پیچیده شد. ۴- انسان صنعتی‌ به درکی نوین در توسعه رسید و آن اهمیت "" کار آفرینی - رقابت و جذب مغز‌ها """ بود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام.
آقای شاملی ، فدرالیسم بعنوان رفرم به ایران شروع مفیدی خواهد بود ، اما بعنوان یک سیستم حکومتی تقریبا غیز ممکن هست ! چون هژمونی حاکم پانفارسیسم بجای همکاری با ملل غیر فارس و کشف استعداد و پتانسیل آنها در داخل ایران ، بیشترین بها ، و گوش را با نیروهای خارجی ضد ترک و ضد عرب در خارج که در مجموع اصلا در فکر کشور ایران نیستند خواهد داد .
من تاریخ آینده را به این ادعا شاهد خواهم گرفت . حال نظر شما در مورد این هژمونی که کلا مسعلۀ بنام ایران در برنامه اش نیست ،چیست ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" چرا دوران اقتدار دنیای ترک شروع شده؟ "" گلوبلایزشن، ارتباطات، اینترنت پدیدهٔ "" استحاله فرهنگی‌ ما ترکان آزربایجانی در جامعه"شاهنامه خوان " خاتمه داد. یک عقل سلیم میداند اگر ترکیه و آزربایجان با وجود قدرت صنعتی‌ آلمان، در بالکان نفوذ میکنند، جامعه شاهنامه خوان که دیگر عددی نیست، """ مسائل مهمتر """ دوران سروری "" سیستم شمال، آمریکا و غرب اروپا "" در دنیا به سر رسیده، "" همه کشور‌های بریکس Brazil, Russia, India, China , Southدر قلمرو جنوب "" واقع شده اند، "" ترکیه به مرحله استقلال در تصمیم گیری پیرامون گزینش قطب "" رسیده و "" آلمان فقط می‌‌تواند ناظر باشد ""،. نزول ارزش نفت، شاهنامه خوانان را تضعیف خواهد کرد، موقعیت ژئوپلتیکی ترکیه و آزربایجان، تبدیل به گفتمان برتر در منطقه خواهد شد. گفتمان کمونیستی دیگر پشیزی برای مردمان منطقه ارزش ندارد، کمونیست‌های پ ک ک بزرگترین بازنده خواهند بود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چه درمقاله و چه در کامنت مابا نظریه برتری نژادپرستانه روبرو هستیم.کسانیکه رابطه انسانی و زناشويی را میکرب معرفی میکنند اگاهانه به ملیونها انسان که همسری غیر ترک ویاهمسری عرب ویا کرد دارند توهین میکند.درصورت قدرتگیری این گروه فاشیست ما با قتل عام ملیونها کرد وعرب وبلوچ پارس زبان روبروخواهیم شد.این با ر اندیشه و ادمکشان ادولف هیتلر در تبریز بازبان ترکی حمام خون براه خواهند انداخت.این فاشیسم ترکانه نطفه در انقلاب اکتبر و بلوای پیشه وری و فدايیان خلق دارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ضمن سلام وعرض خسته نباشيد خدمت جناب آقاي يونس شاملي و دوستان فعال در ايرانگلوبال به اظلاع دوستان وشاملي عزيز مي رساند جو پليس و امنيتي حاكم بر فضاي ايران در داخل حتي فدراتيو را نمي تاباند چرا كه دوستان عزيزمان اقدام به ايجاد يني گاموح نمودند كه اهدافش خودمختاري وفدارتيو نمودن ايران بود هنوز نيز رهبران اين حزب آقايان لطيف حسني شهرام رادمهر يورش مهر علي بيلي و...كه با حاكم سنگين محكوم شده بودند در زندان هستند ودكتر چهرگاني كانديداي نمايندگي مجلس و موسس گاموح با آزار واذيت نهادهاي امنيتي روبرو شد وچندين سال در زندانهاي مخوف جمهوري اسلامي بودند ودر آخر ترجيح دادند در خارج از ايران به فعاليت خود ادمه دهد جناب عالي چه تضمين و سوپاپ اطمينان جهت تاسيس چنين حزبي و عضو گيري از جوانان ازربايجان جنوبي داريد لطف فرماييد توضيح دهيد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یونس عزیز، مار آسیملاسیون اگاهانه بخاطز منافع اقتصادی و هژمونی استعماری ملت خود نیشش را تا بیخ در شاهرگهای ملت ترک آزربایجان فرو کرده، نسل جوان در تلاش است که خود را از این نیش زهر آلود آسیملاسیون رها سازد، ولی فدرالیسم مشکوک به بهانه کم هزینه بودن آن، جوانان را به ادامه زندگی مسالمت آمیز با مار در زیر یک سقف را پیشنهاد می کنند، افرادی مریضی که به میکروب آسیملاسیون الوده شده اند، برای مداوا حتما باید از محیط آلوده به میکروب آسیملاسیون فاصله بگیرند، و گر نه، فدرالیسم با هزینه کمتر، نابودی هویت ملی آنها را در یک پریود طولانی مدت بطور قطع و یقین تضمین می کند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" بدون هدف سیاسی، فعالیت سیاسی به جنگ زرگری کمونیست‌ها و جامعه شناس‌های ساده لوح تحصیل کرده خارج و بحث‌های فرسوده "" ترک یا آزری / فازری "" و "" پان ترکیسم کزائی "" ختم می‌‌شود. من تا حدی با فرمایشات جناب شاملی موافق هستم، به نظر من، فدرال چی‌‌های ما باید هول یک سری اهداف دست یافتنی منجمله " تدریس زبان ترکی در آزربایجان "، " همکاری با اقتصاد‌های کشور‌های همسایه هم زبان " مبارزه با قاچاق کمونیست‌های عناصر پ ک ک و بی‌ ثباتی‌های آنان " متمرکز شوند. هم زمان، استقلال طلبان، خود را برای فروپاشی ایران آماده کنند، حساسیت زیادی روی اسم و پیشوند و پسوند فامیلی افراد از اعتدال خارج شدن است، حالا جناب "" ناصر کرمی فارسستانی عزیز ما "" با آن اسم و فامیل عربی‌، کشته مرده اعراب هستند؟

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری