پاگیری فدرالیسم دموکراتیک

رسیدن به « دولت -حکومت» فدرالیسم دموکراتیک ، عمدتاً با رهبری « نیرو ی دموکرات-سوسیالیست - و غیر شونیست» جامعه ی هشتاد میلیونی، ممکن و عملی ست. به شرط اینکه این نیروی مترقی بتواند
خود را توسط « وحدت، جبهه، اتئلاف» متشکل کند و نقش تعیین کنند در میان دیگر نیروها به عهده گیرد...

1- شرایط موجود و  پاگیری فدرالیسم دموکراتیک در جریان پروسه های عینی و احتمالی:

دانه های زنجیر خود را بشماریم...

سرنوشت دولت ایران دارای حالتهای مختلف است: 
1- استحکام با تعیین جانشین خامنه یی و ادامه ی مسیر تقریبا فعلی
2- استحکام با کودتای سپاه برای جانشینی خامنه یی و ادامه ی مسیر تقریبا کنونی
3- فروپاشی با حمله یا دخالت خارجی به کمک نیروی داخلی
4- خیزش عمومی به علت تضادهای داخلی دولت و تضادهای مردمان و اقشار و طبقات اجتماعی باآن.
--

اینها برنامه ها و حالت هایی ست که خود شرایط در سرنوشت دولت ایران قرار داده است. در دو حالت اول -کودتا و تعیین جانشین- نیروی مخالف در کل «  بی اثر» است.
اما در حالت های خیزش عمومی و فروپاشی نیروی مخالف اگر « آمادگی کافی قبلی: اتحاد و ائتلاف» داشته باشد میتواند سرنوشت آینده را تعیین کند. اگر آمادگی کافی نداشته باشد:
1-احتمال اینکه بعد از خیزش عمومی و یا فروپاشی باز « بخشی از دولت فعلی با اتحاد اصلاح طلبان» بتوانند « جمهوری اسلامی دوم» سرکار بیاورند با اندکی تفاوت با فرم اول اش وجود دارد و منتفی نیست.
چون «شرایط ذهنی و تشکیلات» این کار را دارند .
2- گیریم این احتمال پیش آمد که فروپاشی یا خیزش عمومی ( هردو در کل یک نتیجه دارند : رفع شدن دولت) ، طوری بود که نیروهای مخالف تعیین سرنوشت آینده را به دست گرفتند، آن وقت چه حالت و احتمالاتی میتواند موجود باشد؟

در حالتی که نیروی مخالف ( یا نیروی تازه با همراهی بریدگان کهنه)، قدرت را بدست گیرد چهار حالت میتواند پیش آید:
1- تشکیل دولت متمرکز مرکزی
2- تشکیل دولت غیر متمرکز ( فدرالیسم دموکراتیک، در کل  نسبت  به استانداردهای جهانی)
3- تشکیل دولتی با خصلت ( متمرکز - غیرمتمرکز). یعنی دولتی که در بخش هایی خصلت تمرکز و در بخشهایی خصلت غیر متمرکز دارد. و مثلا نام آنرا هم « نوع فدرالیسم ایرانی» بگذارند.
4- تشکیل « اقلیم های مختلف جدا شده».
--

نیروهای موجود برای این چهار حالت:
1- بقایای رژیم اسلامی کنونی از همه ی جناحها: بریدگان :  بخشهایی از دولت و حکومت فعلی که بریده خوانده میشوند.
2- بقایای رژیم شاه ، با طیفهای مختلف
3- نیروی ملیتها
4- چپ 
5- ملی چی ها،  با طیف های مختلف چه مذهبی و چه سکولار.
6- مجاهدین
7- نیروی خارجی( با دخالت مستقیم یا غیر مستقیم. مانند دخالت در روی کار آمدن روحانیت که غیر مستقیم بود)
---
تحت تأثیر هفت نیرو ، گیریم،  یک یک آن چهار حالت، تحقق یابند:
دولت متمرکز. آزمایش شده، آزمایش دوم نیز باز، نتیجه اش منفی در میاید. یک دولت غیر دموکراتیک و شوونیست.
دولت « متمرکز-غیر متمرکز»، عملا «دولت-حکومتی» میشود، با ماهیت« لیبرال-سوسیال-شونیست ». یعنی باز نتیجه منفی ست. 
دولت های « اقلیم های جدا شده»، در نهایت میشوند مانند « دولت اقلیم بارزانی یا جمهوری آذربایجان». با تضادهای اجتماعی و طبقاتی و فرهنگ سنتی عقب مانده.یعنی در کل آش همان آش است و کاسه هم همان. نتیجه بازهم منفی.
دولت « فدرالیسم دموکراتیک» با «دو نوع دولت مرکزی و محلی». برپایه ی « دموکراسی( آزادی و برابری)  و عدالت اجتماعی( تأمین حداقل رفاه زندگی برای همه: خانه، خوراک، پوشاک، درمان، هزینه زندگی در ایام بیکاری و بیماری). یک جامعه تقریبا هشتاد یا صد میلیونی، با تأثیری گذاری مهم در منطقه و جهان. و ایجاد زمینه برای « تشکیل اتحادیه های منطقه یی و شرکت در اتحادیه های جهانی» ، جهت ایجاد « صلح و دوستی و دموکراسی و پیشرفت».
---
از بین این چهار فرم با صرفه تر، مورد علاقه تر، دوستانه تر، نتیجه بخش تر، و حتی عملی تر، فدرالیسم دموکراتیک با دو نوع دولت محلی و مرکزی ست.
رسیدن به « دولت -حکومت» فدرالیسم دموکراتیک ، عمدتاً با رهبری « نیرو ی دموکرات-سوسیالیست - و غیر شونیست» جامعه ی هشتاد میلیونی،  ممکن و عملی ست. به شرط اینکه این نیروی مترقی بتواند
خود را  توسط « وحدت، جبهه، اتئلاف» متشکل کند و نقش تعیین کننده در میان آن هفت نیرو به عهده گیرد. این شرایط به این نیرو یاداوری میکند که متوجه نقش خود باشد. 

اما رسیدن به این شرایط ، که نیروی مترفی نقش رهبری جامعه را در دست گیرد، البته در ائتلاف با دیگر نیروها، خیلی کم است.  یعنی متاسفانه در کل به خاطر ضعیف بودنش نمیتواند تعیین کننده باشد. و رهبری نیروها را به دست گیرد. خیلی پرقدرت باشد تنها میتواند« یکی از اعضای قدرت» باشد. بنابرین فرم دولت غیر متمرکز جمعی پیش خواهد آمد.  این هم چیزی شبیه به حالت دوم، « دولت- حکومت نیمه متمرکز و نیمه غیر متمرکز شونیست» خواهد بود. در این حالت وظیفه ی نیروی « دموکرات و  سوسیالیست» ، ضعیف کردن «عنصر شونیسم» و نیرومند کردن عنصر « تمرکززدایی» میتواند باشد. 
پس در نهایت تحلیل نتیجه این است که اگر شرایط، معمولی پیش رفته باشد، و وزن نیروهای «غیر تمرکز خواه» قوی باشد  «دولت-حکومت» « نیمه متمرکز-نیمه غیرمتمرکز به همراه عنصر شونیسم» خواهد توانست حاکم شود. بر دوش این دولت بارهای « عدالت اجتماعی ( تأمین حداقل  رفاه همگانی)، عدم شونیسم، تمرکز زدایی بیشتر، دموکراسی بیشتر» را باید بار کرد. تا جایی که مجبور شود به دو دولت « مرکزی، محلی» تن در دهد. و در کل سیستم «فدرالیسم دموکراتیک» را پیاده کند. 

2- بعد از پیاده شدن فدرالیسم دموکراتیک، با آمادگی شرایط داخلی، منطقه یی  و جهانی، ضروریست سیستم حکومتی مرحله ی ورود به « سوسیالیسم دموکراتیک» را آغاز کند.

روش اداره ی همه جای جامعه  در فدرالیسم دموکراتیک لازم است « خود مدیریتی کارها توسط خود مردم » باشد . با دو متد. « تا حد ممکن دموکراسی مستقیم - و هر جا ممکن نیست با تصمیم خود مردم از راه غیر مستقیم » باشد. مدل سویس و مانندهای آن میتوانند راهگشا باشند.
برای آغاز سوسیالیسم دموکراتیک در ایران-قطع دموکراتیک مناسبات بهره کشی انسان از انسان در شرایط عدم اعدام و زندانی سیاسی- پیاده شدن این سیستم در جوامع پیشرفته ی جهانی و منطقه یی الزامی ست.

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
زیر این مقاله فقط نقد به معنی استاندارد کلمه درج میشود «حرفهای صدتا یک غاز » جایش اینجا نیست.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
1-تبریز همیشه زخمی، همیشه دردمند، اما همیشه سرفراز بیش از 20 سال در اشغال عثمالی ها بود. برای تصرف شهر از همه سوی به آن هجوم آورده و روزها و هفته ها مدام حلقه ی محاصره را تنگ تر و تنگ تر نمودند تا وارد شهر شدند. در این محاصره و اشغال بسیاری از کودکان و زنان و جوانان و پیران که از خانه و شهر خود دفاع میکردند از دم تیز گذشتند. چه بسیار زنها که مورد تجاوز قرار گرفته و خود کشی کردند. اشغال گران عثمانی بیش از 20 سال در خانه ی مردم تبریز خوردند و خوابیدند و تجاوز کردند و کشتند و ستم نمودند. اما بعد از 20 سال مردم شهر متجاوزان را که حالا دیگر ، صاحب زن و بچه و خویش بودند با تیر و تبر و شمشیر و لگد بیرون انداختند و حساب خود را با متجاوزان پاک نمودند.
این وقایع در تاریخ نه پاک شدنی ست و نه فراموشی پذیر.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جدایی خواهان هر وقت توانستند در آذربایجان:
1- این حق را کسب کنند که از کودکستان تا دکترا به زبان مادری تحصیل کنند
2- امور محلی آذربایجان را خودشان اداره کنند و پارلمان و دولت محلی قانونی داشته باشند
3- هر وقت حقوق اساسی شان طبق قوانین بین المللی نقض شد
میتوانند شعار جدایی سر دهند.
ما استقلال اداره ی امور خود را در سیستم فدرالیسم دموکراتیک تأمین میکنیم.
4- شما هروقت به حد اقلیم بارزانی رسیدید شعار جدایی مطرح کنید.
در غیر این صورت با شعار جدایی، تفرقه و دشمنی در بین مردمان جامعه ایجاد نکنید که خواست حکومت است. و دودش به چشم ملت بدون دولت آذربایجان میرود.
« استقلال با جدایی» شعار نئو عثمانیست های « باکو و آنکاراست» -جهت ساخت امپراطوری نئوعثمانی خیالی و غیر عملی. عده ای آذربایجانی بی تجربه و تازه به سیاست وارد شده هم گول این شعار را خورده اند که چیزی خیالی ست. و فاقد شرایط عملی.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"راه آذربایجان اتمام راه ناتمام پیشه وری ست"
آزموده را آزمودن خطاست. راه پیشه وری یک پروژه شکست خورده است که اینهمه هزینه برای آزربایجان آورده. امروز در اثر همین پروژه شکست خورده در آزربایجان مردم نمی توانند نوع چمن ورزشگاهشان را انتخاب کنند و باید منتظر دستور از یک فارس در تهران باشند. راه "آزربایجان" و نه آنطور که شما می نویسی آذربایجان فقط و فقط استقلال است و بس. مردم را دنبال نخودسیاه و توهمات خودتان نفرستید. مردم آزربایجان بازیچه توهمات سوسیال بلشویکی شما نیستند که هر روز یک اصطلاح من در آوردی اختراع کنید و به خورد مردم دهید. مردم آزربایجان از این اصطلاحات شما خسته شده اند. لطف کنید این توهمات تان را روی فارسستان آزمایش کنید تا در نهایت ببینید چه در می آید؟ آزربایجان لابراتوار توهمات ذهنی شما نیست.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فدرالیسم دموکراتیک توهم و خیال نیست، بل واقعیت عینی ست کشورهای پیشرفته ای مانند سویس و حتی آلمان و غیره به شکلی از همین سیستم فدرالیسم دموکراتیک استفاده میکنند.
شایسته نیست که خودمان را در « اقلیم های بارزانی و علی اوف و شیخ خزل یا « نئو عثمانیست اسلامی اردوغانی» و مانندهایش علاف کنیم و زندگی خود و عزیزانمان را تباه سازیم.
این راهها کودکانه است و تنها برای سرگرمی افراد خاصی پیش کشیده شده است.
شایسته ی فرزندان پیشه وری نیست. راه آذربایجان اتمام راه ناتمام پیشه وری ست.
استقلال و رفاه و آزادی و برابری همگان، در سیتم فدرالیسم دموکراتیک. تحقق این کار به عهده ی نیروی آگاه و مترقی آذربایجان است. و ایران .
میانمار یا در هر سیستمی که حقوق انسانی فرد یا جمع نقض شود و قانون نتوانند آن را رفع کند، آن نظام دموکراتیک و انسانی نیست و از بحث ما خارج است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به این جمله الیار توجه کنید:
"دولت های « اقلیم های جدا شده»، در نهایت میشوند مانند « دولت اقلیم بارزانی یا جمهوری آذربایجان». با تضادهای اجتماعی و طبقاتی و فرهنگ سنتی عقب مانده.یعنی در کل آش همان آش است و کاسه هم همان. نتیجه بازهم منفی"
بیایید فرض کنیم جمهوری آزربایجان مستقل نبود یا اقلیم کردستان هم اصلا وجود نداشت. چه می شد؟ نفت آزربایجان در جمهوری دموکراتیک روسیه خرج روسها می شد. یا در عراق یک بی ناموسی مثل نوری مالکی قدرت را در دست می گرفت و همه غیر شیعه ها را از دم تیغ می گذراند (که البته الان هم شاهد پاکسازی دینی و قومی هستیم). از نظر یک کرد بنظرم اقلیم کردستان یک تجربه موفق بوده و اینجا اصلا و ابدا نظر ایلیار ملاک نمی باشد. ایلیار به تضادهای اجتماعی و طبقاتی و فرهنگ سنتی عقب مانده اشاره کرده ولی نگفته که آیا وضعیت این دو تجربه قبل از استقلال و خودمختاری چه بوده و الان چه شده.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" ما باید روی فدرالیسم دمکراتیک حساب باز کنیم و در همان زمان، خود را برای فروپاشی ایران از درون آماده کنیم "". در اینجا به یک فاکتور تازه اضافه شده به ژئوپلتیک ایران که تاثیر تحولات خارجی‌ را سنگینتر می‌کند اشاره خواهم کرد. دیروز کشور هند، پیرامون اکتشاف و استخراج گاز از میادین گاز مدیترانه‌ای با طرف اسرائیلی به تفاهماتی رسید، فرض را بر این بگیریم که هند از سرمایگذاری در میدان گازی "" فرزاد بی‌ "" ایران خارج شده، در بعد ژئوپلتیکی، این به چه معنی‌ است؟ ۱- هند دیگر دنبال ورود به آسیای مرکزی، از بندر چابهار نیست. ۲- هند به جبهه " آمریکا، اسرائیل، عربستان و شرکأ " پیوسته تا با نه امن کردن پاکستان و نفوذ در افغانستان، هر دو کشور پاکستان و ایران را، بی‌ ثبات کنند. ۳- کشور‌های گازی، در بی‌ ثبات کردن ایران، منافع اقتصادی بلند مدت خود را، تعقیب میکنند. حالا این فاکتور را به بی‌ آبی‌، خشکی، سقوط ا

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری