فدرالیسم در ایران، پاسخ به سئوالات ایران گلوبال

مسئله مهم این است که جامعه ی ایران به خاطر وجود تبعیضات مختلف ، بیعدالتی اجتماعی و عدم دموکراسی جامعه ای متلاشی شده است. ضرورت دارد بین سه نیروی اصلی کشور ، یعنی نیروی رفع تبعیض ، عدالت اجتماعی طلبان و دموکراسی خواهان، پیرامون یک برنامه حداقلی ائتلاف و همبستگی ایجاد شود. در غیر این صورت سرنوشت جامعه به دست حوادث و تصادفات سپرده میشود که در نهایت به زیان همه مردمان ستمکش است..

1- بین فدرالیسم و سیستم قدرت متمرکز، دوست دارید کدامین را انتخاب کنید، چرا؟
- انتخابم فدرالیسم است. چون ، قدرت سیاسی را تقسیم میکند.
قدرت متمرکز را ما در دولتهای پهلوی( دیکتاتوری) و ولایت مطلقه فقیه( دیکتاتوری تام دین سیاسی) تجربه کرده ایم، که جواب نداده است. زیرا مردمان مختلف ایران همیشه فاقد قدرت اداره ی امور خود بوده و هستند. از اینرو آنها همواره تحت تبعیض سیاسی و فرهنگی و اقتصادی قرار داشته اند.
جهت اجرای« برابری و آزادی»- اصول دموکراسی-ضرورت دارد نخست قدرت سیاسی تقسیم شود و تبعیضات برطرف گردد. قدرت متمرکز در جامعه ی ایران تا بخواهید توان دیکتاتوری و تبعیض دارد ولی همیشه فاقد توان رفع تبعیض بوده است.

2-نوع فدرالیسم مورد نظر شما،چگونه است ، آیا میتواند مشکلات اتنیک ها، در ایران را حل کند؛چرا؟
- نوع فدرالیسم مورد نظرم، فدرالیسم برپایه دموکراسی ست یعنی فدرالیسم دموکراتیک، با توجه به «جغرافیا و جغرافیای ملی» . یعنی در ایران مردم یک دست نیستند، درواقع از ملل مختلف تشکیل شده اند. و هر مردمی در جغرافیای خاص خودش ساکن است. این است که نوع فدرالیسم با توجه به جفرافیای ملی و در بعضی جاها تنها با توجه به عامل جغرافیا، میتواند تعیین بشود.
درست است که بخشی از مردمان در جاهایی خارج از جغرافیای ملی خودشان زندگی میکنند. راه حل مسئله آنها « رعایت حقوق شان در همان منطقه» است. مانند آذربایجانی های ساکن تهران و غیره.
با برداشت من اتنیک ها در ایران خواهان تقسیم قدرت سیاسی هستند و رفع تبعیضات مختلف. فدرالیسم برپایه ی دموکراسی میتواند به این خواست آنها پاسخ مثبت دهد.

3- چه روابطی میان رفع تبعیض و فدرالیسم و دموکراسی می بینید؟
فدرالیسم قرار دادی ست برای تقسیم قدرت سیاسی و زندگی مشترک به صورت داوطلبانه و نه اجباری. با حفظ حق ترک قرارداد برای داوطلب و نه برای دولت مرکزی.
در شرایطی که دموکراسی از پایین و مستقیم توسط شرکت تشکلهای مدنی و مردمی با اعمال اراده ی جمعی شکل میگیرد و کلاً خود مردم اند که اعمال اراده و قدرت میکنند. نه دولت و نه حتی احزاب.
احزاب لازم است در اپوزیسیون باشند و نقش نقاد جامعه را ایفا کنند. و نه بر مردم حکومت کنند. در چنین شرایطی میتوان رفع تبعیض، اجرای عدالت اجتماعی و دموکراسی را پیاده کرد.
بدون دموکراسی فدرالیسم عقیم است. بدون هردوی اینها هیچ تبعیضی رفع نمیشود.

4-نظر شما در مورد رابطه ناسیونالیسم و فدرالیسم چیست؟ آیا فدرالیسم موجب تجزیه ایران میشود؛ چرا؟
-از دید من ناسیونالیسم ربطی به فدرالیسم ندارد. چون فدرالیسم به تأمین حقوق و رفع تبعیض یاری میکند و پایه این کارها قرار میگیرد تا مردم امور خود را خودشان اداره کنند. ناسیونالیسم در حد حقوق خواهی و برابری طلبی مثبت است ولی فراتر از این گام اول فاشیسم است.
تجزیه یک مملکت وقتی صورت میگیرد که قدرت مرکزی تبعیض و بیعدالتی و دیکتاتوری راه بیاندازد.
این کار را هر شکلی از حکومت انجام دهد میتواند موجب جدایی ها شود. تجزیه ربطی به فدرالیسم ندارد، بل به قدرت متمرکز حق کش و دیکتاتور مربوط است. قدرت متمرکز با حق کشی کشور را میتواند تجزیه کند. همانطور که جامعه ایران یک جامعه تجزیه شده است. گرچه جغرافیا هنوز باقی ست.
قدرت متمرکز ، حق کشی، دیکتاتوری عوامل تجزیه جامعه و جغرافیا هستند.

5- در رابطه با فدرالیسم،غیر از آنچه آمد ، آیا مسئله ی مهم دیگری در نظر دارید که مطرح کنید؟
-مسئله مهم این است که جامعه ی ایران به خاطر وجود تبعیضات مختلف ، بیعدالتی اجتماعی و عدم دموکراسی جامعه ای متلاشی شده است. ضرورت دارد بین سه نیروی اصلی کشور ، یعنی نیروی رفع تبعیض ، عدالت اجتماعی طلبان و دموکراسی خواهان، پیرامون یک برنامه حداقلی ائتلاف و همبستگی ایجاد شود. در غیر این صورت سرنوشت جامعه به دست حوادث و تصادفات سپرده میشود که در نهایت به زیان همه مردمان ستمکش است.

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ائلیار با همه مصیبتهایی که از این ملت بر سرمان می اید باز میخواهید با این ملت باشید دوست عزیز چاره راه تنها در استقلال آزربایجان جنوبی از یوغ فارثهاست من نمیدانم چه چیزی شما را به ایران متصل کرده که نمیتواند ازش دل بکنید نه فرهنگمان به هم میخورد نه زبانمان خودتان هم که دیدید برای بیان ضربالمثل تورکی نتوانستید انرا به فارثی برگردانید کجا فرهنگمان مشترک است ؟ شاید هم شما کم فحش شنیدید که نمیتوانید دل بکنید ولی ما دیگر بس مان است میخواهیم مدتی هم گدایی کنیم ما تخت شاهی اینها را به لقایشان بخشیدیم شما باشید بلکه کمی زیادتر شرف یاب شوید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خود گویی و خود خندی! عجب مرد هنرمندی!
فدرالیسم بر پایه دمکراسی دیگر چیست برادر؟ کدام کشور با فدرالیسم به دمکراسی رسیده است؟
فدرالیسم هرگز شرط لازم برای دمکراسی نمی باشد اگر اینطور بود اتحاد شوروی سوسیالیستی می بایست بزرگترین دمکراسی جهان میشد. کردستان عراق بعد از 1991 تقریبا بصورت فدرال اداره میشود در حالی که این منطقه فدرال در بدترین شرایط مستبدانه توسط خانواده بارزانی اداره میشود. اگر هم به اندازه صدام جنایتهایی همچون انفال و ... صورت نمیپذیرد باید کم بودن قدرت خانواده بارزانی در این امر را دخیل دانست.
آخر برادر عزیز! دنیا بخاطر تکنولوژی چنان شفاف شده است که نمیتوان از کنار واژه ها پاورچین پاورچین رفت تا طرح مورد نظرتان را به مردم بیچاره قالب کنید. به حتم در نگارش این سخنان مواردی همچون استقلال کاتالونیا از اسپانیا و کردستان از عراق را در پس زمینه ذهنتان داشتید.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آتا-بابا دییب: آدم قوپباز داشا یاپیشماز!
گفته اند: به سنگی که نتوان آنرا از زمین بلند کرد نباید چسبید.
معادل سنگ بزرگ علامت نزدن است. یعنی نتوان با آن کاری از پیش برد. و فکری غیر عملی ست.
فکر خوب و ایده آلی ست- اما غیر عملی. بدرد نخور .

وقتی در جایی فدرالیسم را قبول نمیکنند و نمیشود عملی کرد -که نسبت به جدایی سنگ کوچکی ست- چطور میشود جدایی را که فرض کنیم کار و آرزوی ایده آلی ست-سنگ بزرگ- عملی و پیاده کرد؟
باز میرسیم به همان فکر و تجربه گرانبها که گوید: آدم قوپباز داشا یاپیشماز!
بعد از این مقدمه به سئوالات بپردازیم:
1- راه حل کشور دیکتاتوری دموکراسی ست. اگر خوب کوشش بکنی، اتحاد ایجاد کنی، سیاست درست پیش گیری، آگاهی و تجربه لازم داشته باشی، میتوانی خواست خود را توسط نیروی خود و متحدان ات به کرسی بنشانی. درغیر این صورت نه.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بررسی مسائلی باعث تعیین دقیقتر آلترناتیو و راه حلها میشوند. در این رابطه چند سوال مطرح میکنم که امیدوارم جواب بگیرم.
1 - آیا در کشور عقب مانده، دیکتاتور زده و اسلامزده و سنتی میشود براحتی و بزودی دمکراسی برقرار کرد و در بستر آن سیستم فدرالی را بنیان نهاد؟
2 - کاتالونیا در اروپای مدرن و پیشرفته و کردستان جنوبی در خاورمیانه بحرانی و عقب مانده که هر دو از وسیعترین فدرالیسم برخوردار هستند ولی هر دو به شکست و ناکارآمدی فدرالیسم تاکید میکنند و خواهان استقلال ملی هستند. آیا تجربه آنها برای عدم کارآیی فدرالیسم کافی نیست؟ آیا ما هم باید مدتها راه کاتالونها و کوردها را ادامه بدهیم؟

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری