کردستانِ طالبانی ها و بارزانی ها

به باور من جای هیچگونه شگفت زدگی بر گذشته سوخته خودمختاری، و امیدواری بی هوده به فردای بهتر کردستان مستقل عراق وجودندارد.

در رسانه های اپوزیسیون پیرامون استقلالخواهی کردستان عراق و عواقب آتی آن بسیار نوشته شده است. من نیز می خواهم تنها به بخش ایستائی ساختار فرهنگ و سیاست مسلط و عشیرتی آن بپردازم. به باور من جای هیچگونه شگفت زدگی بر گذشته سوخته خودمختاری، و امیدواری بی هوده به فردای بهتر کردستان مستقل عراق وجودندارد. زیراکه: در یکسو منطقه در میان جنگ های قومی ـ مذهبی بخون کشیده شده؛ و در دیگر سو ساختار مدیریت ایلی و قبیله ای کردستان پس از صدام همچنان برجاست. و با پیدایش نیم بندِ نوعی فدرالیسم آبکی که در این کشور ویران میسرشد، دریغا فرهنگ حکومت مردمسالاری پانگرفت و هنوز در هیچکجای آن کشور و در میان هیچکدام از ملت های بجان هم افتاده عراق، همگرائی فراملی مذهبی و رغبت همزیستی دوستانه و مردمی راه نیافت. بویژه، در جوامع کرد تبار و"اسلحه مدار" که کانون سیاست سیستماتیک کردستان، پیوسته پیشمرگه پرور و تبعیض ستیز بوده است در اینجا نیز، بسان دیگر مناطق داعش زده عراق، زندگی جاری و ساختار هدایت خودمدیریتی آن متحول نشده؛ واپسگرائی های مذهبی ـ سنتی ـ عشیرتی در ژرفای سراسر کشور و در کردستان تشدید و تقویت شده است. و هرکدام از ملیت ها مرزهای قومی خود را برابر دیگران بلند کشیده و می کشند، همچنانکه با اندکی تفاوتِ منطقه ای، دیار کردان دلیر هم، سرکردگی بی چون و چرای طالبانی ـ بارزانی را برتابیده و ناچار سیاست عشیرتی برجامانده است.
پس گریزناپذیر می توان گفت که چالش مردم شجاع کردستان برای زدودن خودکامگی ها و برای دگرگونی های لازمی که این ملت، دهه ها برای آن مبارزه مرگبار کرده به نتیجه مطلوب نرسید، بلکه گمراه شد و ای بسا با وعده های ریاکارانه ی سران اقوام، نان و آب و آزادی شان فراموش شود که برای بسیاری شده است. و"کردیتِ کردان" به امید مستقل هموندی ملی ـ ناسیونالیستی دیریست که از رهبران خود گول خورد، یا کلا از پاافتاد؛ تا مگر با ترفند سران و با اهرم دمکراتیک آرزوی خیز استقلال طلبی "اوی کرد" ممکن و برداشته شود که حتی در خودمختاری ممکن نشد. توهم قومگرایانه ی پوچی که زیر سلطه ی بورژوازی نوپای تجاری ست، و عمدتا ملت کرد را سرخورده کرده است و قریب به اتفاق مردم کرد همچنان دچار همه تضادها و تناقض ها و تعارض های اجتماعی ـ طبقاتی عصر پسا بعثیسم می باشد؛ و در روزمرگی زندگی "کرد" با این جو و فضای حاکم پیشرفت سیاسی اقتصادی و سازش اجتماعی چندان آسان نیست.
و فراروئی موفق اجتماعی، طبقاتی، سیاسی و فرهنگی در کردستان، گره کور سران سرزمین خون آلودی ست که مردمانش تشنه ی آزادی ها و برابری هایند و همچون گذشته ها خواسته های شان در پی خودمختاری بی پاسخ مانده و این ملت کرد بزرگوار و رنج کشیده به آن نیاز حیاتی دارد. ملت کرد پیشترها و با پیشمرگی و با امید به رهائی از تبعیض ها و نابرابری ها برابر صدام بر سرکوه های کمرشکن ایستاده بود، و با تمام توان می رزمید. اینبار اما بدون کلاشینکف بیکار و گرسته و تنهاست. و دشمن کنونی او در خیابان( طایفه های طالبانی بارزانی) هستند که در خانه تهی و طوفانی اش سکان رهبری یافته اند. دشمنانی که بنام ملت کرد بر اقلیم کردستان سوارند و بر هستی سیاسی و اقتصادی بشکل مافیائی چنبرزده، و بی کم و کاست رو در روی منافع توده های کرد می باشند.
ناچار، خودمختاری کردستان عراق کمینگاه راهزنان و رویدادهای بدخیم ناگهانی ست و همزمان دچار ستیز منافع طبقاتی توده ها برابر سرکردگان می باشد. و ای بسا نچندان دور، این ملت با بند و بست های سران خودرأی، قربانی سیاست های طمعجویانه و تجاوزگرایانه ی صهیونیستی، ناتوئی، آردوغانی و یا ولائی شود و موج بلند ائتلاف های کوچک و کلان آتی داخلی کشور و یا در دیپلماسی خارجی ها پاک ویران شود؛ آنهم در منطقه ای که بسیار ناآرام است. این استعداد ویرانی"خودمختاری" بیشتز بخاطر بی پشتوانگی او از مردم سرخورده و آسیب پذیرش است. چراکه سران و سیاست خودمختاری کردستان، هیچگاه در این فاصله خودگردانی نخواست، اراده سیاسی این ملت را یکدست و طبقاتی منسجم کند و مدیریت مستقل و فدراتیو به اقلیم خود ببخشد و راهبری سیاست را به آنها بسپارد. جای گمان ندارد که در چنین واپسگرائی ها ناگزیری حکومت فردی و قهرمانی طالبانی بارزانی پا سفت کند و کرده است. و در دهه های گذشته نه در سطح جوامع دمکراتیک و نه در اعماق وامانده فرهنگی، و نه در اقصاد نفتی آن که غرق در فرهنگ عشیرتی ـ قومی و فساد است چشم انداز مترقی و پویای مردمی میسر می شد و نشده است و شالوده ی کردستان منهای ساخت و ساز ساختمان های تازه و بورژوائی، پهنه تنگدست اقلیم پایگاه و جایگاه کرد رزمنده و افتخارآفرین دریغا همچنان با فقر درجامی زند.
از همینرو سران سرگنده ی آن مالک اقلیمند، و تاکنون راهکاری برای همبستگی و فراروئی سیاست اجتماعی ـ طبقاتی بسوی فردائی مردمی، متفاوت، آزاد، آباد و از همه مهمتر برابر راه نیافته، هدفش را هم هرگز نداشته، و در آینده هم نخواهدداشت. زیرا کردستان مال ایل بارزانی ـ طالبانی و مافیاهای هردو سو و دیگران پشت پرده است. و این در حالی ست که جامعه کرد مملو از بیماری های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی سرخورده می باشد؛ و از ناسازگاری های حقوقی و ستیزهای نابرابری ها بشدت رنج می برد و متورم چرک خونین می باشد. اگر همبستگی ملت کرد با سران برای حق زندگی در گذشته ها و در کوه ها آنها را با هم دست در دست و متحدکرده بود، و ملت کرد پیام جنگ با صدام و بعثی ها را یکدست با آنها می خواند، و دستان شان را بهم پیوند محکم می زد؛ این روند دوستی پیشین سرشکسته شده و دچار ناسازگارهای فرصت زندگی در شهرهای آزاد کنونی ست؛ زندگی ملت کرد از بعث تا به امروز یکسان مانده است و سران قوم صاحب همه چیز شده اند. و تناقض در اینجاست! زیرا زندگی قریب به اتفاق مردم دگرگونی شایسته و بایسته ای را که برایش رزمیده اند نیافته و تضاد امروزه با خاندان های بازرانی ـ طالبانی و اقتصاد کمپرادور انگل تجاری در دست باندهای آنهاست که می بایست دوباره و سازش ناپذیر مورد بررسی درست قرارگیرند تا توسط توده ها زدوده شوند.
بنا بر این خود مختاری کردستان عراق برای این دیار دستآوردی بسود دفع و رفع ستم سیاسی اقتصادی طبقاتی زیرین دستان نداشته و استقلال احتمالی آینده آن نیز با بقای بورژوازی انگل تجاری نمی تواند بسود جامعه ی بشدت محروم و متلاطم کرد باشد، بینجامد و نیست. بلکه استقلال کردستان حتی اگر از دست انگیزه های متلاشی کننده ی کل منطقه توسط استراتژی اسرائیل نجات بیابد که سخت است؛ اگر از تیغ خشونت های مذهبی، قومی و جهانخواری امپریالیستی نجات یابد که ساده نیست؛، بازهم همچون همیشه و در این سالیان سوخته کرستان تنها، برای سران از ما بهتر طالبانی ـ بارزانی و کاسه لیسان آنها خواهدبود و هست. به باور من، یک ستیز و جنگ پوشیده در اقلیم کردستان وجوددارد که برای قطب بندی منافع اجتماعی در حال بروز و تکوین است، جنگی که می تواند سرنوشت ملت های منطقه و خصوصا کردها را روشن کند؛ آنروز چندان دور نیست. راه حل کردستان عشیرتی استقلال نیست، بل و پیش از همه باید برای تمرکززدائی های سیاسی، توسط فدرالیسم مناسب محلی به تقسیم قدرت سیاسی دست یازید.
بنام چنگائی 18 مهر 1396

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

تصویر بهنام چنگائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آتاش سلام؛
از اینکه پانویس شما چاپ نمی شوند متاسف شده، و براستی پیرامون علل آن دچار حیرت و پرسشم. پرسیدنی ست: مگر شما در پاسخ به نوشته ی من چگونه می نویسید که اجازه ی بازتاب نمی یابد؟! راستش این تنها خود شما هستید که بی گمان می دانید چرائی آنرا! زیراکه من تا جائی که در این سال ها دیده، می دانم و هنوز می بینم، در سایت ایران گلوبال هرگز مرزی برای داد و ستد "گفتمان خردورزانه" حتی بشکل های تندش" هم پیوسته وجوداشته است؛ پس گره کار کجاست؟ به آن ریشه ی بازگردید.

نوشته اید:
صد سال جنگ های خانمان سوز در منطقه را جنگ های رهایی بخش جا زده اند ، منطفه را به این روز فلاکت بار امروزی در آورده اند !
اینک من از شما می خواهم با فاکت این جنگ های رهائی بخش خانمانسوز را برای مان با نام شرح داده و عوامل پیشبرنده ی آنرا بازتاب دهید، تا در صورت لزوم با هم به چند و چون آنها بپردازیم.
با سپاس

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام ، سه گروه اندیشه قصیر در رفته در ایرانگلوبال سبب سانسور و حذف کامنت های اعتدال من می شوند ، در نتیجه آقای چنگایی عزیز من باشما حقوق برابر دیالوگ در اینجا ندارم ، این آخرین نوشته من خواهد بود . آرزو دارم این نوشتۀ کوچک اما رعال در ایران گلوبال چاپ بشود ! چون این بحث بسیار مهمیست صد سال جنگ های خانمان سوز در منطقه را جنگ های رهایی بخش جا زده اند ، منطفه را به این روز فلاکت بار امروزی در آورده اند ! باز شدن سر این بحث هر گز به نفع استعمار و عوامل داخلی او نیست در نتیجه ........

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای چنگایی عزیز کامنت های من سانسور و حذف می شود در نتیجه من باشما حقوق برابر در دیالوگ ندارم ، این آخرین نوشته من خواهد بود.
تصویر بهنام چنگائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آتاش گرامی سلام؛
شما در نقد مبارزه ی مسلحانه نوشته اید:
جنگهای مسلحانه تنها جلو تدریجی رشد اقتصادی ، سیاسی ، و فرهنگی را گرفته و مانع اصلی عدم رشد دمکراسی در منطقه بوده است.

پیش از همه بگذارید از شما بپرسم که شما از کجای نوشته من به این نتیجه رسیده اید که من موافق جنگ مسلحانه بوده و هستم؟
نه جناب آتاش، من به مبارزه ی سازمانیافته ی طبقاتی (کارگری ـ توده ای) باوردارم و انقلاب مردمی و میلیونی نیز اگر آگاهانه و سراسری سازمان بیابد، مگر در حالت تدافعی، هرگز نیاز به سلاح های مرگبار ندارد و این گونه جنگ ها بیش از همه به همنوع کشی ها دامن می زند و دشمن مردم را شاد می کند. ولی انقلاب و این دگرگونی پایه ای و لازم ِ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را من تنها در توان نیروی کار و توده های زحمت دانسته، می دانم و خواهم دانست. و هم خود آنها هستند که می توانند دستآوردهای آنرا پاس برارند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام . باز کامنت ما با تیر سانسور شهید شد.
من تنها می خواستم به خدمت آقای چنگایی عرض کنم که در صد سال اخیر در منطقۀ ما هیچ مبارزۀ مسلحانۀ رهایی بخشی وجود نداشته است ! اگر وجود داشته لطفا نمونه اراعه بفرمایید .
این جنگهای مسلحانه تنها جلو تدریجی رشد اقتصادی ، سیاسی ، و فرهنگی را گرفته و مانع اصلی عدم رشد دمکراسی در منطقه بوده است. منطقۀ ما در فلاکت این نمونۀ بارز زندگی می کند ، حال اسرار این اشتباه گذشته از طرف روشن فکر ایرانی چه معنی دارد ، بطور مطلق این جنگها در خدمت استعمار بوده و به ضرر ملل منطقه بوده و هست.این جنگها ادامه دارد ضرر این را تمامی ملل در منطقه با تمامی تلخی ها تحمل می کنند. آیا وقت آن نرسیده است این روشن فکرها در افکارشان و در اعملشان باز بینی کنند ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهنام جان من منظور خاصی نداشتم، شاید بخاطر این است که همه می خواهند آدمهای دوست داشتنی را متعلق به خود بدانند،
تصویر بهنام چنگائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام جناب سازاخ؛
اوغلان گوزلم! گینه ده سن منه آد وردن! سنن الینن نینیم هاریا قاچیم؟ دوست گرامی! بدانید که من تنها فرصتش را داشته و زبان زیبا و دلنشین شما را بخوبی فراگرفته ام. اما جد در جد از سوی پدر و مادر لر بوده ام، اگر چه بیان و اعتراف به لر بودنم در من هیچگونه تعصب ملی را برنمی انگیزد و یا تفاوت ارزشی و غیره ای را در برابر دیگران برایم ایجادنکرده و نمی کند، با اینوجود لازم دیدم که تکرارکنم من خرم آباد به دنیا آمده ام.
با شوریدگی بالائی بگویم که برای من ترانه های عاشیقلار به همان اندازه دلنشین است که دایه دایه ی لری و یا آنت عمری ام کلثوم مصری و یا هزارها ترانه ی دیگران.

در ارتباط با نقدتان متوجه سوژه ی مورد نظرتان نشدم. اگر خواستید، لطفا آنرا روشن کنید تا به همفکری بپردازم.
تصویر بهنام چنگائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب جمال سلام، از اینکه مقاله ام را خوانده و نقد کرده اید بسیار قدردانم.
در این رابطه اما، بی گمان شما بهتر از من نوشیروان مصطفی امین مبتکر حرب گوران را می شناسید و با نقدهای او از پالمان کردستان و ساختار احزاب مسلط سنتی آشنائید. وی یک منتقد سر سخت تبارگرائی، قبیله پرستی و مبارز سرسخت فساد و خودکامگی در احزاب حاکم کردستان بود. او از نبود فضای گفتمانی، انتقاد آزادانه، و پائین بودن آستانه بردباری احزاب سنتی مسلط نسبت به احزاب مخالفان تا دم مرگ رنج برد. او بارها و آشکارا می گفت که پارلمان کردستان عراق فلج اراده ی فردی و بازیچه دست احزاب مسلط سنتی ست. همچنین می گفت که کسی از فروش نفت اقلیم کردستان هیچکس خبر ندارد و یا کسی نمی داند ریاست اقلیم در جلسات سیاسی خود با دیگر کشورهای منطقه چه سیاستی را دارد و چه وعده هائی داده و می دهد و به هیچکس پاسخگو نیست و شفافیتی در ساختار پارلمان وجود ندارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهنام جان ای کاش حقی که برای یک کرد قائل هستید، همان حق را به یک ترک و همشهری پدرتان قائل باشید، ولی من چشمم آب نمی خورد، آسیملاسیون کار خودش را کرده، شما هیچ تعلقی از جانب پدرتان به آزربایجان ندارید، فاتحه، انالله و انا علیه راجعون، جوکهای یه ترکه بود، کار خودش را کرده و شما و افرادی مثل شما دیگر خجالت می کشید به ترک بودن خود اعتراف و افتخار کنید، چون از چسبانده شدن دم الاغ پانفارسیسم به حیثیت اجتماعی ملت ترک وحشت دارید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب بهنام چنگائی، "" سرنوشت اقلیم کردستان عراق "" در سوریه مشخص خواهد شد،بعد از سوریه، روزی که کرکوک، این شهر ترکمن نشین، از زیر چکمه‌های کمونیست‌های پ ک ک / پژاک پاکسازی شود، خاورمیانه میتواند امیدوار باشد که "" صلح و ثبات و امینت "" برای خاورمیانه در راه است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خوش آمدید فقط شما ماندە بودید بلاخرە شما هم با همان ادبیات امدی چشم شما امر بفرمائید کوردستان بدون هدر دادن وقت اومر و تزها و سخنان نامربوط شما را در کوردستان بە اجرا در می آورد شماها بە قول مثل کوردی ( در گوش گاو خوابیدید ) ما بارها گفتیم باز هم برایتان تکرار کنیم کە بهمید تزهایتان تزهای حیدر نعمتی هست ،،، ملت کورد یک کشور ، قبیلەای ، عشیرەای ، عقب افتادە ، دیکتاتوری ، ووووو را بە زندگی با اشغالگران سرزمینش در چهار چوب ( ایران ، عراق، تورکیە ، سوریە ) کە هر کدام از این ٤ کشور اشغالگر کوردستان دمکراترین ، مدرنترین ، با رفاه بسیار بهداشت ، مسکن ، کار ووووو همان کشور عقب افتادە را بە این چهار چوب زورەکی و اشغالگرانە ترجیح میدهیم هنوز هم سوألی برایتان باقی ماندە ؟ کە نظرهای نیم متریتان را بیان دارید ؟؟/

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری