اتحاد عمومی بزرگترین دستاورد خیزش دی

تعداد مشاهدات: 
1146
«اتحاد عمومی» بزرگترین دستاورد خیزش دی است. اتحاد برای عمل عمومی نتیجه مبارزه آشکار جاری بود که تقریباً در سرتاسر کشور به وقوع پیوست و همه درآن شرکت کردند. چون همه «نظام حاکم» را « درد مشترک» خود می بینند و حس میکنند.
تبدیل شدن حکومت به « درد مشترک» در طی 39 سال ، و برباد رفتن همه آرزوهای بهزیستی در طول یک قرن، مردم جامعه را به « اتحاد عمل» کشانده است.درد مشترک، شکستهای مشترک موجب اتحاد شده است.
 
 اپوزیسیون ایران، دهه ها تلاش کرد بین خود «اتحاد و ائتلاف» سازمانی و عمومی، ایجاد کند و  راه گذار از دیکتاتوری حاکم به دموکراسی را هموار سازد. ولی نتوانست. اکنون
 «اتحاد عمومی» بزرگترین دستاورد خیزش دی است. 
در گذشته نوشته ام : جامعه ما در طول یک قرن به دلیل رشد نیافتگی، هرگز موفق به ایجاد « اتحاد و ائتلاف»سازمانی به شکل عمومی نشده است. بعید است که اکنون موفق شود. اما در برهه های سرنوشت ساز توانسته «اتحاد عمل عمومی» کوتاه مدتی بوجود آورد. مانند انقلابهای  مشروطیت و بهمن. و بعد از اینکه این «همبستگی عملی» کارش را انجام داده از بین رفته است. 
 
این اصل درستی خود را با خیزش عمومی دی بار دیگر اثبات نمود. تأکید میکنم، «اتحاد حاصل شده» از خیزش دی تا وقتی میتواند دوام بیاورد که کار تغییر نظام حاکم را به سرانجام برساند و بعد ، در یک حالت از بین میرود و در حالت دیگری به یقین دوام خواهد آورد. مسئله را توضیح خواهم داد.
 
 «  اتحاد عمومی در عمل» برای تغییر نظام حاکم، گرچه  در آغاز کار است ولی به یقین ادامه خواهد یافت تا به هدف خود که در گام اول تغییر حکومت است، برسد. هر چند به همراه مبارزه دچار فراز نشیب هایی هم بشود. 
 اتحاد برای عمل عمومی نتیجه  مبارزه آشکار جاری بود که تقریباً در سرتاسر کشور به وقوع پیوست و همه درآن شرکت کردند. چون همه «نظام حاکم» را « درد مشترک» خود می بینند و حس میکنند. 
تبدیل شدن حکومت به « درد مشترک» در طی 39 سال ، و برباد رفتن همه آرزوهای بهزیستی در طول یک قرن، مردم جامعه را به « اتحاد عمل» کشانده است.درد مشترک، شکستهای مشترک موجب اتحاد شده است.
اتحاد، درست است که رهبری متمرکز، و سازمان متمرکز ندارد اما هم دارای رهبری و هم دارای سازمان، و سازمان یابی مخصوص به  خود است. به زبان ساده تر عملاً«هر فرد یک رهبر و یک سازمان» است. ما با چنین پدیده ای رو برو هستیم. چون این رهبران میلیونی با هم «همکاری و هماهنگی» دارند مشکلی ایجاد نمیشود. و معجزه اینجاست. زیرا « درد مشترک و چاره مشترک» دارند. و خوب هم حس میکنند. و عمل مشترک نتیجه آن است.
هیچ سازمان و تشکیلاتی، هر چقدر قوی و گسترده هم باشد، نمی تواند مردمی را که خیزش دی در سراسر کشور به حرکت درآورد، به صحنه بیاورد. اما درد مشترک، رهبری غیر متمرکز، سازمانیابی نوین، چرا. به خوبی از عهده ی این کار برآمد. این روند سینوسی ادامه خواهد یافت. 
 
 اتحاد جاری حاصل «پیوند نسل جدید با نسل قبلی» است. رهبری غیرمتمرکز تجارب یک قرنی را به خوبی هضم کرده است. شکست و پیروزیها را دقیقاً میداند. با حیله گریها و دروغهای تاریخی -سیاسی به خوبی آشناست. و راه رهایی را به درستی تشخیص داده و انتخاب نموده است. این رهبری میخواهد
مشکلات عدم عدالت اجتماعی، عدم دموکراسی ، و سلطه تبعیضات همه جانبه ی موجود در جامعه را با تغییر نظام حاکم حل کند. 
 
رهبری غیر متمرکز خیزش، به درستی از رفرمیسم گذشته و تغییر نظام موجود را تشخیص داده  است. خیزش برای تغییر است و نه برای رفرم که در نظام فاشیستی امکان پذیر نیست. 
 رهبری در حرکت خود بسیار دقیق و آگاهانه ، دین را کنار نهاده  و رد رفرم تحقق ناپذیر را با فریاد نشان داده است.
از دگم های دیگر، یکی هم مسئله « رهبری و شکل سازمانی و سازمان یابی کلاسیک » بود که شکسته شده. از این روست که برای بعضی از اهل فن هنوز مسئله قابل درک نیست. 
 
گرچه خیزش، نظام  را دیکتاتوری گفته و به چگونگی آن، دقیقاً  اشاره نکرده است اما عملاً نشان داده که با یک حکومت فاشیستی طرف است. این را با تار و پود خود حس کرده.
اهل فلسفه ی سیاسی بروند تحقیق کنند که چرا «  نظام اسلامی حاکم در ایران» یک نظام و حکومت به تمام عیار فاشیستی ست. این نظام هیچ کم و کسری از فاشیسم کلاسیک ندارد و حتی خاصه هایی  علاوه برآن نیز  دارد که « ابر فاشیسم» باید نامیده شود.
 زخمهای نابود کننده  این حکومت بر جان و روح و زندگی همه مردمان جامعه ، به درستی درد مشترک آنان شده و همه را متحد و یکپارچه نموده است. خیزش، چهل سال است فاشیسم را تجربه میکند.
 
قصد بررسی درسهای خیزش را ندارم. تنها کوتاه به نکاتی اشاره کردم که در عمل لازم است مورد توجه واقع شوند.
گفتم اتحاد تا کی دوام دارد. اما بعد میتواند متلاشی بشود و  یا نشود. تا درد و دردها مشترک اند اتحاد ادامه دارد و خواهد داشت. اما هنگامیکه درد و درد ها غیر مشترک شدند جستن اتحاد کار عبثی ست. و دست نیافتنی.
مردم جامعه ما هم از دست حکومت در رنج اند و هم از تبعیض و بی عدالتی اجتماعی. 
درست است که حکومت مانع اول است ولی همه میدانیم که رفتن حکومت به معنای رسیدن به دموکراسی و حل مشکلات تبعیض و بی عدالتی نیست. از اینرو اگر بعد از رفع حکومت حاکم سه خواست و مشکل اساسی مذکور به یاری خود مردم و به دست خودشان مشکل گشایی نشود ، و پاسخ درست نیابند جامعه ما بار دیگر دچار دیکتاتوری و تبعیض و بی عدالتی اجتماعی خواهد شد و اتحادی نیز در میان نخواهد بود. و این خیزشها تکرار خواهند شد. مشکل کنونی حکومت حاکم در چنین حالتی به یقین در آینده برای ما نیز پیش خواهد آمد. اگر مشکلات به درستی حل نشوند.
با رفتن دیکتاتوری ما امکان می یابیم مریض خود را روی تخت عمل دراز کنیم و ببینیم این هزار و یک زخمی که برجان و تن اش نشسته کجاست و چگونه میتوانیم آنها را به یاری همدیگر مداوا کنیم که نمیرد.
 آه!
من از تو میمردم
تو دوای درد من بودی.
 
حکومت میلیاردها دلار صرف سازمانهای « ضد امنیت» ساخته و پرداخته خود نموده است. از پول کودکان کار و خیابانی، از نان زنان خیابانی . و از جیب جوانان بیکار و زحمتکشان جامعه. خیزش دی همه ی این تشکیلات را به سطل آشغال خود ریخت. اکنون تنها به « آدم مضنوعی»ها و « آدم ماشینی» های خود مینازد که به خیابانها ریخته است. آنها هم دود خواهند شد. 
نه کشتار در زندانها نجاتش خواهد داد و نه آدمهای کارتونی اش. 
حکومت در طی 39 سال کوشید اختلافات فرعی بین مردمان جامعه را عمده کند، شکاف آفریند، و مانع اتحاد عمومی شود، اما خیزش دی همه این تلاشهای مزورانه را به تمامی نقش برآب کرد.
اشتباه عظیم حکومتهای تاکنونی چه در ایران و چه در جهان این بوده که « خواسته اند کار مردم را انجام بدهند.» که تحقق ناپذیر است. وجود نارضایتی ها هم دلیل این امر است. و وجود حق کشی ها وغارتها.
در حالی که « کار را مردم خودشان باید انجام بدهند».کار را به صاحب اش بسپار، «امکانات» در اختیارش قرار بده، یاری کن، بگذار خودش آنرا انجام بدهد. 
امید است در جامعه آینده ما، کسی به خود اجازه ندهد که کار دیگری را انجام بدهد، و کسی هم کارش را به عهده دیگری نگذارد، بلکه جامعه یاری کند مردم خودشان کارشان را انجام بدهند.
همانطور که مدرسه و دانشگاه و پزشکی و غیره در یک «محیط آماده و آزاد» کار خود را خودشان انجام میدهند یا میتوانند بدهند و مستقل، با استفاده از امکانات قانونی.
 
 نان
کار
آزادی
من درد مشترکم
مرا فریاد کن.
 **
 
 تاکتیک هایی برای پیروزی:
1- اعتصابات سراسری 
2- تظاهرات سراسری
3- محاصری مدنی سراسری ( تجمع در همه جای جامعه ، مشروعیت زدایی، اشغال همه جای جامعه به صورت مسالمت آمیز، پیوستن به تجمعات مهم، از شهرهای نزدیک .)
4- تاکتیک زمانی-مکانی نوسانی ( بر پایی تظاهرات در ساعات و ایام مختلف ، در مکانهای گوناگون)
5- تاکتیک ریزش( تشویق نیروهای حکومت که دستشان آلوده به خون نیست برای پیوستن به مردم)
6- فعالیت مدنی(بحث، شعار نویسی، تحصن، اطلاع رسانی انترنتی)
7- تشکیل هسته ها و کمیته ها برای فعالیت

 
 
بخش: 
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تبریزی گرامی،
لطفاً موضوع مقاله را منحرف نکنید. اینجا نه از پان فارسیسم صحبت شده و نه از دیگر پانها.
کامنت شما جایش در ص.شماست.
خواهش میکنم سیاست تفرفه اندازی رژیم را زیر مقاله من تبلیغ نکنید.
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، اتحاد عمومی و پیکار با رژیم دژخیمان و شکنجه گران با شعار: (باهمی، پیکار، پیروزی) هنگامی شدنی است که پان های رنگارنگ ناسیونالیستی ریشه کن شوند وگرنه تا زمانی که انگل های سیاسی ناسیونالیست تاخت و تاز می کنند یکپارچگی مردم ایران برای ستیز با رژیم دوزخی ولایت فقیه ناشدنی است! به جای سخنرانی دور و دراز نمونه ساده ای می آورم، چنان که از دیرباز گفته اند مشت نمونه خروار است! کیانوش توکلی بیچاره خواسته است با دردسرهای فراوان به هرزنامه نویسی پانستانی ها در تارنمای ایران گلوبال پایان دهد اما پانستانی ها پس از بسته شدن در از پنجره آمده و به نفرت پراکنی ناسیونالیستی پرداخته اند! به یادداشت (کامنت) شماره 97771 در صفحه شما نگاه کنید (صفحه ما که نه، صفحه شما !) یکی از پانستانی ها با گذاشتن نام (آرامش) بر روی خودش هیتلرنامه ای نوشته و در آن هیتلرنامه به .....
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"داچیا مارائینی"، رمان نویس ایتالیایی : « به طور معمول در نزاع ها افراد پارچه سفید را به عنوان طلب ترحم و تسلیم در مقابل تهدید بالا می‌برند، اما با نگاه به این دختر جوان بی‌حجاب، متوجه می شویم که این نمایش، نه نماد تسلیم، که نمایش شجاعانه ای درسکوت است که پیامی بسیار گویاتر از هر فریاد با خود دارد.