نباید شعارهای ملت را بنفع سلطنت مصادره یا تحریف کرد

تعداد مشاهدات: 
1404
قیام ده روزه ملت ایران یکبار دیگر آز و حرص برخی از طمع ورزان حرفه ای را به گونه وسوسه انگیزی به بیراهه کشاند تا از نمد قیام مردم کلاهی برای خود بدوزند

چون منقل اگرچه دود آهی داریم
بر طال ملک نه کارگاهی داریم
با ما سخنی ز شرح شمسیه مگوی
ما نیز ازین نمد کلاهی داریم

قیام ده روزه ملت ایران یکبار دیگر آز و حرص برخی از طمع ورزان حرفه ای را به گونه وسوسه انگیزی به بیراهه کشاند تا از نمد قیام مردم کلاهی برای خود بدوزند. اگر چه اینبار خوشبختانه، شورای رهبری جنبش در پاریس و لندن تشکیل نشد تا موج سواری کنند. اما برخی ها به سنت دیرینه با ادعاهای صد من یه غاز از کاهی کوهی ساختند و داستانها بر وصف "مراد" خویش سفتند ، تا هژمونی خود را بر همگان غالب کنند. آن هم در شرایطی که بهترین جوانان ایران خطر کرده و به خیابانها آمدند تا با گفتن "نه بزرگ" به نظام ولایت فقیه نفی کلیت آن را فریاد بزنند. جوانان بلوچ نیز همانند بقیه هموطنان خود به خیابانها آمده و فریاد "آزادی، استقلال، جمهوری ایرانی"

 

 خود را بر همگان غالب کنند. آن هم در شرایطی که بهترین جوانان ایران خطر کرده و به خیابانها آمدند تا با گفتن "نه بزرگ" به نظام ولایت فقیه نفی کلیت آن را فریاد بزنند. جوانان بلوچ نیز همانند بقیه هموطنان خود به خیابانها آمده و فریاد "آزادی، استقلال، جمهوری ایرانی" سردادند. زیرا این شعار غالب راهپیمایی ها در شهرهای مختلف کشور بود. اکنون هزاران تن از آن جوانان شجاع در شکنجه گاهای "فقیه سلطان" زجر می کشند. دور باد از ما تا قیام آنها را مصادره کرده و ادعا کنیم که آنها به رهبرانی چون "من" و "ما" احتیاج دارند. آن هم در شرایطی که وقتی آنها خودجوشانه به قیام برخاستند، ما غرب نشینان در خواب گران بودیم. اگرچه در موارد نادری برخی از معترضین در ابراز ضدیت با نظام مذهبی حاکم و آخوندها شعار "رضا شاه روحت شاد" را سر دادند و یا در یک جایی چند نفر فریاد زدند: "ولعیهد کجایی، به داد ما بیایی"؛ اما بیش از ۹۸ درصد معترضین خواهان "جمهوری ایرانی" بودند. ذکر این حقیقت تلخ هرگز به معنای بی حرمتی به شخص شاهزاده رضا پهلوی (که برای او احترام قائلم) نیست. بلکه مخالفت با تحریف حقایق و فرهنگ نهادینه شده گزافه گویی و مداهنه در بین ما ایرانیان است.

ژورنالیسم متعهد:
یکی از وظایف اصلی و اصول بنیادین روزنامه نگاری، پرهیز از مبالغه ارزان و اغراق گویی فراوان و هدفمند؛ و اهتمام در رعایت حقیقت و عدم دخل و تصرف و تحریف در انعکاس اخبار بدانگونه که رخ داده اند، می باشد. برای نمونه متاسفانه آقای دکتر نوری زاده در مصاحبه اخیر خود با شاهزاده رضا پهلوی، بر خلاف سیاق ژورنالیسم حرفه ای؛ و از ره "عزیزپنداری" معمولی و یا به رسم "خوش آمدگویی" اصول روزنامه نگاری را زیر پا گذاشتند، و یا حداقل بر حسب "حکایت بر مزاج مستمع گوی، اگر خواهی که دارد با تو میلی"، ادعا کردند که مردم زاهدان در تجمعات خود برای سلطنت شعار داده اند. تا آنجایی که بنده خبر دارم و از بقیه دوستان نیز تفحص نموده ام؛ مردم زاهدان یا چابهار یا هیچکدام از شهرهای استان سیستان و بلوچستان در طی دو هفته گذشته هیچگونه شعاری در حمایت از نظام پادشاهی و یا رژیم گذشته نداده اند. زیرا پدران آنها هرگز خیری از رژیم گذشته ندیده بودند تا در قرن بیست و یکم در حسرت و فراق دوران به اصطلاح طلایی ماقبل "امام" و "انقلاب" احساس دلتنگی بکنند. وانگهی شعارهای آنها در فضای مجازی موجود است که فریاد می زنند "جمهوری ایرانی". حال چرا روزنامه نگار قدیمی مثل دکتر نوری زاده که اکنون صاحب تلویزیون و رسانه و امکانات فراوان هم هستند، حقیقت را در مقابل شاهزاده رضا پهلوی وارانه جلوه می دهند، خود داستانی است پر آب چشم در بستر فرهنگی ما ایرانیان. البته متاسفانه از این نوع "وارانه جلوه دادنها" و تحریف حقایق و تمجید سلایق محدود به این نمونه نیست و این داستان قدیمی سر دراز دارد.

عبور بی بازگشت از گذشته:
یکی از خصیصه های بارز قیام ده روزه دی، عبور ملت از مولفه "گزینه بد و بدتر" و انتخاب بین چاه و چاله اصولگرا و اصلاح طلب بود. همگان اذعان دارند که ملت ایران در بهمن سال ۵۷ از چاله نظام پادشاهی به سیه چال بزرگ جمهوری اسلامی فرود آمد. عده ای نیز تبلیغ می کنند که ملت ایران به اشتباه خود پی برده است و می خواهد برای خلاصی از شکنجه گاه های وحشتناک نظام قرون وسطایی جمهوری اسلامی به "نوازشگاهای گذشته ساواک" پناه ببرد تا جبران مکافات شود. غافل از اینکه زندان مخوف و بدنام اوین در دوران رژیم گذشته بنا شده بود و در آن دوران نیز مشتریان بل الاجبار و بی پناه فراوانی داشت. چهل سال نوسان بین انتخاب بد و بدتر در نظام جمهوری اسلامی و کم حافظه ای ملت ایران مرا بر آن وا می دارد تا نقلی از متون دوزخ بیاورم. می گویند از اوصاف جهنم پس از گرزهای آتشین و شعله های مداوم آذر که معصیت کاران پیوسته در آن می سوزند و پس از خاکستر شدن دوباره زنده می شوند یکی هم مراتب و درجات آن است که به گناهکاران بزرگ اختصاص می یابد. از جمله طبقه هفتمین جهنم بنام تابوت که جای مخربین و بدعتگذاران است؛ و در آن عقربی به نام عقرب جراره و ماری به اسم مار غاشیه می باشد که تا هفتصد سر برای او معلوم کرده اند. اما با این همه، عقربهای آن چنان الیم و وحشتناک می باشد که جهنمیان از ترس آنها به مار غاشیه پناه می آورند.

آینده ایران، پادشاهی یا جمهوری؟:
بنده نیز برای شخصیت محترمی مثل شاهزاده رضا پهلوی احترام فراوانی قائلم و او را یک سرمایه برای اپوزیسیون می دانم. در نتیجه هیچگونه مشکلی با شخصیت بسیار فرهیخته و آزادیخواه ایشان ندارم. بنده هیچگونه مشکلی خاص و غیرقابل حل نیز با نظام "پادشاهی پارلمانی" ندارم. زیرا بین سه تا چهار دهه تحت سایه نظام "پادشاهی پارلمانی" در بریتانیا زندگی کرده ام، بدون آنکه فشار خونم بالا برود و یا حتی در قبال نهادهای قانونگزاری ضد دمکراتیک و فئودالی نظیر مجلس عیان بریتانیا زره ای از خوابم را از دست داده باشم. اما هراس من از مشکل فرهنگی ما ایرانیان است که "قدیسیت" ویژه ای برای حاکم یا سلطان قائل هستیم . و از طریق تملق و قرابت به سلطان و حاکم و رانت خواری سیاسی ـ اقتصادی می خواهند نان را به نرخ روز بخورند ـ آنهم بضرر دیگران. در تاریخ ایرانی پادشاهانی بسیاری بوده اند که "دیکتاتور" از مادر نزاده بودند. اما متاسفانه حلقه های مختلف چاپلوسان و درباریان و "آتش به اختیاران" فرمان به گوش متملق و فرصت طلب آنها را به مستبد تبدیل کردند. در سال ۲۰۰۸ میلادی (قریب به ده سال پیش) در مقاله ای بنام "زمينه يابی علل ناكامی اپوزيسيون در بستر تاريخ فرهنگ استبدادی وسنتی ايران" به تفصیل به بررسی این موضوع پرداختم؛ و نوشتم که داریوش اول به نقل از كتبیه بیستون می گوید: "خدای بزرگ اهورامزدا است كه داریوش را شاه كرد. اهورامزدا این سرزمین را به من ارزانی فرمود و مرا شاه نمود و من شاه هستم به خواست اهورامزدا." وی در كتیبه اش در شوش نیز یزدانی بودن "فرّ" خویش را تكرار می كند و می گوید آنچه را كه من كردم به خواست اهورامزدا بود. حال این سخنان حاكم ایران در ۲۵ قرن پیش را با سخنان حاكم فعلی (خامنه ای) در قرن بیست و یكم مقایسه كنید. چه چیزی تغییر كرده است؟ او اگر "فر" یزدان و یا سایه الله بود، این دیگری آیت الله و نماینده خدا است. نظامی می گوید: "نزد خرد، شاهی و پیغمبری / چون دو نگین است در انگشتری". "گفته ی آنهاست كه آزاده اند / كاین دو ز یك اصل و نسب زاده اند". فردوسی نیز می گوید: " چنان دان كه شاهی و پیغمبری / دو گوهر بود در یك انگشتری".

با عنایت به برهان مستدل فوق و با توجه به این حقیقت که "امامت" و "سلطنت" هر دو موروثی و مادام العمر هستند، باید گفت که در مملکت ما قدرت بین دو نگین (سلطنت و مذهب) در انگشتری استبداد که ریشه ای تاریخی و طولانی در کشور ما دارد، جابجا شده است. جابجایی مجدد قدرت سیاسی از نگین مذهب به نگین سلطنت تکرار معکوس اما تلخ و اسفبار تاریخ ما خواهد بود. زیرا علیرغم دمکرات منشی و فرهیختگی و آزادگی شخصیتی مانند شاهزاده رضا پهلوی، متاسفانه فرهنگ ما یک فرهنگ استبداد پرور بوده و است. مضاف بر اینکه در کشور ما سلطنت هرگز سرنگون نشد، بلکه تغییر شکل داد. و جمهوری نیز هرگز به مملکت ما نیامد، تا مدعیان ادعا کنند "ملت جمهوری را هم تجربه کرده است". البته شاید عده ای ایراد بگیرند که هدف آنها نه استقرار سلطنت بلکه نظام "پادشاهی پارلمانی" است. باید گفت که اسم یا واژه ها چندان مهم نیستند، یا وگرنه اسم رسمی سیستم فعلی حاکم بر ایران "جمهوری اسلامی" است و نه حکومت ولایت فقیه.

گزینه عقلانی ما باید نگین سوم یعنی "مردم" یا "جمهور" باشد که بتوانند هر چهار سال به چهار سال، اگر خوششان نیامد، نگین و انگشتر را یکجا عوض کنند. فرهنگ استبدادپرور ایرانی با فرهنگ ژاپن و بریتانیا و هلند و اسکاندیناویا زمین تا آسمان فرق می کند. متاسفانه فرهنگ ما ایرانیان این قابلیت و ظرفیت را دارد تا هر نوع حاکم دائمی (هر چقدر خوب و محترم و انسان و آزادمنش) تحت هر عنوانی نظیر حاکم، پادشاه، سلطان، ولی فقیه، خلیفه و غیره را تبدیل به یک مستبد بکند که توسط انسانهای حقیری احاطه شده است تا بر مردم "حکم" براند. در نتیجه هراس من نه از شخص شاهزاده رضا پهلوی، که از فرهنگ ملت ایران است. و من در عرض بیش از نیم قرن عمر خویش این فرهنگ ایرانی را در داخل ایران و حتی در بین ایرانیان مقیم غرب دیده و تجربه کرده ام. در نهایت تنها گزینه عقلانی برای یک ایران آزاد و دمکراتیک ، جمهوری سکولار و دمکراتیک ایرانی است. و نه تجویز از چاه در آمدن، و به چاله ما قبلی فرورفتن. این وظیفه همه ما است تا با روشنگری و فرهنگ سازی و به چالش کشیدن فرهنگ "مداهنه"، و فرایند بازاندیشی تاریخی، بستر فرهنگی اجتماعی لازمه را برای کاشتن و آبیاری نهال آزادی و دمکراسی در کشورمان آماده کنیم. صدالبته با احترام به حق دمکراتیک دیگران در ترویج اندیشه و خواسته های خویش.
عبدالستار دوشوکی
مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن
جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۶
doshoki@gmail.com

۱ ـ https://www.youtube.com/watch?v=0cu2xaVqSHU&t=1717s
۲ ـ http://www.asre-nou.net/php/view.php?objnr=1495

بخش: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر دكتر عبدالستار دوشوكي

عنوان مقاله: 
نباید شعارهای ملت را بنفع سلطنت مصادره یا تحریف کرد
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
البرز گرامی
شاهزاده رضا پهلوی دوست جدید بنده نیستند بلکه دوست بسیار بزرگوار و ارجمند خیلی قدیمی هستند. بنده با ایشان از نزدیک کار کرده ام. همانگونه که با دیگران نیز کار کرده ام. ایشان نه تنها یک سرمایه ارزشمند هستند بلکه در مقایسه با بسیاری از بزرگان شناخته شده اپوزیسیون، انسان بسیار صادق (تر)، از خودگذشته (تر)، دمکرات (تر) و آزاده تری هستند. ایشان هیچگونه نقشی در صحرای کربلای ۲۸ مرداد نداشتند و برخلاف آتش بیاران معرکه و طرفدارن خمینی و متعصبین ایدئولوژیکی ملی و مذهبی و "آریایی" بظاهر دوآتشه مثل امید نادان و غیره، نگاه ایشان به آینده و ایران فردا و گذر از کربلاهای عاشورا و ۲۸ مرداد و بهمن ۵۷ و غیره است. جمهوری اسلامی در عرض این ۳۹ سال خیلی ادعاها کرد و خیلی تلاش کرد تا بقول شما در به اصطلاح محاکم و دادگاه های بین المللی بر علیه وی اقامه ادعا بکند، میلیونها دلار خرج کرد اما
تصویر دكتر عبدالستار دوشوكي

عنوان مقاله: 
نباید شعارهای ملت را بنفع سلطنت مصادره یا تحریف کرد
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهمن و البرز گرامی
شاهزاده بارها گفته که دغدغه او نوع نظام نیست بلکه محتوای آن است. اخیرا نیز در مصاحبه با آقای میبدی به این نکته تاکید کرده. شما اگر از دقیقه پنج مصاحبه شاهزاده با آقای مبیدی را گوش کنید ایشان در عرض چند دقیقه، دقیقا همین حرف های من را زده و می گوید اگر سراغ یک شخص یا یک بت برویم، بعدها ناچار به بت شکنی خواهیم شد. ایشان می گویند متکی به رهبری بودن یک فرد بودن غلط است. من هم کاملا با شاهزاده موافقم. اگر چه ایشان برای اپوزیسیون یک سرمایه بزرگ است. همانگونه که دیگران هم جایگاه با ارزش خودشان را دارند. ایشان از تقسیم کار و تقسیم مسئولیت می کنند و اینکه اگر همه کارها به یک فرد متکی باشد، دچار مشکل خواهیم شد. بعقیده من مشکل با شاهزاده نیست بلکه با چاپلوسان و متملق گویان گزافه گو است که از کاهی کوهی می سازند و چند شعار را از ره خودشیرینی به کل قیام تعمیم می دهند. بلی من نیز
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای دکتر دوشوکی؛ دفاع شما از جمهور مردم و نفی سیستم ارتجاعی سلطنت و اینکه ، بازگشت به عقب و پناه بردن به مارغاشیه، راه نجات از عقرب جراره نیست ، به راستی که قابل تقدیر است ؛اما شما واقعا رضا پهلوی را، سرمایه ی اپوزیسیون ایران می دانید؟! این چه سرمایه ای است که مدام آمادگی خود را برای استبداد اعلام می فرمایند و به هر بهانه ای از پدر جنایتکار و خائن خود دفاع می کنند.
آقای دوشوکی؛ " نظام پادشاهی پارلمانی" که پهلوی چی ها دم از آن می زنند، مانند دیوی زشت روی و بدهیبتی است که سر و پایش را پوشانده باشند.
نکته مهم دیگر این است که رضا پهلوی و طرفدارانش، هیچ گونه شانس و توانی و اراده ای و خطری برای سرنگونی رژیم آخوندی ندارند؛ رضا پهلوی و طرفدارانش مرد میدان نیستند.
پادشاهی خواهان؛ هیچ فرقی با آخوند و پاسدار و بسیجی ندارند. چون هر دو گروه نوکر صفت هستند و غایت آرزویشان دست بوسی سرخر و


تصویر دكتر عبدالستار دوشوكي

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کیانوش عزیز

با سپاس بیکران از زحمات و از خودگذشتگی های شما و دوستان، باید اعتراف کنم که من فلسفه انتقال کامنت ها به صفحه شما را درک نمی کنم. چون اگر کسی بخواهد فحاشی بکند، این کار را می تواند در آنجا نیز انجام بدهد. کمااینکه می دهند. مثلا یک آقا رضایی در مورد مطلب من نوشته . البته آن را با کلی تلاش در لابلای کامنت های فراوان تودرتو و مربوط به مقالات متعدد (که قاطی شده اند) پیدا کردم. اگر خلاصه کنم، نوشته بود: "رضاشاه بلوچستان را ساخت و بعد بلوچها دسته دسته از هند و گجرات به ایران (بلوچستان) آمدند و با سنت های عقب مانده و زن ستیز و ازدواج با دختران نه ساله بطور انبوه زاد و ولد کردند و هر کدام صاحب بیش از ده بچه شدند و برای هر بچه ۴۰ تا ۴۵ هزار تومان یارانه می گیرند و برای ایران هیچ سودی ندارند".

مثلا این سید گرامی توهین کرده. در صورتی که من کلی خندیدم. زیرا می دانم کافر همه را به
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوشوکی جان.،متاسفانه به دلیل فحاشی هایی که در بخش کامنت ها انجام گرفته است ، کامنت ها به" صفحه شما" منتقل می شود .بهر حال تشکر از شما که تحمل انتقاد پذیری تان ،کم نظیر است
تصویر دكتر عبدالستار دوشوكي

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با توجه به سیاست جدید ایران گلوبال در عدم درج کامنت ها، دوستانی اگر کامنت یا نظر مخالف بنده دارند، لطف فرموده آن را برای من ایمیل کنند (doshoki@gmail.com) بنده با کسب اجازه قبلی از ایران گلوبال در صورت امکان آن را منتشر خواهم کرد. در ضمن من در مقاله ام تاکید کرده ام که شاهزاده رضا پهلوی در شرایط فعلی که ضرورت اتحاد بین همه طیف های سیاسی را می طلبد برای اپوزیسیون یک سرمایه است. اما روشنگری بر علیه فرصت طلبی (یا بقول آقای خامنه ای مگسان گرد زخم) و بحث دمکراتیک فرهنگی نافی روح اتحاد نیست. اتحاد آگاهانه امروز ما در نفی نظام است؛ و به معنای اتحاد ما برای نظام آینده نیست و نباید اجازه بدهیم مگسان گرد شیرینی با شیرین کاری و "همکاری ناسا" ناجا عکس کسی را در ماه بگزارند تا ما یک بار دیگر محسور شویم و از چاه به چاله برگردیم.