نظرات نادرست عبدالله مهتدی پایانی ندارد

تعداد مشاهدات: 
2217
روزگاری توصیف های عبدالله مهتدی از "حسینعلی منتظری" از دیدگاه رفقای سابق او "فاجعهٔ سیاه" سیاسی به شمار می رفت، اما بدتر اینکه عوافریبی‌ها و خلط مبحث کردن های آقای مهتدی تنها یکی دوتا نیستند تا با تاکتیک سیاسی نامیدن آنها توجیه گردند. چرا که از نظر او، منتظری "فقیه عالیقدر" و "مرجع عظمای عالم تشیع" بوده است. البته وصف و مدح کردنهای ایشان تنها برای منتظری نبوده است، بلکه خاتمی‌ و موسوی‌ و همه مریدان و مقلدین آنها را در دایره وسیعتری شامل می گردد.

اغلب شنیده ایم که دروغ های سیاسی می توانند به انگیزه ای مثبت و برای نیل به اهدافی والا و با ارزش ابراز شوند و در این راستا استفاده از هر وسیله ای را توجیه کنند، اما دروغ و مغلطه هرگز پیروزی تاکتیک سیاسی نبوده و نیستند.
در جنگ جهانی دوم، نامه های دروغین کنار اجساد کشته شدگان، فریب های جنگی، موفقیت در چندین عملیات را تضمین کردند، اما عاقبت شایعات و دروغ ها آب شدند و حقیقت هویدا گشت. پس از انقلاب تا به امروز در حاکمیت مُلایان ولایت فقیه، دروغ در لفاف تقیه مذهبی مشروع قلمداد می شود و تازه به عقیده آنها سبب خیر دنیا و آخرت هم محسوب می گردد، اما خوشبختانه از نظر مردم ایران دروغ و عوامفریبی از دیرزمان مایه شرّ و سلب آرامش عمومی تلقی می گردد.
با این مقدمه کوتاه، باید گفت متٲسفانه همسو با حاکمیت مُلایان کم نیستند افرادی که خود را سیاست مدار و رهبر جریانی فکری ـ سیاسی در اپوزسیون فرض می کنند، اما به دروغ و عوامفریبی جهت پیشبرد مقاصد خود مشروعیت می بخشند و از زاویه عوامفریبی تمام قضایای سیاسی را دنبال می کنند.

شاید قدیمی ترین و متداوم ترین عوامفریبی های سیاسی آقای عبدالله مهتدی، غیر از موارد زیادی که در کتاب "پنج سال با عبدالله مهتدی" یا همان "مصاحبه عبدالله مهتدی با خودش"  وجود دارد، عملکرد پر منحنی و گذشته سیاسی پر از چرخش ایشان است. با بودن شواهد و مستندات دال بر این حقیقت، هر جوینده ای که دنبال تحقیق در مورد عملکرد برخی چهره های سیاسی در احزاب سیاسی کُردستان ایران باشد، می تواند این مغالطه کاریهای سیاسی ایشان را در کمترین زمان ممکن بیابد و بطورکلی سره را از ناسره تشخیص دهد.
به یقین در عرض چهار دهه گذشته، ایشان به کرات از ابزار سفسطه سیاسی ـ حزبی در عرصه های مختلف استفاده کرده اند و احتمالاً هم خود را آدم با کیاستی تلقی می کند.!

شاید ساده ترین نمونه، رویدادی انتخاباتی پس از انقلاب در شهرستان بوکان ـ زادگاه آقای مهتدی ـ باشد. ایشان در انتخابات شورا، از شخصی به نام کاک جعفر کریمی شکست می خورند و به گواهی شهود و اسنادی که موجود است، می گویند: "این شکست بدین دلیل است که من عضوی از خانواده مهتدی و ایلخانی زاده هستم و باید این لکه ننگ را برای همیشه از دامن خودم پاک کنم".

اما علیرغم این گفته خود، هرگز در عرصه سیاست چندان کار مثبتی نکرد که جایگاه تفکر ایلی و ایلخانی بودن از ذهنیت سیاسی ایشان محو گردد و عملاً تعریف روشنتری از طبقه اجتماعی و پایگاه فردی خود در حزب و سیاست به دست دهد.
 باید متذکر شد، هدف بیشتر دروغ های سیاسی آقای مهتدی، ایجاد سردرگمی در صفوف همفکران کنونی و سابق خود و نیز فریب افکار عمومی مردم کُردستان ایران و همزمان جهش خارج از مدار سیاسی برای ایجاد پیوند با اپوزسیون سراسری ایران، تنها به هدف نگه داشتن کُرسی رهبری سیاسی خویش و دوام سازمانی سیاسی است (سازمان زحمتکشان کُردستان) که ایشان دائماً در تریبونهای مختلف میل دارد، آنرا کومه له کُردستان ایران معرفی کنند که در واقع و با توجه به مانیفست و پیشینه سازمان ایشان چنین نیست.

 در این سالهای اخیر، تضاد های پی در پی در سخنان و دیدگاههای سیاسی و حزبی آقای مهتدی، باعث گردیده که رسانه های سیاسی، احزاب کُردستان ایران و حتی سایر مخالفان سیاسی رژیم ولایت فقیه از عملکردها و تغییر مسیرهای آقای مهتدی متعجب گردند.
به نحوی که منطق تغییرات مصلحتی، زودگذر و رنگ و لعاب عوض کردن های آقای عبدالله مهتدی هچ حد و مرز سیاسی و حتی چارچوب ایدئولوژیک را هم نمی شناسد. بدین خاطر باور بدان برای اکثر ما سخت است که چگونه یک شخص کمونیست معتقد دیروز، یک شبه ناسیونالیست استقلال طلب کُردستان و بامدادان نیز حامی و مدافع منتظری، اصلاح طلبان و جنبش سبز و این روزها هم در گرایشی فرصت طلبانه سخن از انقلاب مردمی و سرنگونی رژیم می راند.!

روزگاری توصیف های عبدالله مهتدی از "حسینعلی منتظری" از دیدگاه رفقای سابق او "فاجعهٔ سیاه" سیاسی به شمار می رفت، اما بدتر اینکه عوافریبی‌ها و خلط مبحث کردن های آقای مهتدی تنها یکی دوتا نیستند تا با تاکتیک سیاسی نامیدن آنها توجیه گردند. چرا که از نظر او، منتظری "فقیه عالیقدر" و "مرجع عظمای عالم تشیع" بوده است. البته وصف و مدح کردنهای ایشان تنها برای منتظری نبوده است، بلکه خاتمی‌ و موسوی‌ و همه مریدان و مقلدین آنها را در دایره وسیعتری شامل می گردد.

آقای مهتدی پس از انشعاب از حزب کمونیست ایران و سازمان کُردستان آن حزب، با فرستادن نماینده ای که اسم ایشان محفوظ است، نزد برخی از فعالین سیاسی داخل کشور، سازمان زحمتکشان را به سمت و سوی می بُرد که نمی شد برای آنها تعریفی جز برون مرزان سرگردان قائل شد. البته ایشان بارها در گفته های خود، چنین وانمود می کردند که از هر اصلاح‌طلبی اصلاح‌طلب‌تر است و در عمل هم با نرمشهای انقلابی این مهم را ثابت کرده اند.
نشست اخیر بیشتر احزاب سیاسی کُردستان ایران در شهر اربیل اقلیم کُردستان، که آقای مهتدی نیز با لباس کُردی در بین رهبران دو جناح حزب دمکرات مشهود بود، گواهی است بر شکست و مرگ ناسیونالیزم عشایری احزاب کُردستان ایران و جستن راه چاره در دو مسیر مجزا و متفاوت. البته دیگر هیچ ترفندی نمی تواند جلو ریزش پایه‌های قدرت سیاسی احزاب عشایری همچون سازمان زحمتکشان به رهبری آقای مهتدی را بگیرد، چرا که نسل جوان کُردستان ایران از زمین گیر شدن بیشتر آنها در کُردستان عراق آگاه است و نیک می دانند که شخصیتهای کلاسیک دهه ٥۷ که هر روز به بهانه های متفاوت با شعور سیاسی و اجتماعی آنها بازی می کنند و چند سال پیش از فرط لاعلاجی از جنبش سبز و سران اصلاحات دفاع می کردند، هرگز و هیچگاه نمی توانند نماینده مبارزات دمکراتیك مردم کُردستان ایران باشند.

اینک بعد از خیزشهای سراسری مردم ایران، رهبران برخی احزاب کُردستان ایران، می کوشند با اعلام پلاتفرمی مشترک و برای خروج از وضعیت بحرانی سیاست های کهنه و فرسوده تاکنونی شان، خود را نماینده تمامی اقشار مختلف مردم کُردستان ایران معرفی کنند و با این توهم، مواضع خود را با رویدادهای کنونی ایران آپدیت کنند. اما همه تجارب تاریخی و سیاسی چهار دهه اخیر به همه آنها آموخته است که تا اشخاصی مانند آقای مهتدی و افرادی دیگر دست از سفسطه بازیها و عوامفریبی های سیاسی و حزبی بر ندارند، هیچگاه مردم کُردستان ایران تنها از روی ادعاهای ظاهری که در مورد سیاست و برنامه های آتی خود مطرح می کنند، به آنها پاسخ مثبتی نخواهند داد.
آری، عملکرد ناصواب و دیدگاههای پر چرخش و متضاد آقای عبدالله مهتدی که سعی دارد دروغ و سناریوهای ناشایست خویش را بصورت پراتیک معیار پیشرفت سیاسی شخصی و حزبی اش معرفی کند، گویای کُنه وجودی دیدگاهها و حقیقت سازمان سیاسی خطرناک ایشان و برخی دیگر از جریان های سیاسی کُردستان ایران است.

توضیحات:

به درخواست مدیر ایرانگلوبال و برخی دیگر از دوستان بخشی از ادبیات نوشته ویرایش شد. در ضمن اگر آقای مهتدی وسایر دوستان ایشان آمادگی داشته باشند، بنده حاضرم اسنادی را که شامل تمام ویدئوها و مصاحبه های تلویزیونی و رادیویی ایشان است و معلوم ساختن نکات مهم و پر از تناقض که در مورد آن بحث نموده ام، در اختیار ایرانگلوبال قرار دهم و همچنین با ذکر نام نماینده ایشان نزد فعالین داخل کشوربعد از انشعاب از حزب کمونیست ایران و ارگان کردستان آن و گواهان، حقیقت موضوع روشنتر شود.

منبع: 
http://www.thepictaram.club/instagram/abdullahmohtadi ,https://amontazeri.com/articles/journalist/239, https://rojpress.wordpress.com/2011/03/02/kurds-and-green-movmant/
برگرفته از: 
کتاب " پنج سال با عبدالله‌ مهتدی" ص137, همان منبع.ص،141,همان منبع.ص،151
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب عارف گرامی، لطفا مطلب را ویرایش کنید ، این نوشته شما از سوی آقای عبدالله مهتدی به حق مورد اعتراض قرار گرفته است
تصویر عارف شیخ احمدی

عنوان مقاله: 
پاسخ به ایراد جناب Sadeghi Rasti
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب Sadeghi Rasti
دو نکته را در مورد نظر شخصی شما ذکر می کنم و امیدوارم دوستان کُردستانی و کُرد زبان، این دو مطلب بنده را در سایت کُردستان پُست مطالعه کنند و در مورد توضیح بنده و ایراد جناب راستی قضاوت کنند.
اولاً: مطلب اول بنده که در دو بخش در سایت فوق الذکر انتشار یافت در مورد سناریوی خودساخته در مقر سازمان زحمتکشان و نیز پیشینه آقای صلاح الدین مهتدی و نیز ارتباط ایشان با جمهوری اسلامی بود که بنده هم در مورد منبع آن که گفتگو در کانال تلویزیون کورد کانال و نیز ویدئوی مستقیم سخنان ایشان را در مقاله بعدی در اختیار اهل تحقیق قرار دادم. در کدامین بخش نوشته بنده بوی خصومت شخصی یا عدوات خانوادگی با برادران مهتدی وجود دارد، با ذکر پارگراف و ترجمه آن به فارسی لطف کنید!
ثانیاً: این دو مطلب در سایت کُردستان پُست و بویژه مطلب اخیر که چند روز پیش انتشار یافت در مورد اعتراف آقای صلاح الدین ـــــــ

عنوان مقاله: 
لطفا در صورتیکه درباره مقاله‌ای نظر می‌دهید، عنوان مقاله را در اینجا تایپ کنید
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب عارف شیخ احمدی من اگر عبداللە مهتدی را بیشتر از شما نشناسم کمتر نمیشناسم ولی انتقاد شما واقعأ بی مورد است عبداللە مهتدی اشکالات خود را در سیاست دارد و بزرگترین اشتباهی کە ایشان در سیاست و نقش خودشان مرتکب شدند همان ائتلاف با گروه کوچک سهند اتحاد مبارزان بود و بعد از فوأد مصطفی سلتانی همیشە عبداللە مهتدی شخص اول کومەلە بودند و آوردن اتحاد مبارزان سهند و منصور حکمت نیز نتیجەی اشتباه سیاسی بود کە عبداللە مهتدی در زندگی سیاسی خود مرتکب شد کە این اءتلاف هم باعث پراکندگی و انشعابات پی در پی کومەلە منجر شد و هم هزینەای بسیار بزرگ این ائیتلاف نامشروع با گروه منصور حکمت هم بە کومەلە و هم بە مردم و ملت کورد تحمیل کرد . و تمامی انتقادی کە بە عبداللە مهتدی وارد است در همین رابطە باید جستجو کرد و ایشان میبایست شهامت آن را میداشتند کە هم برای کومەلە و هم تودەهای مردم کورد ازعان میداشت کە
تصویر آ. ائلیار

عنوان مقاله: 
عوام فریبی...
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جهت بهبود سایت :
قدم اول
-لازم است کد نویسندگان تبلیغاتی مانند عارف و کامنت نویسان تبلیغاتی مثل جمال بسته شود.
قدم دوم
- ص. کامنت یعنی ص.شما، بسته شود. مثل سایت هایی که چنین کرده اند.
قدم سوم
- دادن کد به نویسندگان و کامنت نویسانی که کار شان را بلداند. و « اندیشه و نظر» تولید میکنند. نه تبلیغات. از گرایشات مختلف موجود در جامعه.
تصویر عارف شیخ احمدی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب جمال ارجمند

خیر، بنده عضو حزب کمونیست کارگری و یا به قول شما تیفهای(طیفهای) آن نیستم و تمنا دارم هیچگاه برای انتقاد از یک مطلب، نویسنده را چارچوب دلخواه خود نشناسید و انگشت اتهام نیز به سوی هیچ سازمان سیاسی اشاره نروید.
بنده تنها یک روزنامه نگار مستقل کُردستان ایران بوده و با اکثر جریانات سیاسی کُردستان ایران و تا حدودی با اپوزسیون ایرانی آشنایی دارم.
البته به شما یادآوری کنم، آقای مهتدی در اوایل از دوستان صمیمی منصور حکمت بودند و در تشکیل حزب کمونیست ایران از همفکران و هم رٲی ایشان!!
اما چون آقای مهتدی با سبک چرخشی که در دیدگاههای سیاسی دارند و نمی توانند یک هدف یا مقصود خاصی را برای سازمان خود به رسمیت بشناسند، دائما در حال تغییر بوده و برخلاف اشخاص، احزاب و سازمان های سیاسی که برنامه و پلاتفرم خاص خود را دارند، نیستــــــــــند.
تصویر عارف شیخ احمدی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پاسخی به آ. ائلیار

اولاً: انتقاد شما از مطلب بنده غیر منطقی و پر از توهین است، که اولش خواستم اصلا پاسخی به شما ندهم. اما چون هر حرفی را حدیثی در پی آن و شما در پای هر مطلبی مانند "قاضی غزنی" شروع به انتقاد کرده و در مورد تقصیر نویسنده و اینکه نوشته چنین و چنان است، نظر می دهید. لاز دیدم تنها نکاتی کوتاه بنویسم.
نوشتید:
" در آذربایجان مثلی است که کودک عاقل از توالت اش معلوم است". ادب، اصول متدولوژی و انتقاد شما را واگذار می کنم به اهل ادب و تحقیق..
یا در خواست بستن کد سایت بر روی بنده و کسانی که قاضی غزنی(ائلیار) لازم بداند از مدیر ایرانگلوبال..
یا تازه به دوران رسیده مائیم و شما در دانشگاهای معتبر جهان تحصیل کرده و ما فقط در حجره مُلا...
منابع این نوشته موثق بوده و اگر تنها " کتاب پنج سال با عبدالله مهتدی" را مطالعه کنید و یا ساده تر تنها ویدئوی مصاحبه های آقای مهتدی ـــــــــ
تصویر عارف شیخ احمدی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب کیانوش توکلی

اتفاقا برخلاف نظر شما، این نوشته نقدی است مستدل بر گذشته و زمان حال یک شخص مدعی و دیدگاههای سیاسی آقای مهتدی آنقدر پیچیده نیست که کسی نتواند آنها را از هم دیگر تفکیک کند. بخشی هم در کتاب "پنج سال با عبد الله مهتدی" که مصاحبه ای است با ایشان و پر از ضد و نقیض گوئی موجود است که بنده منبع را هم ذکر کرده ام. البته قبل از این نوشته با بسیاری از کادرهای قدیمی کو مه له صحبت نموده ام و بدون استثنا همه آنها با بیشتر ادعای آقای مهتدی مخالف بوده و آنرا اغراق و عوامفریبی می دانند.
به لطف دنیای مجازی، دسترسی به افکار سیاسی یک شخص چندان هم سخت نیست، مخصوصا آقای مهتدی که بعد از هر رویدادی مقابل دوربینهای العربیه و تلویزیون ایران فردا صحبت می کنند و نظر شخصی و حزبی شان را بیان می کنند.
بنابراین نه تنها خصومتی شخصی با ایشان ندارم بلکه منتقد دیدگاههای متناقض و مواج ایشان هستم. سپاس

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این نوشتە در مورد عبداللە مهتدی باید یکی از جریانهای حزب کمونیست کارگری نوشتە باشد کە پدر کشتگی با عبداللە مهتدی دارند من از عبداللە مهتدی دفاع نمیکنم ولی حزب کمونیست کارگری تمام تیفهای آن بدلیل توانائیهای عبداللە مهتدی و بە نقد کشیدن درست جامع و کلی حزب کمونیست کارگری و شخص منصور حکمت همیشە با این ادبیات بە عبداللە مهتدی حملە میکنند عبداللە مهتدی در اوایل تشکیل حزب کمونیست کارگری و منصور حکمت نوشای در نقد این جریان دارد بە نام ( این حباب کی خواهد ترکید ) و از آن زمان عبداللە مهدی شد راکفلر و سرمایە دار و منصور حکمت شد مارکس زمانە از دیدگاه تیف حزب کمونیست کارگری
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
-مقاله نویسنده نوشته ای ست بسیار عالی. و موی لای درزش نمی رود.
اما از کدام زاویه؟ از این زاویه که نشان میدهد کدسایت به چه کسانی داده میشود و چه مقاله های وزینی که نوشته نمیشوند. پربار و پرگهر باد!

-این متد کد دادن و پرگهری، در مورد کامنت نویسی هم رایج است.
کد گرفتن برای مقاله نویسی و کامنت نویسی «مجانی اندر مجانی» ست. منظور چون آب خوردن است.

« هرکس هرچه خواست مینویسد و چه بهتر». چه بهتر که هرچه بیشتر حقوق دیگری از هر زاویه نقض شود. بدرک که خودش حضور ندارد و یا میل ندارد با این و آن یکی بدهن بشود.

البته در این رابطه و از این زاویه این مقاله عالی ست و تپیک.
امید است کامنت تپیکی هم زیر آن بنشیند و گل اندر گل شود. که به دنبال گلستانیم.
و نقض حقوق هر غایب و بی خبری و یا بی میلی. چه با مقاله و چه با کامنت.
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب عارف گرامی ، شما بجای استدلال، یک سر تهمت و افترا می زنید و روش درست این است که مستند سخن بگویید، جمله اورا کامل آورده و آنگاه نقد کنید. جنابعالی در این نوشته کوتاه ، مجموعه ازکلمات تلخ، منفی و تهمت را پشت هم ردیف کرده اید