دیدگاهها

در نود و اند سال گذشته، تسلط و سروری زبان فارسی نه تنها وحدت و مودتی بین ملت های ساکن ایران ایجاد نکرده ، نه تنها آنها را بهم نزدیک تر نساخته، بلکه سبب بروز نفاق و کدرورت روز افزون بین این ملت ه
1 کامنت
تبریز جای شعبده بازی استعمارگری نیست.
پروپاگاندای رسانه ای جمهوری اسلامی از اوایل هفته جاری برای رونمایی از بسته جدید سیاست های ارزی و تقارن عمدی آن با امضای تحریم های آمریکا، عملیات روانی سنگینی بود که جمهوری اسلامی توانست خریداران طلا و
حسن روحانی رئیس جمهوری جمهوری اسلامی در مصاحبه زنده تلاش میکند مقاومت 40 ساله مردم ایران را به قیمت دلار ربط بدهد و تلاش کرد که قول بدهد قیمت دلار را ثابت نگه دارد به این امید که مردم به خانه های شان
!
انگار جنبش سرتاسری دیماه نود و شش همین دیروز بود. مردم در بیش از هشتاد شهر کشور به خیابانها آمدند و خواستار رفتن جمهوری اسلامی ایران شدند.
تحول خواهان که نه خواستار حفظ نظام و نه مایل به سوریه ای شدن ایران هستند، راهی جز درهم آمیختن چالش و وفاقی فراگیر برای گذاری تا حد ممکن مسالمت امیز پیش رو ندارند.
انچه که امروز بعد از چهل سال حکومت جمهوری اسلامی به ارث گذاشته است، بحران و نابسامانی های اجتماعی،فرهنگی، اجتماعی ،اقتصادی و سیاسی در جامعه است ،که بدون رویکرد انتقادی و ایجاد راه حل نمیتوان این موضوع
بول عدم مشروعیت حکومت ایران بر استانهای ازربایجانی پس از کودتای غیر قانونی 1299 - که قتل عام و اشغال نظامی در دوران خیابانی, پیشه وری و خلق مسلمان را بدنبال داشته است- اولین قدم در راه مصالحه است.
اکنون این دیگر بر عهده رهبران و فعالین این جریانهاست که دلیل تعلل و عدم حمایت خود از هم‌صدایی در خارج را به درخواست‌هایی شبیه آنچه که جبهه ملی طرح می‌کند به افکار عمومی ایرانیان در داخل و خارج از کشور
از سال ۱۳۵۶ زمینه‌هایی برای گشایش فضای باز سیاسی، آزادی احزاب و تکمیل حقوق اساسی مشروطیت به وجود آمد.
جامعه در التهاب و بحران خود نیازمند عملی هوشمند و آگاهانه است.
راه های اساسی برای جلوگیری از بازتولید استبداد، روشهایی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی هستند چرا که دموکراسی در این باره نیست که چه کسی و چگونه حکومت می کند؛ به عبارت دیگر دموکراسی حکومت مردم نیست بلکه قضاوت
سیاست اجتماعیِ پیشنهادی شورش‌های جاری، سرمایه‌دارانه است؛ طبقه‌ی کارگر تنها نیرویی است که می‌تواند یک سیاست اجتماعی عدالت‌طلبانه و رهایی‌بخش، یعنی سیاست اجتماعی سوسیالیستی، پیشنهاد کند.
به قول شاملو “مردم بی لبخند” بپا خاسته اند تا با نظام نکبتبار حاکم، روحانیت شیعه، اسلام سیاسی و هر نوع موروث گرائی (درخواست حق ویژه) تعیین تکلیف کنند و آنها می توانند مطالبات خود را از درون یک انقلاب