دیدگاهها

انديشه اي كه با حفظ استبداد ديني مي خواهد ايران را به عضويت WTO در آورد و از گلوباليسم تنها جنبه اقتصادي ان را تبليغ مي كند و جوانب سياسي و فرهنگي را از صورت مسئله حذف مي كند در واقع جامعه ايران رابه
خیلی از خاطره نویس ها بجای اینکه متن تاریخی را شرح دهند ؛ خود ،محورتاریخ قرار می گیرند وشاهد بودم که در همون همایش برلین، یکی از دوستانم به نویسنده خانه دایی یوسف گفته بود:" اخر مرد حسابی من کجا
من اظهار نظری نمی کنم فکر کنم دنیا جدا از پیجید گی؛ مختصات جدیدی بخود گرفته و هر نقطه جغرافیای سیاسی این کره خاکی صاحب دهها متخصص و کارشناس ویژه است و دیگر گذشت آن دورانی که سیاسیون مثل آچار فرانسه به
تا 5 سال دیگر 20 میلیون نفر ایرانی به اینترنت دست رسی خواهند یافت و حضور دهها شبکه رادیو و تلویزیون ماهواره ای جای هیج گونه نگرانی در خصوص آینده دمکراسی در ایران نخواهد بود .
مغازه ما دراین بازار قرار داشت و بخشی از زندگی کودکی ام در این مکان گذشت.
حتی در انتخاب عکس هنوز تابو هایی وجود که متاسفانه " نسل انقلابی ها ما" بعد از 26 سال همچنان بدنبال خود می کشد.
ـ جهان در حال پوست اندازی است و ما با دنيايی مواجه هستيم كه در آن نفش سنتی دولت ـ ملت هر روز كم رنگ تر می شودو شركت های چند مليتی و فرا مليتي كه پايه اصلی اقتصاد را بنا نهاد ه اند، دنيا را يك پارچه می
تند نرويد تظاهرات صلح خواهانه اروپايي ها شمارا، به اشتباه نياندازد! استراتژي اروپا و امريكا بر سر تغيير جغرافياي سياسي خاورميانه ، يكي است
11 سپتامبر خيلي از مسايل را تغيير داد و برخي برنامه را جلو انداخت !
بنابراين در شرايط امروز جهان ، درك استقلال بر مبناي خودكفايي ، يك شعار عوام فريبانه است وبه لحاظ اقتصادي در برخي از رشته ها زيان آورمي باشد.
قبل از چيز بايستي بدانيم اساسي ترين خواست مردم در شرايط كنوني چيست؟ در كجا جهان ايستاده ايم؟
در سه مقاله قبلي بطور مجزادر باره جهاني شدن ، سكولاريسم و علت العلل عقب ماندگي كشورهاي اسلامي و همين طور در باره تحولات پس از 11 سپتامبردر رابطه با منطقه و ايران پرداختم و قصد بر اين بودكه در قسمت چها
در باره عقب ماندگي كشورهاي اسلامي بطور عام و ايران بطور خاص نظريات متفاوتي موجود است از آن ميان چند نطر بر جسته است : يكي عقب ماندگي كشورهاي اسلامي منجمله ايران را با تئوري وابستگي و تئوري امپرياليسم
با وقوع 11 سپتامبر مناسبات امريكا با جهان وارد فاز جديدي شده است ، در اين جهان چند قطبي ، امريكا به عنوان تنها ابر قدرت ، دشمن اصلي خود را بنيادگرايي اسلامي ناميد و در اين راه سياست يك بام و دو هوا را
جهاني شدن . تنها جنبه اقتصادي آن نيست . جهاني شدن يك پديده كاملا جديدي است كه روي رفتار ، مصرف انسان قرن 21اثر مي گذارد.

صفحه‌ها