دیدگاهها

جامعه، انسان را مسئول عمل خود میداند. اما جامعه، خود را مسئول مناسبات خودش نمیشناسد. و مشکل اساسی نیز اینجاست.
جامعه دزد را به خاطر عمل دزدی مجازات میکند- اما خود را به خاطر داشتن « مناسبات دزدی» مجازات نمیکند.
از دیدگاه « انسان - مناسبات » مجرم واقعی نه انسان بل خود نظم جامعه، و در اصل مناسبات مشکل دار موجود ست. مناسبات غیر انسانی بخش طبیعی و جدایی ناپذیر نظم و روابط موجود است. بدون تغییر مناسبات غیر انسانی مجازات مجرمان هیچ مشکلی را حل نمیکند.
‫از زمان صفویه تا کنون، ‫در طول ۵۱۵ سال گذشته، بیش از ۲۰ میلیون سنی توسط شیعیان ایران کشته شده و در طول ۳۸ سال عمر جمهوری اسلامی بیش از ۵۰۰۰۰ سنی در مناطق مختلف نابود گشته اند. در هیچ جای ایران، تمامی مردان یک ده ا عدام نشده‌اند، در حالی که بیش از ۱۰ روستا در بلوچستان وجود دارد که تمامی و یا اکثریت مردان آنجا کشته شده‌اند. در همین دو هفته، بیش از ۱۰ سنی که اکثرا بلوچ بوده‌اند ا عدام شده‌اند و تقریبا تمامی رسانه هایی که در اختیار شیعیان هستند، از انتشار این اخبار بطور جدی خود داری کرده‌اند
کج فهمی های متفکرین ایرانی فارس محور در ابعاد گوناگون و بدرجات مختلف در قرن بیست و یکم نیز ادامه دارد. در میان این باصطلاح منورالفکرها, هستند کسانی که ترکان آزربایجانی را به صرف مبارزه در راه احقاق حقوق حقه خود یعنی برقراری کشوری بر اساس فرهنگ, زبان, منافع ملی, پرچم, نام و دیگر اتریبوتهای خاص خود , آنتی دموکراتیک نامیده و حتی در مقالاتی عصبی با عناوینی همانند " ترکیسم یا دموکراسی" سعی در تئوریزه کردن کج اندیشیهای خود می کنند.
بزرگترین درد مردمان ملیتهای جهان بطور کلی و بویژه مردمان خاور زمینی و اسلام زده، ساده پذیری است. ما طوری تربیت شده ایم که هیچ حوصله نداریم، درباره چیزیکه به آن باورداریم، پرسش کنیم. این مسئله درست است و ازجمله در تمام کشورهائی که آئین و ادیان نقشی دارند، پرسش بظاهر آزاد است، اما همین که برای پرسش های مطرح شده، پاسخ منطقی و قانع کننده ای دریافت نشود، سیستم حاکم دیکتاتور ماب برخورد می کند و حتا کوشش درسر به نیست کردن آغاز می شود.
نجاست را بايد از سر راه مردم پاك كرد
تا بر دست و پاى مردم نچسبد
جاى نجاست در انظار مردم نيست.
سيفونها را بكشيد.
در ایران بلازده آخوندی و تبهکاران ساختار ولائی دیگر کارد به استخوان مردم رسیده، و امکان بردباری این زندگی ناگوار و ناآرام را از میلیون ها قربانی تنگدست و زمینگیرشدگان کارمزد گرفته است.
وقتی جایزه فیلدز، به مریم میرزاخانی تعلق گرفت، آن انسان فرزانه و فروتن با سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد و هنگام دریافت جایزه، تازه از شیمی‌درمانی فارغ شده بود. موهای کوتاهش نیز، همین را نشان می‌داد.
سی و یک تیر ماه 1394، تبلور جنبش معلمان ایران
لباس شخصی خشمگینی، قبل از این که وارد مترو شویم با لحن بسیار تندی گفت : گنده ی شما رو پیدا کردیم ! یک جوری واژه ی گنده را تلفظ می کرد که انگار هندوانه ی گنده ای را در مزرعه ای پیدا کرده است!.... قسمت انتهایی خودروی ون را به شکل قفس ساخته بودند، دست و پاهایم را نمی توانستم تکان بدهم، حتی به راحتی نمی توانستم نفس بکشم. یاد سخنان برخی مقامات کشورمان افتادم که مدام از کرامت انسانی سخن می گویند و با تبلیغات زیاد منشور حقوق شهروندی می نویسند!
با گذشت حدود 38 سال از عمر انقلاب مردم ایران، انقلابی که بعدها "انقلاب ربوده شده" نامیده شد، به عینه می توان دریافت، انچه که از آن به عنوان "صدور انقلاب" نام برده می شود، "صدور تنش و اختلال و تروریسم" بوده است. تروریسمی که امروز دامن عراق، سوریه، لبنان، اسرائیل، یمن، کشمیر، افعانستان و ...غیره را گرفته است.