دیدگاهها

اگر تاریخ بتواند دوبار به روی صحنه بیاید، سلطنت طلبان با چنین ژستی، آن گونه که این نوسلطنت طلبان حامی یک «ژن دودمانی» به تصویرکشیده اند ظهورخواهدکرد!
عاشورای تو سرکوبگر و وحشی و استعمارگر شده است. عاشورای تو از یمن تا لبنان به استعمار و استثمار مشغول است.
روز گذشته آقای کیانوش توکلی مصاحبه ای داشتند با دکتر محسن سازگارا (1) که بسیار خبرساز شده است (2). شخصاً دکتر سازگارا را پیش از آنکه به آمریکا بیایند، به یاد دارم که از ایران با ایرانسکوپ یکی دو تا ایمیل رد و بدل کردند که درست یادم نیست اما نشان می داد به موضوعات مورد بحث ایرانسکوپ، علاقه داشتند. در سال 2005 که تازه از کالیفرنیا به واشنگتن آمده بودم یکی از دوستانم گفت آقای سازگارا به آمریکا آمده و در دانشگاه جرج تاون در واشنگتن به دعوت اتحاد جمهوریخواهان سخنرانی دارد و پرسید اگر دوست دارم

امروزه به هر ترتیبی که اپوزیسیون رادیکال را بنگریم، درمی‌یابیم که نابسامانی و بحران او فرا تر از نمونه‌‌ی کشور ما می‌رود و سراسر گیتی را در بر می‌گیرد. بغرنجِ خروج از مناسبات نابودکننده‌ی مسلط در سطح ملی و جهانی، که امروزه بی‌شک سرمایه‌داریِ جهانی‌شده است، همه‌ی اپوزیسیون‌ها و نه تنها مدعیانِ مبارزه‌ی ضد سرمایه‌داری، در همه‌ی کشورها و نه تنها در ایران را در برابر پرسش‌هایی بغرنج و مشترک قرار داده است.رژیم‌های سلطه‌گر همواره می‌توانند، به یاری ترفندها و تغییراتی، از نابودی خود پیش‌گیری کنند
بدون وابستگی به هیچ گروه سیاسی شش سال به اتهام های سیاسی در ایران زندانی بودم و ددمنشی ها و بیدادها و شکنجه های رژیم جمهوری اسلامی را از نزدیک دیدم! از ایران به کراچی رفتم و دیدم که از یک جهنم سیاه به دوزخ دیگری به نام پاکستان آمده ام! از آنجا هم راهی جهنم سفید و تمیز دیگری به نام فنلاند شدم و در پاسیلا زندانی شدم! سرانجام به کشور دیگری که خانواده ام به آن کوچ کرده بودند رفتم .....
در سی سال گذشته دیدار هائی با بیژن داشتم. آخرین باری که او را دیدم در مراسم بزرگداشت آقای طاهر احمدزاده پدر گرامی رفقای گرانقدر چریکهای فدائی خلق، مسعود و مجید در پاریس بود. در آن مراسم بیژن می گفت مسعود بهترین دوست من بوده و من خود به عنوان صاحب عزا در این مراسم شرکت کرده ام. پس از پایان مراسم اصرار نمود که شب به خانه اش بروم و این آخرین دیدار با رفیقی بود که 47 سال پیش در شکنجه گاه اوین با وی آشنا شده بودم. یادش را گرامی می دارم و در غم از دست دادنش خود را با خانواده اش شریک می دانم...
وضعیت دردناک اقتصاد کشور ریشه اش در شیوه حکومتی است که بر کشور ما به زور زندان، اعدام و شکنجه اعمال شده است. دزدان بر خزانه مملکت نشسته اند، آدم کشان دستگاه قضایی را می چرخانند، کلاهبرداران سفیر و وزیر هستند، آیا اینها برهان قاطعی بر آن نیستند که فقر و فلاکت ملی ریشه داخلی اش قوی و تعیین کننده تر از عامل خارجی است؟
آیا مغز فرد از قبل برنامه ریزی شده یا شاید هم از طرف طبیعت زندگی انسان نوشته شده؟
گاه پریشان حالی بسیار جددی در درک مناسبات آذربایجان و کردستان یا مناسبات جنبش ملی ترک با جنبش ملی کرد وجود دارد. این پریشان حالی در نزد عناصر افراطی و مملو از پارانویا خود را در قالب افراط گرایی و حتی نژادپرستی نشان میدهد. این پریشان حالی در قالب تهدید و تجاوز به حقوق و دشمنی خود را می نمایاند. این پریشان حالی خود را در قالب تفکر الحاق گرایانه از هر دو سو و عقبه آن، یعنی تشدید تضاد میان جنبش های سیاسی متعلق به خلق های غیرفارس نمود دیگری از این پریشان حالی است.