قومی-ملی

ضروریست بلادرنگ ، به خود خواهی ها ، خود محور بینی ها و به پراکند گی ها خاتمه بدهیم و با حفظ هویت سیاسی – تشکیلاتی خود، بطور باز و شفاف دیدگاه های خود را درباره روند تحولات سیاسی ایران و درباره راهکاره
جوانان آذربایجان برای رسیدن به آزادی و هویت ملی همه تلاش خود را به کار می برند، با رژیمی در ایران روبرو هستند که همه راه های دمکراتیک را مسدود و هرگونه جنبشی را به شدت سرکوب می کند.
بدون شک استان بلوچستان که اکثریت جمعیت آن را بلوچها تشکیل می دهند، فقیرترین وتوسعه نایافته ترین استان ایران است که ازعقب ماندگی فوق العاده ای در تمام زمینه های اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی رنج می برد.
ضربه‌ای که این گروه به حرکت هويت طلبي آذربایجان میزنند بسیار گسترده است به شکلی‌ که علاوه بر ایجاد تفرقه و بد بینی‌ بین فعالین سیاسی و حذف آنان از حرکت یا به قول معروف پیاده شدن تعداد زیادی از مسافرین
یک مصاحبه در سایت زمانه با آقایان ایران پور و مهتدی در باب فدرالیسم (1)، درک غلط و خطرناک نهفته در نگاه این دوستان که یکی از آنها دبیر کل حزب کوموله نیز هست، مرا واداشت که دو کامنت در پای این مصاحبه ب
در پی کمينی که‌ از سوی اعضا و دوستداران دو حزب دمکرات کردستان (ايران) جهت وحدت دوباره‌ی اين دو پاره‌ی حزب دمکرات آغاز شده‌ است و با استقبال گرم مردم و کنشگران جنبش ملی ـ دمکراتيک کردستان ايران روبرو گ
بحث کوتاه امروز ما بر سر جنبش سبز و مسئله ملیتهای ایران است.
مطلب به اصطلاح طنز روزنامه کیهان که در آن برای تحقیر موسوی، لهجه ترکی اش به تمسخر گرفته شده بود، باعث شد تا در وبلاگها و سایت بالاترین دهها مطلب نوشته شود و صدها امتیاز داده شود و موضوع داغی برای این
مبارزه برای آزادی و آرزوی رسیدن به دمکراسی در جامعه چند فرهنگی ایران تاریخ دیرینه ای دارد.
گرچه ازاین سخنرانی به زبان آلمانی که به درخواست یکی از استادان محترم برای مدرسه عالی تعلیم و تربیت دانشگاه هایدلبرگ درترم تابستانی 1994 میلادی در نظر گرفته شده بود، حدود 16 سال می گذرد و تصحیح شده آن
اقوام ایرانی باید به چهار نکته اساسی توجه داشته باشند. اول شعارهای ضد استبدادی و دمکراتیک جنبش در کـُـلـّـیت خویش. دوم شعار نفی سلطه یک مذهب مشخص و در نهایت برابری مذاهب و ادیان.
حرکتی که هفت ماه پیش در اعتراض به تقلب گسترده انتخاباتی در جریان دوره دهم انتخابات ریاست جمهوری آغاز شد، در ادامه خود به یک جنبش گسترده مردمی علیه دیکتاتوری و برای کسب حقوق دموکراتیک، و به مهمترین چال
مطالعات‌ قومي در ايران، گذشته ازداشتن مشكلات مربوط به روششناسي (Methodology) ، هستي‌شناسي(Ontology) و معرفتشناسي (Epistemology)، ازيك مشكل اساسي ديگر رنج ميبرند و آن جنبه تابو بودن و ماهيت بسيار سياسي
جنبش سبزباهمه‌ تنوعات وتفاوتهای نظری که‌درساختارسیاسی واجتماعی اش دیده‌ می شود؛بنظرمی رسدکه‌ دریک نقطه‌بنیادی،همراه‌وهمسوبامنافع ملی ملتهای ساکن کشورقرارمی گیرد:بی اعتنائی به‌ سیستم واپس مانده‌ ولایت
برای مردمان پیرامونی ایران سرنوشتی جدا از سرنوشت مرکزنشینان ایران متصور نیست. دموکراسی در ایران یعنی آزاد شدن آنها از ستم و سرکوب و این یعنی یک گام بزرگ به سمت حل مسئلۀ ملی در ایران.