قومی-ملی

دوستان عزيز، فردی به‌ نام دوستدار سلمان پارسی بار ديگر کامنتی زير مطلب بنده‌ در سايت ايران‌گلوبال گذاشته‌اند که‌ بدون اينکه‌ وارد جزئيات بحث ايشان شوم (چون اينکار را بيهوده‌ می‌دانم) در مورد موضوعی دي
آيا من بعنوان يک شهروند کرد حق تشکيل يک حزب کردی را دارم؟ آيا بعنوان يک کرد حق تأسيس روزنامه‌ای کردی در شهری چون کرمانشاه‌ را دارم؟ آيا من بعنوان يک شهروند کرد در نظام قضايی فی‌النفسه‌ مظنون نيستم؟
اسفند 1377 بود که کُردها بعد ازچند سالی سکوت، اینبار خیابان رابا قدرت تمام تسخیر کردند.
هیئت رهبری جنبش دمکراتیک یارسان در خارج از کشور، به عنوان نماینده سازمان خود که مورد حمایت بخش بسیار زیادی از مردم یارسان چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور است، در این رابطه نکات زیر را به عرض مبار
فعالان آذربایجانی با گرد هم آوردن رگه های اجتماعی و دانشگاهی در قلعه بابک٬ موفق شدند جنبشی محدود در محافل و مجامع را به حرکتی ملی و گسترده مبدل سازند که نقطه عطفی بود برای اجتماعی تر شدن جنبش وبه تبع
او در ادامه سخنان خود به رابطه جنبش سبز و ملیت های ایرانی پرداخت و در این باره یاد آور شد: قبل از هرچیز باید به این مسئله توجه کرد که این جنبش به تنهائی و مستقل از جنبش زنان و مستقل از جنبش هویت خواهی
بر کسی پوشيده‌ نيست که‌ ايران به‌ لحاظ ملی، قومی، فرهنگی متنوع است، هر چند اتفاق نظر در مورد نامگذاری اجزاء اين ترکيب وجود ندارد؛ گروهی آنها را اقوامی می‌دانند که‌ ملت ايران را بوجود آورده‌اند، دسته‌ا
به‌ هر حال، پيام محوری بحث شما اين است که‌ ملت فارس وجود خارجی ندارد و طرف مقابل نيز می‌گويد که‌ ملت ايران موجوديت عينی نداشته‌ و ندارد.
ریگی که عرصه عملیاتی خویش در پاکستان را تنگ می بیند، به امید یافتن افق هایی در افغانستان؛ ظاهرا با تشویق و اطلاع کامل آی آِس آی ِ پاکستان و احتمالاً با آگاهی و هماهنگی سرویس های مربوطه غـربـی موجود در
فرض را بر این میگذاریم که صد در صد ملّتی بنام فارس وجود دارد، از شما احزاب و سازمانهای کُرد و از سایر احزاب و نهادهای دیگر قومی که در کنگرهءِ ملیتهای ایران فدرال دور هم جمع شده اید، همچنین از سایر پژو
احساس كهتري در تركيه مانند آلمان جهان مشمول نيست ولي براي اقليت هاي تركيه و به خصوص كردها و ارمني ها خيلي ويرانگر و گران تمام شد به صورتی كه حتي هويت ملتي به نام كرد را ناديده گرفته و به نام ترك هاي ك
بارها گفته ا م و بار دیگر می‌گویم:کسانی‌ که تحت پوشش هویت طلبی سودای تجزیه ایران را در سر دارند با اقدامات خود همچون بر افراشتن پرچم ترکهای عثمانی در مجالس و محافل خود به وضوح نشان میدهند که هرگز دلشا
بعد از کردستان نوبت بلوچستان است. چهار کرد و یک فارس را سه هفته پیش ا عدام کردند. دیروز حمید ریگی را بدار آویختند.
اخیرا احمدی نژاد خواستار اخراج ۵ میلیون نفر از جمعیت تهران شده است، بدون اینکه فکر بکند چرا مردم به طرف تهران سرازیر شده اند.
در عصر گلوبالیزه شدن ' هویت طلبی یک واکنش طبیعی از سوی اقوام و ملتها به پدیده گلوبالیزاسیون بوده و به خودی خود نه تنها نمیتواند منفی‌ باشد بلکه میتواند در جهت حفظ خرده فرهنگها و زبانهای بومی که ث