فرهنگ و هنر


Kaftar! Göz-yaşıynan da kəbin olar? Xam xəyaldasan. Mən öz sevgim ilə evlənmişəm. Mənə Nuxsər deyərlər, arzuyun könlündə qoyaram. Dünyayın odlaram

کفتار! تو خیال میکنی عقد کرده ای. عقد با گریه عقد نیست. من با عشق خودم عقد کرده ام. به من میگن نوخ سر. آرزوی ات را به دلت میگذارم. دنیای ات را به آتش میکشم
 شادی سابُجی
هر روز فاجعه پشت سر فاجعه رخ می دهد.
بر ما چه رفته است؟
Mən insanlar arasında itmiş idim.Cüzamlılara bənzər insanların arasında
Üzümə baxıram. Oyulub boşalıbdır! O, məndən geçıb gedən, və itkin düşən ana kimi
O ki, üzündən heç bir şey qoymadı qalsın. Yalnız mənim üzümdən suvay, və bir ac qışqırıqlı uşaqdan başqa
من در میان آدمها گم شده بودم.آدمهایی که به جذامیان می مانستند.
به چهره ام می نگرم. سوراخ و پوک و تهی شده است.به مانند آن مادری که از من عبور کرد و ناپدید شد.
وچیزی هم از خود باقی نگذاست.جز چهره ای که من دارم.و بچه ای که گرسنه جیغ میزند
سرود نان
شعر از آنگل کرسپو (۱۹۹۵ – ۱۹۲۶ Ángel Crespo) شاعر و مترجم بزرگ اسپانیا
برگردان احد قربانی دهناری
اما آنچه فیلم بر آن تاکید دارد نه سرنگونی رژیم‌های خودکامه، بلکه روش جایگزینی آنها‌ست که راه رسیدن به جامعه دمکراتیک را ممکن یا غیر ممکن می‌سازد. . این شورشی است کور و عاری از هرگونه محتوای دموکراتیک که اساسا هدفی جز حذف شخص دیکتاتور را ندارد. تمرکز دوربین بر حمل عکسهای عالیجناب با نشان حرف X توسط توده‌ی به عصیان درآمده تایید این واقعیت است. چنین است که جنبش لاجرم طریق مدنیت را رها و راه خشونت را در پیش می‌گیرد، راهی که فرجام آن میلیتاریسم و فاشیسم می‌باشد.
همراه با دکلمه
ای آیت الله
لانه ی ددها و دیوها و انگل ها
بگذار،
دست و دل و موهایم آزادانه با باد برقصند.
آرتیمیا قلب آذربایجان است. نگذارید آرتیمیا بمیرد
«یادی ازجلیل محمدقلی زاده و مجله ملا نصرالدین او»
بهروز مطلب زاده
روز ششم نوامبر سال ۲۰۱۸ برابر است با صد و دوازدهمین سال انتشار هفته نامه ملانصرالدین.
در آینه مبارزات فرهنگی تاریخ یک صدساله اخیر ملت های مشرق زمین، به ویژه درتاریخ پرتکاپوی مردم قفقاز و ماوراء قفقاز و ایران، علیه جهل و خرافات و عقب ماندگی و موهومات دینی و مذهبی، نام جلیل محمد قلی زاده ناشر هفته نامه ماندگار «ملانصرالدین» همچون ستاره ای پر فروغ می درخشد.
میرزا جلیل محمد قلی زاد که بود؟
رویا
در غربت کسی در غرفه های نگاهت نیست
تو،
ای دختر انقلاب
ای درد کشیدۀ چهل سال عذاب
تو،
ای فریاد در گلو شکستۀ زنان وطن
زناني كه در انتظار صبح روشن
ميدان ازادی را فتح خواهند کرد.....