فرهنگ و هنر

اگر ادبیات معاصر ایران را به شکل یک درخت در نظر بگیریم، بعد از انقلاب ۵۷ شاخه تازه‌ای از این درخت روییدن گرفت که به تدریج به عنوان «ادبیات تبعید» شناخته شد. مبدأ پیدایش این شاخه تازه در ۴۰ سال گذشته انتشار نشریه «الفبا» به همت غلامحسین ساعدی‌ست. این تلاش در سال‌های دهه ۱۳۶۰ با انتشار نشریه «نامه کانون» و فصل نامه‌ها و گاهنامه‌های ادبی متنوع در اروپا و آمریکای شمالی ادامه یافت.

برگردان: 

کوشیار پارسی
این انتخاب نامِ متن، از سر رندی و زیرکی نویسنده ی جوان هلندی است که در آغازِ فنِ نگارش، آثارش چشمگیر بوده و با موفقیت به دنیای نشر پا گذاشته است. نویسنده جوانی که بُن ـ مایه ی آثارش را از رنج ها و آسایش خود، از دردها و مرهم های خود، از شادی و غم های خود وام گرفته و با ترفند نگارش از آن ها اشعار و رمان ها و داستان ها ساخته است و در جهان آفرینش تکیه به خود داده است.
قورتولا جانی تا اسارت دن خلق قالخدی ایاغه، قان وئردی ایسته میر بو حوکومتی میلت گور نئجه ، نیفرتین نیشان وئردی! ترجمه به فارسی
برای اینکه جانش، از اسارت نجات یابد خلق، به پا خاسته خون خود را نثار کرد ملت این حکومت را نه میخواهد به بین به چه سان ، نفرت خود را نشان میدهد!
در عصری که انتخاب ِشرافت،
همچنان صیغه ی مجهول آسمانی ست
استورمزی، خواننده سرشناس بریتانیایی هفته گذشته با کار سخاوتمندانه‌ای که کرد، مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت؛ او بعد از آن که متوجه شد یک دانشجوی آکسفورد برای آنکه بتواند به هاروارد برود، پول لازم دارد، تصمیم گرفت به او کمک کند.
فیونا آسیدو، دانشجوی دانشگاه آکسفورد، برای جمع کردن پولی که لازم داشت، به سراغ یکی از سایت‌هایی رفت که به شما امکان می‌دهند برای جمع کردن پولی که لازم دارید، کارزار به راه بیندازید. با باز کردن حساب کاربری در این سایت‌ها شما می‌توانید درباره کاری که برایش پول لازم دارید،
آشنایی با موزه های استان
در گالری زاگرس، مجسمه های بختیاری در توپولوژی خاص زاگرس چیدمان شده و در این گالری آداب و سنن و آیین ‌های زندگی مردمان بختیاری زاگرس به ‌وسیله نزدیک به هزار مجسمه به نمایش درآمده است.
شما حق دارید برگزینید ، منبرهای کافور آلودتان را
معبدها و چاه های بیکرانتان را
و بر این آبگیر کرم زده ، غوکان خوش الحان تان را
زنی میانسال پاسخم را می‌دهد؛ «وقتی مردم رئیس‌جمهور را تکه‌تکه کردن کجا بودی؟ وقتی جلوی چشم همه سر فرمانده بسیج را با ساطور قطع کردن کجا بودی؟ وقتی امام جمعه شهر را با عمامه خودش وسط خیابان دار زدن کجا بودی؟ وقتی پسرم کشته شد کجا بودی؟ حالا می‌پرسی چه خبر شده؟
با درماندگی جواب دادم:« والله بالله، توی همین شهر بودم، تو منزلم خوابیده بودم، دخترم آمد بچه اش رو گذاشت پیش من و گفت میره در تظاهرات شرکت کنه. دیدم بچه شیر نداره آمدم بیرون شیر خشک بخرم، همین و همین»...
در پیوند با متلک درست، ولی کشنده ایکه پیام مهدی خزعلی به آقا و شورای نگهبان او داده ست!
خزعلی:
« طنز این دوره شورای نگهبان، رد صلاحیت معجزه هزاره سوم مردی مورد تایید امام زمان(عج) و فاطمه زهرا(س)! که نظرش به رهبری نزدیکتر بود! کسی که بخاطر حمایت از او هزاران نفر محبوس و محصور و یا راهی گورستان شدند »


برای پسر مبارزم، امیر ارشد تاج میر
به چه کسی رأی بدهم که دستانش خونین نباشد؟ که ثروت و نان فرزندانم( بیت المال ) را بیت الوجود خود و خانواده اش نکرده باشد ؟.... رأی من یعنی . خندیدن به گریه ها و ضجه های مادرانی که همین روزها . جوانان شان را حلق آویز می کنند

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - فرهنگ و هنر