فرهنگ، هنر و فن‌آوری

از دیدنیهای جذابی که معمولا همه را مجذوب می کند، حضور سلبریتهای آنان در خیابانها و مکانهای عمومی است. از تردست تا آکروبات و خواننده برنامه های خود را در خیابان و معابر اجرا میکنند که گاه اعجاب برانگیزند سالهاست که خوانندگان زیادی در تمام فصول و در مناطق مختلف شهر، موسیقی سنتی، پاپ یا ترانه هایی در باب مناسبات ملی یا سوسیالیستی در مدح ِ اتحاد می خوانند

همه ما میدانیم حلیم یا هلیم چیست. در فرهنگ دهخدا و معین هر دو کلمه را معانی مختلفی داده از جمله گفته اند که معنی نوعی آش که با گندم یا جو پخته میشود را نیز میدهد. تصورم بر این است که بزرگواران توجه نکرده اند که این میتواند غلط مصطلح هم باشد چرا که حلیم با ح یک کلمه عربی و به معنای بردبار و خویشتندار و.. معنی میدهد. لذا هلیم با ه دو چشم میتواند کلمه ایرانی و نام صحیح این غذا باشد. این که آیا این غذا در کشورهای عربی نیز پخته میشود را نمیدانم اما در تفاوت هلیم و ریشه عربی حلیم شکی نمیتوان داشت.
جمهوری اسلامی و جنبش‌های دینی که بویژه در جهان اسلام ظهور کردند، نه تنها به مساله برقراری نسبت جهان مدرن با جهان دینداران پاسخ ندادند، بلکه اصل سوال را لکه‌دار و ترسناک کردند.
نویسنده سومری در این نوشته حیات بشری را با دید فلسفی و شاعرانه ، و در عین حال ساده ، با سمبلهایی از محیط و زندگی ، ترسیم میکند.
خواننده را به دنیای چند هزار سال پیش می برد، و عمق تفکر و احساس انسانی را پیرامون زندگی با خواننده در میان میگذارد...
به جرات می‌گویم دیروز ۵ فوریه مصادف با ۱۶ بهمن ۱۳۹۷ یکی از ارزش‌مند‌ترین هدایای عمرم را گرفتم.
دور افتادگی زبان امروزین فارسی، از خویشانِ زبانیِ خود، که نزدیکی ۶۰% آن با زبان بیگانه‌‌ی ضد ملّی ا ست که روزگاش را تباه نموده و خرمن و حاضلش زبانی دینی و ملّایی گشته است.
آنچه پیرامون خوانش متن های سومری، به یاری زبان ترکی، صورت گرفته تقریباً در حد صفر است.از خارجی ها کسانی که به مسئله" ارتباط دو زبان" پرداخته اند، معمولا فاقد تسلط لازم به زبان ترکی بوده اند.
خوانش زبان سومری توسط زبان ترکی برای اهل تحقیق عملی ست».کار روی جملات را با دو متذ، ترجمه ی "تحت اللفظی و منظوری" پیش می بریم. شاید " مسایلی حل و مشکل گشایی" شدند.
زبان و متون و اشیاء قدیمی " ماشین زمان اند"، این سفر میتواند، آگاهی دهنده باشد...
به رنجهای سکوت ِ سیاه، چیره شده ست.
......................................
صدای دخترم از دور دست می آید.
صدای دخترم از نزدیک.
اگرچه تاریکم
وآسمان ، به نَفَس های سرد، خیره شده ست -

ترانه ای به زبان ِ سپیده می گذرد
که لحظه های دلم را سپید خواهد کرد.

بگو به باغ بخند د
بگو جوانه ، به جان ِ در خت بنشیند.
بگوبه عشق ! درین روزگار ِ بی لبخند-
به رقص برخیزد.

مگو که تاریکم
وآسمان ، به نَفَس های سرد ، خیره شده ست.

به رنجهای سکوت ِ سیاه، چ