فرهنگ و هنر

قسمت ششم
چه سنگین گذر بود آن روزها .هر روز خبر در گیری های خیابانی .هر روز کشته شدن عزیزی .روز ملاقات روز قرار ها هم بود برای رفتن به خانه پدر ومادر هائی که بچه هایشان کشته می شدند.
پیشتر بنیاد سینمایی فارابی نام ۴ فیلم سینمایی را به عنوان فهرست نامزدهای ایران در جوایز "آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا" (اسکار) معرفی کرده بود که عبارت بودند از: "رگ خواب" ساخته حمید نعمت‌الله، "مالاریا" اثر پرویز شهبازی، "نفس" ساخته نرگس آبیار و "ویلایی‌ها" به کارگردانی منیر قیدی.
اوايل من خوشم ميآمد از او که حل کرده به خوبي مشکل مو
ولي از بس که کرد اسلام اسلام به شک افتاده ام از او سرانجام
که کار اصليش تبليغ دين است علي دائي تيم مسلمين است
دل ما ميبرد با زلف و کاکل به لائيتيسه ما ميزند گل
تو گوئي قدرت از مذهب گرفته نوبل از حضرت زينب گرفته
من

ما

با تو ای یار، با تو ای کس

می شکنیم سیاه جام پیمانشان را

به سکوت می کشانیم کرنای دغل بازشان را

با تو ای یار، با تو ای کس

با تو ای چشم شاهد

با تو ترسیده از خشم

با تو ..

با تو ای هموطن

ای درد مشترک سالها
روز درگذشت استاد شهریار را ، روز شعر و ادب پارسی نامیده اند. استاد سید محمد حسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار شاعر پرآوازه معاصر ایران ، در ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ در بیمارستان مهر تهران درگذشت. وی بنا به وصیت خود در مقبرةالشعرای تبریز مدفون گشت. او متولد تبریز و آذری زبان بود با این حال اشعار بسیار نابی به زبان فارسی سرود و خدمات شایانی به فرهنگ و هنر ایران کرد. تا جایی که سالروز مرگ او را روز شعر و ادب پارسی نام نهاده اند.
پس از شیرین کاری و افتضاحات سعید شایسته در نوروز1395 که با اعتراض صدها وبلکه ، هزاران نفر روبرو شد . سعید شایسته با ارسال یک کلیپ کوتاه ( مثلا عذرخواهی ) به ایرانیان مقیم دانمارک وعده برگزاری کنسرتی دیگر به صورت رایگان و در اسرع وقت را داد وبدین ترتیب توانست سرو ته این قضیه را هم آورد .
وعده ای که برای به وقوع پیوستنش ، ما به صبر ایوب و عمر نوح محتاجیم .
و اما اینبار نوبت به محسن یگانه ، خواننده پاپ و مقیم ایران رسید.
قسمت دوم
شاید پشت همین دیوار هاست . می خواهم فریاد بکشم صدایش کنم !ماه هاست چشم انتظارم . تمام دو ماه گذشته در بی خبر ی روز های سختی را گذراندم . اگراورا دوباره ببینم چه خواهم کرد ؟ تکرر ادرار گرفته ام ! می گویند از اضطراب است ! خودم هم می دانم !شب ها بی خوابی به سرم می زند بلند می شوم در داخل خانه قدم می زنم .در اطاقش را باز می کنم می دانم تختش خالی است !اما باز نزدیک تر می شوم دست می کشم نه ! نه ! این جا کسی نخوابیده . گاه روی تختش دراز می کشم صورتم را به بالش می چسبانم .
شاید پشت همین دیوار هاست . می خواهم فریاد بکشم صدایش کنم !ماه هاست چشم انتظارم . تمام دو ماه گذشته در بی خبر ی روز های سختی را گذراندم . اگراورا دوباره ببینم چه خواهم کرد ؟ تکرر ادرار گرفته ام ! می گویند از اضطراب است ! خودم هم می دانم !شب ها بی خوابی به سرم می زند بلند می شوم در داخل خانه قدم می زنم .در اطاقش را باز می کنم می دانم تختش خالی است !اما باز نزدیک تر می شوم دست می کشم نه ! نه ! این جا کسی نخوابیده . گاه روی تختش دراز می کشم صورتم را به بالش می چسبانم .
خنیای سرخین تخلیه
برای بزرگداشت جسورانه ی آنانکه جز آخرین تیرِ جان در کمان "اعتصاب غذا" گذارند، چاره ای نداشته اند. و بخاطر دادخواهی، و در پی نانِ نداشته خویش و همه ی کارگران بپا خاسته اند. نبرد نابرابری ایکه رضا شهابی و همه ی همراهان او ناگزیر دچارش شده، و اینک اسیر بی دادرسی ها و ستم های ستمگران ولائی گشته اند.