قومی-ملی

این مردم همان مردمند ولی مسئولان و دولتمردانمان همان نیستند
حال باید به این پرسش پاسخ داد، چرا مردم ترکیه تا این اندازه برای جلوگیری از کاهش ارزش پول ملی شان تلاش می کنند و در حالی که می توانند با نگه داشتن دلارهایشان و یا خرید بیشتر این ارز، به سود و ثروت بیشتری دست یابند، آنها را در راستای حمایت از اقتصاد کشورشان می فروشند؟ چرا مردم این کشور به راحتی درخواست اردوغان برای فروش دلار و طلا را اجابت می کنند و در جنگ اقتصادی پشت دولتشان می مانند؟ چرا مردم ایران چنین درخواست هایی از سوی دولتمردان خود را اجابت نکردند و برعکس مردم ترکیه به خیابان ها ریختند..
عراق همیشه عراق است و ما نیز باید ایران باشیم!
عراق پسا داعش عراقی متفاوت است عراقی که منافع ملی اش را فارغ از همه ملاحظات اخلاقی و بدون دادن سهم و نقش مطلقی به یک بازیگر خاص دنبال میکند.
در واقع، مسئولان و حتی مردم این کشور، از شیعه و سنی و ترکمن و کرد، می خواهند زیرساخت های ویران شده کشورشان و خانه و کاشانه تخریب شده خود و اقتصاد ضعیف شان را خیلی زود سروسامان ببخشند؛ بنابراین، آن کشوری که بتواند انتظارات آنها را برآورده کند، صاحب نفوذ و قدرت در این کشور خواهد شد. حال این کشور، ایران، عربستان، آمریکا و یا ترکیه باشد تفاوتی ندارد.
قدرت در دستان آدم حقیر و منکوب شده در زندگی، مساوی است با فاجعه؛ فاجعه ای که خرد و کلان را از دم تیغ آخته می گذراند. امروز، خامنه ای، یعنی حکومت اسلامی! یعنی سلطان! یعنی کسی که هر بلایی خواست می تواند بر سر آب و خاک کشور بیاورد، و برای حفظ قدرت و تخلیه ی عقده های شخصی اش، از خاک «غیر قابل ارزش گذاری» و آب «سرشار از ثروت» کشور به دیگران ببخشد.و ما مخالفان حکومت اسلامی و رهبر مالیخولیایی اش، همچنان نشسته ایم و به بحث و فحص مشغولیم:اپوزیسیون ما هم اشتباهی ست..
تمايزى كه طرفداران تيم تراكتورسازى با ديگر تيمهاى موجود دارند اين است كه اين تيم بنوعى هويت تبديل شده است كه پرطرفدار بودنش چندان به بُرد و باخت اش وابسته نيست و به نوعى روح آذربايجان تبديل شده است. البته منتقدان اين تيم هم آن را متهم به ايجاد موج نژادپرستانه تُركى متهم مى كنند و در اين ميان دولتى بودن اين تيم باعث انگيزش تئورى توهم بدين صورت شده است كه حاكميت جمهورى اسلامى با ايجاد اختلاف قوميتى در پى تفرقه بين ايرانيان است.
این دست نوشته را در سال اول دانشجویی م در هنوستان (1385) در دفتر خاطراتم نوشتم.
چندگانگی اپوزیسیون به خارج و داخل ربطی ندارد. خارج آزادتر است به همین دلیل این واقعیت اپوزیسیون ایران بیشتر آشکار است. آیا بطور کلی چندگانگی بد است؟ خیر، جوامع دموکراتیک اتفاقاً نه تنها در عرصه سیاسی، بلکه در عرصه فرهنگی، مدنی، اجتماعی و اقتصادی هم چندگانه هستند و همواره انعکاس این واقعیت را در مطبوعات غرب به خوبی می توان دید. اما جوامع غرب در زمانهایی نظیر دوران جنگ جهانی دوم، در برابر فاشیسم، نه تنها اتحادهای جهانی نظیر متفقین را شکل دادند، بلکه در داخل جوامعی نظیر آمریکا، متحد عمل کردند
نه به ترامپ و نه به فعالیت تنش آفرین هسته‌ای با هم.
ترامپ بهره‌برداری از معادن ذغال سنگ را پایان دهد و ایران برنامه‌های هسته‌ای را. نیروگاه هسته‌ای در مقابل نیروگاه ذغالی. سود دوجانبه برای ایران و جهان. برای همه. برای آینده. در این لحظه از تاریخ، جهان نیازمند مقاومت در برابر راسیسم زیستبومی و ضد زیستبومی است.
نامه‌نگاران، اگر به تجربیات و زخم‌های مردم ایران در این چهار دهه توجه می‌کردند، درمی‌یافتند که خودکامگان اسلامی نیز تنها به ظلم و آزار حفظ قدرت می‌کنند و بالاخره اگر به بررسی‌های علمی توجهی می‌کردند، باید می‌دانستند که رژیم اسلامی پس از حکومت های هیتلری و استالینی سومین نوع رژیم توتالیتر است و سران چنین حکومت‌هایی چنان ایدئولوژی‌زده هستند که از درک منافع انسانی خود عاجزند، تا چه رسد که بخواهند منافع ملی کشور را دنبال کنند.