اصلاح طلبی حکومتی ؛ خطری در کمین و .... بخش سیزدهم ( آخر )

جنبش اعتراضی 22 خرداد ؛ جنبش همه مردم ایران بوده و هست . جنبشی است که طیف های گسترده و رنگارنگ ایرانیان و نیروهای سیاسی و اجتماعی ــ در داخل و خارج کشور ــ از هر دین و ملیتی را ؛ شامل می شود . یعنی این جنبش اجتماعی گسترده یک حزب و یا سازمان سیاسی نمی باشد تا در صورت بالفرض شکست ؛ امکان بازسازی آن وجود نداشته باشد ــ یا بسیار سخت باشد ــ . بنابراین علیرغم هر رخوت و سستی مقطعی در صفوف مردم ؛ این جنبش بصورتی متراکم و در کیفتی بر تر در شرایط و زمان مناسب فوران خواهد کرد .

جنبش اعتراضی 22 خرداد ؛ نیزه ملت برای سرنگونی

جنبشی شکست نا پذیر است

 

مقدمه : اگر چه شکست مطلق جنبش اعتراضی مردم ایران ــ جنبشی که در 22  خرداد 88 بعد از انتخابات ریاست جمهوری شروع شد ــ هم ؛ بهیچوجه به معنی پیروزی استبداد دینی حاکم بر کشور و برگشت وضعیتِ رژیم به موقعیت قبل از جنبش ؛ نمی باشد ــ زیرا که باعتبار ضربات سخت سیاسی که در جریان اعتراضات مردم به اقتدار دینی و مشروعیت سیاسی نظام وارد شده ؛ این رژیم دیگر نمی تواند قدرت اولیه خود را تثبیت کند و خود را همچنان به عنوان یک رژیم مشروع و مقتدر به جهانیان قالب نماید ــ علیرغم آن ؛ جنبش اعتراضی مردم شکست نخورده است . شکست با زمین خوردن ــ و بر پا نشدن  ــ فرق می کند چرا که ؛ اگر از بر زمین افتاده ای به پا خیزد و به راهش ادامه دهد ؛ شکست نخورده است .

مردم و جامعه ایران ــ جوانان و دانشجویان دلیر کشور ــ در جنبش اعتراضی بر زمین افتادند ؛ مجروح و مصدوم شدند ولی از پا نیافتاده و شکست نخورده اند . چرا که ؛ اساسا" هیچ جنبش اجتماعی نمی تواند بصورتی مطلق شکست بخورد ؛ کما اینکه نمی تواند بطور مطلق هم پیروز شود . جنبش اعتراضی مردم در 22 خرداد ؛ مانند هر جنبش اجتماعی دیگر در جریان سرکوبهای وحشیانه و بیرحمانه رژیم از یکطرف و مقاومت و پایداری سترگ مردم و جوانان کشور از طرف دیگر بیک فرهنگ سیاسی ــ اجتماعی در جامعه ایران تبدیل گردیده است .

این فرهنگ در آگاهی اجتماعی مردم ریشه دوانیده و زیر ساختهای فکری ؛ فرهنگی و اجتماعی مردم بر اساس ارزش های جدیدی ( آزادیخواهی ؛ حقوق بشر ؛ مقاومت و پایداری و .... ) پی ریزی گردیده است . یعنی از این پس مردم ایران ؛ مطالبات به حق و مشروع خود و متقابلا" پاسخ سرکوبگرانه رژیم ؛ جنایات و خونریها ؛ نقض آزادیها ؛ سرکوب ؛ زندان و شکنجه و تجاوز و .... را جلوی چشم خود دارند و بآسانی نمیتوانند؛ آنها را فراموش کنند . بهمین علت ؛ هر گز تا رسیدن به آن خواسته ها و سرنگونی مسببین آن فجایع ؛ آرام نخواهند نشست .

از طرف دیگر ؛ تمام واقعیت های جامعه ایران هم حکایت از تمنای دل مردم به دمکراسی ؛ حقوق بشر و یک حاکمیت مردمی ؛ دارد . در اینصورت جنبش اعتراضیِ چنین مردمی برای پی گیری آن خواستها زنده و پویا ست و از طرف دیگر ؛ مگر ممکن است مردم و جوانان کشور سبعیت و درنده خوئی رژیم و مزدورانش در جریان حوادث بعد از 22 خرداد و شکنجه و تجاوز به خواهران و برادران خود در درون زندانها و شکنجه گاههای رژیم را فراموش کند ؟

یعنی مقاومت مشروع و مبارزه مردم ایران برای آزادی و حقوق بشر ؛ حیات و سرزندگی خود را ــ تا سرنگونی تام و تمام این رژیم فاسد و خون ریز ــ از سرکوبگری های عریان ؛ نقض مستمر حقوق بشر ؛ سرکوب و مقاومت نظام ضد بشری در برابر خواستها و مطالبات آزادیخواهانه مردم ــ در جریان قیام 22 خرداد ــ می گیرد . یعنی ضرورت ادامه مبارزه و مقاومت تا سرنگونی این رژیم از ذات پلید و جنایتکارانه همین رژیم می جوشد .

اما قبل از توضیح دلایلِ دیگرِ " شکست ناپذیر بودن " جنبش اعتراضی 22 خرداد باید به گواهی تاریخ بگویم که کشور ما ( کشوری که فرهنگ و تمدن اش هزاره ها قدمت دارد ) سرزمینی است که در طول تاریخ گذشته اش بارها از گرفتاریها و ناملایمات متعددی رهائی یافته و نهایتا" سر بلند و پیروز بیرون آمده است . باین اعتبار باید یقین داشت که بدلیل برخورداری مردم ایران از ظرفیت بالای مقابله با سختی ها و با الهام از سرچشمه زلال شرف و عزت ایرانی ؛ این بار هم چون گذشته در مبارزه اش با نظام مستبد دینی سرفراز بیرون خواهد آمد . مگر نه این است که علیرغم ناکامیها و شکست های مکرر در قیام و انقلابات در یکصد سال اخیر ؛ مردم ایران تنها ملتی در جهان میباشند که در طول کمتر از 100 سال ؛ سه بار به قیام و انقلاب بر خاسته و انقلاب چهارمی نیز در راه دارند :

1 ) ناکامی در قیام مشروطه ؛ قیامی که در اثر رشادت و پایمردی آزادیخواهانِ مشروطه طلب ؛ رژیم استبدادی قاجار ؛ وادار به پذیرش سلطنت مشروطه شد . و بعد از پیروزیهای اولیه با دخالت مشروعه خواهان به سردمداری شیخ فضل الله نوری این پیروزیها ادامه پیدا نکرد  و خواسته های آزادیخواهانه و عدالت طلبانه مردم بتدریج بفراموشی سپرده شود .

2 ) در قیامِ ملی 30 تیر ؛ پیشوای آزادی ــ مصدق کبیر ــ به تسلط امپراتوری بریتانیا بر نفت ایران پایان داد و نفت کشور را ؛ ملی اعلام کرد . امَا متأسفانه طولی نکشید که با کودتای ضد ملی 28 مرداد ــ که با همدستی استعمار و مهره های داخلی آن و همراهی آیت الله کاشانی ــ دولت ملی دکتر مصدق شکست خورد و  سلطه مجدد دیکتاتوری بر کشور ادامه پیدا کرد .

3 ) در قیام بهمن 1357 ریشه چند هزار ساله پادشاهی از ایران بر کنده شد و رژیم مستبد شاه در ایران  سرنگون گردید . ولی بهار آزادی مردم که با سرنگونی استبداد سلطنتی آغاز شده بود ؛ چندان نپائید و خیلی زود با استقرار استبدادِ دینیِ آخوندها به خزان تبدیل گردید . 

علیرغم پیروزی های اولیه در هر یک از قیام و انقلابات ذکر شده ؛ این پیروزی ها نتوانسته است کام مردم ایران را برای مدت زمان طولانی شیرین نگهدارد و هر یک از این قیام و انقلاب ها به دلایلی یا از مسیر اصلی خود منحرف شده و یا به شکست کشانده شده است . این شکست و ناکامیها ؛ علیرغم این که در مقاطعی فرهنگ یأس و نا امیدی را در میان مردم دامن زده است ؛ اما مبارزه آزادیخواهانه مردم ایران در هیچ زمانی متوقف نشده است و هر بار با کسب تجاربی از شکست های قبلی ؛ متکامل تر و پیچیده تر از پیش به حیات خود ادامه داده است . جنبش اعتراضی 22 خرداد هم از این قاعده ؛ مستثنی نمی باشد .

اگر چه زنده و پویا بودن جنبش اعتراضی مردم را ؛ قبل از هر چیز از تبلیغات هیستریک و شبانه روزی دشمن علیه معترضین ( یا بقول سر دمداران رژیم فتنه گران ) ؛ تهدید و خط و نشان کشیدن های ائمه جمعه و سایر سردمداران رژیم برای مردم و معترضین و همچنین از مانورها و گسیل گله وار ظرفیت های سرکوب به خیابانهای شهرهای کشور و .. می توان دید و مشاهده کرد . اما برای اجتناب از ذهنی گرائی و گریز از تصوری رویا گونه و آرمانیِ در افق دور جامعه ایران به ذکر دلایل دیگری دال بر شکست ناپذیر بودن جنبش اعتراضی 22 خرداد معروف به " جنبش سبز " مبادرت می شود :

 

یکم ــ جنبش اعتراضی مردم که از 22 خرداد 88 شروع شد و تا مرز سرنگونی تمامیت رژیم پیش رفت ؛ یک جنبش اجتماعی بود که در خواستها و مطالبات آزادیخواهانه مردم ایران ــ خواسته هائی که در طول حاکمیت سی و چند ساله این رژیم قرون وسطائی انباشته شده بود ــ ریشه داشته و دارد . از آنجا که این مطالبات عینی و واقعی و بر حق میباشند تا زمانی که بر آورده نشوند ؛ جنبش اعتراضی ساکت نخواهد نشست و ادامه خواهد داشت ( ولو اینکه بطور موقت خاموش و به کما رفته باشد ) . در جریان 6 ماه قیام اعتراضی مردم ؛ نه تنها به این مطالبات بر حق مردم پاسخ داده نشد ؛ بلکه اعتراضات مسالمت آمیز و مدنی آنان با قساوت و سنگدلی تمام سرکوب گردیده است  . بعد از سرکوب وحشیانه اعتراضات قانونی مردم توسط رژیم ؛ مجازات سرکوبگران و عاملین فجایع و جنایات 6 ماه اعتراضات مردم و در رأس همه مطالبات ؛ سرنگونی نظام ولایت فقیه به خواسته های عاطل ماندهِ گذشتهِ مردم نیز افزوده شده است .

 

دوم ــ جنبش اعتراضی 22 خرداد ؛ جنبش همه مردم ایران بوده و هست . جنبشی است که طیف های گسترده و رنگارنگ ایرانیان و نیروهای سیاسی و اجتماعی ــ در داخل و خارج کشور ــ از هر دین و ملیتی را ؛ شامل می شود . یعنی این جنبش اجتماعی گسترده یک حزب و یا سازمان سیاسی نمی باشد تا در صورت بالفرض شکست ؛ امکان بازسازی آن وجود نداشته باشد ــ یا بسیار سخت باشد ــ . بنابراین علیرغم هر رخوت و سستی مقطعی در صفوف مردم ؛ این جنبش بصورتی متراکم و در کیفتی بر تر در شرایط و زمان مناسب فوران خواهد کرد . شیر زنان دلیر و مردان شجاع ایران که حاملان اصلی این جنبش اعتراضی می باشند در کمین گاه به انتظار فرصت مناسب نشسته اند تا در زمان مقتضی ؛ بر سر دشمنان مردم فرود آیند .

 

سوم ــ فجایع تلخ و مصیبت باری که در طول حاکمیت این رژیم بر تاریخ ؛ فرهنگ و مردم ایران رفته است شاید مخرب ترین فاجعه بعد از حمله مغول به ایران باشد . بهمین دلیل مردم ایران متقابلا" همانگونه که در جریان قیام اعتراضی خود نشان داده اند راه خروج از سیطره شیطانی این رژیم را در تکیه بر " عنصر ایرانیت " و تاریخ و فرهنگ ایران ؛ انتخاب کرده اند . این عامل از مهمترین پارامترهای انگیزه بخش برای استمرار اعتراضات مردم علیه رژیم تا سرنگونی آن می باشد .

بعبارتی اکنون دیگر وجدان تاریخی ؛ غرور و شرف ملی و عزت نفس ایرانی به قوی ترین عامل وحدت بخش و انگیزاننده برای استمرار مبارزه با این رژیم ضد ایرانی  ؛ در میان ایرانیان تبدیل شده است . یعنی این بار دیگر همه مردم پذیرفته اند قبل از هر چیز ایرانی اند . بنابراین غرور و هویت ایرانی است که این بار راه می گشاید . یعنی مردم ایران تا حکومت ضد ملی و ضد ایرانی حاکم بر کشور را سرنگون نکنند از پای نخواهند نشست .

اگر چنین است ؛ یعنی اگر معتقدیم که جنبش اعتراضی مردم که در 22 خرداد 88 متولد شد ؛ شکست نخورده و زنده و پویا براهش ادامه می دهد ؛ پس برای هدایت بهتر آن و تضمین آینده جنبش ــ که فی الواقع مهمترین و با ارزش ترین سرمایه مردم ایران برای رهائی مردم و سرنگونی این رژیم ضد بشری است ــ و رفع کمبودها و نواقص آن و بر طرف کردن موانع راه تا کسب پیروزی نهائی ؛ باید راهکارهای مناسب ارائه دهیم .

از مهمترین موانع پیشروی و گسترش جنبش مردم ؛ سرکوب و قهر عریان قوای سرکوبگر رژیم بوده و می باشد ؛ اگر چه روشن است که دیر یا زود دستهای آلوده به خون مزدورانِ سرکوبگرِ رژیم  در چنبره تردید و نا امیدی از آینده ای تیره و تار از کار خواهد افتاد و توان سرکوبگری آنها به تحلیل خواهد رفت و همچنین اگر چه رژیم آخرین کیفیت های سرکوب و شقاوت خود را در سرکوبِ 6 ماهه جنبش اعتراضی بکار بسته و بعد از آن دیگر نمی تواند کیفیت جدیدی در سرکوب ارائه دهد ــ یعنی رژیم دیگر هیچ ظرفیت جدیدی برای سرکوب بیشتر ندارد ــ علیرغم آن باید به بررسی شیوه های مقابله با وحشی گری های حکومتیان و کاهش آسیب و صدمات وارده به مردم در جریان اعتراضات توجه داشته باشیم و یافتن راهکارهای واقعی مقابله با این نقیصه را در دستور کار قرار دهیم .

شاید درست و منطقی تر این بود که از همان ابتدا ؛ جنبش اعتراضی مردم با پرهیز از مقدس و مطلق کردن مبارزه مدنی و مسالمت آمیز ــ امری که اصلاح طلبان حکومتی بر جنبش تحمیل کرده بودند ــ  یک سری تاکتیک های دفاعی متقابل را در پراتیک های سیاسی خود بکار می بست . مثلا" چه خوب بود که جنبش اعتراضی مردم ایران از همان ابتدا میتوانست ــ مانند جنبش ضد آپارتاید افریقای جنوبی ــ به نهادی مستقل مانند " نیزه ملت " نلسون ماندلا مجهز می شد . و وظیفه " نیزه ملت " دفاع از مردم در هنگام یورش مزدوران بسیجی ؛ لباس شخصی و نظامیان برای سرکوب مردم ؛ تعیین می شد . همچنین " نیزه ملت " می توانست و می تواند با عملیات ایذائی و خراب کاری در وسایل نقلیه و تجهیزات سرکوب ؛ در کار سرکوب قوای دشمن اخلال و کارشکنی کند و او را در رسیدن به اهداف سرکوبگرانه اش ناکام سازد .

 

متفرقه :

یکم ــ روحانیون ؛ مراجع دینی و جنبش اعتراضی مردم :

حضور گسترده مردم و جوانان کشور در خیابانها و دفاع و پایمردی آنان در استیفای حقوق از دست رفته شان ؛ اگر چه باعث شد ؛ هیچ یک از مراجع تقلید و آیت الله ها جرأت نزدیکی و حمایت علنی از خامنه ای و احمدی نژاد را نکنند و مانند دوران پیشوای آزادی مصدق کبیر ؛ آیت الله کاشانی دیگری این بار برای تبریک پیروزی کودتایِ  احمدی نژاد و خامنه  علیه رأی مردم سر بلند نکند . ولی فقط تعداد بسیار اندک و انگشت شماری از این همه مراجع و روحانیون که از پول مردم و بیت المال ملت تغذیه می کنند به یاری و حمایت از قیام مردم قد علم نمودند . ( به توپچی همه عمر پول میدهند که در وقت موعود شلیک کند . اما بعضا" آخوندهای خدا ناشناس نه تنها هیچ شلیکی به دشمن نکردند بلکه در مواردی با دشمن همدست شده و زمینه سرکوب مردم را فراهم نمودند) .

در حالیکه ؛ مراجع و روحانیون می توانستند حداقل با صدور فرامین و فتاوی خود ؛ تیغ سرکوب مزدوران و نظامیان را بر شانه های مردم کند کنند و همچنین زمینه تنبیه و مجازات مزدوران و سرکوبگرانی که در حین ارتکاب جنایات شناسائی شده بودند ــ و جرم شان ثابت شده بود ــ را فراهم آورند و به مجازات این مزدوران مشروعیت ببخشند ــ و بدین ترتیب دست سرکوبگران را در ادامه جنایت شان ببندند ــ  ولی چنین اقدام مفید و ضروری از طرف آنان هیچگاه بعمل نیامد .

آنها با این عمل خود نشان دادند که احکام دیه ؛ جزا ؛ قصاص و ... فقط برای مجازات آفتابه دزدان و مردم بینوائی که از اجبار گرسنگی و فقر مرتکب دزدی و یا ضرب و جرح و قتل می شوند لازم الاجرا است . آنها ثابت کردند که در میان خروارها حکم شرعی و فتواهائی که طی 14 قرن بیان و صادر شده است حتی یک حکم وجود ندارد که در آن شرایط تیره و تار مردم ایران ؛ برای کوتاه کردن دست متجاوزین به جان و ناموس مردم بکار رود .

در شگفتم که چگونه آنها ؛ اینهمه جنایات و پلیدی ها را دیدند و زبان به اعتراض نگشودند ؟! آهای آیت الله ها و مراجع دین مگر فعلی حرام تر و گناهی بزرگتر از تجاوز به جان و مال و ناموس مردمی که بگونه ای مسالمت آمیز خواستار حقوق از دست رفته خود بودند وجود داشت ؟ آیا زمان آن فرا نرسیده است که شما ؛ با اجتهادی در این زمینه دامان خودتان و دین اسلام را از آلودگیهای این مدعیان اسلام و دینداری پاک نمائید ؟

دوم ــ  پاشنه آشیل ؛ یک حکومت دینی دیگر :

اگر چه شعارهای مردم که مستقیما" خیمه و بارگاه ولایت را نشانه گرفته بودند ؛ مقداری اطمینان می دهد که دیگر دغدغه و ترس از اینکه یک حکومت شیعی دیگر با محوریت ولایت ( ولایت فقیه ی معتدل که بنا به ادعای اصلاح طلبان ؛ معتقد به حکومتی متضمن آزادیها و رعایت  حقوق بشر باشد ) تشکیل شود ؛ وجود ندارد .

و اگر چه ؛ حتی تصور یک حکومتِ دینیِ دیگر به امری محال و نا ممکن در جلوی دیدگان همگان قرار گرفته است و همچنین اگر چه جرقه های امید به جایگزینی حکومتیِ سکولار به جای رژیم موجود بیش از هر زمان دیگری در میان مردم خسته از استبداد دینی بالا گرفته است . اما همچنان خطر نفوذ و تأثیر گذاری دار و دسته اصلاح طلبان معتقد به اسلام سیاسی و حکومت دینی در مسیر جنبش وجود دارد و باید هوشیاری های لازم در این زمینه ؛ وجود داشته باشد .

سوم ــ درس آموزی از جنبش اعتراضی :

متأسفانه ما از نسلی سر بر آورده ایم که به آموختن از جنبش های اجتماعی و کشف ظرفیت های آن کمتر توجه داشته است و همیشه بیشتر تمایل به " رهبری " مردم و جنبش ها را داشته است . در حالیکه در جنبش اعتراضی 22 خرداد که نقش جوانان ــ زنان و مردان جوان ــ چشمگیر و بر جسته بود ؛ درس بسیار ذیقیمتی نهفته بود ؛ آنها ــ جوانان ــ در تجربه های عملی و در مبارزه خود با دیکتاتوری دینی به تجربه ذی قیمتی دست یافته بودند ؛ آنها در تجربه خود آموخته بودند که باید  راهکارهای فروتنانه ؛ اما دمکراتیک تر و عملی تری را در پیش بگیرند . الحق که آنها در این زمینه موفّق عمل کردند و رو سفید شدند . استقبال نسل ما از آنها و حمایت از مسیری که در پیش گرفته بودند ؛ نشان داد که آنها  توانسته بودند نسل ما را در همه جا بدنبال خود روان سازند . بنابراین بهتر است که بجای سد و مانع راه آنها شدن ؛ به جای تخطئه و ایهام آفرینی در باره آنها ؛ از آنها بیاموزیم و بیاری و مساعدت آنها بر خیزیم .

و در آخر اینکه ؛ در شرایطی که خطر از هر طرف مردم و میهن ما را تهدید می کند . در شرایطی که با مردمی که عزت نفس " و اعتماد به نفس " اش ــ  در اثر رکود و رخوت مقطعی جنبش اعتراضی مردم ــ مجروح و آسیب دیده است ؛ مواجه هستیم . تنها غلیان مبارزاتی و جوشش درونی مجدد جامعه ایران علیه استبداد دینی حاکم بر کشور است که می تواند اخلاق و اعتماد اجتماعی را زنده کند و اعتماد مجدد را به مردم برگرداند و شور و شوق مبارزاتی را در مردم احیاء نماید .

ضمن آنکه ؛ همه ما با جنبشی مواجه بوده ایم که یک فرصت تاریخی پیش روی جامعه و جوانان تحول خواه ایران قرار داده است  . آتش زیر خاکستری ؛ که می تواند زمینه ساز یک موقعیت انقلابی در کشور ما باشد . قدر این فرصت تاریخی و این رستاخیز ملی را بدانیم و سعی کنیم شعله های جنبش اعتراضی مردم  را فروزنده نمائیم .

با به پایان رسیدن بخش سیزدهم از سلسله مقالات " اصلاح طلبی حکومتی و .... " نوشتن در باره این موضوع فعلا" خاتمه می یابد و ادامه نوشتن در این باره را به زمانی دیگر موکول می کنم .

 

محمود خادمی ــ 24.09.2012

arezo1953@yahoo.de      

انتشار از: 

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری