پروفسور مجيد تهرانيان يکی از فعالان دانشجوئی دهه ١٩۶٠ درگذشت

با کمال تأسف مطلع شدم که پروفسور مجيد تهرانيان، يکی از فعالان و ياران دانشجوئی دهه ١٩۶٠ درگذشت. درگذشت وی را بخانواده محترم تهرانيان و دوستان آن مرحوم تسليت می گويم.در اطلاعيه ای که عده ای از دوستان آن زنده ياد به مناسبت درگذشت وی صادر کرده اند و متن آن از سوی برخی از سايت های اينترنتی منتشرشده است، می خوانيم:

پروفسور مجيد تهرانيان يکی از فعالان دانشجوئی  دهه ١٩۶٠ و عضو اولين هيئت  دبيران کنفدراسيون جهانی محصلين و دانشجويان ايرانی درگذشت.

با کمال تأسف مطلع شدم  که پروفسور مجيد تهرانيان، يکی از فعالان و ياران دانشجوئی  دهه ١٩۶٠ درگذشت. درگذشت وی را بخانواده محترم تهرانيان و دوستان آن مرحوم تسليت می گويم.

در اطلاعيه ای که عده ای از دوستان آن زنده ياد به مناسبت درگذشت وی  صادر کرده اند و متن آن از سوی برخی از سايت های اينترنتی منتشرشده است، می خوانيم:

« با نهایت تأثر درگذشت دوست دیرین، دانش پژوه و ارجمندمان مجید تهرانیان را به آگاهی دوستان بی‌شمارش می‌رسانیم و به همسر و فرزندان دلبند و سوگوارش، خانم کاترین کیا و ترنس، یلدا، جان و مریم تهرانیان، تسلیت می‌گوئیم. 

گرچه سال‌های پایانی عمر پربارش را در سکوت و سکونی دردناک سپری کرد، از نوجوانی به تلاش و تحرک در راه رسیدن به آمال و آرمان‌های انسانی و اجتماعی‌اش شُهره بود. به ایران عشق می‌ورزید، عشقی که تا پایان عمر زندگی‌اش را رقم می‌زد. در دوران نوجوانی، از کوشندگان و رهبران سازمان دانشجویان ایرانی در ایالات متحد آمریکا بود و از پایه‌گذاران و اعضای فعّال انجمن بین‌المللی مطالعات ایرانشناسی. کارنامۀ نظام سیاسی حاکم بر ایران را بر نمی‌تابید و بر آن بی‌پروا خرده می‌گرفت. 

امّا، هنگامی که در اوان دهۀ ۱۳۵۰، مانند شماری بسیار از دانش آموختگان ایرانی به میهن بازگشت، از فعالیت‌های سیاسی کناره گرفت و...»(١)

همانطور که اشاره رفت، در آن اطلاعيه ذکر شده است که مجيد تهرانيان « از نوجوانی به تلاش و تحرک در راه رسیدن به آمال و آرمان‌های انسانی و اجتماعی‌اش شُهره بود. به ایران عشق می‌ورزید، عشقی که تا پایان عمر زندگی‌اش را رقم می‌زد. در دوران نوجوانی، از کوشندگان و رهبران سازمان دانشجویان ایرانی در ایالات متحد آمریکا بود. ». شايان ذکراست که مجيد تهرانيان همچنين، يکی از آن پنج نفری بود که بعنوان اولين دبيران « کنفدراسيون جهانی محصلين و دانشجويان ايرانی » در اولين کنگره کنفدراسيون در پاريس انتخاب شد. همان سازمانيکه عده ای از دبيران و برخی از اعضاء و فعالين پيشين آن، درصدد برگزاری، جشنی بخاطر پنجاهمين سال تأسيس آن تشکيلات در تاريخ  ۵ ژانويه ٢٠١٣ (١۶ديماه ١٣٩١)  در شهر فرانکفورت آلمان هستند!

در زير به نقل جملاتی از نوشته ای که من (منصور بيات زاده) با کمک گرفتن از اسناد و مدارک ، در تاريخ دوشنبه  ۱۶ بهمن ۱٣٨۵ -  ۵ فوريه ۲۰۰۷، تحت عنوان : «کنفدراسيون، جنبش دانشجوئی،ساواک شاه و روزنامه کيهان ـ بخش دوم» ، مطالبی درباره «تاريخچه کنفدراسيون جهانی محصلين و دانشجويان ايرانی ـ اتحاديه ملی ( افشاگری در باره تحريف تاريخ از سوی جاسوس ساواک و نويسندگان کيهان چاپ تهران)»، نگاشته ام ، که در آن به نقش و عملکرد زنده ياد مجيد تهرانيان و تعدادی ديگر از فعالان دانشجوئی دهه ١٩۶٠ اشاره رفته است، می پردازم. (٢)

 «در هشتمين گردهمآئی سازمان دانشجويان ايرانی در آمريکا در ايپسيلانتی ميشيگان ، در ٢٩ اوت تا دوم سپتامبر ١٩۶٠ که ١٧٠ دانشجوی ايرانی از ٢۵ ايالت شرکت کرده بودند ، علی محمد فاطمی به رياست کنگره انتخاب می شود ، همينطور افراد ديگری از جمله محمد نخشب ـ فعال سياسی  حزب مردم ايران و تئوريسين انجمن سوسياليست های خداپرست ــ  بعنوان سرپرست کميته ها انتخاب می شوند. در آن کنگره اردشير زاهدی  سفير ايران  نيز حضور داشته است که در باره کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢  صحبت می کند وهمچون شوهر خواهرش  آقای داريوش همايون ، آن کودتای امپرياليستی را ، « قيام ملی » می نامد، امری که با مخالفت برخی از حاضرين در جلسه روبرو میشود. در آن گردهمآئی  صادق قطب زاده و محمد نخشب درباره  موضوع کودتای ٢٨ مرداد سال ١٣٣٢ سخنرانی می کنند و پرده از ماهيت ارتجاعی «قيام ملی » بر می دارند. در واقع با روشنگری و افشای ماهيت رژيم حاکم بر ايران ، کمک به  شکل دادن يک نهاد دانشجوئی مخالف دولت کودتا محمد رضا شاهی می نمايند. در آن کنگره هيئت رهبری جديد انتخاب می شود که عبارت بودند از:

صادق قطب زاده، منصور صدری ، مجيد تهرانيان، کيوان طبری و علی محمد فاطمی بعنوان رئيس.

قطعنامه سال ١٩۶٠ کنگره ايپسيلانتی دانشجويان ايرانی، برعکس اصول آن سازمان که بر اصل طرح نکردن مسائل سياسی تاکيد داشت، در آن سال کاملا سياسی شد و تقريبأ مواضعی همچون مواضع جبهه ملی ايران و سازمان دانشجويان دانشگاه تهران اتخاذ کرد. در قطعنامه صحبت از اين امر شد که « در سالهای اخير سياست های کلی دولت، چه در داخل و چه در خارج خساراتی جبران ناپذير بر ملت وارد کرده است» و خواستار « تأسيس دولتی ملی بر اساس دموکراسی»  شد و همچنين بر امر « برای تحکيم استقلال کشور و مبارزه عليه هرنوع نفوذ بيگانه چه شرق و چه غرب، دولت بايد به مبارزه عليه فقر، اختلاف طبقاتی و نابرابريهای اجتماعی اولويت بخشد»  تاکيد نمود و بر پايه  تز« موازنه منفی»  دکتر مصدق ، آن کنگره در زمينه سياست خارجی صحبت از اتخاذ سياست « عدم تعهد مثبت » مبتنی بر« شرايط مشترکی که باعث پيوستگی ما با کشورهای آسيايی آفريقايی و اعضاء کنفرانس باندونگ»  هست نمود.

با توضيحی که رفت سازمان دانشجويان ايرانی در آمريکا تولد جديدی پيدا کرد.

همچنين نبايد از خاطر دور داشت که سه نفر از آن هيئت رهبری  منتخب کنگره ايپسيلانتی در آمريکا، صادق قطب زاده ، مجيد تهرانيان، علی محمد فاطمی  باتفاق  فرج اردلان  و  حسن لباسچی  بعنوان اولين هيئت دبيران کنفدراسيون جهانی  در کنگره پاريس  انتخاب شدند. (14)»

گرامی باد خاطره مجيد تهرانيان

دکتر منصور بيات زاده

جمعه ۸ دی ۱۳۹۱ - ۲۸ دسامبر ۲۰۱۲

 

dr.bayatzadeh@ois-iran.com

 

پانويس:

 

1 ـ به ياد مجيد تهرانيان (۱۳۹۱-۱۳۱۶)

به نقل از سايت ايران امروز

http://www.iran-emrooz.net/index.php/news1/2012_12_27_0916/

 

2 ـ «کنفدراسيون، جنبش دانشجوئی،ساواک شاه و روزنامه کيهان ـ بخش دوم» ، مطالبی درباره «تاريخچه کنفدراسيون جهانی محصلين و دانشجويان ايرانی ـ اتحاديه ملی، ( افشاگری در باره تحريف تاريخ از سوی جاسوس ساواک و نويسندگان کيهان چاپ تهران)» ـ دکتر منصور بيات زاده

به نقل از سايت سازمان سوسياليست های ايران

http://www.tvpn.de/sa/sa-ois-iran-1045.htm

بخش: 
انتشار از: