امام زاده سازی و ترویج خرافات

آخوندها به برکت همین امام زاده ها و تقدس امامان شیعه است که توانسته اند ؛ بیش از سی سال با سوء استفاده از اعتماد و اعتقاد دینی مردم بر آنها حکومت کنند و گرد مرگ و نیستی بر مردم و کشور ما بپراکنند . علما و روحانیون خوب میدانند هر گونه کاهشی در تقدس امامان و امامزاده ها ؛ کاهش موقعیت اجتماعی آنها را بدنبال دارد . بنابراین تا می توانند با تقدس زائی برای امامان ؛ تنور امام و امامزاده پرستی را گرم نگه میدارند .

" هولباخ " فیلسوف شهیر آلمانیِ ــ منتقد خرافات دینی ــ زمانی در یکی از نوشته های خود ؛ در جستجوی منشاء گسترش اوهام و خرافات دینی نوشته بود : معلوم نیست که آیا بسته بودن چشم و گوش مردم را باید بیشتر تحسین کرد یا بی چشم و رویی کسانی را که فریب شان میدهند . این گفته هولباخ امروزه سئوال و ابهام جدی روی میز ما ایرانیان میباشد . چه کسی مقصر دریای بیکران اوهام و خرافات موجود در جامعه ایران است ؟ مردم چشم و گوش بسته یا آنهائیکه از سادگی و اعتماد مردم استفاده کرده و مردم را خرافات زده کرده اند ؟

در گذشته هم خرافات و خرافه پرستی وجود داشت ؛ زیاد هم بود ولی هیچوقت دامنه آن ؛ چون امروز وسیع و گسترده نبود . کافی است کمی با دقت و دلسوزی بیشتر به تصاویر منتشره در فیس بوک و یوتیوپ ؛ از مراسم استقبال گسترده و باور نکردنی پیر و جوان ایرانی ــ مردمی غرق در فقر و سیه روزی که استبداد دینی خنده و شادی را در چهره و دل هایشان جراحی کرده است ــ از ضریح امام سوم شیعیان به هنگام عبور از شهرهای خوزستان توجه کنید تا ؛ به عمق و ابعاد این فاجعه پی ببرید . آیا آخوندها و نظام دینی حاکم ؛ خرد و دانش مردم ایران را چون دیگر سرمایه های ملی این سرزمین نابود کرده و به یغما برده اند  ؟ و آیا از جمله دلایل ماندگاری و تداوم حاکمیت فساد و تباهی آخوندها ــ این همه سال ــ ترویج همین خرافات دینی ــ که آخوندها در این سی و چند سال هم بر دامنه آن افزوده اند ــ نمی باشد ؟  و ....... ؟؟؟؟؟؟

اما منشاء خرافات هر چه که باشد ؛ سادگی مردم یا بی چشم و روئی و وقاحت آخوندی و عمله و اکره استبداد دینی ؛ روشن است که با حاکمیت این نظام و سلطه آخوندها بر فرهنگ و اخلاق جامعه ؛ درب گند چاله خرافات و اوهام پرستی با شدت و سرعتی بسیار بیشتر از گذشته ؛ بسوی مردم ایران باز گردیده است .

همچنین روشن است که این رژیم با سوء استفاده از باور دینی مردم ؛ با هدف تخدیر جامعه و جوانان کشور و با هدف جلوگیری از گسترش اعتراضات و نا رضایتیها ــ بخاطر ناتوانی و بی لیاقتی سردمداران رژیم و رواج دزدی ؛ دروغ ؛ فساد و تباهی مبان آنان  ــ در ابعادی بسیار گسترده تر از سابق ؛ به خرافه پرستی ؛ فالگیری ؛ دعا نویسی و فال بینی ؛ روضه خوانی ؛ تعزیه گردانی ؛ امامزاده پرستی و ...... دامن زده است  .

سالها پیش خمینی در باره ضرورت استفاده از این حربه ها و نیاز استبداد دینی به روضه ؛ تعزیه و گریه برای تداوم حکومت دینی ..... ( در نیمه آبان 59 ) در جمع عده ای از وعاظ گفته بود : امروز ما به مجلس تعزیه و روضه خوانی بیشتر از گذشته احتیاج داریم ........ ما ملت گریه سیاسی هستیم ؛ ما ملتی هستیم که با همین اشکها سیل جریان می کنیم و خرد می کنیم سدهایی را که در مقابل اسلام ( اسلام اسم مستعار حکومت دینی بود ) ایستاده است .

اما از طرف دیگر مردم و بطور خاص اقشار فرو دست جامعه از طرفی برای کسب آرامش روح و فرار از واقعیت دشمن سر سختی که خود را در مقابله و سرنگونی اش ناتوان می بینند و از طرف دیگر شرمسار و تحقیر شده از سازش با وضعیت مشکل و رنجبار کنونی به دعا ؛ نذر و نیاز و یاری جستن از امامزاده ها و ..... توسل می جویند .

بر اساس آمار رسمی سازمان اوقاف و امور خیریه ــ اعلام شده در روزنامه های رسمی کشور ــ ؛ در ایران بیش از 8000 ــ بجز امامزاده هائی که بوسیله سازمان اوقاف شناسائی و ثبت نشده و مستقلا" اداره و بهره برداری میشوند ــ امامزاده وجود دارد که زیر نظر سازمان اوقاف قرار دارند . رئیس سازمان اوقاف مستقیما" توسط شخص ولی فقیه منصوب میشود . حیدر مصلحی وزیر کنونی اطلاعات رژیم ؛ پیشتر ریاست این سازمان را بعهده داشت .

سایت " سیاست نامه " اول مرداد 1390 نوشته بود : در 30 سال گذشته بطور میانگین 300 امامزاده در سال ــ   یعنی روزی تقریبا" یک عدد امامزاده ــ بر تعداد امامزاده های کشور افزوده شده است . این سایت اضافه کرده است : تعداد امامزاده ها در اوایل انقلاب 1500 تن بوده که متأسفانه به 10 هزار و 500 تن افزایش یافته است .

باین ترتیب ؛ در حالی ایران به کشور امامزاده ها تبدیل شده است که نه در دوران حیات امامان ؛ امامان زیادی در ایران زندگی میکرده است و نه هم منسوبان و وابستگان به شیعه در آن دوره چندان در ایران فعالیت داشته اند . با این حال بدلیل باور قلبی و گسترده مردم به این امامزاده ها ؛ مطابق آماری که وابستگان رژیم در خبرگزاریها ارائه داده اند ؛  فقط در عرض یک سال ــ یعنی در سال 89 ــ بیش از صد میلیون نفر زائر به امامزاده ها مراجعه داشته است .

مطابق این آمار و با توجه به حجم مراجعات می توان گفت ؛ امامزاده ها بکی از مهمترین منایعِ درآمدیِ بی حساب و کتاب آخوندها میباشد . و درآمدهای سرشار از این راه ؛ بدون هیچگونه نظارتی در اختیار ولی فقیه و سایر روحانیون قرار می گیرد . یعنی علاوه بر سلطه و غارت همه ثروت های ملی و درآمدهای کشور توسط نظام دینی ؛ آخوندها به قوت لایموت و رزق و روزی اندک مردم هم رحم نکرده و آن را از طریق این امامزاده ها صاحب می شوند .  

غلامعلی جعفر زاده  نماینده مجلس از رشت : درآمدهای اوقاف ( که شامل درآمدهای امامزاده ها نیز می شود ) جزء درآمدهای دولت بحساب نمی آید (یعنی به جای محاسبه شدن در ثروت های عمومی کشور ؛ به جیب ولی فقیه و دار و دسته روحانیون می رود ) و دیوان محاسبات نیز بر این درآمدها نظارتی ندارد .  

احمد شرفخانی معاون سازمان اوقاف : امامزاده ها در 9 ماه گذشته 51 میلیارد تومان درآمد داشته اند که این درآمد متعلق به 9 هزار و 192 امامزاده است که 15 در صد آن صرف بقعه " می شود . وی در ادامه گفت امامزاده ها روزانه 180 میلیون تومان درآمد دارند .  البته آقای شرف خانی حاضر نشد از درآمد واقعی یک میلیون و 200 هزار " رقبه " ؛ 127 هزار " موقوفه " ؛ هشت هزار و 151 " بقعه " و بیش از 10 هزار امامزاده که زیر نظر سازمان اوقاف اداره می شوند ؛ اطلاعات دقیقی بدهد .

با این حال علیرغم سود بری گسترده آخوندها از قِبل این امامزاده ها ؛ علما و آیت الله ها بعضا" از افزایش کنترل نشده تعداد آنها ؛ ابراز نارضایتی نموده و آن را باعث بی آبروئی و بی اعتبار شدن خود قلمداد می کنند . افزایش بی رویه امامزاده ها در این سالها به حدی بوده است که آخوند مکارم شیرازی در 4 آبان امسال گفته بود : یکی از نتایج زیانبار امامزاده سازی ؛ ضعیف شدن اعتقادات مردم است . مکارم شیرازی خوب میداند که ضعیف شدن اعتقادات مردم یعنی ؛ عاقل شدن مردم و عاقل شدن مردم یعنی تخته شدن دکان ترویج خرافات دینی و دین فروشی آخوندها .

از مراکز دینی دیگری که برای کلاشی و کلاه برداری دینی و به تازگی به عنوان محلی برای  بسیج ــ لباس شخصی و مزدوران سرکوبگر برای سرکوب اعتراضات مردم ــ مورد استفاده آخوندهای دین فروش قرار میگیرد مساجد می باشند . مطابق آماری که در سال 89 از طریق روزنامه های رژیم انتشار یافته است ؛ در سراسر کشور بیش از 60 هزار مسجد وجود دارد که از این تعداد ؛  2000 عدد آن در تهران می باشد ــ مطابق این آمارها و بر اساس جمعیت 75 میلیونی ایران ؛ در ایران به ازاء هر 1250 نفر یک مسجد وجود دارد ــ با این حال معمولا" مقامات رژیم از تعداد کم مساجد در کشور گلایه دارند .

محمد ایازی سخنگوی شهرداری تهران با توجه به گلایه مقامات رژیم از کمی تعداد مساجد در تهران   گفته است یاید به ازاء هر 200 خانوار یک مسجد وجود داشته باشد . وی در مراسم واگذاری 72 قطعه زمین بیاد 72 شهید کربلا برای ساختن مساجد در تهران ؛ از ساخت 72 مسجد در 12 منطقه تهران خبر داده و گفته است : ابتدا 400 مسجد به گلدسته و مناره مزین می شود و از پخش اذان در 750 نقطه سطح شهر تهران خبر داده و همچنین گفته است ؛ تمام این فعالیت ها محدود بر مدار روحانیت خواهد بود .

فرشاد حیدری مدیر عامل بانک ملی : این بانک 100 مسجد با صرف هزینه ای بالغ بر 600 میلیارد ریال در مناطق فاقد مسجد و دارای جمعیت مناسب احداث میکند .

محمد بنیادی مدیر کل قرآن ؛ نماز و عترت آموزش و پرورش : اعتباری بالغ بر 100 میلیارد تومان برای مدارس قرآنی در نظر گرفته شده و تا سال آینده تعداد مدارس قرآنی به 500 هزار میرسد . در حال حاضر 10 هزار مدرسه قرآن در شیفت عصر و یک هزار 332 مدرسه در شیفت صبح فعالیت می کنند .

ساختن این همه مساجد و مدارس قرآنی ؛ آنهم با بهترین و گرانبها ترین مصالح ساختمانی و بیشترین هزینه ها ــ که هزینه ساخت آنها یا از ثروت عمومی مردم ایران توسط دولت و یا از رزق و روزی گرسنگان و پا برهنگان اجتماع تأمین می شود ـ در حالی است که در سراسر ایران 821 بیمارستان وجود دارد و بسیاری از مدارس ایران چند شیفته کار می کنند و عاری از امکانات اولیه ضروری می باشند ــ که تقریبا" تمام آنها نیز در زمان پهلوی دوم ساخته شده است ــ ؛  یعنی تقریبا" برای هر 100 هزار نفر ایرانی فقط یک بیمارستان در کشور وجود دارد .

احمد شرف خانی : بر اساس مصوبه جدید مجلس ؛ دولت باید بودجه ای برای بقاع و مساجد اختصاص دهد که تاکنون اینکار انجام نشده است . دولت حدود 150 میلیارد تومان به مساجد و 29میلیارد تومان به امامزاده ها بدهکار است .

امّا امامزاده ها چگونه بوجود آمدند و پروسه پیدایش و گسترش امامزاده ها در ایران چگونه بوده و نقش رژیم آخوندی در رونق و تقدس بخشی به این امکان چه بوده است ؟

بعد از شکست و ناکامی سیاسی و نظامی امام سوم شیعیان ــ حسین ابن علی ــ در جریان قیام حماسی و فداکارانه کربلا ؛ سایر امامان شیعه بکلی ایده دست یابی به قدرت سیاسی را به کناری نهاده و بدون هیچ تلاشی برای تصاحب قدرت سیاسی در صلح و سازش با خلفای وقت بکار فرهنگی و تربیت معنوی پیروان خود همت گماشتند .

یعنی امامت شیعه از آن پس در صلح و بیعت کامل با خلفای دوران خود و بدون هیچ برنامه مبارزاتی و هیچگونه تلاش سیاسی برای رسیدن بقدرت ؛ بکار فرهنگی گسترده ای در راستای تدوین احکام فقه شیعه و قوانین شریعت ؛ معنویت سازی پیروان خود و ایجاد نهاد روحانیت شیعه اقدام می نمودند .

از طرف دیگر اما ؛ فشار های مستمر توده های ملتهب و ناراضی شیعه که طالب قیام علیه خلفای دوران و خونخواهی شهدای کربلا بودند ــ و از امامان توقع برخورد قاطع تری داشتند ــ و آگاهی امامان شیعه از این  نارضایتی شیعیان ؛ باعث شد که امامان برای رهائی از این فشار شیعیان ؛ مقوله ظهور منجی ــ که بطور پراکنده در همه ادیان ابراهیمی وعده آن داده شده ــ را  در دستور کار قرار داده و تئوریزه نمایند و با تبلیغ گسترده و با تبلیغات گسترده در این مورد و از جمله با توضیح درمورد اجر و پاداش منتظران " ظهور " ــ قائمی که به خونخواهی شهدای کربلا قیام خواهد کرد ــ ؛ سعی نمودند از فشار شیعیان بکاهند .

امّا این تناقض سیاسی درونی میان سر و بدنه شیعه ــ  امامان خواستار صلح و سازش و بدنه شیعیان طالب قیام علیه خلفا ــ که همچنان ادامه داشت ؛ لاجرم به تناقض در عقیده میان آنان راه برده و صفوف شیعیان را ضعیف و پراکنده می نمود ؛ بطوریکه با فوت هر امام شیعه ؛ انشعاب و پراکندگی بیشتری در صفوف آنان ایجاد می شد و هر بار عده ای از شیعیان بزیر پرچم امامی که شجاعتر و قاطع تر بود ؛ می رفتند .

علیرغم این وضعیت اما ؛ امامان شیعه کماکان مسیر سازش و بیعت با خلفا را دنبال کرده و سعی میکردند با وعده ظهور قائم منتقّم ؛ شیعیان را مجاب و از فروپاشی و تشتت بیشتر در صفوف آنان جلوگیری نمایند .

امام ششم شیعیان ــ امام جعفر صادق ــ در جواب یکی از اصحاب خود که از ظهور مهدی نا امید شده بود و سئوال می کند پس قائم چرا ظهور نمی کند میگوید : " یخاف القتل " یعنی از کشته شدن می ترسد ( علل الشرایع  از کتاب شیخ صدوق ) . معنی حرف امام ششم این است ؛ قائم و نجات دهنده ای که قرار است بیاید و نسل طالم و ستمگر را از روی زمین بر چیند و انتقامِ گرفته نشدهِ خون همه شهدای تاریخ را باز ستاند ؛ از ترس کشته شدن نمی آید .

همین امام ضمن رد کردن دعوت سردار ایرانی " ابومسلم خراسانی " برای قیام علیه خلفای وقت و عدم همکاری و تائید نکردن وی ؛ به او می گوید : " زمانه ؛ زمانه ما نیست " . و بشکلی عدم تمایل و نارضایتی خود از قیام برای کسب قدرت سیاسی را بیان می کند .

یعنی در واقع توسل امامان شیعه به حریه " ظهور " از سر ناچاری و برای توجیه بیعت با خلفای وقت و جلوگیری از تلاشی صفوف شیعیان بوده است . امام هفتم شیعیان ( موسی کاظم ) در روایتی میگوید : شیعیان دویست سال است که با آرزوها تربیت شده اند . وقتی دو تن از صحابه این امام از وی سئوال می کنند چرا امامان ؛ زمان مشخص برای ظهور قائم نمی دهند وی در جواب می گوید : اگر به ما بگویند این امر ــ ظهور ــ جز تا دویست و یا سیصد سال ممکن نمی شود ؛ دلها سخت می شود و بیشتر مردم از اسلام بر میگردند .

در چنین پروسه متناقض و پر ابهامی که پیروان امامان شیعه هر روز از روز پیشتر پراکنده می شدند ، امام هشتم شیعیان ــ امام رضا ــ به ولیعهدی " مأمون " خلیفه جنایتکار عباسی در خراسان برگزیده میشود . اگر چه قبول ولیعهدی مامون توسط امام رضا یک نقطه عطف سیاسی و اعتقادی برای شیعیان مسأله دار نسبت به خط فکری امامان شیعه محسوب میشود ؛ ولی به دلیل موقعیت سیاسی امام هشتم در دربار خلیفه عباسی و دور بودن خراسان از بغداد و بصره مراکز قدرت خلفای اموی و عباسی ؛ ایران و بخصوص منطقه خراسان به جایگاهی امن و بی خطر برای شیعیان تبدیل می گردد .

با ورود امام رضا ــ در آغاز قرن سوم هجری ــ به خراسان و انتخاب وی به ولیعهدی مأمون ؛ بساری از بستگان امام هشتم و امام هفتم و گروههای دیگر شیعه ــ که در معرض فشار و بد رفتاری خلفای وقت قرار داشتند ــ بایران روانه می شوند . در کتاب " کنز الانساب " نوشته شده است : 12673 نفر از بستگان امام هشتم در چند کاروان از جمله کاروانی به سرپرستی احمد بن موسی برادر امام هشتم و کاروان دیگری به سر پرستی حضرت معصومه راهی ایران می شوند .

امّا از آنجا که انتخاب امام هشتم به ولیعهدی از طرف مأمون خلیفه عباسی یک تاکتیک سیاسی برای تقویت موقعیت خود در مقابل رقبایش بود ؛ بعد از استفاده از دوره سه ساله ولیعهدی امام هشتم ــ جلب حمایت شیعیان ایران ــ و تثبیت موقعیت خود ؛ دیگر وجود امام هشتم زائد و دردسر آفرین بود ؛ بنابراین وی توسط مأمون مسموم شد و بعد از آن ؛ مخالفت با شیعیان دوباره از سر گرفته می شود .

با مرگ امام هشتم و شروع دور جدید مخالفت ها و فشارهای در بار خلیفه و مأموران وی بر علیه شیعیان و پیروان امام ؛ بناچار آنان در شهرهای مختلف ایران از جمله شیراز ؛ اصفهان ؛ گیلان و مازندران فراری و آواره شده و در این شهرها اقامت گزیدند . و بعد ؛ با مرگ هریک از آنان در این در شهرها مخفیانه امامزاده و زیارتگاهی در محل دفن ؛ بنام وی بر پا شده است . اینگونه بود که امامزاده ها در ایران دائر گردیدند و روز به روز بر تعداد آنها افزوده گشت .

روزنامه تابناک وابسته به محسن رضائی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشته است : اصفهان بدلیل شرایط آب و هوائی و تعداد مناطق روستائی یکی از پر امامزاده ترین استانها کشور بعد از استان های شمالی محسوب می شود ؛ بطوریکه تنها در یکی از شهرستانهای این استان بنام " خوانسار " حدود 5 امامزاده وجود دارد که 2 تای آن در سال 88 بنا شده اند .

آخوندها به برکت همین امام زاده ها و تقدس امامان شیعه است که توانسته اند ؛ بیش از سی سال با سوء استفاده از اعتماد و اعتقاد دینی مردم  بر آنها حکومت کنند و گرد مرگ و نیستی بر مردم و کشور ما بپراکنند . علما و روحانیون خوب میدانند هر گونه کاهشی در تقدس امامان و امامزاده ها ؛ کاهش موقعیت اجتماعی آنها را بدنبال دارد . بنابراین تا می توانند با تقدس زائی برای امامان ؛ تنور امام و امامزاده پرستی را گرم نگه میدارند .

در آخر اینکه مذهب شیعه :

1 ــ بدلیل ادعای زنده بودن ــ ولی غایب بودن ــ یکی از امامان اش ــ امام دوازدهم ــ قلمروئی مبهم ؛ مغشوش و راز آلود یافته است . آخوندها با فریب و دغلکاری در این  عرصه و قلمروی پر راز و افسانه ای ؛ تا توانسته اند ــ برای رونق دکان دینداری خود ــ به ترویج خرافات ؛ امام زاده سازی و امام زاده پرستی دامن زده اند .

2 ـ باز هم بدلیل همان زنده و غایب بودن آخرین امام شیعه ؛ شیعه مذهبی نا تمام است . باعتقاد شیعیان با ظهور مهدی موعود ــ امام دوازدهم ـ و صدور پیام های نهائی تشیع ؛ این مذهب به کمال و بلوغ نهائی خود میرسد . این ناتمامی مذهب شیعه ؛ دست علما و متولیان این مذهب را برای هر نوع جرح و تعدیل و دخل و تصرف در آن باز گذاشته شده است . و باین علت است که روحانیون شیعه توانسته اند ؛ موضوع امامزاده ها در مذهب شیعه را به بخشی جدائی ناپذیر از این داستان ناتمام تبدیل کنند .

امیدوارم و آرزو میکنم در صورت واقعی بودن و ظهور امام مفروض ؛ نقطه پایانی بر فقه و شریعت آخوندی گذاشته شود ؛ دکان خرافه ؛ اوهام و امامزاده بازی تخته شود و سر انجام اینکه بساط دین فروشی آخوندها برای همیشه بر چیده شود .

 

 

محمود خادمی ــ 07.02.2013

arezo1953@yahoo.de             

انتشار از: 

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری