حقوق بشر کجاست

نسبت به حکومت ایران نه فقط تهدید و تهاجم نیست بلکه با دولت آن تلاش میکنند که طرح دوستی بریزند. از قرار معلوم دنیا نسبت به مردم ایران پشت کرده وکسی به درد و رنج ایرانیان توجه نمیکند.

همه دنیا صحبت از فاجعه میکنند ومورد نظر عمومی قرار میدهند. هنگامیکه منافع شخصی آنها دربین است. درحالیکه صدها در ایران بطرز فجیعی قتل عام میشوند. یکبار ندیدیم در رادیو و تلویزیون که در ایران چگونه جوانان بیگناه فقط بخاطر اختلاف عقیده سیاسی ویا مذهبی بدار کشیده میشوند آنهم پس از شکنجه های وحشتناک ودر بسیاری موارد تجاوز. چنانچه گروهی از طرف همه کشورهای دنیا تشکیل میشد و نظر عمومی متوجه وقایع وحشتناک واسفناک در ایران میشد, آنموقع شانسی بود که بتوان کمک کرد.  در سوریه پس از اینکه   از بمبهای شیمیائی استفاده کردند وانسانهای زیادی کشته شدند. کشورهای اروپائی و آمریکا دخالت کردند. هنگامیکه تهدید هجوم به سوریه کردند وتقریبا آغاز جنگ جهانگیر اعلام شده بود. چرا نباید چنین چیزی برای کشور ایران انجام شود؟ چرا نباید مرکزی برای کمک به زندانیان سیاسی وخانواده های آنها باشد؟ پس سازمان حقوق بشر چه معنی میدهد ووظیفه او چیست؟ مثلا درکرمان چندین نفر را چشم بسته دستگیرکردند وبه جای نامعلوم بردند. این تعداد همگی جوان هستند وتنها مشکل آنها با سیاست دولت مخالف هستند.  چه کسی قرار است به فکر این جوانان باشد؟

سازمان حقوق بشر در ایران بدون شک واقعی است اما مشتهایش از هر طریقی بسته است.

 

این فرصت خوبی است که سازمان ملل وسازمانهای دیگر مانند یونسکو وصلیب سرخ, همگی دخالت کنند وجوانهای بیگناه را ازمرگ نجات بخشند. چگونه ممکنست شکنجه, اذیت وآزار روحی, جسمی, روانی, جنسی وهیچکس در این دنیای پهناور نه اهمیت میدهد ونه حتی راجع به آن حرف میزند.  نسبت به رزیم ایران, نه فقط تهدید وتهاجم نیست بلکه با دولت آن دارند تلاش میکنند که طرح دوستی بریزند.  از قرار معلوم دنیا نسبت به مردم ایران پشت کرده وکسی به درد ورنج آنها توجه نمیکند.

 

در واقع همین زندانیان سیاسی بخاطر حفظ حقوق دیگران در سلولهای تاریک بسر میبرند. صدای آقای بروجردی را یکنفر هم نخواست بشنود.  نامه های زندانیان سیاسی همگی بدون پاسخ ماند. پس عدالت و انصاف یعنی چه؟ طبیعت که به آنصورت با انسانها دوست نیست.  سیل وزلزله وآتشفشانی وغیرو...هرچند وقت یکبار ازرعب و وحشت انداختن انسانها, در رقابت با یکدیگرند. اینها دست آدمها نیست.  اما انسانها نیز هیچ کمکی به یکدیگر نمیکنند.  حتی یکبار نشنیدیم یکنفر به آیت اله بروجردی که سالیانی درازی است بخاطر عقاید روشن وپاکی که دارد ومخالف دین درسیاست است, اقدام به آزادی او کنند. یکبار نشنیدیم کسی به مادر مرحوم ستار بهشتی وبلاگ نویس بیگناهی که  تحت شکنجه ابلیسان به کام مرگ کشیده شد, همدردی ویا کمک کند.  

 

درمورد سوریها نیز کسی بفکر ملت بیچاره سوریه ای نیست. بلکه منفعت شخصی قدرتها دربین بوده وهست. هزاران سوریه ای بعلت جنگ داخلی, به اردن, لبنان,ترکیه وکردستان عراق فرار کردند . 160 هزار نفر از آنها درکرانه رود باختری اردن در کاروانها وچادرها با وضعی اسف انگیز جا گرفته اند.  در آوریل 2013 شماره آوارگان از یک میلیون نفرهم گذشت. اما امروز یک ثلث جمعیت سوریه بی خانمان شده اند که بین آنها دومیلیون ازکشور سوریه  خارج شده اند وبقیه درسوریه اقامت دارند, اما از خانه هایشان  فرار کردند. دربین این افراد تا کنون دهها کودک سوری ازسن یکروزه تا 9 ساله فقط از گرسنگی جان دادند. علت آنهم مشخص شد که هیچ راهی برای رسیدن غدا ودارو به این کودکان بعلت هرج ومرج داخلی وجود ندارد.   تاکنون بیش از 300 سوریه ای زخمی به بیمارستانهای اسرائیل از جمله هداسا در اورشلیم وبیمارستان صفات  در شهر صفات و بیمارستان رمبام درشهر خیفا معالجه شدند وبه سوریه برگردانده شدند.  اما این شمار کوچک ومعدود هست در مقابل آوارگانی که آسیب دیده ومی بینند.

 

 

با وجود اینکه صلیب سرخ(Red Cross,), هلال احمر (Red Crescent),  کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (Unchr),  و سازمان یونیسکو ((Unicef وچهارده سازمان خیریه از طرف یهودیان که اکثرا در نیویورک هستند کمکهای مادی وغذائی به  آوارگان سوریه ای کردند, اما زندگی آنها بینهایت غم انگیز است.  بدون شک معلوم نیست که تا چه اندازه مساعدتها به دستهای بیچارگان رسیده. فرض کنیم از نظر غذا و پوشاک وکمی هم کمکهای اولیه پزشکی در دسترس آنها قرار گرفته باشد اما آیا مسئله یک روز ویا یک هفته ویا یک ماه است؟   اکثر خانواده ها با داشتن دختران 9 تا 16 ساله مجبور شدند دختران خود را به مردان هوسران با قیمت نازل  برای ازدواج بفروشند. که اندکی پول برای امرار معاش بقیه خانواده دست و پا کرده باشند وهمچنین به خیال خودشان دخترشان را ازوضع ذلت بار نجات داده باشند. که به اصطلاح سر وسامان بگیرد. اما سواستفاده کنندگان جنسی,  این دختران بچه ونوجوان را پس از دو الی سه ماه ازدواج موقت, اورا به جبهه برگرداندند. یکی از این دختران  "رزال" نام دارد. او میگوید مردی 60 ساله از طریق دلال دختران و زنان,  در مقابل پرداخت مزدی اندک به والدینش,  مجبور به ازدواج شد. رزال میگوید: به این مرد بی شرم و چروکیده  التماس کردم بمن دست نزند. اما او درشب دوم پس از اعتراض میخواست مرا خفه کند.  مرد مسن پس از دوماه,  رزال نوجوان را به چادر والدین برگرداند وبدون خداحافظی  از آنجا دورشد. رزال  درحالیکه ریختن اشک مجالش نمیدهد, اضافه کرد که زندگی او فقط به خوردن دارو اختصاص پیدا کرده. او نمیتواند  بنوشد وغذا بخورد.  او میگوید: از خودم متنفرم. نمیدانم چرا خداوند این چنین مرا مجازات کرد. من هرگز به کسی آسیب نرساندم. رزال مستمند, فقط یک نمونه از صدها نمونه  جنایات وحشتناکی است که برای دختران بیگناه سوریه ای اتفاق افتاده است.  دلال دختران که "مادر محمد" نام دارد, توضیح داد شیخ نشنیان ثروتمند برای این دختران معصوم, قیمت خاصی درنظردارند.  قیمت دختر بچه 9 تا 15 ساله  بشرط اینکه باکره باشدصدهزار دلار است.

 

 

. اما پس از مدت کوتاهی این دختران به جای آوارگان برگردانده میشوند. زیرا که شیخ هوس باز نیاز به دختری تازه تر ومتفاوت دارد.  این جنایتها خشم بسیاری از کشورهای عربی را  برانگیخته است. اما عصبانیت کاری پیش نمیبرد. باید بدنبال چاره بود. اعراب روشنفکر و بشر دوست نیز میتوانند خود سازمان جداگانه حقوق بشر فقط برای نجات دختران وزنان مظلوم بپا سازند و افکار و اعمال  منحرفانه پدوفیلها را کاملا سرکوب کنند.

 

 تعداد زیادی از آوارگان در ترکیه بسرمیبرند.  دولت اردوغان از کمکهای خارجی ممانعت کرد واظهار کرد: دولت ترکیه اداره آوارگان سوری را خود بعهده میگیرد. در شهر آنکارا  مدارس سوریه ای برای کودکان و جوانان  بپاکردند.  همچنین به بیشتر سوریها کار دادند. براستی که حکومت اردوغان کمک شایانی به سوریه ای ها کرد. اما از آنجائیکه اراذل و اوباش دراکثر نقاط دنیا  یافت میشوند, بسیاری از دختران وزنان سوریه ای درترکیه مورد تجاوز اوباشان قرار گرفتند.  بهمین دلیل برخی از مهاجرین آواره  ازترس, دومرتبه به سوریه باز گشتند.  بسیاری از این خانه بدوشها, از آنجائیکه پاسپورت وشناسنامه همراه ندارند اجازه ثبت نام برای دریافت کمک از طریق سازمانهای خیریه ندارند. مردی سوریه ای که یکی از همین آوارگان میباشد و  دارای شش بچه است وبین مرز ترکیه وسوریه طبقی از غذا میفروشد, گفت:  قیمت اجاره خانه ای که درسوریه برای یکسال می پرداخت در ترکیه باید برای یکماه پرداخت کند.  بعضی ها نیز از آنجائیکه سواد ندارند راجع به نام نویسی برای دریافت کمک اطلاعات ندارند.  بهمین دلیل اکثر روزها وشبها را گرسنه سپری میکنند وزندگی بسیار مشقت باری دارند.  ای کاش مراکزی در دنیا تشکیل میشد که  میتوانست به چنین انسانهای بیچاره, کمکهای مادی و معنوی کنند و از آغاز جلو جنگهای داخلی وخارجی را بگیرند.

 

 

قدرتهای بزرگ فعلا در فکر موافقت نامه هستند. تا سازش صورت گیرد تعداد قربانیان بینهایت بیشمار خواهند شد که چقدر اسفناک است. فعلا که پیش بینی شده  تا پایان 2014 تعداد آوارگان سوریه ای به 4 میلیون نفر هم میرسد. پس باید سئوال کرد سازمان حقوق بشر چکار میکند؟  آیا به این دختر بچه ها ونوجوانان فکرمیکند؟ آیا به آوارگان گرسنه وتنگدست می اندیشد؟ آیا به زندانیان سیاسی درایران اهمیت میدهد؟ اینها همه جای اندیشه دارد. واقعا چگونه میتوان به این افراد بی دفاع وبیگناه کمک کرد؟

 

19.10.2013

انتشار از: 

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری