زنان و مشکلات بعد از طلاق

در مدنی جمهوری اسلامی به صراحت حق طلاق به مرد داده شده و مرد هر گاه بخواهد میتواند زن را طلاق دهد در مقابل مهریه زن را در صورت عدم پرداخت موظف است بپردازد البته با رای محکمه دارای صلاحیت و بدون حتی رضایت زن میتواند با حمایت قانون از زن جدا شود. در مقابل زن تنها در "مواردی خاص" که در این به اصطلاح قانون به ترتیب زیر آمده میتواند درخواست طلاق را برای بررسی به دادگاه ارائه دهد

زنان در کشورهای اسلامی همواره به حکم شریعت حقوق ابتدایی خود را که هر انسان باید دارا باشد همراه با آزادی های فردی هر زن در سیستمی دمکرات نداشته و مکرر به مشکلات و معضلات بیشتری خواهند رسید. در ایران همراه با تمامی آمارهای تورم، بیکاری، اعتیاد، فحشا و دیگر معضلات روز افزون جامعه آمار طلاق نیز رو به رشد است و دادگاه های خانواده پر است از زوجهایی که به منظور متارکه و درخواست قانونی طلاق مراجعه کرده اند. زنان به دلایل متعدد اجتماعی که ریشه بیشتر آنها در فرهنگ مذهبی حاکم بر اجتماع دارد بعد از طلاق چه در دید اجتماعی و چه در حریم خصوصی خانوادگی «پدر، برادر و فامیل» مشکلات زیای را در مقابل دارند که از جنبه روانی بیشترین لطمه را به زن وارد مینماید. در این نوشتار به بررسی مختصری از اصلی ترین مشکلات برای زن می پردازیم.

طلاق چیست ؟

معنی لغوی طلاق یعنی رها شدن ، جدا شدن اما در حالت عامیانه طلاق به این معنی می باشد که وقتی زن و شوهری نمی توانند به زندگی زناشوئی خود ادامه دهند به صورت توافقی و یا با گرفتن حق و حقوق خود از یکدیگر جدا می شوند. برای درک و تفهیم معنی طلاق ابتدا باید ازدواج بر طبق قوانین و شریعت اسلامی را که در ایران بر اساس آن ازدواج و طلاق مجاز می باشد را بشناسیم. بر اساس این شریعت مرد مکلف به تامین مایحتاج زندگی و متضمن امنیت و رفاه خانواده و با تعریفی دیگر؛ نیازهایی را که از بیرون تامین می شود را مرد عهده دار میباشد در حالی که زن وظیفه اش حفظ آرامش در محیط و حریم خانوادگی، تربیت فرزندان، مایحتاج داخلی،نیازهای روحی و عاطفی مرد را به عهده دارد.

از این جهت،تامین حقوقی مثل؛  مهریه   و نفقه،  تهیه  مسکن  و  مایحتاج  زندگی  مشترک  و  متعارف  بر  عهده  مرد گذاشته شده، زن نیز موظف به پیروی و تابعیت از خواست های مرد مثل "حق تمکین" یا "حق طلاق" و بسیاری موارد زن ستیز دیگر که قوانین بر اینحقوق تاکید میکنند

حق طلاق با کیست ؟

در مدنی جمهوری اسلامی به صراحت حق طلاق به مرد داده شده و مرد هر گاه بخواهد میتواند زن را طلاق دهد در مقابل مهریه زن را در صورت عدم پرداخت موظف است بپردازد البته با رای محکمه دارای صلاحیت و بدون حتی رضایت زن میتواند با حمایت قانون از زن جدا شود. در مقابل زن تنها در "مواردی خاص" که در این به اصطلاح قانون به ترتیب زیر آمده میتواند درخواست طلاق را برای بررسی به دادگاه ارائه دهد؛

١- خودداری و ناتوانی مرد از پرداخت نفقه

٢- خودداری مرد از ایفای وظایف زناشویی

٣- سوء معاشرت مرد به حدی که زندگانی را تحمل ناپذیر سازد

٤- مرض ساری و صلب العلاج مرد

٥-غیبت بیش از ٤ سال مرد

٦- به وکالت از مرد

با نگاهی واقعی این قانون در مسائل مرتبط به نیازهای مادی و غریزی و یاتوانایی مرد در تامین این نیازها اجازه درخواست طلاق را میدهد و زن ابزاری برای آرامش و برآورده شدن نیازهای روحی و روانی مرد تلقی میشود. در مقابل مرد حق طلاق است که قدرت پایمال کردن حقوق زن را میدهد. زنان ایرانی جایی برای مطالبه حقوق شان ندارند و در این موارد توهین آمیز مجاز ذکر شده قانون نیز اکثرا مجبور به چشم پوشی از حقوق مالی خود شده اند  البته  این  موارد  در  قانون  مدنی  ماده  1133  به طور کامل وجامع آمده است .

مشکلات بعد از طلاق

در اجتماع زنان بی سرپرست بیشتر از دیگران در معرض خطر هستند این  خطر ها از یک سو از طرف  اجتماع و خانواده و از طرف دیگر فشارهای روحی و روانی زیادی را به زن وارد میکند. بعضی از اصلی ترین مشکلات زن مطلقه را به صورت مختصر می توان به این ترتیب بیان نمود.

آینده نا مشخص و ترس از آینده

بدلایل بسیار و چون زن اختیاراتش در اراده مرد تعریف شده است برای زندگی بعد از طلاق برنامه ریزی نداشته و در خوشبینانه ترین حالت اگر مهریه و مطالبات مالی قانونی اش را گرفته باشد برای آینده و ادامه زندگی خود نیاز به برنامه ریزی دارد و با دنیایی نو روبرو می شود که در آن باید به تنهایی آینده نا مشخصی را بسازد. محدود کردن و گرفتن آزادی در تصمیم گیری و اختیارات سبب میشود همواره زنان ایرانی وابسته به مرد باشند و در نبود مرد در کنارش از آینده واهمه داشته باشد. ترس از اینکه آیا مردی دیگر را به عنوان شریک زندگی در کنارش خواهد داشت و آیا نظر مالی می تواند زندگی خود و فرزندان در صورت دارا بودن بچه بدون وجود مرد در جامعه نابرابر ایران تامین کند ؟ اینگونه ترس ها ناشی از نگاه واقعبینانه  در زندگی فردی و اجتماعی می باشد.

مشکلات روحی / روانی

به دلیل ساختار سنتی و مذهبی جامعه ایران زن دارای استقلال نبوده و این وابستگی او را از لحاظ عاطفی نیز به شدت گرفتار می کند بطوری که بعد از طلاق همچنان نیازهای عاطفی خود را در شوهر سابق خود جست و جو کند. کمبود معاشرت و دید معیوب مذهب محور حاکم بر فضای اجتماعی نیز بر مشکلات روانی و نیاز عاطفی می افزاید از سویی در ایران چون برای زن جایگاه اجتماعی مستقل تعریف نشده ناچار به خانواده پدر و یا برادر وابسته خواهد شد و خلا در لایه های روانی زن بیشتر و بیشتر خواهد شد.

دوگانگی شخصیتی

با توجه به نقش زن در زندگی مشترک بر اساس قوانین مدنی ایران زن در حریم داخلی خانواده نقش برقرار کننده آرامش و برآورده نمودن مرد را داشته و در زندگی بعد از طلاق دچار دوگانگی شخصیتی می شوند. در چرخه زندگی باید به تامین نیازهای مادی و بیرونی خانواده و یا خود بپردازد در کنار آن در صورت دارا بودن فرزند دو نقش حیاتی را نیز برای پرورش فرزند عهده دار می شود و نیازهای عاطفی خود را نیز که قبلا با تکیه به مرد برآورده ساخته بود از عوامل سردرگمی شخصیتی یا دوگانگی در شخصیت زن خواهد شد.

مشکلات اقتصادی

در دنیای امروز و با استعمار نا محسوس کشورهای جهان سوم و از جمله ایران توسط نظام سرمایه داری نمی توان بدون در نظر گرفتن توان اقتصادی و مالی به بررسی موضوعی پرداخت و مخصوصا اگر در مورد زنان باشد به دلیل عدم استقلال و وابستگی دارای اهمیت بیشتری است. به عنوان مثال مسکن و سرپناه برای ادامه زندگی نیاز ضروری هر انسانی است و هزینه های بالای مسکن در ایران با توجه به نداشتن مهارت و اشتغال اکثریت زنان در هنگام متارکه و منبع درآمدی کافی همراه با ابزاری پنداشتن زن از دید حاکمیت بزرگ مشکلاتی را بر سر راه زن قرار می دهد که بسیاری را ناچار به تقبل آنچه که بر خلاف میل شخصی شان بوده نموده است.

انزواي اجتماعي

دايره آسيب هاي فردي طلاق براي زنان بسيار گسترده است، انزوا و اختلال در هويت اجتماعي آسيب ديگري است. طلاق شرايطي ايجاد مي کند که به کاهش نفوذ اجتماعي و حتي تضعيف برخي موقعيت ها و فرصت هاي اجتماعي فرد منجر مي شود.در برخي مواقع رفتار جامعه با زنان مطلقه به گونه اي است که آن ها احساس مي کنند ديگر جايي در جامعه ندارند. فرد مطلقه نه در مقام مجرد است و نه در مقام متأهل. جامعه ما تعريف و جايگاه مناسبي را براي وي در نظر نمي گيرد و نگرش منفي نسبت به فرد مطلقه وجود دارد.زنان مطلقه از گزند طعنه ها و نگاه هاي کنجکاوانه دوستان، اطرافيان و آشنايان در امان نيستند، به طور مثال بعضي معتقدند که حضور زن مطلقه در اتاق عقد ديگران خوش يمن نيست!

حضانت فرزندان با کیست ؟

حضانت در لغت به معنی پروردن و در اصطلاح عبارت از نگهداری مادی ومعنوی طفل (پرورش و تربیت) می‌باشد.   لذا  سپردن  حضانت  کودک  به  معنی سپردن  سایر  امور  طفل  به  خصوص  امور  حقوقی به شخص نمی‌باشد. حضانت  با  ولایت  که  خاص  پدر  و  جد  پدری  است  تفاوت  اساسی دارد. اگرحضانت به مادر سپرده شود ولایت پدر و در غیاب پدر، جد پدری نسبت بهکودک تا زمان حیات آنان باقی است. به عنوان مثال مادری که حضانتکودک با او است و پدر طفل یا پدربزرگ طفل در قیدحیات باشند، نمی‌تواندبرای کودک معاملات انجام دهد و برای او نمی‌توانندافتتاح حساب بانکینماید، بدون اجازه پدر نمی‌تواند کودک را از کشور خارج کند و سایرمحدودیت‌های قانونی که خارج از بحث حاضر است.

در ایران حضانت یا همان سرپرستی فرزند به کسی داده می شود که صلاحیت (یعنی از لحاظ روانی هوشیار و از لحاظ مالی بتواند فرزند خود را تامین کند ) نگهداری او را داشته باشد . طبق قانون مدنی مصوب 1314 ماده 1169 حضانت فرزند پسر تا 2 سالگی و دختر تا 7 سالگی به عهده مادر است اما یا اصلاحیه مصوب سال 82 که به تصویب مجمع تشخیص مصلحت رسید حضانت فرزندا دختر یا پسر فرقی ندارد تا 7 سالگی به عهده مادر می باشد و اگر بعد از این دوران والدین با یکدیگر مشکلی بر سر حضانت نداشته باشد این روند میتواند ادامه داشته باشد. در قانون فوق صلاحیت بر ای نگهداری فرزند مد نظر بوده و مصلحت فرزند به گمانی در اولویت بوده اما مرجع تشخیص صلاحیت و شاخصه های این صلاحیت را مشخصا ذکر نکرده اند و از این رو بسیار مادرانی بوده اند که به وسیله این "حیله شرعی" قوانین اسلامی از فرزندان شان جدا شده اند.

عوامل اصلی در بیشتر موارد طلاق:  

1 – افزایش آگاهی زنان از حقوق خود در اجتماع و مقابله با ارتجاع

2 – اختلاف سلیقه، سطح فرهنگی خانواده ها و میزان آگاهی زوجین

3 –وضعیت اقتصادی (برخی زنان به علت استقلال مالی به شوهر خود تکیه ندارند و این خود باعث اختلاف بین زوجین میشود و میتوان وضعیت بد مالی و اوضاع نابسامان اقتصادی و عدم تامین مایحتاج  خانواده که باعث ایجاد دعوا ، مشاجره و درنهایت طلاق میشود)

4 – عدم برطرف شدن نیاز جنسی ( که این مورد بیشتر در مردان دیده میشود که از طرف همسر خویش ارضاء نمیشوند و این خود باعث گرایش مرد به زن صیغه ای یا زن دوم می شود)

5 – اختلاف سنی بیشتر از حد، ازدواج اجباری و عدم علاقه به همسر

6- عدم شناخت کافی قبل از ازدواج

7 – دخالتهای نا بجای خانواده ها

8 – اعتیاد، اختلالات روانی و عدم رسیدگی به نیازهای روانی همسر

9 – نبود ازخودگذشتگی بین زوجین

10 – مشورت نکردن با والدین قبل از ازدواج

و بسیاری از موارد که باعث میشد که زوجین آخرین راه حل یعنی همان طلاق را انتخاب کنند.

سخن پایانی 

در کشورهایی مانند ایران که با تکیه بر دین و مذهب قانون اساسی خود را پایه ریزی کرده است تمامی حقوق و آزادی های یک زن که حق مسلم هرانسان است با تکیه بر شریعت اسلامی پایمال شده و زن را همانند ابزاریجهت رشد و تربیت فرزندان و رضایت شوهر خویش می نگرند در صورتیکهنیمی از جامعه را زنان تشکیل می دهند و اگر عادلانه نگاه شود تربیت کل جامعه بر عهده زنان میباشد. برای برطرف کردن از این قبیل مشکلات باید با فرهنگ سازی در حریم خانوادگی و اجتماع، پاکسازی خرافه و آئین های سنتی کهنه پرستانه، با ایجاد فضای مناسب جهت رشد و آگاهی حقوقی هر فرد در جامعه به سوی ایرانی سکولار و آزاد حرکت کنیم و بد نیست بیاد داشته باشیم برای شروع ابتدا باید از خود شروع کنیم تا به اجماعی بزرگ بیاندیشیم.

به امید روزیکه زنان ایران  از حق و حقوق خویش آگاه شده و بتوانند آنگونه که شایسته یک بانوی ایرانی است با فکری آزاد و بدون ترس از ارتجاع مذهبی و امید به آینده زندگی را تداوم بخشند.

سمانه گرمرودی 3/12/2012

منابع:

قانون مجازات اسلامی جمهوری اسلامی

قانون مدنی جمهوری اسلامی

 

بخش: 
انتشار از: