توافق ژنو؛ چرخش سانتریفوژها یا چرخش چرخهای نظام؟! «بخش دوم»

مسیر این توافق بهر سرانجامی هم که منتهی شود ؛ انتخاب رویکرد " نرمش قهرمانانه " ؛ ولی فقیه را در میان منگنهِ فشار دو باند اسیر کرده است و او را در حل و فصل و مهار دعوای باندها بیش از هر زمان دیگری ؛ نا توان کرده است . چرا که از یکطرف به دار و دسته روحانی نیاز دارد تا توافق با غرب و امریکا را به نتیجه برساند و از طرف دیگر باید به ناخشنودی اصولگرایانِ تند روئی که او را بقدرت رسانده اند ؛ پاسخ بدهد . یعنی ولی فقیه ؛ در وضعیت جدید دیگر ؛ پایان دهنده دعواها و یا بعبارتی ؛ فصل الخطاب نمیباشد .

در بخش نخست مقاله به اجبارِ رژیم و نیاز امریکا برای مذاکره ؛ سازش و دست یابی به توافقی در زمینه اتمی اشاره کردم و نتیجه گرفتم که :

رژیمی که در بحرانهای سیاسی و اجتماعی گرفتار آمده با اقتصادی فرو پاشیده ؛ بدون حمایت مردمی و نداشتن مشروعیتی در کشور ؛ در حالیکه نمی توانست وارد منازعه ای نابرابر با دشمنان خارجی ــ غرب و امریکا ــ و همسایگان خود شود ؛ برای رهائی از تحریمها و بامید گشایش سیاسی و اقتصادی ؛ بالاجبار راه عقب نشینی ذلت بار را انتخاب کرد .

اما در واقع اگر این رژیم ذره ای از حس مردم دوستی و عِرق ملی برخوردار بود به جای تسلیم زبونانه به خواسته های غرب و امریکا ؛ تسلیم اراده و مصالح مردم و منافع ملی میشد و صادقانه با پوزش خواهی از مردم  ؛ بآنها میگفت که از آغاز هم انرژی هسته ای هیچ حق مسلمی نبوده است و حق مسلم شما مردم عزیز و شریف ایران آزادی ؛ امنیت ؛ رفاه و عدالت است ...... اکنون ادامه مقاله

4 ــ توافق اتمی ژنو ؛ ماهیت و پیامدها :

این توافق در ماه نوامبر 2013 ( 24 نوامبر ) امضاء شده است . تعهداتی که این توافق بر عهده رژیم گذارده است عبارتند :

ــ غنی سازی اورانیومِ بالای 5 در صد متوقف شود .

ــ ذخایر اورانیومِ بالای 5 در صد خنثی شود ( تبدیل نیمی از اورانیوم به اکسید اورانیوم  رقیق شده و نیم دیگر به اورانیوم 5 در صد تبدیل شود ) .

ــ هیچ سانتریفیوژ جدیدی در تأسیسات اتمی بکار گرفته نشود

ــ نیمی از سانتریفیوژ های موجود در تأسیسات نطنز و    3\4 سانتریفیوژ های موجود در تأسیسات فردو باید غیر فعال شود .

ــ به تعداد تأسیسات اتمی موجود ؛ اضافه نشود ــ یعنی هیچ تأسیسات جدیدی راه اندازی نشود ــ .

ــ اجازه بازدیدهای سر زده ــ مقامات سازمان بین المللی انرژی اتمی ــ از تأسیسات اتمی ایران در هر لحظه فراهم شود .

تعهدات متقابل امریکا و غرب ؛ متقابلا" در این توافقنامه این موارد و تعهدات به نفع ایران متقبل شده است :

ــ توقف تلاش برای کاهش خرید نفت ( مشتریان فعلی رژیم به میزان کنونیِ خریدِ نفت از ایران ادامه میدهند ) .

ــ بازگشت مبالغ مشخصی از عواید فروش نفت ایران که در خارج بلوکه شده است ( حدود  4 تا 7 میلیارد یورو ) .

ــ تعلیق تحریمها بر بیمه کشتی ها و خدمات حمل و نقل

ــ تعلیق تحریم صادرات پتروشیمی

ــ تعلیق تحریم های مربوط به طلا و فلزهای گرانبها

ــ تعلیق تحریمها بر صنعت خودرو سازی

ــ صدور گواهی عرضه و نصب قطعات هواپیماهای غیر نظامی

ــ عدم صدور قطعنامه های جدید تحریم از سوی اتحادیه اروپا و امریکا ( بعد از مشورت با کنگره )

ــ پرداخت مستقیم شهریه به دانشگاه ها برای دانشجویان

این توافق که بشکلی ؛ غلط کردم گوئی رژیم از دعاوی هسته ای اش میباشد ؛ بگونه ای تنظیم شده است که جای هیچگونه اما و اگر و یا مانوری در اجرا برای عوامل رژیم رژیم باقی نمانده است . تعهدات پذیرفته شده توسط ایران آنقدر سنگین و خفت بار است که نشان میدهد ؛ رژیم در چه شرایط سخت و مرگباری به این توافق اجباری تن داده است .

بعد از امضای این توافقنامه ؛ رژیم در حساس ترین شرایط در تاریخ حیات 35 ساله خود قرار گرفته است  . یا باید بدون کوچکترین فریبکاری و دروغی به تعهداتی که به جامعه جهانی سپرده است مو بمو عمل کند و پای بند بماند ؛ یا اینکه با تمرّد و ادامه شرارتها و بحران آفرینی ها ؛ مقدمات جنگی خانمان سوز و ویرانگر را بر علیه ایران فراهم کند . در هر دو حال ؛ با سرعتی بیشتر ؛شرایط برای سرنگونی رژیم فراهم میشود ــ بعدا" در این باره توضیح خواهم داد ــ .

بعبارتی اگر ایران در این مدتِ 6 ماهه ــ مدت تعیین شده برای توافق ــ هر کدام از توافقات ژنو را نقض کند و یا بخواهد فریبکارانه دوباره برنامه های هسته ای خود را ادامه دهد ؛ امریکا و کشورهایِ غربیِ طرف قرارداد این حق را خواهند داشت که علیه ایران دست بهر اقدامی از جمله حمله نظامی بزنند ؛ یعنی جامعه جهانی با رضایت بیشتری برای حمله بایران موافقت خواهد کرد . در ضمن شرایط این توافق ذلت بار بگونه ای است که  راه برگشت به حالت اول هم از میان رفته است و هر برگشتی بمنزله نقض قرارداد تلقی شده  و پیامدهای خود را دارد . 

کما اینکه علیرغم اعلام وضع تحریم های جدید امریکا ــ بعد از توافق ژنو ــ علیه شرکتها و افرادی که در داد و ستد با ایران نقش داشته اند؛ ایران بعد از ترک و تعطیلی یک روزه مذاکرات در اعتراض ــ اقدام اعتراضی بسیار ضعیف و بی مایه ــ به اقدام امریکا ؛ از ترس اینکه خدشه ای به روند مذاکرات ژنو وارد شود سریعا" و با دستپاچگی برای ادامه مذاکرات وارد ژنو شدند .

 علاوه بر آن ؛ عباس عراقچی مذاکره کننده ارشد رژیم ایران ؛ برای دلجوئی از امریکا بخاطر وقفه یک روزه ای که در مذاکرات پیش آمده بود ؛ گفت : قطعا" ممکن است تا رسیدن به یک راه حل نهائی و برداشتن کامل تحریمها به دفعات با قهر و آشتی مواجه شویم ؛ که این موضوع جای نگرانی ندارد . شاید بدلیل همین عجز و لابه ها و اینکه حتی توانائی یک واکنشِ سادهِ سیاسیِ اعتراضی هم از کارگزاران رژیم سلب شده است  ؛ میباشد که بسیاری از حامیان و وابستگان ولی فقیه از این قرارداد ذلت بار بعنوان " ترکمانچای اتمی " یاد می کنند .

امضای این قرارداد بحرانهای درونی رژیم را بیش از گذشته فعال نموده و کشمکشها را بعرصه های گوناگون حکومتی از مجلس ؛ سپاه ؛ تریبون های نماز جمعه  و حتی حوزه های دینی کشانده است ؛ بطوریکه عده ای از مراجع هم ــ البته بدرخواست روحانی و ظریف ــ به پشتیبانی از باند مداکره کننده به صحنه آمده اند . در چنین شرایطی بحرانهای حل نشده و حل ناشدنی اقتصادی و اجتماعی هم مزید بر علت شده و بیش از هر زمانی مایه نگرانی آخوندهای حاکم گردیده و بر دامنه  این جنگ و جدالها ؛ افزوده است .

بطوریکه بعد از آرامش نسبی روزهای اول بعد از تصویب توافقنامه ــ که ناشی از اجماع اولیه همه باندهای قدرت نسبت به توافق با غرب و امریکا برای رفع تحریمها و گشایش مالی و سیاسی ــ ؛ جنگ و دعوای باندها شروع و هر روز بر دامنه آن افزوده میشود ؛ از خط و نشان کشیدنهای امامان نماز جمعه ها ؛ سپاه ؛ مجلس و سایر اصولگرایان افراطی علیه باند مقابل ــ رفسنجانی ؛ روحانی ــ و متقابلا" پاتک های رفسنجانی ؛ روحانی و دیگر ایادی این باند .

این امر بخوبی نشان میدهد که حتی در شرایط اضطرار و در حالی که مذاکره با کشورهای غربی در جریان است ــ و قاعدتا" در این حالت ؛ باید فتیله درگیری ها و اختلافات میان باند ها و جناحها ؛ موقتا" فروكش کند ــ ؛ نه تنها این کشمکشها فروکش نکرده ؛ بلکه این اختلافات و رقابتها ــ که برای منافع باندی و جناحی و تصاحب بیشتر قدرت صورت میگیرد ــ با مهمل ها و بهانه های جدید ؛ شدت بیشتری نیز گرفته است .

اگر چه گرایشهای گوناگون نظام همگی این قرارداد ذلت بار را تائید می کنند ولی در مورد گامهای بعدی و نهائی این قرارداد میان آنان ؛ اختلاف نظر جدی وجود دارد . جر زدن ها  و تفسیرهای دلبخواه از مفاد این قرارداد و تلاش برای فرار از الزاماتی که مقامات مذاکره کننده رژیم و ولی فقیه و دیگر ایادی نظام از عواقب آن وحشت دارند ؛ بشدت ادامه دارد .

آنها خوب میدانند که چه کاشته اند و چه درو میکنند ؛ تن دادن باین قرارداد یعنی عقب نشینی از همه ادعاها اتمی و قدرت نمائی های پوشالی گذشته و نابودی سرمایه ها و ثروتی که در این راه هزینه شده است و سرباز زدن از آن هم از یکطرف به معنی  تقابل با جامعه جهانی است ؛ که پیامد آن  پذیرش ریسک جنگ و ادامه تشدید تحریمها و از طرف دیگر پیدایش زمینه های مناسب برای شروع  و شدت گیری اعتراضات مردم و شروع قیام گرسنگان .

خبرگزاری رویتر در گزارشی میگوید : بر خلاف انتظار اولیه بعد از توافق ژنو ؛ امیدواری و خوشحالی اولیه فروکش کرده است و خوشحالی ها در مورد این توافق بدلیل پیچیدگی ؛ ابهام و اجرای تدریجی آن کاهش یافته است .

 این تناقض بافیها و دوگانه گوئی های باند ولی فقیه ــ اصولگرایان و سپاه ــ در مورد مذاکرات اتمی و رابطه با امریکا ــ که در موضعگیری های تمامی افراد این باند دیده می شود ــ چون موارد دیگر در اصل ریشه در تقابل باند خامنه ای با باند رفسنجانی ــ روحانی دارد . یعنی در حالیکه نمی توان منکر نقش فرهنگ حوزوی ؛ تقیّه و پنهانکاری باندها و دستجات آخوندی ــ در تردید و شبهه نسبت به نتیجه مذاکرات ژنو ــ ؛ شد . اما باید تأکید کرد که ریشه اصلی اختلاف و درگیری باندها به عوامل دیگری که اشاره میکنم ؛ مربوط میشود :

1 ) سیاست بیشتر جریانهای وابسته به خامنه ای ؛ بخصوص اصولگرایانِ تندرو در مقابله با این توافقنامه ؛ اصرار بر حفظ وضعیت و سیاست کنونی که در جریان است ؛ میباشد . یعنی کماکان تکیه ؛ سرمایه گذاری و پیروی از سیاستهای چین و روسیه است . در حالی که خاتمی ؛ رفسنجانی و روحانی و دیگر جریانات اصلاح طلب بدنبال ؛ باز کردن راه بطرف غرب و امریکا میباشند .

2 ) ایادی و دار و دسته باند ولی فقیه فکر میکنند اگر روحانی و دستگاه وزارت خارجه او بتواند این مذاکرات را با موفقیت پیش ببرد ؛ دوران تسلط آنان بر قدرت ؛ آسیب جدی خواهد دید و مهمتر از آن ؛ زیر آب ولی فقیه زده میشود و او بیش از گذشته بی اعتبار و هژمونی اش در نظام ــ که منافع این باند به آن وابسته است ــ در معرض خطر جدی قرار خواهد گرفت .

آنها خوب میدانند که شیخ حسن روحانی در واقع کاندیدای باندی به سردمداری هاشمی رفسنجانی میباشد که به مشروط کردن و تشریفاتی شدن ولی فقیه معتقد است . بنابراین میترسند که با پیروزی توافق ژنو ــ که سکان هدایت آن در دستان این باند است ــ ؛ کفه باند رفسنجانی ــ روحانی در برابر باند ولی فقیه سنگین و سنگین تر شود و با این پیروزی ؛ آنها بهدف خود برسند .

یکی از نکات بسیار بحث برانگیز توافقنامه ژنو وضعیت " غنی سازی " است . باند رفسنجانی بدروغ تبلیغ میکند که غرب و امریکا این حق را برای ایران برسمیت شناخته است  ؛ ارگان رسمی سپاه در 12 آبان می نویسد : از مجموع موضوعات قید شده در توافقنامه نمی توان نتیجه گرفت در این توافق نامه صراحتا" به حق " غنی سازی " اذعان گردیده است . و حیدر مصلحی وزیر سابق اطلاعات میگوید : ایران با امضای توافقنامه ژنو ؛ عملا" غنی سازی اورانیوم را متوقف کرده است . به چند نمونه از اظهارات باندهای مختلف رژیم در باره توافق ژنو توجه کنید :

روزنامه کیهان ــ وابسته به باند خامنه ای ــ در روز 13 آذر باند رقیب را مورد حمله قرار داده که چرا چنین توافقی را " توافق بزرگ قرن " میداند و تحت عنوان " بزرگترین دست آورد چند دهه گذشته " برایش تبلیغ میکند ؟ در حالیکه آن چه امضاء شده است : در حقیقت نوعی قسط بندی برای تبادل نا متوازن امتیاز است .

حیدر مصلحی وزیر سابق اطلاعات : با امضای این تفاهم نامه لطمه بزرگی به جمهوری اسلامی خورده است و تهران با دست خود ؛ تحریمها علیه مردم ایران را امضاء کرده است .

گروه صراط ــ هواداران ولی فقیه ــ : از این ببعد بجای استفاده از لغات " عقب نشینی " ؛ " وا دادگی " ؛ فراموشی منافع ملت " و یا " پایان مقاومت " ؛ باید بگوئیم توافق .

روزنامه ارگان بسیج وابسته به سید علی خامنه ای : مسأله مهم این است که داده ــ ستانده در گام نهائی چه میباشد ؟

روزنامه کیهانِ حسن شریعتمداری :مذاکرات ژنو در ادامه به مسائلی چون " حقوق بشر " ؛ تروریزم " و " حقوق اقلیت ها " رسانده خواهد شد . ایادی و کارگزاران رژیم میدانند عقب نشینی در زمبنه اتمی آخر و عاقبت خوشی ندارد و حرفِ بعد از بر چیده شدن برنامه هسته ای رژیم ؛ وارد شدن به مرز سرخ های خطرناک دیگری است که سالم ماندن تاکنونیِ شیشه عمر رژیم ؛ بآنها بستگی دارد . مواردی که اگر رژیم بآنها تن بسپارد ؛ با دستهای خود گور خود را کنده است .

آخوند حسینیان از مهره های ولی فقیه در مجلس رژیم : ما تفاهم نامه ژنو را نه جام زهر میدانیم و نه دستاوردی شادی آفرین ؛ ما از پیامدهای این تفاهم نامه نگرانیم .

حداد عادل از عوامل اصلی باند ولی فقیه با ابراز وحشت از پیامد نهائی توافقنامه میگوید : نگرانی مهم حرکت از گام اول به گام نهائی است .

حسین شریعتمداری نماینده ولی فقیه در روزنامه کیهان : با جرأت می توان گفت توافقنامه ژنو ؛ علیه موجودیت برنامه هسته ای نظام تهیه شده است ....... حریف با زرنگی و با بهره گیری از کم دقتی و غفلت تیم مذاکره کننده کشورمان ؛ هدف نهائی خود را که تضعیف و نهایتا" توقف برنامه هسته ای نظام است را در بندهای اصلی توافقنامه گنجانده است . وی در ادامه مذاکرات اتمی را " حاضر شدن در پای میز مذاکره با زانو های خونین " ؛ قلمداد کرد .

یدالله جوانی مشاور علی خامنه ای در سپاه غرب تهدید کرده است که : ایران نه تنها فعالیت هسته ای را متوقف نخواهد کرد ؛ بلکه بر شدت این فعالیت ها در صورت عهد شکنی طرف مقابل می افزاید . وی همچنین به تهدید پوشالی طرف مقابل پرداخته و هشدار داده است که : اگر دست از پا خطا کند ؛ ایران در کوتاهترین زمان پاسخ خواهد داد .

ارگان سپاه پاسداران : حتی در صورت اجرای توافق جامع ؛ نظام نمی تواند برنامه غنی سازی خود را همانند سایر دولتهای عضو معاهده ؛ انجام دهد .

روزنامه رسالت در حالی که رضایت خود را از دستیابی باین توافقنامه ابراز میدارد و میگوید : بد بینانه ترین قضاوت هم قرارداد ژنو را یک پیروزی نسبی برای جمهوری اسلامی و تلاش قابل تقدیر تیم مذاکره کننده میداند . در ادامه اما وحشت خود را از عواقب آن پنهان نمی کند و ناله سر میدهد که چرا همه گزینه ها از جمله " گزینه نظامی " را به رخ ما می کشند و میگوید : چه تضمینی برای حفظ امنیت جمهوری اسلامی وجود دارد ؟

محمد جواد لاریجانی معاون رئیس قوه قضائیه ایران : بعضی از مسائل موجود در سند ژنو با قانون اساسی کشور تضاد دارد ...... با اینهمه ما پای عهد خود هستیم ؛ اما اگر طرف مقابل نقض کند ما هم یک طرفه نقض می کنیم . وی در ادامه در وحشت از به سرانجام نرسیدن این توافقنامه ؛ در مورد اجرا نشدن  توافق ؛ بامریکا هشدار میدهد که : شما توافق انجام داده اید ؛ جرأت دارید زیرش بزنید ببینید چکارتون می کنیم .

اما باند مقابلِ طرفداران دو آتشه ولایت ؛ یعنی باند رفسنجانی ــ روحانی همواره در پاسخگوئی به اعتراضات باند مقابل ؛ وضعیت بشدت وخیم رژیم که در لبه پرتگاه سقوط قرار دارد را به رخ آنان کشیده و گوشزد میکنند . روحانی از خالی بودن خزانه دولت میگوید و ظریف پته قدرت نمائیهای کاذب و رجز خوانیهای مسخره نظامیان رژیم روی آب می اندازد و از اینکه چاره ای جز زانو زدن و غلط کردم گوئی وجود نداشته و ندارد ؛ میگوید .

محمد جواد ظریف برای آنکه ولی فقیه جام زهر را تا به آخر سر بکشد و دار و دسته باند اصولگرایان غلط زیادی نکنند ؛ گفت بی خود قدرت نظامی خود را به رخ امریکا نکشید که " امریکا می تواند با یک بمب تمام سیستم دفاعی ایران را نابود کند " این سخنان که زیر آب قدرت پوشالی رژیم را زد با خشم و نارضایتی شدید باند مقابل مواجه شد .

و در حالیکه از همان ابتدای تصویب توافق نامه ژنو ؛ رفسنجانی بدروغ مدعی بود که قدرتهای غربی حق غنی سازی را برای ایران برسمیت شناخته اند و علیرغم آنکه جان کری وزیر خارجه امریکا آن را تکذیب نموده و از همان آغاز گفت که " در این توافق نامه جائی قید نشده است که رژیم ایران حق غنی سازی دارد " .  وی همچنان این توافقنامه را یک پیروزی بزرگ میداند و میگوید : رژیم با پذیرفتن این قرارداد از یک مخمصه بزرگ ؛ نجات پیدا کرد .

اکبر هاشمی رفسنجانی در انتقاد از کسانی که تلاشهای مربوط به توافق هسته ای را تخریب میکنند گفت : افراطیون در ایران و امریکا راه حل را تنها در جنگ می بینند . وی در ادامه گفت : با انتخاب 24 خرداد ــ انتخاب حسن روحانی به رئیس جمهوری ــ و در پی توافق ژنو تهدیدها علیه کشور کمتر شده است ......... همه مردم دیدند که چه بلاهایی بر سر جامعه بوجود آمده است ..... ما در بن بست تحریم و جنگ گرفتار شده بودیم .

اما ؛ مسیر این توقف بهر سرانجامی هم که منتهی شود ؛ انتخاب رویکرد " نرمش قهرمانانه " ؛ ولی فقیه را در میان منگنهِ فشار دو باند اسیر کرده است و او را در حل و فصل و مهار دعوای باندها بیش از هر زمان دیگری ؛ نا توان کرده است . چرا که از یکطرف به دار و دسته روحانی نیاز دارد تا توافق با غرب و امریکا را به نتیجه برساند و از طرف دیگر باید به ناخشنودی اصولگرایانِ تند روئی که او را بقدرت رسانده اند ؛ پاسخ بدهد . یعنی ولی فقیه ؛ در وضعیت جدید دیگر ؛ پایان دهنده دعواها و یا بعبارتی ؛  فصل الخطاب نمیباشد .

اما امری که چشم انداز توافق ژنو را تیره و تار میکند و بر تردید ها  و دوگانه گوئی در میان باندهای رژیم باز هم دامن میزند " نیاز همه باندهای رژیم به بمب اتم " میباشد . امری که همه باندهای رژیم بر سر آن توافق نظر دارند . یعنی  علاوه بر خامنه ای هیچکدام از سران رژیم اعم از رفسنجانی ؛ روحانی ؛ خاتمی و ..... نمی خواهند که " بمب اتمی " را از دست بدهند . ممکن است اکنون با توجه به توافق نامه ژنو ؛ چند سالی دست از توسعه پروژه های اتمی بردارند ؛ اما بدست آوردن بمب اتم هدف نهائی همه آنها میباشد .

مگر غیر از این است که رفسنجانی بزرگترین افتخار دوران حکومت خود را " پایه گذاری برنامه اتمی " میداند و حاتمی هم مدعی است که بیشترین پیشرفت برنامه اتمی نظام در دوران او صورت گرفته است . حسن روحانی در کتاب خود بنام " امنیت و دیپلماسی هسته ای " می نویسد : در سطح مسئولین اجماع نظر وجود دارد که  دولت رفسنجانی ؛ دولت هسته ای بوده است و حتی در این دوران ؛ روی غنی سازی لیزری هم پیشرفتهائی صورت گرفته است .

خبرگزاری ایرنا 5 خرداد 1388 به نقل از معصومه ابتکار ــ نماینده اصلاح طلب سابق مجلس ــ میگوید : بیش از 65 در صد پیشرفت کنونی هسته ای مربوط بدوران ریاست جمهوری خاتمی بوده است

و خامنه ای هم به کارگزاران نظام هشدار میدهد که مبادا فکر کنند منظور وی از سیاست " نرمش قهرمانانه " ؛ پایان دادن به برنامه اتمی بوده است و میگوید : عده ای نرمش قهرمانانه را دست برداشتن از آرمانها و عقب نشینی از اصول تعبیر کرده اند . اینها خلاف و بد فهمی است ؛ نرمش قهرمانانه ؛ مانور هنرمندانه و استفاده از روشهای متنوع برای دستیابی به مقصود است . باین ترتیب خامنه ای تأکید میکند که از برنامه های اتمی خود کوتاه نیامده است .

در باره هدف نهائی رژیم از کسب بمب اتم در ادامه مقاله بیشتر توضیح خواهم داد ....... ادامه دارد

arezo1953@yahoo.de      

23.12.2013  (دوم دی 1392 )

انتشار از: 

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری