زنان ایران، تبعیض جنسیتی-بردگی اختیاری

حکومت و دولت هیچ گونه مسئولیتی در قبال زنان را نمی پذیرند و زنان حق هیچ گونه شکایت یا اعتراضی به وضع موجود خود در ایران ندارند حتی اگر بخواهند اعتراضی داشته باشند هیچ مرجعی پاسخگوی آنها نمی باشد.

در دنیای امروز و با پیشرفت سطح آگاهی و دانش انسانها، در جوامع مختلف، حکمرانان و حکومت های انتخابی نیز مجبور به تدوین قوانین و پایه ریزی ساختاری بر مبنای حقوق برابر و احترام به کرامت انسانی شده اند و در این راستا قوانین دمکراتیک باعث پیشرفت بسیاری کشورها در زمینه های مختلف شد. اما در ایران قانون اساسی بر اساس دین رسمی مملکت یعنی اسلام و مذهب تشییع میباشد که زن را هیچگاه برابر با مرد نمیبیند. با این نگرش و بر اساس این قوانین زن همواره حقوقش پایمال شده  در نهایت مورد بدترین تبعیض ها قرار میگیرد. قانون اسلامی ایران کلیه حق و حقوق انسانی را ازآن مرد دانسته و زنان را با دیدی برده پرورانه، به چشم ابزاری در اختیار مرد میبیند. وضعیت زنان در ایران از لحاظ حقوق اولیه انسانی مانند؛ آزادی های فردی، پوشش وحتی انتخاب دلخواه در بیشتر التزامات زندگی اسفبار و قابل تامل است و این به همان اندازه که ریشه در قوانین زن ستیزدارد، در فرهنگ مردسالار حاکم بر اجتماع سنتی-آیینی ایران نیز ریشه دارد. پیمانی برای رفع تبعیض علیه زنان در سازمان ملل سالهاست به تصویب رسیده اما در میان اعضا 5 کشور از جمله ایران به این پیمان که کنوانسیون رفع تبعیض جنسیتی علیه زنان نام دارد نپیوسته اند.

«مهمترین حادثه قرن بیستم ، نه انقلاب روسیه بلکه بهبود وضع زنان – یعنی نیمی از ساکنین زمین – است(ویل دورانت).»

سهم زنان ایران از این تغییرات چقدر است ؟

کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان

کنوانسیون به معنی؛ توافق حقوقی لازم الاجرا و چند جانبه بین دولت ها برای تنظیم مسایلی که مربوط به همه آن ها می شود و این توافق توسط قانون بین المللی اداره می شود این اصطلاح در عنوان پیمان های خاص به کار برده می شود مانند کنوانسیون حمایت از حقوق اطفال. کنوانسیون به نوعی همانند سند حقوقی بین المللی معنی میدهد که بیشتر از دو طرف را شامل میشود و اصولی را برای اعضا و طرفهای موجود تاسیس مینماید که از لحاظ حقوقی در قلمرو سیاسی خود لازم الاجرا است.

در ۱۸ دسامبر ۱۹۷۹ مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای رفع تبعیض علیه زنان کنوانسیونی را به تصویب رساند و در ۳ سپتامبر ۱۹۸۱ به اجرا در آمد. از نظر این کنوانسیون، عبارت‌: «تبعیض علیه زنان‌»، به‌ معنی‌ قائل‌ شدن‌ هر گونه‌ تمایز، استثنا یا محدودیت براساس‌ جنسیت است‌ که‌ بر به‌ رسمیت‌ شناختن‌ حقوق‌ بشر زنان‌ و آزادی های اساسی‌ آنها و بهره مندی‌ و اعمال‌ آن‌ حقوق‌، بر پایه‌ مساوات‌ با مردان‌، صرف نظر از ‌وضعیت تأهل‌ آنها، در تمام‌ زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی و دیگر زمینه ها اثر مخرب‌ دارد یا اصولا، هدفش‌ از بین‌ بردن‌ این وضعیت است‌. و این با ماهیت تمامی مذاهب و آیین تقریبا مغایرت از این رو جمهوری اسلامی و قوانین اسلامی اش حاضر به پذیرش این کنوانسیون نبوده و مسلم است که تبعیض را در خود می پروراند. اسلام در بسیاری موارد زن را نصف مرد به حساب می آورد و اختیار زن را به مرد «پدر، برادر، شوهر و...» سپرده است که در حقوق قائل شده انسانی نیز زن و مرد را برابر نمی بیند، به همین دلیل است که در هیچ جای قانون اساسی ایران حق برابری بین زن و مرد گنجانده نشده است .

سهم زنان در ایران چیست ؟  

طبق اصل 21 قانون اساسی ایران زنان هیچ گونه حقی ندارند مگر بر طبق موازین اسلام که روحانیون با اعتقادات برتری مرد بر زن آن را تعیین می کنند .

حکومت و دولت هیچ گونه مسئولیتی در قبال زنان را نمی پذیرند و زنان حق هیچ گونه شکایت یا اعتراضی به وضع موجود خود در ایران ندارند حتی اگر بخواهند اعتراضی داشته باشند هیچ مرجعی پاسخگوی آنها نمی باشد. در بسیاری از کشور ها ما شاهد این هستیم که زنان بدون داشتن ترس از آینده و اجتماع با امکانات آموزشی  به سوی اهداف خود در حال پیشرفت هستند اما زنان در ایران از حق آزادی پوشش محروم هستند و به دلیل بد حجابی مجازات می شوند اما مردان چنین مجازاتی ندارند.

در ایران دیه زن به نسبت مرد نصف می باشد و در اصل ارزش اعضای بدن و جان یک زن دارای ارزش کمتری به نسبت مرد می باشد.

در ایران حق ارث یک زن نصف مردان است یعنی فرزندان دختر  یک دوم  پسران سهم ارث می برند و مادر خانواده در صورت فوت همسر یک هشتم سهم ارث او می شود که دربسیاری از موارد دیده می شود که زنان با استناد به این قانون بی خانمان شده اند.

در ایران شهادت یک زن در برخی موارد مورد قبول نمی باشد، در بعضی مواقع هم که قبول می شود، نصف شهادت یک مرد به حساب می آید.

در ایران یک دختر هشت سال و نه ماهه بالغ است و مانند بزرگسالان مجازات می شوند و سن بلوغ پسران پانزده سال قمری است. این مجازات ها شامل حبس های طولانی و اعدام نیز می باشند.

در ایران هر مرد می تواند بدون اجازه همسر خود چهار زن عقدی و بی شمار زن صیغه ای داشته باشد اما اگر زنی با مرد دیگری ارتباط جنسی غیر از همسر خود بگیرد او را طبق قانون سنگسار، سنگسار می کنند.

در ایران هنوز هستند خانواده هائی که طبق اصول سنتی و و تعصبات کهنه زندگی میکنند و طبق این افکار قانون در خانواده وضع می کنند و دولت به جای این که اقدامات موثری در قبال این نوع تعصبات داشته باشد به آنها دامن می زند

نمونه ضد بشری آن حق است که؛ اگر مردی همسر عقدی یا صیغه ای خود را با مردی دیگر همبستر ببیند طبق قانون اساسی ایران این حق به او داده می شود که هر دو یا یکی از انها را بکشد یعنی همان قتل های ناموسی .

ما در کشور هائی شاهد این هستیم که از زنان در پست ها و مقام های دولتی استفاده می شود حتی در بسیاری از پروژه های بزرگ اما درایران زنان برای کاندیدا شدن جهت  پست هائی مانند ریاست جمهوری و .... اجازه ندارند و فقط باید به خانه داری یا در نهایت پروژه های کوچک بپردازند.

در مکانهای آموزشی دانش آموزان دختر و پسر از یکدیگر مجزا آموزش می بینند که البته در زمان رییس جمهوری سابق طرح مجزا سازی دانشجویان در دانشگاهها مطرح شد که حتی دانشگاه علامه طباطبائی از این طرح استقبال فراوان کرد و این  طرح نیز در آنجا اجرا شد. زمانیکه دختر و پسر از یکدیگر جدا آموزش ببینند در آینده با ترس با یکدیگر روبرو می شوند و در آینده به دلیل عدم شناخت جنس مخالف یکدیگر را بسان غول می بینند.

«پدر و مادر بودن جواز کنک زدن بچه را فراهم می کند، عقد نامه جواز کتک زدن زن را ! (موری استروس جامعه شناس انگلیسی)» 
 

براساس آمارها 66 درصد زنان در ایران مورد خشونت خانگی از قبیل؛ کشیدن مو، تحقیر و تمسخر، داد و فریاد، بیرون کردن زن از خانه، هل دادن، مشت و لگد زدن، ختنه کردن دختران و زنان، اجبار به سقط جنین، کنترل موبایل، ایمیل و بسیاری از این نوع خشونت ها قرار می گیرند. زنان با تحمل این خشونت ها دچار مشکلاتی چون؛ افسردگی، خودکشی، جنون، از دست دادن اعتماد به نفس و نظیر آن می شوند.

زنان در ایران برای مسافرت کردن به کشوری غیر و همینطور گرفتن گذرنامه باید اجازه کتبی و محضری از همسر خود داشته باشند در صورتیکه مردان بدون اجازه همسر، زنان برای انتخاب محل زندگی خود باید تائیدیه همسر خویش را داشته باشند البته مواردی هم هستند که مرد هیچ حقی در انتخاب آن نخواهد داشت مانند؛ سوار شدن دوچرخه و موتور سیکلت که در ایران برای زنان غیر قانونی است.

مردان در صورت نارضایتی از رابطه زناشوئی خود و آماده نبودن همسر اجازه دارند که با زن دیگری همبستر شوند زیرا از دیدگاه قانون اسلامی، زن باید از هر لحاظ مرد را ارضاء نماید و مرد هر زمان که درخواست همبستری داشت زن بدون هیچ شکایتی باید اعلام آمادگی نماید در غیر این صورت مرد می تواند همسر عقدی یا صیغه ای اختیار کند.

امروزه در ایران در بسیاری از شهر ها من جمله قم و مشهد که مکانهای مقدس به شمار می آیند مکانهائی تاسیس شده است به نام خانه عفاف که دختران از سنین 9 سالگی ( 8سال و 9 ماه ) که سن بلوغ یک دختر است در این مکانها هستند حتی دخترهای باکره  ، برای اینکه مردها بتوانند به راحتی برای چند ساعت یا هر زمان که نیاز دارند صیغه اختیار کنند که از نظر حکومت این مسئله کاملا شرعی است و هیچ گونه ممنوعیتی ندارد و همسران اجازه اعتراض ندارند.

در کشورهای دیگر غیر از کشورهای جهان سومی اسلامی مانند ایران زنان در هر رشته ای که بخواهند اجازه تحصیل دارند اما در ایران حتی رشته های تحصیلی زنان را دولت تعیین می کند به عنوان مثال؛ تحصیل زنان در رشته های نظامی ممنوع می باشد.

زنان اجازه ورود به استادیومهای ورزشی برای دیدن مسابقه مورد علاقه خود را ندارند حتی برای انجام ورزش نیز باید از ورزشگاههای سرپوشیده استفاده کنند. ما در ایران قهرمانان زن داریم که برای ثبت رکوردهای جهانی خود دچار مشکل هستند. چندی پیش الهام سادات اصغری قهرمان شنای کرال سینه در آبهای آزاد برای ثبت رکورد خود دچار مشکل شد و دلیل عدم ثبت رکورد مناسب نبودن لباس وی در هنگام مسابقه اعلام شده است.

دولت ایران هیچ حمایتی از زنان در زمان بارداری و شیر دهی نمی کند به همین دلیل زنان امکانات شغلی یا تحصیلی خود را از دست می دهند.

حق سرپرستی فرزندان طبق قانون بعهده پدر و در درجه دوم با پدر بزرگ می باشد و مادران هیچ گونه مسئولیتی برای تصمیم گیری فرزندان ندارند .

در ایران دختران بالای سیزده  سال اجازه ازدواج دارند در صورتیکه این مسئله در کشورهای دیگر غیر قانونی است.

کلام پایانی

در جامعه ایرانی به زنان تفهیم می شود در مقابل مرد ناتوان و ضعیف تر اند و زن را به مسیر وابسته بودن از لحاظ مالی به مردان و ترس از تنهائی و از دست دادن فرزند، عدم حمایت خانوداه، روند طولانی شکایت و در نهایت در بسیاری موارد شکست [ ترویج میکنند] -باید همیشه مطیع همسر و یا خانواده باشند - که خود این باور نادرست را در زن پرورش می دهد، و باید زندگی بردگی را در قرن بیست و یکم همراه با خشونت، توهین و آزار تحمل کنند.
اما اگر از ساختار قانونی زن ستیز چشم پوشی کنیم، رکن آموزش و بار آوردن اصلی جامعه، در کشورهای فاقد قوانین دموکراتیک، وظیفه مادر است. چرا زنان را "اینگونه فرهنگ" ...[ بارمیاورند] ؟ درصورتی که مادران ایرانی [ میخواهند] فرزندان را آنگونه که انسانی میباشد تربیت نمایند، قوانین اسلامی جمهوری ضد انسانی، بسیار کمتر حقوق زن را پایمال مینمایند.

امید به آنروزی که ایران آزاد و مترقی باشد و دموکراسی در فرهنگ همه ما نهادینه شود.

------

منابع :

ویکی پدیا

فرهنگ اصطلاحات سیاسی

برگرفته از: 
ایمیل رسیده
بخش: 
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزیز نمیدونم مقصود شما از نوشتن این مقاله چی بود ولی هرچی که بود یا اطلاعات کافی راجع به ایران یا دین اسلام نداشتی یا قصدت دین زدگی مردم بوده.در رابطه با این موضوع که زنان حق ورود به استادیوم ورزشی ندارند حرفت درست بوده اما خوشبختانه باید بگم طی چند سال اخیر این مشکل رفع شده و کاملا رو به بهبوده و زنان به زودی میتونن وارد استادیوم بشن /البته نه همه ی ورزش ها امثال کشتی/اما در بقیه موارد حرفات صحت نداره.هیچ دادگاهی تو ایران وجود نداره که بدون اجازه زن به مرد اجازه ازدواج مجدد بدن باید همسر اول رضایت داشته باشه وبه طور کلی چیزی به نام خانه عفاف که در آن.... وجود ندارد در رابطه با مسئله زناشویی که مرد از آن رضایت نداشته باشدو... زن نیز متقابلا این حق را دارد که در صورت عدم رضایت