شانسی برای یک حکومت اسلامی در تونس؟

تلاش مردم تونس، برای ایجاد دمکراسی در کشور خود در هفته دوم سال 2011 آغاز نوینی برای ایجاد تغییرات در بعضی از کشورهای در حال رشد آفریقا و آسیا را پیام میدهد. مردم جنوب سودان منتظر اعلام نتایج آرا برای ایجاد یک کشور مستقل هستند، جنب و جوشهایی در اردن، مصر و الجزایر در شرف وقوع است. آیا سال 2011 براستی پیام آور تغییر و تحول در این بخش از جهان است؟

خودسوزی یک جوان فارغ التحصیل دانشگاهی در اعتراض به بیکاری، خشم مردم تونس و بخصوص جوانان را برانگیخت و انقلاب یاسمنی آنان بعد از چند هفته، باعث فراری دادن رئیس جمهورشان شد که 23 سال بر این کشور حکومت کرده بود و انتظار داشت مادام الاعمر رئیس جمهور تونس باشد. هم اکنون نخست وزیر، اداره کشور را بدست گرفته است، ولی روند اعتراض همچنان ادامه دارد. وقتی به پروسه تغییر و تحول تونس دقیق میشوم، انقلاب 1357 ایران را بیاد میاورم. خروش مردم در خیابانها، شاه را مجبور کرد که بگوید صدای انقلابتان را شنیدم، و از مردم فرصت دوباره ای خواست، ولی اعتراضات بیشتر شد و زمانی که شاهپور بختیار را نخست وزیر اعلام و خود از ایران فرار کرد، دیگربسیار دیر شده بود. غیر از مصر هیچ کشوری به شاه پناه نداد. بعلت سرکوب، هیچ نیروی اپوزیسیون قویی وجود نداشت، و بخصوص نیروهای چپ، یا در زندان و یا اعدام شده بودند، در نتیجه تشکیلات مسلمانها به رهبری آقای خمینی و پشتیبانی کشورهای غربی برنده قدرت شد. امروز هم آن پروسه، کم و بیش در تونس در حال اتفاق افتادن است. زین العابدین بن علی در تلویزیون ظاهر شد و قول داد دیگر کاندیدای ریاست جمهوری نشود و وعده آزادی داد، ولی مردم خواستار رفتن او شدند، محمد الغنوشی نخست وزیر را بجای خود گذاشت و یک روز در آسمان جهان دست گدایی بسمت کشورهای دیگر دراز کرد تا عربستان سعودی به او پناه داد. اما این سئول مطرح است که آیا نتیجه این اعتراضات منجر به ایجاد یک حکومت اسلامی در تونس میشود؟ هنوز زود است قضاوت کرد اما بدلایلی پایان این پروسه را میتوان متفاوت دید.

من چند سال پیش سفری به تونس داشتم. مثل ایران زمان شاه که در خاورمیانه برای خود ارج و قربی داشت و تهران به عنوان عروس خاورمیانه معروف بود، تونس هم کشوری مدرن و امروزی با ساحلهای توریستی، کشور نسبتا پیشرفته شمال آفریقا معرفی میشد. وقتی وارد شهر تونس شدم، تمیزی و ساختمانهای مدرن شهر نشاندهنده توجه دولت به پایتخت بود که لابد برای جلب نظر توریستها میتوانست مهم باشد، ولی از همان ابتدا محجبه بودن زنان تونسی جلب توجه میکرد. گرچه با روسریهای رنگی و شاد همراه بود ولی بهرحال نشاندهنده عدم تمایل خیلی ها به بن علی بود که ظاهرأ با حجاب زنان میانه خوشی نداشت. عربی صحبت کردن آنها بنوعی، مسلمان بودن آنها را غلیظ تر نشان میداد. بعد از چند روز گشتن در قسمتهای مختلف این کشور کوچک، بر خلاف تعریفهایی که از مدرن بودن تونس شنیده بودم، احساس کردم این مردم احتیاج به یک پروسه طولانی رشد برای مدرن شدن چه از نظر فکری و چه اقتصادی دارند. ظاهر مدرن ساحلها صرفأ برای حفظ درآمد بود و احساس میکردم که اگر فرصتی بدست دهد تونسی ها، توریستها را به کشورشان راه نمیدهند. در طی صحبت با مردم، بلافاصله متوجه شدم که رئیس جمهور طرفداران زیادی ندارد، همه از فساد اقتصادی خود و خانواده اش صحبت میکردند ولی به آرامی بطوری که پلیس متوجه نشود. بنظر میرسید از ترس پلیس مخفی که در همه جا وجود داشت با ماها راحتتر صحبت می کردند تا با خودشان. منبع مهم درآمد تونس از طریق توریسم میگذرد که حدود 55% از در آمد کل کشور را تشکیل میدهد. قوانین بسیار سنگینی برای حفاظت از توریستها وضع شده بود که کسی جرأت کوچکترین کاری بر علیه توریستها را نداشت. در نتیجه کسانی که در شهرهای ساحلی کار میکردند برای چند ماه، کار و حقوقی داشتند و بعد ماهها بیکار بودند. شغل مهم دیگر در تونس پلیس و ارتش کشور بود که گفته میشد کنترل زیادی بر کشور و مردم دارند، بطور آشکارا، ترس مردم را از نحوه بیان آنان نسبت به مسائل را میتوانست دید. درهمان زمان، مردم از بی پولی و بیکاری شکایت داشتند، علیرغم سنی بودن مردم تونس، از دور از عظمت انقلاب اسلامی شنیده بودند و ایرانیان را ستایش میکردند که چگونه درایران انقلاب کردند و همینطور مردانه در مقابل غرب ایستاده اند. بهر حال با جمعبندی مثبتی از مسافرتم از تونس بر نگشتم، احساس کردم هنوز این مردم احتیاج به یک پروسه ای دارند که بتوانند از نظر فرهنگی رشد کنند. در آن مقطع اگر این چنین اعتراضاتی بپا میشد، احتمال تشکیل یک حکومت اسلامی زیاد بود ولی من امروز متفاوت تر فکر میکنم، اولأ جنبش مردم اقتصادی است، بر علیه بیکاری و بی پولی صورت گرفته و شعارها بیشتر بر علیه خاندان ریاست جمهوری بوده که 23 سال در فساد اقتصادی زیسته اند، نقطه آغاز اعتراضات از جانب بیکاران و از شهرهای کوچک شروع شده و بعد روشنفکران و بخصوص وکلا و دانشجویان در ادامه اعتراضات به آنها پیوسته اند. دومأ حرکات و خودجوشی جنبش مردمی تونس شباهت زیادی با جنبش سبز ایران دارد، رهبری مشخصی ندارد واز شبکه های اجتماعی فیس بوک و تویتر بشکل وسیعی برای خبر رسانی داخلی و خارجی استفاده کرده اند، و احتمالا تونسی ها میدانند اگر حکومت اسلامی خوب بود، جنبش مردمی پارسال بر علیه حاکمیت اسلامی ایران بوجود نمی آمد، سوم اینکه جمهوری اسلامی در وضعیتی نیست که در حال حاضر این کشور مسلمان و برادرش را کمک کند و بخصوص کشورهای عربی بیشتر به عربستان نزدیکند تا ایران، و نهایتا این ارتش تونس است که نقش جدی در چگونگی بر سر کار آوردن دولت جدید ایفا میکند. هنوز مشخص نیست که آیا ارتش واقعأ دیگر نخواسته به پشتیبانی اش از بن علی ادامه دهد و یا بطو تاکتیکی تن به فرار او داده است؟ بطور مشخص مردم با بودن نخست وزیر الغنوشی، که خود از یاران بن علی بوده نیز راضی نخواهند شد و خواستار تحول جدی در سیستم اقتصادی و سیاسی کشورشان هستند. از طرف دیگر هیچگونه حزب قوی اسلامی در تونس وجود ندارد و همینطورفاقد داشتن یک تشکل دمکراتیک به عنوان اپوزیسیون نیز می باشد، برگشتن بن علی به حکومت نیز منتفی است. شاید تشکیل یک دولت انتقالی تا انجام انتخابات آزاد، راهی برای برون رفت از شرایط کنونی تونس باشد. فقط سرکارنیامدن یک دولت اسلامی در تونس شاید بتواند ما را با سیر نزول قدرت اسلام سیاسی در جهان امروز امیدوار سازد.

15/01/2011

 

انتشار از: