دلیل پیوند نیروهای چپ با اسلامگرایان

همانگونه که اسلامگرایان فردگرایی را خطری برای بشریت می دانند، طبق جهان بینی چپ نیز فردگرایی باعث تمرکز بیش از حد بر مادیات و از بین رفتن انساندوستی و معنویت می شود. نفرت چپ از فردگرایی بسیار شدیدتر از عشق آن به بشردوستی و آزادی و خردگرایی ست. این مهمترین عاملی ست که چپ را به اسلامگرایان نزدیک می کند.

چه چیز باعث می شود که بسیاری از نیروهای چپ در سراسر دنیا نوعی احساس همبستگی با اسلامگرایان داشته باشند، در مواردی مانند انقلاب 1357 در ایران با آنان همکاری کنند و یا مانند دولت های چپ نیکاراگوئه و ونزوئلا از آنان پشتیبانی معنوی کنند؟ با توجه به اینکه نیروهای چپ مخالف مذهب اند و از حقوق زنان و کودکان دفاع می کنند، این پدیده بسیار عجیب و پیچیده به نظر می رسد، ولی دلیل آن آنقدرها هم پیچیده نیست. آنچه نیروهای چپ را با اسلامگرایان پیوند می دهد، مخالفت و دشمنی هر دوی آنان با مدرنیته است که قویتر از دشمنی آنان با یکدیگر است.

 در ظاهر نیروهای چپ نه تنها مشکلی با مدرنیته ندارند، بلکه خود از رواج دهندگان آن هستند. واقعیت ولی این است که چپ، ذات مدرنیته را نمی تواند بپذیرد و جهانی که در سر دارد، چندان نشانی از مدرنیسم ندارد. اگر بتوان مدرنیته را در یک کلمه خلاصه کرد، آن کلمه "فردگرایی" ست. همه ی دستاوردهای مدرنیته، از خردگرایی و خرافه ستیزی گرفته تا حقوق زنان و "حقوق بشر" ریشه در جهان بینی ای دارند که از فرد حرکت می کند و به جمع می رسد: خردگرایی فقط وقتی ممکن می شود که فرد حق داشته باشد از سلطه تفکر غالب خود را رها کند. حقوق انسان ها فقط زمانی می تواند رعایت شود که حقوق فرد به رسمیت شناخته شود.

 جهان بینی چپ ولی درست برعکس می خواهد از جمع به فرد برسد و اصولا فردگرایی را یک ضایعه و خطر می داند. این در آثار "خدایان" چپ، مارکس و انگلس هم کاملا مشهود است. الگوی جامعه ی آرمانی مارکس و انگلس آن دسته از جوامع ماقبل تاریخ اند که در آن انسان ها در "کمون" زندگی می کردند، همه چیز اشتراکی بود و هیچ نشانه ای از فردیت در آن به چشم نمی خورد. این نگرش باعث می شود که انگلس در کتاب خود "منشا خانواده، مالکیت خصوصی و دولت" به جوامع عقب مانده ی قبیله ای که در آن زنان به اندازه گاو و گوسفند نیز ارزش و حقوق نداشتند نگاهی رمانتیک داشته باشد و در ارزیابی خود مثبت تر از آنان یاد کند تا از نظام های متمدن تر مانند امپراطوری روم.

 تاکید ویژه ی مارکس و انگلس بر لغو مالکیت خصوصی نیز بیش از آنکه بر اساس عشق آنان به عدالت باشد، ناشی از ترس آنان از فردگرایی ست. جامعه ای که فرد در مرکز توجه آن قرار داشته باشد، از نظر مارکس و انگلس نمی تواند جامعه ای خشن، بی عاطفه و بی رحم نباشد. طبق جهان بینی این دو متفکر فقط از طریق محو فردیت است که می توان جامعه ای انسانی بر پا کرد. جامعه ای که در آن زندگی فرد مستقیما در خدمت زندگی جمع باشد.

 همانگونه که اسلامگرایان فردگرایی را خطری برای بشریت می دانند، طبق جهان بینی چپ نیز فردگرایی باعث تمرکز بیش از حد بر مادیات و از بین رفتن انساندوستی و معنویت می شود. نفرت چپ از فردگرایی بسیار شدیدتر از عشق آن به بشردوستی و آزادی و خردگرایی ست. این مهمترین عاملی ست که چپ را به اسلامگرایان نزدیک می کند.

 azadeh_sepehri@hotmail.com

 www.azadehsepehri.wordpress.com

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

تصویر شهاب موسوی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خیلی متشکرم خانم سپهری از آنجایی که من از ایران و از طریق فیلتر شکن وارد این سایت میشم و اصلا منظور پریشان گویی شما رو هم متوجه نشدم.فقط در همین حد کافیست بگم که بنده هیچ وقت در زندگیم فرصت نکردم به علم کامپیوتر و دنیای پر رمز و راز هکری مبادرت ورزم.منتها شما به جای پاسخ دادن به چند صد کلمه نقد من از مقاله تون به یک همچین جواب مسخره تر از مقاله تون متوسل میشید و این خود گویای سطح دانش و معرفت و سایر چیزهای شما هست.دیگه من نیازی به گفتن حرف بیشتری نمی بینم. فقط در انتها عرض کنم که شما خودتون رو خیلی خلیفه در بغداد فرض کردید که هکرهای مثلا از هر جناحی بخوان وبلاگ نیم بند حضرتعالی رو هک کنند.فک میکنم همین کامنت این حقیر تنها کامنت مقالاتتون در این سایت باشه که اون هم از سر پاسخ دادن به یک مشت ....د نه عیار بالای مقاله شما
تصویر آزاده سپهری

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقا یا خانم "شهاب موسوی"، شما این کامنت را در وبلاگ من نیز گذاشته بودید که آن را منتشر نکردم. دلیلش هم این است که با چک کردن آی پی شما و مقایسه ی آن با آی پی فردی که کامنتهای اسپم به وبلاگ من می فرستد، متوجه شدم که شما همان شخص هستید. برای خرابکاری و تروریسم سایبری هم باید یکسری نکات امنیتی را رعایت کرد که آدم به این سادگی گیر نیفتد.
تصویر شهاب موسوی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوشته ای ولنگار.پر از غلط و جهل تاریخی و سیاسی بود که البته خدا خیر نویسنده را بدده که اسباب خنده ما را در این آخر شبی فراهم کرد و به خصوص نوع نوشته ایشان بسیار با اون لیوان آبجو توی دستشان همخوانی داره.
اولا که خانم سپهری عجیب است که شما نمی دونید یا خودتونو به نادونی میزنید که اکثریت قریب به اتفاق گروه های اسلامگرا به وسیله سازمان های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا و متحدانش و با پول مالیات مردم آمریکا در زمان جنگ سرد و با هدف اصلی مقابله با تفکر چپ و کمونیستی شکل گرفتند.از جمله گروه های القاعده و طالبان در مرزهای شرقی ایران که همیشه تخم و ترکه آمریکا بودند و از زمان تشکیل کمونیست ها رو ملحد و دشمن شماره یک خود می دونستند از جمله شاخه های این گروه ها در جمهوری های جنوبی روسیه و شوروی سابق از جمله در غرب چین و ایالت اویغور از جمله اخوان المسلمین مصر و شمال آفریقا و ده ها مورد دیگر.ضمنا نکته

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری