داعش و جنگ نئولیبرالیستی آمریکا در منطقه

همه ما می دانیم که پس از آشکاری و گستردگی حاد بارها و دهه های بحران مالی جهانی قرن بیست و سپری شدن عمر کوتاه هر خوشبینی و امیدواری دگرباره به فردای رونق بازار آزاد، و سرآخر بروز سهمگین تر شکست سیستم وال استریت و یاران جهانی اش در 2008 و تلاش های چشمگیر امپریالیست ها در پوشیده نگاهداشتن آن از دید مردم و از همه مهمتر اعتراض و سرکوب همزمان میلیونی مردم در خود آمریکا

همه ما می دانیم که پس از آشکاری و گستردگی حاد بارها و دهه های بحران مالی جهانی قرن بیست و سپری شدن عمر کوتاه هر خوشبینی و امیدواری دگرباره به فردای رونق بازار آزاد، و سرآخر بروز سهمگین تر شکست سیستم وال استریت و یاران جهانی اش در 2008 و تلاش های چشمگیر امپریالیست ها در پوشیده نگاهداشتن آن از دید مردم و از همه مهمتر اعتراض و سرکوب همزمان میلیونی مردم در خود آمریکا و سپس فروریختن چهره سرگردگی غول شاخ بریده آمریکای دمکرات در ناتوانی سروری جهانی او، ما دیدم و می بینیم که نظام مالی و اقتصاد ورشکسته ی کشورهای صنعتی دیگر با شیوه گذشته پایداری خود را از دست داده و روزبروز در حال فروریزی و رودرروئی سستی و بی سرانجامی پیاپی می باشد؛ حتی اگر قلب بیمار این ساختار نامنظم با پمپاژ بی دریغ پول پس انداز شده ی مردم مزدبگیر در این کشور ها یاری شود که شد؛ بازسازی آن دیگر چندان ممکن و آسان نیست.

 بنابر این: با وجود همه ی تلاش ها، طرح ها و ترفندهای همه جانبه، عملا آشفتگی و ناپایداری ها در بازار جهان مالی، صنعتی و کاری پیوسته برجا مانده است و به ویژه دول غرب در تبعیت از برنامه های نئولیبرالی کارتل ها و تراست های سرمایه جهت چیرگی بر بحران ساختار مالی و تکقطبی خود، در عین ناآرامی سخت سرگرم کسب سود خویش به هر قیمت بوده و همگی اما در پایه ی کار بی گمان سرخورده از اوضاع و لاجرم در حال نزاع پوشیده و یا ائتلاف سیاسی با همدیگر می باشند؛ تا شاید فرجی یافته شود. در حالیکه اوضاع نابسامان اقتصادی اغلب این کشورها و در رأس شان آمریکا خراب است، و یاهمچنان دچار رکود فزاینده بوده و هنوز نتوانسته کول خود را از زیر بار تعهد های جامعه بورژوا دمکراتیک، هزینه های رفاهی درمانی و به تبع آن اعتراضات گسترده مردمی، کارگری و رکود بازار کار و سر درگمی های فراوان رها ساخته و اندکی آرامش نسبی بیابد.

 زیرا که: این (بحران سراسری و جهانی از دید کلان سرمایه و بازار اقتصاد نئولیبرال هیچگاه از "زوایه ی نقض آشکار حقوقِ برابرِ نوع بشر در بی بهرگی از آن" مورد قبول نبوده و نیست و همچنین هرگز این نظام اقتصادی به عنوان"نقصی بنیادی، ساختاری و جاهطلبانه" که تنها به سود اقلیتی انگل و مفتخور مهیا می باشد؛ مورد بررسی و پذیرفت واقع نشده و هرگز هم نخواهد شد. ناگزیر آنها راه حل دگرگونی دستگاه زنگزده را نه با انقلاب و نه با خیزش آرام ضدسرمایه داری و دمکراتیک برنتابیده و همچنان نمی پذیرند) و به همین خاطر (چاره درمان بی ثباتی خود را زیرکانه و آگاهانه در بیرون از مرزهای این کشورهای متلاطم سرمایه می جویند تا با تزریق و تعدیل فشار مالی و داخلی در بازار راکد فرصتی تازه دست و پا کند و توامان برای این توطئه ها از طریق تحریک تشعشعات فرهنگ غربی، مارکت کودنساز مصرفی و تولیدات مرگبار میلیتاریستی همچون همیشه تاریخ، وجودشان را بازسازی کرده و راه تداوم شان را همواره بگشایند و آسان شیوه انباشت سرمایه فردای خود را نیز پیدا کنند و دریغا که آمریکا و یاران جهانی و منطقه ای او این بار هم به خال زده اند.)

 با شکاف ژرف تر حق زندگی مسلمانان و تفاوت بزرگ سهم آنان بین چندتن دارا و اکثریت ندار، و نبرد گنگ برای فردائی بهتر و انسانی تر، اگر چه همیشه این ستیزها علیه نابرابری ها امری ضروری، طبیعی و اجتناب ناپذیر بوده است، ولی الزاما هنوز نتایج آتی آنها در همه کشورهای مسلمان تاکنون مفید به حال کارمزدان و تنگدستان فرانروئیده است. مخصوصا حالا که همه وعده های رنگین رهبران و مافیاهای مذهبی ایران، مصر، تونس و لیبی و... در این کشورها دروغ از آب درآمده است و هرچه بیشتر به فاصله ناگوار طبقاتی و همنوع کشی فرقه ای انجامیده اند باید که علیه فریب مذهبی بیدار شد. زیرا: اینجا نقش مبارزه نان و رهائی، سمت این مبارزه ها، دشمنان آنها، همچنین پذیریش تنگدستی واقعی مادی و معنوی مسمانان، علل واماندگی توده ها از دانش حقوق بشری و شورش ناشی از آن در همه کشورهای منطقه مغشوش مانده و در پی پاسخ های شفاف است. چراکه: نارسائی ها و تبعیض ها همگی به صورت ویژه ای در میان مذاهب و ملل ساکن کشورها با دیگر ملل و مذاهب کشورهای مسلمان وجوه یکسان و مشابه داشته و با همچنین گره تاریخی خورده اند که مسلما راه حل فرامذهبی، مشترک و ضدشرمایه داری می خواهند.

 اما، به جای شناخت درست دشمنان و مبارزه با آنان، همدردان ما دچار(جنگ مصیبت بار فرقه ای) شده اند. ما مبارزه کور آنها با هم را می بینیم که در این گیرودار به موازات خیزش توده ای در اعماق نفرت مذهبی شکل گرفته است. (دریغا که این خیزش شگرف و گسترده یکی از دشمنان اصلی استقلال و اراده ی مردمی خود را یعنی همین"مذاهبِ" دشمنی انگیز را به رهبری پذیرفته و هر کدام مذاهب رُل حساس، ریاکارانه و ویرانگری را در  میان طغیانزدگان بازی کرده و مسیر رهائی نان و آزادی آنان را لااقل در کشورهای بهار عربی گمراه تر کرده و شگفتا که گرسنگان و ستمدیدگان را در برابر هم گذارده است.) آنهم با تلنباری از تجربه های خونین و تلخ 1400 ساله، خواسته های بلند بی پاسخ فرهنگی، ملی و زبانی شکننده و در پیوند با نابرابری ها، ستم ها، تبعیض ها و بیکاری های گسترده در روابط بهره کشانه سرمایه که جوانان ناامید را در این کشورها پیوسته زیر تیغ استثمار خود دارد. این دو هموند ذاتی که در سرکوب دادخواهی انقلابی چپ ها همچنان شمشیر از رو بسته و همیشه توسط دولت ها و حکومت های سرمایه برای کشتار آنها دست آهنین و خونین دارند و همگی هر حرکت روشنگرانه و افشاگرانه چپ ها بر  علیه دو یار دیرینه و مکمل هم" دین و سرمایه " را جهت بیداری عمومی از سوء استفاده های آنها در طول تاریخ بی رحمانه خفه کرده اند.!

 با این وجود جای هیچ تردیدی ندارد که بنیادگرائی های مذهبی مقطعی اند؛ اگر چه از مارکت فریبنده ی خود سرمایه داری در حال حاضر جذاب تر شده باشند و بیش از پیش توسط دسیسه های هدفمند غربی و مخصوصا آمریکائی پشت سر هم تقویت شده و پا بگیرند، تغذیه مردمی شوند و ناگزیر راه استقلال مبارزات اجتماعی و طبقاتی خود را به سود فرقه ها و روابط سرمایه سالارانه داخلی و جهانی گم کنند؛ آینده اسیر ارتجاع و ساختار نابرابر نخواهد ماند؛ همسان که رژیم ولائی از آگاهی توده ای کف به دهان شده است.

 اما از جنون رهبران و سرخوردگی نیروهای داعش، النصر، بوکوحرام، حزب الله، الشباب، اخوان المسلمین و...این شبیخون های کور ضدبشری، وحشی و فرقه ای چنین می نمایانند که آنان در میان توده های متوهم و زمینگیر پوپولرتر از "راه حل های فریبنده خود غرب و جهانخواران" مردمگیر می باشند. در صورتیکه چنین نیست و اینان تنگدستان بیکار و فریبخورده را همچون دوره ی خمینی و خامنه ای به جان هم انداخته و دردا که همگی خیلی خوب تر از پیش، به کار روغنکاری ماشین جنگی و پولساز میلیتاریست های آمریکا و غرب و اهداف نیروهای وابسته و مرتجع داخلی به کار رفته و می روند و همزمان دکان رسوای پاسداران حماقت در کشورهای زیر ستم مذهبی همچون ایران را در مقطعی چنین پُررونق می سازند. در حالی که مردم عامی همگی از واقعیت به دورند و شک نیز ندارد که هجوم آدمخوارانه داعش هرگز نمی توانست بدون پشتیبانی و پوشش آمریکا و یاران او در منطقه میسر باشد و نمی بایست به سود منافع کردکشان سرمایه و فریبکاران دینی و مذهبی نرود و اگر مردم کار و فرودستان منطقه از غفلت سوء استفاده های مذهبی بیدار نشوند این فاجعه و اشکال آتی آن خواهد توانست برای مدتی حرکت تاریخ را متوقف و یا کُند کند. همانگونه که خمینی، بن لادن ها، طالبان ها، مُرسی ها، خامنه ای ها و یا همین داعش امروزی  پرچمدارانش می باشند، در آینده باشند.

 بهترین و مفید ترین نقش ما با تأیید حق آزادی عقیده و وجدان همه ملت ها در این میان، باید باعدم دخالت ایران در این جنگ ضدمردمی همراه شود. کشتار شرم آوری که هرگز نمی تواند به سود مردم بی پناه منطقه باشد. یاری و همراهی آگاهانه ی ما تنها می تواند روشنگری و افشاگری دو سویه بر علیه نقشه های پلید آمریکا ـ غرب و طرد جنگ و طرح های نئولیبراستی سرمایه داخلی و جهانی و در پیوند با مطامع دراز مدت آنها با"سران مذاهب شیعه ی خامنه ای" و "سران سنی عربستان سعودی" مرتجع و اهداف ضد مردمی هر دوی آنها همگام باشد که در هر حال هست. زیرا که جنگ هر کدام آنان "سنی و شیعه" ربطی به نان و آزادی مردم کار ندارد و هر یک فرصت جویانه و بی شرمانه این دیوانگی غیر انسانی داعش و مدافعانش را یکی به نام حمایت از مبارزات دمکراتیک و دیگری با یاد جهاد الهی بر علیه دشمنان خدا رسمیت داده و ترور و کشتار فله ای و توده ای را برپا کرده است.

 بهنام چنگائی 2 تیر 1393

انتشار از: 

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری