گفتمان و مبارزه ملی؛ راهگشای سرنگونی رژیم

بخاطر جاودانگی یاد و نجات بخش بودن راه مصدق ؛ و دستاوردهای او در مبارزه ای دمکراتیک و ملی است که ؛ باید با طرح و بروز کردن " ملی گرائی " و دفاع از " میراث فکری و فرهنگی گذشته " ؛ هم به بازسازی هویت ملیِ* صدمه دیده ایرانیان کمک نمائیم و هم از ظرفیت ها و تجارب غنی نهفته در مبارزات ملی ؛ برای سرنگونی استبداد دینی و استقرار دمکراسی و حاکمیتی ملی و مردمی در کشورمان استفاده نمائیم

امبد من به نسل جوان ایران است ؛ نسلی که در آستانه تاریخ قرار گرفته و فردای این مملکت را خواهد ساخت. 

«دکتر محمد مصدق»

 صــادق زیبا کلام عضو هیأت علمی دانشگاه تهران و از چهره های باصطلاح روشنفکر در میان اصلاح طلبان در مناظره ای در قزوین گفته است : شما اگر از دانشجویان من سئوال کنید که آقای زیبا کلام ــ تا بحال ــ عید نوروز را بشما تبریک گفته است ؛ یک دانشجوی من نمیگوید که اینگونه است . زیرا از نظر من عید فقط عید قربان و عید فطر است ؛ دو عیدی که رسول الله بزرگ داشته است . شما به صورت تیغ انداخته من نگاه نکنید ؛ من یک موی محمد بن عبدالله را به صد تا کوروش ؛ داریوش ؛ خشایار ؛ تخت جمشید ؛ ایران و گذشته آن نمی دهم ( خبرگزاری فارس ) .

در تاریخ 21 اردیبهشت 1393 هم آیت الله جوادی آملی در جمع اعضای شورای مرکزی جامعه اسلامی میگوید : ما ایرانی هستیم ولی در درجه اول مسلمانیم . وی در ادامه با اشاره به جنگ 8 ساله ایران  و عراق و نقش پرچمهای " یا حسین " ؛ " یا زهرا " و " یا علی " ؛ میگوید : پرچم سه رنگ ما را نجات نداد بلکه عامل پیروزی ما ؛ تمسک به اسلام و اهل بیت بود .

و دو روز قبل از وی هم ؛ یونسی مشاور ارشد حسن روحانی در امور ملیت ها از اساس منکر شد که پرچم سه رنگ و شیر و خورشید نشان ایران یک نماد ملی است و شیر و خورشید آن را به امام اول شیعیان و پیامبر اسلام مربوط دانست ؛ وی گفت : ...... عده ای خیال میکردند نماد شیر و خورشید در میان پرچم ایران یک نماد سلطنتی است . اما اینگونه نیست و شیر نماد حضرت علی و خورشید نماد حضرت محمد است ( 19 اردیبهشت خبرگزاری ایسنا ) .

دشمنی و مخالفت اسلام گرایان ــ سنتی ؛ معتدل و اصلاح طلب ــ با ایران ؛ ایرانی و ارزشها و نمادهای ملی نه امر تازه ای است و نه تعجب برانگیز ؛ خمینی ملعون بنیانگذار این نظام جهل و جور در همان سالهای اول انقلاب ؛ هرگونه توجه و ابراز علاقه به عنصر ملی هویت و بویژه میراث سیاسی و فرهنگی گذشته را نوعی ضدیت با اسلام و جمهوری اسلامی بر شمرد و برای طرفداران خود برای مقابله و سرکوب ایرانیان میهندوست و میهن پرست ؛ سر مشق مشخص نمود .

روح الله خمینی بنیان گزار این نظام پلید در سخنرانی 25 اردیبهشت 1360 کینه و دشمنی خود را با ایران و ایرانیت آشکار کرد و گفت : کسانی که میخواهند ملیت را احیاء کنند در مقابل اسلام ایستاده اند . اسلام آمده است که این حرف های نا مربوط را از بین ببرد ....... افراد ملی به درد ما نمی خورد .... اسلام با ملیّت مخالف است .

قبل از آنهم در زمان تدارک و زمینه چینی کودتای خونین علیه دانشگاههای سراسر کشور با بهانه " انقلاب فرهنگی " ؛ در دیدار با نماینگان مجلس ؛ مخالفت و دشمنی خود را با ایرانِ متمدن و آباد نشان داده و گفته بود : ما دانشگاهی که شعارش این باشد که میخواهیم ایران متمدن و آباد داشته باشیم و ...... نمیخواهیم .

شاید بهمین دلیل بود که مرحوم مهندس بازرگان در سال 68 در آخرین کتاب خود بنام " انقلاب در دو حرکت " به اختلافات خود با خمینی اشاره می کند و مینویسد : فرق من و آقای خمینی این است که از نظر او ؛ ایران باید در خدمت اسلام باشد در حالیکه من میگویم اسلام باید در خدمت ایران باشد .

اما واقعیت این است که مستقل از اهداف و اغراض سیاسی و قدرت طلبانه خمینی و آخوندها ؛ از این مخالفت گوئی ها و  مخالفت خوانی ها با ایران و ملی گرائی و هویت ملی ؛ این امر  ریشه در استنباط آنان از اسلام دارد . در اسلام و متون اسلامی مورد عنایت آقایان نه تنها هیچ اشاره ای به " میهن دوستی " و " ملی گرائی " بعنوان یک وظیفه نشده است بلکه امکان ارزش گذاری برای تفکرات میهن پرستانه و ملی نیز ؛ سلب گردیده است ؛ زیرا :

 یکم ــ اسلام معتقد به تشکیل حکومت جهانی واحد و امت واحده است و به مرزهای جغرافیائی و قرار دادی میان کشورها اعتقادی ندارد . این امر بصراحت در قرآن و سایر متون دینی قید شده است بنابراین سردمداران و مدعیان حکومت اسلامی نمی توانند به مرزهای جغرافیائی تعیین شده میان کشورها و از جمله کشوری با مرزهای مشخص بنام ایران معتقد و وفادار بمانند . 

در این صورت ؛ بدون مرزهای مشخص و مردمانی که در این مرزها زندگی کنند نام بردن از کشوری به نام ایران معنی ندارد که آخوندها منافع آن را پاسداری بکنند و یا نکنند . از تسلیم و تن سپاریِ ظاهری و اجباری به قواعد بین المللی در مورد  مرزها و تمکین و بسنده کردن به مرزهای محدود کشوری که بگذریم ؛ در تئوری و اهدافی که آخوندها در سر می پرورانند به مرزهای جهانی واحد فکر میکنند و در رویای تحقق چنین اهدافی بسر میبرند .

 دوم ــ " ملت " و " هویت ملی " باعتبار عناصر مشترک و وحدت آفرین آن ــ زبان ؛ فرهنگ ؛ سنن و تاریخ ــ برای مردم یک کشور ارج و اعتبار می یابد و موضوعِ وحدت و وحدت آفرینی میگردد . در حالیکه در اسلام عنصر ارزش گذار و وحدت بخش " دین داری " و " بی دینی " یا " اسلام " و " کفر " است ؛ یعنی مرزهای وحدت و تضاد میان انسانها و افراد جامعه و جهان بر اساس دین و بی دینی تعیین میگردد . در این تلقی آدم مسلمانی در هر جای جهان از دگراندیشی در ایران به آخوندها نزدیک تر است . همانطور هم که مشاهده میشود در کشور آخوند زده ما ؛ مردم ایران به " خودی " یعنی مسلمان و " غیر خودی " یعنی نا مسلمان تقسیم میشوند .

از نظر سردمداران نظام دینی ؛ غیر مسلمانان نه تنها از حق و حقوق شهروندی برخوردار نیستند و خودی محسوب نمی شوند بلکه باید طرد ؛ نفی و محکوم شوند . بنابراین اصرار خمینی مبنی بر " ملی گرائی خلاف اسلام است " ؛ ریشه در این درک و فهم آخوندها از اسلام دارد.

بعبارتی صرف نظر از مقاصد قدرت طلبانه و مطامع مالی آخوندها ؛ این درکِ دینی ریشه و عامل اصلی همه تبعیض و بی عدالتی علیه دگر اندیشان در ایران می باشد . و این عامل است که باعث شده است که با تشکیل نظام جمهوری اسلامی در ایران ؛ روز به روز بر دامنه حذف و سرکوب دگر اندیشان  و اقلیتهای ملی و دینی افزوده شود و عرصه برای ظهور هویت های ملی و غیر اسلامی ؛ در کشور تنگ و تنگ تر گردد.

 اما از آنجا که از آغاز  برای آخوندها کاملا" روشن بود که ؛ اندیشه های ارتجاعی و عهد عتیقی آنان یارای مقابله نظری و تئوریک  با فرهنگ ؛ و اندیشه و تمایلات ملی گرایانه مردم ایران و بخصوص جوانان  را ندارد ؛ راه توسعه و استحکام پایه های قدرت نظام دینی و اجرای قوانین ؛ احکام و نظرات ارتجاعی و قرون وسطائی خود را در گرو غلبه و حذف دگر اندیشان و حذف آرمانهای ملی  از طریق سرکوب و اعدام  یافتند.

 در این 35 سال که از عمر ننگین این رژیم گذشته مردم ایران شاهد بوده اند ؛ این رژیم ؛ آخوندها و آیت الله های حاکم چگونه تلاش داشته اند ؛ تا با هویت سازی اسلامی و گسترش مذهب بعنوان جزئی از سیاست عمومی و اجتماعی ؛ ارتباط تاریخی مردم ایران ــ بخصوص نسل جوان ــ را با گذشته تاریخی و باستانی اش قطع نماید .

همچنین در این سالها آخوندها تلاش وافر داشته اند تا جامعه جوان ؛ مدرن و تحصیلکرده ایران که هم  رو به جلو دارد ــ و  در تعامل و سازگاری با جهانِ جدید میباشد ــ و هم میخواهد با پیوند یابی با ارزشها و اندیشه های ملی و با الهام گیری از گذشته ؛ راه نجات مردم و کشور خود را بیابد و بگشاید ــ با سرکوب و نقض حقوق اولیه اش و با دخالت عریان دین مداران در تمام جنبه های زندگی شخصی اش ــ مورد اجحاف و ستمگری قرار گرفته و به حاشیه کشانده شده است .

حاکمیت استبداد دینی و آخوندهای حاکم پیوسته تلاش داشته اند که با مبارزه جدی و سرکوب بیشتر عناصر ملی و نفی و تحقیر فرهنگ و نمادهای آن ؛ مانع گسترش آرمانهای ملی در میان مردم و پیروزی این  اندیشه ها  بشوند . اما بر عکس ؛ این ضدیت هیستریک ملاها با فرهنگ ؛ تمدن و سنتهای دیرپای ایرانی ؛ نه تنها باعث فراموشی و بی توجهی مردم به این ارزشها نشده ؛ بلکه مردم ایران را به رویاروئی بیشتر با دشمنان آنها ؛ هدایت کرده است .

و در حالی که این حاکمیت ارتجاعی میخواسته ؛ با سرکوب نیروها  و اندیشه های ملی و سکولار  ؛ مردم را از شکل گیری آلترناتیوی ملی و دموکراتیک محروم سازد و علیرغم سرکوب ؛ توطئه ها و سم پاشی های آشکار علیه دکتر محمد مصدق ــ نماد  مبارزه ملی در ایران ــ ؛ هم نام و راه او در میان مردم و جوانان با نوعی غرور و افتخار همراه است و هم بیشتر از گذشته او را بعنوان یک قهرمان ملی می ستایند و هم روز به روز راه و آرمان او طرفداران بیشتری پیدا میکند .

بخاطر جاودانگی یاد و نجات بخش بودن راه مصدق ؛ و دستاوردهای او در مبارزه ای دمکراتیک و ملی است که  ؛ باید با طرح و بروز کردن " ملی گرائی " و دفاع از " میراث فکری و فرهنگی گذشته " ؛ هم به بازسازی هویت ملیِ* صدمه دیده ایرانیان کمک نمائیم و هم از ظرفیت ها و تجارب غنی نهفته در مبارزات ملی ؛ برای سرنگونی استبداد دینی و استقرار دمکراسی و حاکمیتی ملی و مردمی در کشورمان استفاده نمائیم ؛ زیرا :

1 ــ تکیه بر میراثهای گرانقدر ملی و فرهنگی میتواند عامل انسجام و وحدت آفرینی اقشار مختلف ایرانی با هر قومیت ؛ مذهب ؛ مرام و عقیده در مبارزه برای رهائی از ستم دینی و برقراری دمکراسی و جامعه مدنی ؛ در ایران باشد . چرا که دمکراسی و جامعه مدنی یک سقف مشترک و ملی است و تحقق آن هدف غائی همه ایرانیان با هر عقیده و مرامی میباشد .

بعلاوه پیشبرد مبارزه ملی علیه جباریت و ستم دینی حاکم بر کشور بر مبنای  هدف و عامل مشترکی که مورد قبول همه ایرانیان باشد ؛ امکان اتحاد و همبستگی همه اقشار جامعه را پیش از پیش در دسترس قرار میدهد . بخصوص اینکه ؛ تحقیر فردی و اجتماعی همه ایرانیان در استبداد دینی ؛ آنها را در اقبال و ارج گذاری بارزشهای غیر دینی و راه و روشهای ملی مصمم تر کرده است .

 عامل مشترک و وحدت آفرین در مبارزه با رژیم " ایران " و " تمامیت ارضی " آن میباشد . عناصری که بخاطر حس و غیرت ملی و میهنی همه ایرانیان ؛ آسانتر میتواند زمینه یک توافق همگانی ــ بر اساس اصول " دمکراسی " ؛ " حاکمیت ملی " و " جدائی دین از حکومت " ــ ؛ را فراهم کند .

در حاکمیتی ملی بر خلاف ساز و کارهای استبدادی در نظام ولایت فقیه که تماما" در تعارض با منافع ملی و ضدیت با آزادی میباشند ؛ همه مردم  کشور صرفنظر از رنگ ؛ جنسیت ؛ دین ؛ عقیده ؛ ملیت و .... دارای حقوق مساوی و برابر میباشند . و همچنین یک حاکمیت ملی براساس رأی آزاد اکثریت مردم ــ و رعایت حقوق اقلیت ــ مشروعیت می یابد . یعنی هم تمامی قدرت و هم مشروعیت همه قوای مملکتی در گرو رأی آزاد مردم ؛ خواهند بود .

 بر خلاف حکومت های دینی ؛ که دین بالاتر از هر قانونی است و قوانین کشور مشروعیت خود را از دین میگیرند ؛ بطوریکه دیگر با ابزار قانون نمی توان آرمانهای دینی را محدود کرد . در یک حکومت ملی اولا" دین از حکومت کنار گذاشته میشود و ثانیا" تنها قوانینی مشروع میشوند که از اراده ملت ناشی شده باشند . باین ترتیب مهمترین ویژگی دولت مدرنِ ملی ؛ جدائی دین از حکومت است . امری که توسعه سیاسی و دموکراتیزاسیون بدون آن ؛تحقق نمی یابد .

 2 ــ ملیت و میهن دوستی از پایه های الزام آور برای استقرار دمکراسی در هر کشور است . حکومتی که ملی نباشد ــ به مردم تعلق نداشته باشد ــ نمی تواند دمکراتیک و سکولار باشد . " ملیت " یعنی عشق به همه مردم کشور و علاقه مندی به حفظ منافع آنان . واژه " ملی " یعنی دفاع و پاسداری از چیزی که به ملت تعلق دارد . اگر ملتی با هویت ملی وجود نداشته باشد و مردم کشوری امکان رشد و ارتقاء فرهنگی نداشته باشند ؛ امکان رشد و توسعه در عرصه های دیگر مانند سیاست ؛ اقتصاد و اجتماع هم وجود نخواهد داشت .

3 ــ از آنجا که این رژیم ــ جمهوری اسلامی ــ رژیمی است که در گفتار ؛ کردار و اندیشه " ضد ملی " است ؛ با آنتی تز خود یعنی با مبارزه ای ملی و میهن پرستانه ؛ آسانتر سرنگون می شود . عملکرد جنایتکارانه و میهن بر باد ده این رژیم ؛ همراه با پرده پوشی و دگر گونه جلوه دادن تاریخ ؛ فرهنگ ؛ رسوم و ارزشهای ملی ــ که با هدف تحقیر ملی همه ایرانیان صورت میگیرد ــ ؛ باعث بر افروختن غیرت و وجدان ملی و خشم و بیزاری از این رژیم ضد ملی در میان ایرانیان شده است .

این خشم و بیزاری  ضرورت مبارزه ای ملی برای رهائی از ستم و سیاهی آخوندهای حاکم و بر قراری یک " حکومت ملی " را دو چندان کرده است . و امروزه بیش از هر زمان دیگری ؛ وفاق بر سر یک مبارزه ملی در میان ایرانیان به ضرورتی انکار ناپذیر تبدیل شده است . که باید از این پتانسیلِ  بستر ساز برای پیشبرد مبارزه اجتماعی ؛ حداکثر استفاده را نمود .

 بنابراین برای عبور از تباهی نظام ولایت فقیه و سرنگون کردن تام و تمام این جرثومه فساد و حرامی ؛  باید با نگاهی جدید به " هویت ملی " ــ که در اثر جباریت حکام دینی تحلیل رفته و فراموش شده است ــ و با فعال و زنده کردن حس و غیرت ملی ؛ مطالبه " جایگزینی حاکمیتی ملی " را در رأس و سر لوحه اهداف مبارزاتی خود قرار دهیم  تا جنبش اعتراضی مردم از شانس موفقیت بیشتری برای پیروزی برخوردار شود .

جوانان و دانشجویان ایران که اکثریت جمعیت ایران را تشکیل میدهند ؛ وقتی به برکت رسانه های همگانی و دنیای اینترنت ؛ زندگی خود را با جوانان سایر کشورها مقایسه میکنند و امکانات رفاهی ؛ تحصیلی ؛ شغل و ...... برای جوانان در کشورهای دیگر را می بینند و با ناکامی ها ؛ موقعیت و شرایط سخت خود مقایسه میکنند ؛ برایشان قابل تحمل نبوده و نیست . مقصر و مسبب اصلی این همه نابسامانی های سیاسی ؛ اقتصادی و اجتماعی را این رژیم دینی میدانند .

نسل جوان ایران که اتفاقا" پایه و پتانسیل انقلاب آینده میباشند ؛ نسلی که بیشترین صدمات و لطمات را از فساد دامنگیر این نظام دینی دیده است ؛ به مراتب بسیار بیشتر از سایر اقشار جامعه با فرهنگ و استبداد دینی حاکم بر کشور ؛ در ضدیت قرار دارد . یعنی این نسل بیش از همه از استقرار حاکمیتی بدور از اجبارات و تنگ نظزیهای دینی و ایدئولوژیک سود میبرد . در نتیجه از هر کمکی برای تحقق " حاکمیتی ملی " در کشورمان ؛ دریغ نمیکند .

با وجود چنین نیروی بالقوه حاضری در صحنه مبارزه اجتماعی ؛ نیروئی که قطعا" رژیم آخوندی حریف موج بنیان کن آن نمیشود ؛ می توان سریعتر به حسرتِ ملی ناشی از بر قرار نشدن حکومتی دمکراتیک و ملی پایان داد .

 15.05.2014

25 اردیبهشت 1393

arezo1953@yahoo.de

 پاورقی

 در گذشته ایران ــ مرز پر گهر ــ علیرغم وجود میراث ها و سنت های گرانبهای فرهنگی و تاریخی ؛ بدیها و شکستها و اشتباهات فراوان هم وجود داشته است که باید با درس آموزی از آنها ؛ از تکرار آن در آینده کشور جلوگیری نمود .

 این مقاله ویژه ماهنامه " دیدگاه سوم " نوشته شده است ؛ استفاده از آن با ذکر منبع بلا مانع میباشد

انتشار از: 

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری