اوج توهّم و دروغ

آقای حداد عادل با سوابق تحصیلات دانشگاهی، عوامانه و به شکلی غیر عالمانه و غیر دانشگاهی، در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران گفته اند که بهائیان انگلیسی اند و بی بی سی یعنی «بهائی برود کستینگ کامپانی»!(۴) حال این سوال برای هر ایرانی مطرح میشود که چه باعث شده تا شخصیت هائی چون ایشان سعی نمایند به دروغ و ریا، بهائیان وطن دوست را خائن وانمود نمایند؟!(۵) آیا چه شده که بعضی، با طرح و نقشه ای از پیش حساب شده، جریانات سیاسی پس از انتخابات را، که مسؤولینش مشخص اند، به بهائیان منتسب می نمایند و اینک در اوج بی

قبل از انتخابات ریاست جمهوری بود که در مناظرات تلویزیونی نمایندگان دو طرف اصول گرا و اصلاح طلب یکدیگر را دروغ گو خطاب کردند. اینک در اوج جریانات پس از انتخابات مزبور، در پلاکاردی در دست مردم در تظاهرات پس از عاشورا نوشته اند: «کروبی بی سواد، عامل دست موساد»؛ پشت همان پلاکارد نوشته اند: «موسوی بی بی سی عامل انگلیسی».(۱) از طرفی دیگر، آقای عبدالله شهبازی که مدعی طرفداری از آقای موسوی است، حسین شریعتمداری، مدیر مسؤول روزنامۀ کیهان، حجت الاسلام و المسلمین روح الله حسینیان «رئیس مركز اسناد انقلاب اسلامی»، اسفنديار رحيم مشايي و محمود احمدي‌نژاد را یهودی و صهیونیست خواند.(۲) معجونی از همۀ موارد فوق را نیز در مقالۀ «احمدی نژاد و دورهء پسا بهائی گری» می توان دید!(۳)

علاوه بر این، امثال آقای حداد عادل با سوابق تحصیلات دانشگاهی، عوامانه و به شکلی غیر عالمانه و غیر دانشگاهی، در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران گفته اند که بهائیان انگلیسی اند و بی بی سی یعنی «بهائی برود کستینگ کامپانی»!(۴) حال این سوال برای هر ایرانی مطرح میشود که چه باعث شده تا شخصیت هائی چون ایشان سعی نمایند به دروغ و ریا، بهائیان وطن دوست را خائن وانمود نمایند؟!(۵) آیا چه شده که بعضی، با طرح و نقشه ای از پیش حساب شده، جریانات سیاسی پس از انتخابات را، که مسؤولینش مشخص اند، به بهائیان منتسب می نمایند و اینک در اوج بی حیایی و دروغ، بهائیان را عامل ناآرامی های روز عاشورا نیز قلمداد نموده، در روز ۱۳ دی ماه شماری از ایشان را به همین بهانه دستگیر می کنند؟!(۶) حال آن که بهائیان تنها اقلیت دینی هستند که به غیر از خود مسلمانان، اسلام را از روی عقیده و بر اساس متون دینیِ وحیانی خود قبول دارند و به سالار شهیدان عشق می ورزند؟!(۷)

امروز، هر ایرانی منصف از خود می پرسد که چرا هفت نفر مدیر بیگناه بهائی بیست ماه است بلاتکلیف و بدون مدرک در اوین در شرایطی دشوار زندانی شده اند و دهها نفر دیگر نیز ماه هاست که بی گناه محبوس اند و هزاران بهائی دیگر تحت ستم و محروم از حقوق انسانی اولیۀ خود می باشند و حتی قبرستان هایشان نیز از تخریب در امان نمانده است؟!

آیا همۀ اینها و هم چنین، شایعۀ باورنکردنی بهائی بودن افراد مسلمان معروفی چون آقایان موسوی و کروبی در همین راستا(۸)، حاکی از آن نیست که بی انصافانی سعی دارند بهائیان را برای چندمین بار وجه المصالحه جنگ قدرت سیاسی در ایران نمایند؟! شواهد آشکار نشان می دهد که دقیقاً چنین است.(۹)

اما سؤال این است چرا کسانی که مدعی عشق به اسلام اند، چنین ناجوانمردانه عمل می کنند؟! آیا حقیقتاً گروه عظیمی از ملت ایران و نمایندگان سیاسی ایشان بهائی و صهیونیست اند؟! مهم تر از آن، چگونه بهائیانی که تعالیم و آموزه های دینیشان بوضوح با هرگونه تعصّب و تنگ نظری سیاسی و نژادی و مذهبی مخالف است، صهیونیست شمرده شده اند؟! راستی چه بر سر ایران عزیزمان آمده است و بر اساس چه دلیل و منطقی بعضی بزرگان سیاسی و مذهبی دچار چنین اکاذیب و توهّماتی شده اند؟!

خوشبختانه ملت ایران و بخصوص جوانان نازنین آن، که قسمت عظیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند، صرف نظر از عقاید متفاوت ]سیاسی و غیر سیاسی[ خود، به علت اصلی مشکلات وطن عزیزمان پی برده اند. این نسل جدید، که به مقتضای سنین جوانی و روح حقیقت جویی هنوز آلوده به زد و بندهای سیاسی و دنیوی نشده اند و روح و قلب و افکار پاک و بیدارشان از رذائل اخلاقی همچون دروغ و ریا و تهمت و افترا خسته و بیزار و رهاست و خواهان آزادی وجدان و عقیده و اجرای مفاد اعلامیۀ حقوق بشر برای همۀ هموطنان هستند، دریافته اند که ریشهء همۀ این مشکلات و روش های غیر انسانی و غیر آسمانی، چیزی جز تدنّی اخلاقی و دور شدن از فطرت پاک انسانی نیست.

ایشان بدرستی تشخیص داده اند که نفس وجود این همه توهّمات و اکاذیبی که به خورد هموطنان عزیز داده شده و می شود، دلیلی آشکار بر بیگناهی بهائیان و سایر ایرانیان مظلوم است. ایشان نشان داده اند که دیگر فریب نمی خورند و اجازه نمی دهند بعضی هموطنانشان (و از جمله بهائیان) سپر بلای سیاسیون بی انصاف گردند. ایشان همچنین طعم کذب و ریا و جور و ستمی را که بیش از یک قرن و نیم است بهائیان از دست بی انصافان چشیده اند، حس کرده اند و با توجه به اصول مشترک همۀ ادیان آسمانی و نیز با بکار گیری عقل و منطق انسانی، حقایق را از وهم و گمان و دروغ و جوّسازی تشخیص داده اند و دانسته اند که بهائیان از اتهامات و اکاذیب بی انصافان مبرّا هستند.

حدود یک قرن قبل، عبدالبهاء، هموطن نامدار این جوانان، که در سنین نوجوانی به همراه خانواده از وطنش تبعید گشت، درمان دردهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و علمی و اقتصادی ایران عزیزمان را این چنین بیان فرمود:

ای تشنۀ حقیقت، ایران ویرانست و جمیع احزاب فی الحقیقه تیشه به دست گرفته به ریشه این بنیان قدیم می زنند و ابداً ملتفت نیستند که این کلنگ، بنیان کن است و این تیشه، ریشه کن. هر حزبی گمان می کند که به تعمیر مشغولست. ولی در قرآن می فرماید: یُخربون بُیُوتهم بِاَیْدیهِم. باری، این آوارگان به هیچ حزبی مشترک و متمایل نبوده. در آن می کوشیم که بنیۀ ایران قوّت گیرد و معلوم است قوّت بنیه ایران، جز به تأسیس اخلاق الهی ممکن نه. چون تأسیس اخلاق گردد ترقی در جمیع مراتب محتوم است. هیچ ملتی بدون تعدیل اخلاق فلاح و نجاح نیابد؛ و به تحسین اخلاق علوم و فنون رواج یابد و افکار بینهایت روشن گردد، صداقت و امانت و حماست [=شجاعت] و غیرت و حمیّت بجوشد، سیاست به درجهء نهایت رسد، صنایع بدیعه رواج یابد، تجارت اتّساع جوید، شجاعت عَلَم افرازد، ملت از برزخی به برزخ دیگرانتقال نماید، خلق جدید شود، فتبارک الله احسَنُ الخالقین تحقّق یابد. حجاز در بیابان ریگ زار و بی آب و علف وادی غیر ذی زرع بود، لکن به طلوع نیّر حقیقت [حضرت محمّد] قبلۀ آفاق شد و مَطاف عالمیان گردید. حال که نیّر اعظم [حضرت بهاءالله] ازمَطلع ایران اشراق کرده ملاحظه نمائید که در آینده چه خواهد شد. امیدم چنانست که در تأسیس این بُنیان عظیم شما نیز از کارکنان باشید... ع ع(۱۰)

حامد صبوری

۱۳/۱۰/۱۳۸۸

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یادداشت ها:

۱- http://naghdematboat.blogspot.com/2009/12/10-1388_...

۲- http://www.shahbazi.org/blog/Archive/8810.htm

http://www.shahbazi.org/blog/Archive/8806.htm

http://www.shahbazi.org/blog/Archive/8702.htm

http://www.ettelaat.net/09-januari/news.asp?id=35001

http://greenwin.persianblog.ir/post/174

۳-http://insideofiran.com/index.php?option=com_conte...

۴- http://www.khandaniha.eu/items.php?id=773

۵- برای اطلاع از حقیقت وطن دوستی بهائیان رجوع شود به:

http://www.aeenebahai19.info/taxonomy/t/126

۶- http://chrr.us/spip.php?article7708

http://www.javanonline.ir/Nsite/FullStory/?Id=200302

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8810071122

۷- در این مورد رجوع شود به: http://www.aeenebahai19.info/taxonomy/t/161

۸- http://2day-faith.blogspot.com/2010/01/blog-post_0...

۹- رجوع شود به مقالۀ «بهائیان سپر بلا» http://www.noghtenazar11.info/node/780

۱۰- http://www.aeenebahai19info/content/view/405/28/

اینک نفوس مهمه بر این حقیقت اعتراف دارند. به عنوان مثال آقای گنجی چنین می نویسد: «کافی است به جامعه‌ی ایران پس از سه دهه حکومت اسلامی بنگریم که دروغ، رایج‌ترین امر در آن است و بدون دروغگویی هیچ کاری از پیش نمی‌رود و زمامدران این نظام بیش از زمامداران نظام‌های غیر دینی دروغ می گویند ریا، نفاق، چاپلوسی و غیره رذایلی هستند که در میان ما به شدت گسترده‌اند.»

http://radiozamaaneh.com/idea/2008/08/post_367.html

در پشت جلد كتاب «جامعه شناسی خودمانی» نیز، از آقای حسن نراقی، نشر اختران، چاپ اول پاییز ١٣٨٣، به نقل از متن كتاب چنین آمده است: «ما مشكل جدی داریم. ما به هر دلیلی زیادتر از ملل دیگر دروغ می گوییم. تملق اگر چه خوشایند نیست، تك تك خودمان می دانیم چقدر تملّق می گوییم.» همچنین نگاه كنید به این آدرس:

http://www.goftman-iran1.info/index.php?option=com...

 

انتشار از: