چرائی تهاجم علیه کنگره جنبش سکولار دمکراتهای ایران در بوخوم؟

کنگره توانست طیفی کیفی از گروههای سیاسی را گردآورد و گفتمان ها، زبان ها و قلب ها را بهم نزدیک کند. اگر کنگره بخواهد در اعماق نفوذ کند و در شکل جنبش واقعن سیاسی اجتماعی و فرهنگی سربلند کند، باید دامنه مخاطبین خود را به نیروهای متعلق به جنبش های اجتماعی کارگران، زنان و دانشجویان بسط دهد. آنگاه نوری علا، بهمنی، کریمی ، حسین بر و ... در جامعه تکثیر شده و جنبشی روئین تن قوام خواهد یافت. چنین باد!

 

کنگره بوخوم چون آبی در لانه مورچه ها سرازیر شد و جناح های گوناگون را ظاهرا به پرخاشگری علیه آقای اسماعیل نوری علا واداشت.

چرا؟ در کنگره بوخوم چه گذشت که فرقه گرایان برآشفته شدند؟

پس از 36 سال اپوزیسیون ایران توانست باب دیالوگ متمدنانه را گشوده و نیروهای باورمند به ساختن ایران فردا، تلاش برای دستیابی به زبان مشترک را آغاز کردند.

حاضران در کنگره بوخوم با جان و دل سخنان اتوریته های کرد، ترکمن، بلوچ، فارس و ... را شنیدند و فضای حاکم بر کنگره عشق به همگرائی، همکاری و بیرون رفت از تفرقه و پراکندگی حاکم بر اپوزیسیون بود.در کنگره بوخوم یک چشم انداز واقعی در برابر حضار قرار گرفت و روحیه ای معطوف به همکاری مسئولانه بر جمع مستولی گشت، که خود ناشی از احساس مسئولیت عمومی نسبت سرنوشت جامعه و کشور بود.

نیروهائی که بر اساس ارزیابی های نادرست کنگره را بایکوت کردند، تلاش می کنند تا نتنها دستاوردهای نانوشته  آنرا نبینند، بلکه انچه رخ داده است را نیز به لجن بکشند.

واقعیت اینست که اهداف کنگره بوخوم مورد تهاجم قرار می گیرد و اگر بجای آقای نوری علا فردی دیگری هم می بود، برخوردهای مشابه با او می شد.

شاکیان از سه طیف هستند که امر تخریبگری سیاستی که بر کنگره حاکم بود را تعقیب می کنند.

گروه نخست تلاشگران احیاء نظام سلطنتی، گروه دوم، کوشندگان برای حفظ نظام دینی و گروه سوم فرقه های متاثر از پان ترک ها و پان عرب ها هستتند.

هدف کنگره گفتمان سازی در راستای تامین پیش شرطهای ایجاد جنبشی سراسری بود و موفقیت این کنگره، قطعا نان سه گرایش ذکر شده را آجر می کند. از اینرو طبیعی است که نوری علا، کوشندگان کرد، ترکمن، بلوچ و ... مورد تهاجم قرار گیرند.

کنگره توانست طیفی کیفی از گروههای سیاسی را گردآورد و گفتمان ها، زبان ها و قلب ها را بهم نزدیک کند. اگر کنگره بخواهد در اعماق نفوذ کند و در شکل جنبش واقعن سیاسی اجتماعی و فرهنگی سربلند کند،  باید دامنه مخاطبین خود را به نیروهای متعلق به جنبش های اجتماعی کارگران، زنان و دانشجویان بسط دهد. آنگاه نوری علا، بهمنی، کریمی ، حسین بر و ... در جامعه تکثیر شده و جنبشی روئین تن قوام خواهد یافت. چنین باد! 

بخش: 
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دو کامنت متفاوت از یوسف آذربایجان - اولی برای اقبالی گرامی و دومی برای ائلیار؛ این دو کامنت با جملات متفاوت شروع شده و یکی نیستند. که نشان میدهند به دو نفر نوشته شده و زیر دو مطلب متفاوت:

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اقبالی گرامی، من نمیدانم شیوه کار شما چیست و چگونه عمل می کنید. آنچه که من می بینم این است که کامنتار آقای یوسف آذربایجان که گویا زیر مقاله شما بوده و گویا اشکالی هم نداشته، منتشر نشده و اعتراض ایشان در زیر مطلب دیگری منتشر شده است.
کامنتار من هم حدود یک شبانه روز در انتظار بررسی شما بوده است. به نظر من این یعنی عدم مدیریت صحیح بررسی کامنتارها. در این صورت کامنتارهایی که زیر مقالات شما نوشته می شوند و باید مدتها در انتظار باقی بمانند، شانس خوانده شدن ندارند. در مورد کامنتارهایی هم که منتشر نمی کنید، باید امیدوار بود که آقای توکلی وقت کنند و آنها را ببینند و شاید بعد از چند روز تصمیم بگیرند! واقعا آنارشی عجیبی است! که به اعتبار سایت شما لطمه می زند. به ایمیل من هم که شکایت از شیوه کار شما بود، جوابی داده نشد.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبال عزیز، همشهری یا غیر همشهری برای من هر دو برابر اند. اینکه کسی زیر مطلب من- با مخاطب قرار دادن من -پیام داده - و حرفش نیز از نظر مقررات مشکلی ندارد ، چر باید انتشار آن «خلاف ضوابط» باشد؟ لطفاً توضیح دهید که این ضوابط بار دیگر توسط من نقض نشود.تا جایی که آگاهی دارم نه تنها ضوابطی نقض نشده بل من به وظیفه برخورد دموکراتیک خود عمل نموده ام.آیا صحیح است پیامی را که خطاب به من نوشته شده و بدون اشکال است، منتشر نکنم؟ امیدوارم کسی همچو انتظاری از من نداشته باشد. چون نمی توانم به آن پاسخ مثبت دهم. مسئول فنی در داخل توضیح داده که کامنت یوسف آذربایجان توسط خود ایشان زیر مطلب من درج شده. همینطور خود کامنت نویس نیز نوشته که کامنتش را زیر مطلب من درج کرده است. این سخن شما که «ائلیار کامنت را زیر مطلب خود برده» صحیح نیست.چنین خطای عمدی کودکانه ای در کار من راه ندارد.
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کاظم ثانی گرامی؛
هیچ کامنتاری حذف نمیشود، کلیک عدم انتشار علنی می خورد و در نهایت کیانوش توکلی تصمیم می گیرد به صفحه شما برود(که 99% اینطور است) و در غیر اینصورت حذف می گردد. اینکه ائلیار گرامی کمنتار همشهری اش را زیر مطلب خود جای داده (گرچه نقض ضوابط بوده) ولی من با این موضوع مشکلی ندارم.

جهت اطلاع شما، بنده همیشه پای کامپیوترمنتظر کمنتارها نمی نشینم و نیروی واکنش سریع وجود ندارد. کسانی که زیر مقالاتی که من منتشر می کنم کمنتار می نویسند، باید صبور باشند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اقبالی گرامی، این درست است که همپیمانی اشکال متفاوتی دارد. شاید هم حق با شما باشد که درک من از همکاری سیاسی متعلق به گذشته های دور نیروهای چپ است. ولی وقتی شما به مرامنامه های احزاب توجه نمی کنید و فقط به مواضع سیاسی توجه می کنید، آیا به این معنی نیست که می توانید با کسانی مانند خمینی نوعی که در ظاهر ادعای دمکراسی می کنند و حتی فعالیت کمونیستها را هم مجاز می دانند و کلی شعار در مورد آزادی زنان می دهند، همپیمان می شوید؟
در مورد کامنتارها حق با شماست که می توانید آنها را به صفحه شما یا جای دیگری منتقل کنید ولی شما این کار را نکرده اید. شما خیلی ساده آن را حذف کرده اید و همکار شما آقای آ. ائلیار اعتراضیه کامنتار نویس را منتشر کرده است. کامنتار من هم حدود یک شبانه روز منتشر نشده و پس از انتشار حدود 20 کامنتار که بعد از من نوشته شده اند، منتشر شده و در میان کامنتارها گم شده است. کجای
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کاظم ثانی گرامی؛
در پاسخ بشما عرض کنم که؛
1-همپیمانی اشکال متفاوت دارد. می تواند جنبشی، جبهه ای و آکسیونی، و مضامین سیاسی، دمکراتیک، اجتماعی، مذهبی، قبیله ای، خونی، نژادی و ..داشته باشد.
من از همپیمانی ملی نیروهائی دفاع می کنم که برای ایران، آزادی، دمکراسی، لائیسیته (سکولار) و برچیدن نظام اسلامی باشد.
درک شما از همکاری سیاسی متعلق به گذشته های دور نیروهای چپ است که من از آن گذر کرده و تفاوت میان اتحاد حزبی، جبهه ای و اتحاد در عمل قائل هستم..
بنابراین در یک همپیمانی جنبشی (جبهه ای) زیربنای همکاری مطالبات سیاسی می باشد و نه مرامنامه حزبی!
2- در مورد انتشار کمنتارها؛
کمنتاری که " نيرو و شخصيت حرکت ملی آذربايجان" را مترادف پان ترک تلقی می کند و از فهم تفاوت میان فاشیسم ترک و نیروهای آزادیخواه، دمکرات و عدالتخواه آذربایجان عاجز است، شایستگی انتشار زیر مقالات مرا ندارند و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اقبالی گرامی، شما بارها تاکید کرده و می کنید که: <من همواره از بی قید و شرط بودن آزادی سیاسی دفاع کرده و می کنم.> دفاع از آزادی سیاسی بدون دفاع از آزادی بیان و نظر، معنی ندارد.
چند دقیقه پیش در کامنتاری زیر داستان آقای آ. ائلیار خواندم که شما کامنتاری را حذف کرده اید. کامنتاری که از نظر آقای آ. ائلیار، عضو مدیریت سایت، هیچگونه اشکالی ندارد و متناقض با قوانین سایت ایرانگلوبال نیست.
شما که از آزادی سیاسی و طبیعتا از آزادی بیان، آنهم <بی قید و شرط> دفاع می کنید، چرا کامنتار آقای یوسف آذربایجان را منتشر نکردید؟ کجای این کار شما با ادعایتان می خواند؟ کامنتار در رابطه با موضع هم هست. سوالاتی هم مطرح کرده است. این که شما نخواهید با آقای یوسف آذربایجان وارد بحث و گفتگو شوید، حق شماست. ولی به نظر من این که نظر ایشان منتشر شود، حق ایشان است و حق دیگر خوانندگان که با نظر ایشان آشنا شوند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اقبالی گرامی ممنون از پاسخ به بخشی از مسائلی که من مطرح کرده بودم.
شما از طرفی تایید می کنید که تمام قد از کنگره و عملکرد آن دفاع می کنید ولی از طرف دیگر در مورد چرائی شرکت حزب پان ایرانیست در کنگره و عدم ارسال دعوتنامه به نیروهای دیگر می نویسید که شما پاسخگو نیستید. شما می نویسید که حزب پان ایرانیست <در کنار بسیاری دیگر به دعوتنامه پاسخ مثبت داد و در مواضع نمایندگان حزب در کنگره من نشانی از نقض سکولار دمکراسی و نفی حقوق بشر نشنیدم> و سپس به مواضع آقای دکتر حسین کیانزاد تاکید می کنید و در جواب سوال من که <آیا حزب پان ایرانیست، باورمند به ساختن ایران دمکراتیک فردا است؟> می نویسید که <مگر من نماینده، عضو یا هوادار این حزب هستم که در مقام پاسخگوئی باشم؟> و فراموش می کنید که سوال من از شما بعنوان مدافع تمام قد کنگره، که طبیعتا مدافع تمام قد حزب پان ایرانیست در کنگره هم هستید، است و نه
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کاظم ثانی گرامی؛
ممنون از کمنتاری که نوشتید. در پاسخ باید عرض کنم که؛
1-در مورد چرائی شرکت حزب پان ایرانیست در کنگره و مواضع آن، من نمی توانم پاسخگو باشم. این حزب در کنار بسیاری دیگر به دعوتنامه پاسخ مثبت داد و در مواضع نمایندگان حزب در کنگره من نشانی از نقض سکولار دمکراسی و نفی حقوق بشر نشنیدم.
نماینده این حزب در کنگره، آقای ‫دکتر حسن کیانزاد معتقد است:
"اگر در این میان از سوی سازمانهای قومی خواست های به حق دیرین در حوزه حقوق شهروندی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و یا مطالب نوینی در زمینه سیستم ساختاری اداره کشور از جمله به گونه فدرال مطرح می گردد، که تصمیم گیری نهائی در باره آنها در فردای آزاد ایران بر عهده نهادهای قانون گذاری برخاسته از راْی آزاذ مردم ایران خواهد بود، نباید شک و تردید در نیات وسیاست راهبردی ممکناتی که از آنها نام به میان آوردیم، نمود .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اقبالی گرامی
کنگره بوخوم تشکیل شد و بسیاری از سوالات مربوط به آن، از جمله چرایی شرکت حزب پان ایرانیست در آن، که نه دمکرات است و نه به حقوق بشر اعتقادی دارد و خواهان ایرانی اتمی است، بی پاسخ ماندند.
شما تمام قد از این کنگره دفاع می کنید تا آنجایی که به شیوه های عجیب و غریبی دست می زنید که اگر به نوشته های قبلی شما مراجعه کنیم، با آنها جور در نمی آیند.
شما می نویسید: <پس از 36 سال اپوزیسیون ایران توانست باب دیالوگ متمدنانه را گشوده و...>
زمانی حزب توده ایران در هر موردی می نوشت: <حزب توده ایران اولین (و یا تنها) نیرویی بود که....> و حالا شما هم همان شیوه را بکار می برید.
اپوزیسیون ایران سالها پیش توانسته است باب دیالوگ متمدنانه را بگشاید. حالا اسم آنها کنگره نبوده و مثلا نشست برلین یا سمینار استکهلم و یا... بوده است.