نقش زنان در انتخابات اخیرایران

نکته مهم اینکه در طول تاریخ صد ساله ایران همیشه هرکسی خواست خود را مدرن معرفی کند با اعلام اینکه روسری را از سر زن بر میداریم به میدان آمد و یا اینکه خواست خود را مسلمان و با خدا معرفی کند، با شعارحجاب برای زن، برای گرفتن قدرت وارد عرصه رقابت شد. ولی هیچگاه زنان فرصت پیدا نکردند که بگویند ما خودمان چی میخواهیم؟ ولی در این انتخابات اخیر این زنان بودند که مطالباتشان را ارائه دادند و از کاندیداها خواستند که موضع خود را در قبال آن خواسته ها مشخص کنند تا آنها تصمیم بگیرند که به کی رأی بدهند

 

« متن سخنرانی ایراد شده در گردهمایی شورای پشتیبانی از مبارزات مردم ایران در ۲۷ جولای ۲۰۰۹ در لندن»

با سلام و تشکر از برگزارکنندگان این گردهمایی، خوشحالم گزارش کوتاهی در زمینه مبارزات زنان ایرانی در وقایع قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد ارائه دهم و در ضمن پیشنهاداتی درادامه حمایت و همکاری ما زنان خارج از کشور با جنبش داخل بطور عام وجنبش زنان بطور خاص تقدیم نمایم.

به اعتقاد من امروز علیرغم کنترلهای شدید حاکمیت مشکل ما خبر رسانی نیست، بلکه عقب ماندن ما از پیشرفت فوق العاده سریع وقایع پیش آمده بعد از انتخابات است که همه را غافلگیرو مجال تحلیلی واقع بینانه، درست و جامع را از ما دریغ کرده است، من تلاش میکنم بطور خلاصه به اهم مسائل اشارات کوتاهی داشته باشم :

مبارزات زنان ایران از همان ابتدای تشکیل ج.ا. بر علیه حجاب اجباری آغاز شد. اولین تظاهرات زنان بر علیه حجاب با شعار روسری یا توسری از طرف دولت وقت سرکوب شد. سپس زنان به عناوین مختلف با پوشیدن روسریهای کوتاه و رنگی و بیرون گذاشتن تیکه ای از مو روی پیشانی با رنگها و مدلهای متفاوت، اعتراض خود را به پوشش اجباری نشان دادند، ما بطور مداوم شاهد تحقیر، کتک زدن و زندانی کردن زنان بوده ایم. زنان، حجاب اجباری را وسیله ای در خدمت ماشین سیاسی دولت دانسته اند نه پوششی جهت مصونیت. وسیله ای جهت کنترل زنان بدست مردان که مبادا روزی ادعای برابری حقوق کنند.

شکل ازدواج و طلاق عرصه دیگری برای تلاش زنان به رسیدن حق و حقوق خود بوده است. به علت ازدواجهای اجباری، امروز بکی از دلایل طلاق در ایران برای زنان، عدم پذیرش بندگی و رهایی از زندگی مرد محوری بوده است.

مبارزه بعدی زنان بر علیه خانه نشین شدن اجباری بوده است که با تلاش کم نظیر خود بر علیه این اجبار توانستنذ ۶۳٪از وردی به دانشگاهای مختلف کشوررا به خود اختصاص دهند. علیرغم اینکه برحسب آمارهای رسمی فقط ۱۶٪ زنان اشتغال دارند ولی این تحصیل و کسب دانش، امروز به عنوان یک سرمایه اجتماعی، تاثیر شگرف خود را درکم وکیف شرکت زنان در انتخابات و اعتراضهای کنونی نشان میدهد. نگرانی حکومتیان از نبودن تعادل تحصیلی بین دختر و پسر بی مورد نبوده است. آنها با انجام طرحهای جنسیتی و دادن امکان بیشتر به پسران قصد محدویت حضور دختران را دروقایع امروز در نظر داشتند.

فعالیت در سازمانهای مختلف زنان نیز عرصه مهمی از فعالیتهای زنان بوده، بطور مثال کمپین یک میلیون امضاء که برعلیه تبعیضات قانونی سازماندهی شده بود توانست نقش جدی در مبارزات زنان داشته باشد.

زنان مبارزی مثل سیمن بهبهانی، شیرین عبادی، مهرانگیز کار، شادی صدر و پروین اردلان و دهها زن دیگر توانسته اند اثرو نام نیکی در این عرصه از خود برجای گذارند.

سه ماه قبل از انتخابات، جنبش همگرایی زنان، نقش فعالی در جمع آوری وجمع بندی خواسته های خود تحت عنوان مطالبات زنان به ستاد کاندیداها دادند. جنبش همگرایی از کاندیدای مشخصی حمایت نکرده و شرط پذیرش مطالبات خود را در اولویت گذاشته بود. نکته مهم اینکه در طول تاریخ صد ساله ایران همیشه هرکسی خواست خود را مدرن معرفی کند با اعلام اینکه روسری را از سر زن بر میداریم به میدان آمد و یا اینکه خواست خود را مسلمان و با خدا معرفی کند، با شعارحجاب برای زن، برای گرفتن قدرت وارد عرصه رقابت شد. ولی هیچگاه زنان فرصت پیدا نکردند که بگویند ما خودمان چی میخواهیم؟ ولی در این انتخابات اخیر این زنان بودند که مطالباتشان را ارائه دادند و از کاندیداها خواستند که موضع خود را در قبال آن خواسته ها مشخص کنند تا آنها تصمیم بگیرند که به کی رأی بدهند، حتی فشار جنبش زنان آنچنان زیاد بود که آقای محسن رضایی، عروس خودراکاندیدای مقام سفارت کرد تا بلکه بتواند آرائی چند از زنان رانصیب خود کند.

در دو هفته قبل از انتخابات ریاست جمهوری دور دهم، دختران جوان ایرانی در معرفی و تبلیغ برای جنبش سبز نقش زیادی داشتند. تصمیم اکثریت مردم برای عزل کردن احمدی نژاد خود را در پشتیبانی از مهندس موسوی و آقای کروبی متبلورساخت. ظاهرا چاره دیگری نبود، زنان با استفاده از رنگ سبز، ایران را به جنبش سبز تبدیل کردند. بخصوص ایستادگی مهندس موسوی در مقابل احمدی نژاد در مناظره های تلویزیونی با همراهی همرزمش دکتر زهرا رهنورد از او چهره مناسبی را برای پشتیبانی به جامعه عرضه کرد. ولی جنبش زنان از هیچکدام از کاندیداها حمایت خود را رسما اعلام نکرد، زیرا هیچکدام از کاندیداههای ریاست جمهوری حمایت خود را علنا از همه مطالبات زنان اعلام نکرده بودند. در واقع سرعت اتفاقات، منجر به تصمیم گیری فردی زنان در انتخابات شد.

در بعد از اعلام کودتایی نتایج انتخابات، جوانان دختر و پسر به خیابانها ریخته و بعد از سخنرانی آقای خامنه ای در نماز جمعه ۲۹ خرداد، دیگر شعار رأیم راپس بده جای خود را به مرگ بر دیکتاتور داد. قتل ندا آقاسلطان بوسیله یک بسیجی حماسه آفرید. دختری که در کمتر از یک دقیقه به گفته شاهدان عینی با چشمانی باز جانش را در راه آزادی برای همه از دست داده بود به نماد آزادی در ایران و جهان تبدیل گشت. شعرها گفته شد و آوازها خوانده شد، وسرودها سروده شد و امروز مجسمه ای از پیکره او نیزساخته شده است.

مادر سهراب، شیرزنی به عنوان مادرصلح، پسر۱۹ ساله اش را در راه آزادی از دست میدهد. ترانه موسوی دختر جوانی که بوسیله قاتلان خون آشام نیروی انتظامی و لباس شخصی ها در روز تظاهرات ۳۰ خرداد دستگیر میشود به فجیعترین شکل مورد تجاوز قرار میگیرد و بعد جسمش را برای از بین بردن آثار جنایت در آتش میسوزانندو خانواده اش را تحت فشار قرار میدهند که سکوت کنند.

زنان فعالی چون ژیلا بنی یعقوب، شیوا آزهاری، روناک صفارزاده ودهها زن دیگر در زندان ج.ا. هستند. آخرین طعمه حکومت، وکیل برجسته و مشهور ایرانی خانم شادی صدر است، که اکنون در زندان اوین زندانی است. شادی صدر در حین رفتن به نماز جمعه به امامت رفسنجانی ربوده می شود، وبا ضرب و شتم در حالیکه بقیه دوستانش تلاش میکنند اورا از چنگال این گرگان گرسنه نجات دهند ولی باحمله چندین مامور ضد شورش، او را در ماشین انداخته و می ربایند. زنان ایران پرچم ضد تبعیض را برای بدست آودن حقوق برابر بدست گرفته اند، در این راه گلوله می خورند، دستگیر میشوند، تحقیر میشوند و زیر ضربات مشت و لگد بیهوش میشوند، ولی تصمیم دارند ایستادگی کنند تا در فردای یک حکومت دمکراتیک دارای حقوق برابر با همان مردانی باشند که امروز در کنار هم بر علیه خشونت و بی عدالتی مبارزه می کنند.

به اعتقاد من همانطوری که زنان ایران پیشگام مبارزات بر علیه حکومت اقتدارگرا بوده اند و هدف آنان کوتاه نیامدن تاانجام خواسته هایشان می باشد، ما زنان خارج از کشور نیز میتوانیم جهت ایجاد پشتوانه محکمی برای هموطنان خود، پیشگام مبارزات در خارج از کشور شویم، و به اعتقاد من اولین قدم را در جهت ایجاد جبهه ای فراگیربرای پشتیبانی از مبارزات داخل تشکیل دهیم. همه حول چند« شعاری واحد» که قدرت متحد کردن و جلب حمایت وسیعترین گروههای ایرانیان خارج از کشور را در پشتیبانی از داخل داشته باشد دریک« فرم مناسب جبهه ای» گرد هم آییم.

این جبهه میتواند وظایف متعددی برای پیشبرد کارهایش داشته باشد؛ سازماندهی اعتراضات هماهنگ وهمزمان درکشورهای مختلف و رساندن پیامهای جنبش مردم در داخل به گوش شخصیتها و سازمانهای بین المللی، ارتباط با نمایندگان مجلس در کشورهای مربوطه، دادن خبر و فیلم به رسانه های بین المللی، ارتباط روزمره با داخل وکمک مادی و معنوی ، دادن روحیه و پشتگرمی به مبارزین داخل ودر حد امکان انتقال تجربه به داخل برای جلوگیری ازتکرار اشتباهات ما در انقلاب 1357. ما باید متوجه این نکته باشیم اگر جنبش امروزمردم درداخل ادامه نیابد، دستیابی حتی به بخش کوچکی از خواسته های دموکراتیک وعدالتجویانه در ایران میتواند به تعویقی طولانی بیفتد.

از یادنبریم که تحولات کنونی در ایران دارای ماهیتی دمکراتیک و سکولار است که در طی یک پروسه خواستار جدایی دین از حکومت میشود. در انقلاب ۵۷ هدف برقراری یک حکومت دینی بود و امروز از دین در جهت رسیدن به هدف استفاده میشود. ما راه درازی در پیش داریم. باید بکوشیم این راه را با متانت و حداکثر مسالمت ممکن، باصبر وگذشت وفداکاری دوش به دوش ودست به دست همدیگر در پشتیبانی خالصانه از جنبش سبز داخل که رنگهای بسیار متنوعی را در زیر ظاهر سبزخودحمل میکند، به پیش ببریم. راز پیروزی ما در با هم بودن ماست، نه ایجاد تفرقه و جدایی.

 

انتشار از: