ناسیونالیسم ایرانی

گفتگوي ماهنامه ی حاكميت ملت با كورش زعيم
ناسيوناليسم يك پديده ی جامعه شناسي بر پايه ی واقعيات نيازهاي بشري است و به هيچ وجه جنبه ی احساسي ندارد.....ناسيوناليسم مدني منطق گرا و آزاديخواه (ليبرال) است، وابسته به اراده و راي مردم است، و مردم براي حفظ حقوق فردي و جمعي خود داوطلبانه از آن دفاع مي كنند.... منش وكنش مصدق برگرفته از ناسيوناليسم ايراني بود....فقط خرد ناسیونالیسم ایرانی، که امروز تحت خفقان حاکمیتی یکسونگر و واپسگرا بسر می برد، می تواند ایران را از بحران هولناکی که در آن گرفتار آمده رهایی بخشد.

 

پرسشگر: درود بر شما. سپاسگزارم که وقتتان را به من دادید.

پرسش 1: تعریف شما از «ملت» چیست؟

كورش زعيم: ما امروز تعريف خود را از واژه "ملت" از قانونهاي بين المللي مي گيريم. سازمان ملل كه اكنون قانونهاي جهان شمول را تعريف و اجرا مي كند، ملت را مردمي تعريف مي كند كه در يك قلمرو يا درون مرزهاي سياسي شناخته شده زندگي مي كنند و يك حكومت مشترك دارند. براي مثال، امريكا كه قوم ها و فرهنگها و زبانهاي گوناگون را در خود جاي داده، يك ملت است، به همين ترتيب هندوستان، ايران، روسيه، عراق، تركيه، لبنان، و بسياري از كشورهاي ديگر.

پرسش 2: تعریف شما از «ناسیونالیسم» چیست؟

كورش زعيم: ناسيوناليسم، وابستگي، وفاداري و هويت گرايي نسبت به يك كشور به عنوان تعريف سياسي يك ملت است. در آغاز، اين گرايش براي سازماندهي شرايط ساختاري در مسير تكامل زندگي خانوادگي بشر به زندگي در يك جامعه بوده است. بقاي يك جامعه مستلزم همبستگي افراد آن بوسيله منافع، فرهنگ و زبان مشترك، احساس وجدان سرزميني، و تعهد افراد جامعه به دفاع از آن منافع مشترك و تماميت سرزميني درراستاي تضمين بقاي جامعه است.  

پرسش 3: ناسیونالیسم را به عنوان یک مکتب جهان شمول چگونه ارزیابی می کنید؟

كورش زعيم: به باور من، ناسيوناليسم در گستره جهاني در سه گونه خود را نشان داده است. يكي ناسيوناليسم مدني است. ناسيوناليسم مدني منطق گرا و آزاديخواه (ليبرال) است، وابسته به اراده و راي مردم است، و مردم براي حفظ حقوق فردي و جمعي خود داوطلبانه از آن دفاع مي كنند. اين گونه ناسيوناليسم را كه به باور من نخستين بار در ايران توسط كورش بزرگ پايه گذاري شد، امروز در امريكا، و تا حدود زيادي در انگلستان، فرانسه و آلمان مشاهده مي كنيم.

گونه دوم، ناسيوناليسم دفاعي است. يعني مردم هنگامي  به ناسيوناسيم فعال مي گرايند كه كشور خود يا حكومت مورد علاقه خود و يا فرهنگ خود را در خطر آسيب از سوي بيگانگان و يا خودي هاي وابسته به بيگانه ببينند. ما در ايران بارها اين ناسيوناليسم دفاعي را ديده وتجربه كرده ايم، از آريوبرزن و بابك خرمدين گرفته تا پيدايش پان ايرانيسم كه در هنگام خطر سلطه شوروي از طريق حزب توده، يا از دست دادن دولت ملي و آزاديخواه دكتر مصدق، در مقام مبارزه دفاعي برآمد. در فرانسه اين ناسيوناليسم دفاعي هنگام اشغال كشور توسط آلمان نازي خود را نشان داد. در يونان، ناسيوناليسم دفاعي، قدرت خود را دربيرون راندن اشغالگران عثماني نشان داد. در توطئه شوروي در استان آذربايجان پس از جنگ جهاني دوم، اين ناسيوناليسم دفاعي مردم آذربايجان بود كه شكست حكومت دست نشانده بيگانگان را رقم زد، نه ارتش شاهنشاهي. در جنگ هشت ساله با عراق، اين ناسيوناليسم دفاعي ايراني بود كه سر برآورد و كشور را حفظ نمود. امروز هم كه توطئه هاي برونمرزي در تلاش براي ايجاد شكاف ملي و جداسازي ملت ايران از يكديگر هستند، اين ناسيوناليسم دفاعي ايراني است كه هشيار شده و سرانجام اين توطئه ها را، كه بوسيله بازي دادن ناراضيان فريب خوردة خودي مديريت مي شود، شكست خواهد داد.

 گونه سوم ناسيوناليسم، ناسيوناليسم افراطي برتري جوي است. اين ناسيوناليسم كه زشت ترين پديده ناسيوناليستي است، بر پايه برتري جويي نژادي، فرهنگي، تاريخي يا مذهبي استوار است. اين انديشه ديگران را از حقوق مدني خود محروم مي سازد، و يا به جنايت هاي ضد بشري "پاكسازي" دست مي زند. نمونه اينگونه ناسيوناليسم پليد را ما در آلمان نازي، ايتالياي فاشيستي و ژاپن پيش از جنگ چهاني دوم مشاهده كرده ايم، هر چند ناسيوناليسم ژاپني مبناي بيگانه ستيزي داشت نه برتري نژادي. امروزه هم ما اينگونه انديشه هاي برتري جويي را در گروههاي جنايتكاري چون القاعده و گروه هاي مشابه مشاهده مي كنيم.

پرسش 4: گستره ی جغرافیایی و تاریخی ملت ایران را در چه پهنه ای از جغرافیا و تاریخ می دانید؟

كورش زعيم: ايران موقعيتي بسيار برجسته و بي همتا در پهنه تاريخ و فرهنگ جهان دارد. فلسفه ايراني، از آيين مهر (ميترائيسم) و فلسفه جاودانه زرتشت تا انديشمندان ایرانی پس از اسلام، همگي پايه گذار بخش عمده اي از آنچه فلسفه و انديشه يوناني-پايه غرب است را تشكيل داده اند، و دانش ايراني چه در پزشگي و رياضي و چه در اخترشناسي و مهندسي؛ بويژه پس از حمله عرب كه دانشمندان ما به غرب گريختند، پايه گذار دانش غربي بوده است. بسياري از اين دانشمندان و پزشگان را كه مغان بودند، در فضاي سده هاي وحشت مذهبي در اروپا به علت دانش پزشگی، ریاضی، فیزیک و اخترشناسی، و علوم فلسفس و انسانی كه آنها را ضد دين خدا مي شمردند به عنوان جادوگر در آتش سوزاندند، و شاگردانشان را هم در نسل هاي بعدي. ولي تاثير گذاري آنان باقي ماند و رنسانس را جان داد.

شما هيچ انديشه نخستيني اروپا را سراغ نداريد كه در ايران پيشينه نداشته باشد، از اخترشناسي تا رياضي و پزشگي. گاليله مجبور به خودكشي شد، زيرا زمين را كروي خواند، ولي طبق نقشه اي دريانوردي سنگ نبشته ايراني، دو هزار سال پيش از او ايرانيان زمين را كروي مي دانستند. بيشتر كليساهاي كهن اروپا بر روي مهراب ها و نيايشگاه هاي آين مهر بنا شده اند. واتيكان يك مثال بارز است، و قم هم. هم اكنون كاوش هاي باستاني جاري در مركز لندن، ساختمان شگفت انگيز نيايشگاه آيين مهر را آشكار كرده كه توسط روميان ساخته شده بوده است. زبان ايراني ريشه همه زبانهاي اروپايي است و فرهنگ و آيين هاي مذهبي مسيحيت همگي باززنده سازي فرهنگ ايراني است، از پيدايش حضرت عيسا ازمريم دوشيزه گرفته تا تثليث و سلسله مراتب كليسا و جامگان رسمي و مراسم آنها. شما زبان پارسي پهلوی و اوستایی را در همه زبانهاي اروپايي مي توانيد تشخيص دهيد. شما بيشتر فلسفه يونان را در کتابهای زرتشی و مانی پيدا مي كنيد، وهمچنين بسياری از متون اسلامي ایرانی را. بيانيه جهاني حقوق بشر پيشينه ايراني در منشور كورش بزرگ دارد، كه هم در انقلاب فرانسه و تدوین نخستین قانون اساسی به آن اشاره شده، و هم در تدوين قانون اساسي امريكا و همچنین در سازمان ملل. ملتي كه نخستين دولت را در جهان بوجود آورد که هنوز پایدار است، و بسياري از نخستين هاي تاريخ بشر را، از پست و راهسازي و مديريت جهاني و سكه و اقتصاد و انديشه هاي دموكراسي، مجلس نمايندگان و سوسياليسم، تا ارتش سازمان يافته و جنگ افزارهاي مدرن و ديپلماسي راستين. 

با توجه به اين گسترگي نفوذ فرهنگ ايراني، شما كجا را گستره نفوذ فرهنگ ايراني به شمار نمي آوريد؟ ولي براي هدفهاي راهبردي كه در شرايط كنوني معناي ملموس داشته باشد، من آسياي مركزي، قفقاز، تركيه، عراق و حاشيه جنوبی خليج پارس را گستره جغرافيايي فرهنگ و تاريخ ايران مي شمارم. ما بايد مردمان اين سرزمين ها را از خودمان بشماريم، براي آنان احترام ويژه داشته باشيم و در همكاري و دوستي با آنان تلاش كنيم.

پرسش 5: آیا دیدگاه شما نسبت به ناسیونالیسم تنها یک دیدگاه احساسی است و یا آن را چون یک علم می دانید؟

كورش زعيم: ناسيوناليسم يك پديده جامعه شناسي بر پايه واقعيات نيازهاي بشري است و به هيچ وجه جنبه احساسي ندارد و نبايد داشته باشد. ناسيوناليسم نياز يك جامعه مستقل براي بقاء و تکامل است و از سرشت آدمي و گرايش او براي زندگي اجتماعي در امنيت سرزميني سرچشمه ميگيرد.

پرسش 6: اندیشه ی ناسیونالیسم را برای ایران چگونه می پندارید؟

كورش زعيم: انديشه ناسيوناليسم در ايران با اين انديشه در كشورهاي ديگر تفاوت چنداني ندارد، به جز اينكه در ايران به علت فرهنگ والاي بشردوستانه كه پيشينه هزاران ساله دارد، ناسيوناليسم بيشتر جنبه دفاعي از سرزمين و حفظ حقوق مردم را پيدا كرده است و بهيچ وجه تهاجمي نيست.

پرسش 7: مبانی و بن مایه های ناسیونالیسم ایرانی از دیدگاه شما چیست؟

كورش زعيم: مفهوم ناسيوناليسم ايراني را من نخستين بار در سخنراني خود در دانشكده جقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران به تاريخ 13اسپند 1385، عرضه كردم. آگاهي ندارم كه پيش از من مفهوم "ناسيوناليسم ايراني" را كسي اینگونه تعريف كرده باشد. اگر كسي پيش از من واژه "ناسيوناليسم ايراني" را بكار برده بوده باشد، در چارچوب مفهوم متفاوتی بوده است.

من منش وكنش مصدق را برگرفته از ناسيوناليسم ايراني خواندم. ناسيوناليسم يا ملی گرایی یعنی گراییدن به ملت، نه به یک شخص یا به یک ایدئولوژی یا به یک ابرقدرت. من ناسيوناليسم ايراني را اعتماد به نفس ملی كه پیش زمینه استقلال فکری و در نتیجه استقلال سیاسی واقتصادي است خواندم.

 

 

پرسش 8: جلوه های ناسیونالیسم ایرانی را در چه چیزهایی می بینید؟

كورش زعيم: ناسيوناليسم ايراني خردگراست و مردم گراست، و فقط در راستای منافع کشور و ملت سياستگزاري مي كند، بویژه سياست هايي كه که با جامعه جهانی ارتباط پیدا می کنند و باید با مطالعات کارشناسی لازم و حزم و احتیاط و خردورزی انجام شوند. در شرايط بحران، ناسيوناليسم ايراني يك دولت يا یک اقلیت کوچک در يك مجلس قانونگزاري، با هوشمندي و خردمندي و شجاعت، فقط منافع کشور و سعادت ملت را در سر خواهد داشت نه منافع شخصی و گروهی يا فرقه اي را، و خواهد توانست سرچشمه تحولاتی چشمگیر در راستاي پيشرفت، رفاه، گسترش منافع ملي و اقتدار جهاني كشور شوند.

ناسيوناليسم ايراني يعني در هر مبارزه  برای احقاق حقوق ملت، می توان با خردمندی و برنامه ریزی هوشمندانه، و توجه و احترام به قدرت و توان طرف مقابل، بر او پیروز شد. در صحنه بین المللی، مبارزه بايد در ميدان آگاهی، راستي، هوشمندی و شعور باشد، نه شعار و دروغ و شمشیر. مصدق در تمام طول مبارزه اش که هدف آن رهایی اقتصاد کشور و رهایی روحیه ملت از استیلای ابرقدرتهای زمان بود، یک بار شعار نداد، مبارز نطلبید، خشونت گرایی نکرد، رسانه ها را نبست، مخالفان را به بند نکشید، به مردم دروغ نگفت، به جامعه جهانی دروغ نگفت؛ و مهمتر از همه، در مبارزه ای جهانی که میان ما و ابرقدرت زمان برای خلع ید از او و احقاق حقوق ملت ایران در گرفت، دولت مصدق با خردمندی و رعایت کلیه قانونهای بین المللی، در دادگاه بین المللی، تحت قانون های مورد قبول دو طرف و با استفاده مثبت از افکار عمومی جهانی به سود ایران، دشمن را در زمین بازي خودش شکست داد. در این راه، نه تنها دولت ایران را یا دولتمردان ایران را و یا کشور ایران را، برخلاف رویه جمهوری اسلامی، منزوی و منفور جهانیان نکرد، و استهزای جهانیان را بر نیانگیخت، که محبوب مردم جهان نیز شد؛ بطوری که هر جا که رفت، مصدق مبارز، با استقبال گرم و پرهیجان مردم همانند یک قهرمان جهانی  روبرو شد. مبارزه او، و روشی که برای رسیدن به  پیروزی گزید، همه کشورهای استعمارزده و در بند را بیدار و امیدوار و فعال کرد. اين تجلي ناسيوناليسم ايراني است.

شما اگر تاریخ مبارزه مصدق را برای احقاق حقوق ملت ایران بخوانید، به معنای راستین ناسیونالیسم ایرانی پی می برید. مبارزه با قدرتمندترین و خطرناکترین دشمن که سربازان خود را در مرز و  ناوگان جنگی خود را در آبهای ایران مستقر کرده بود، در شرایطی که دموکراسی کامل در کشور برقرار بود، اعلامیه جهانی حقوق بشر رعایت می شد، رسانه ها آزاد بودند و مخالفان آزاد بودند، انجام می گرفت. در دوران بحرانی حساسي که اقلیت های كشور ما بعلت همین دموکراسی و آزادی ها و غرور ملی که خردمندی و عدالت گستری دولت در آنان ایجاد کرده بود، نه تنها جذب هیچ اندیشه خيانت يا تجزیه طلبی نشدند که خود عامل بازدارنده توطئه های تجاوز به مرزهای ایران بودند. چه بسا همسایگانی که اکنون دشمنان بالقوه ما شده اند، ولی در آن زمان رویای بازپیوستن به ايران بزرگ را در سر می پروراندند. در ناسیونالیسم ایرانی ذره ای  احساس برتری جویی، سلطه طلبی، نژادپرستی یا گسترش مرزی وجود ندارد. ناسیونالیسم ایرانی با فرهنگ خود و خرد و دانش خود و با دوستی و همکاری و احترام به ارزشهای فرهنگی و آیینی و باورهاي دیگران، خود را در دل مردم و ملت های دیگر جا می کند. فردوسی سرشت ناسیونالیسم ایرانی را به خوبی ترسیم کرده است:

همه یک به یک مهربانی کنید     به ایران زمین پاسبانی کنید.

 

 

دشمنان خارجی و داخلی ما همگی در درازناي تاریخ می دانستند و اکنون نیز باید بدانند که در صورت تجاوز به این سرزمین اهورایی، هرچند که مسائلي را گروههای غیرملی و بعضآ خائن نسبت به منافع ملي، در درون يا برون حاكميت، بوجود آورده اند؛ یا در صورت تجاوز داخلی به مردم ما، در نهایت با ناسیونالیسم ایرانی رویارو خواهند شد، که همیشه از این شعار پیروی کرده که: چو ایران نباشد تن من مباد    بدین بوم و بر زنده یک تن مباد.

ناسیونالیسم ایرانی معنایی بسیار متفاوت از معنای ناسیونالیسم در دیگر کشورهای جهان دارد. ناسیونالیسم ایرانی از زمانی که ایران بنا نهاده شده، در خون ایرانیان آزاده جریان داشته است. آنها که تصور می کنند و می نویسند که ناسیونالیسم در ایران از زمان جنبش مشروطیت بوجود آمده و از غرب نفوذ کرده، هزاران سال حضور این اندیشه و احساس را در ایرانيان نادیده می گیرند. باید 2600 سال به عقب برگردید و از آن تاریخ ناسیونالیسم ایرانی را پیگیری کنید. ناسیونالیسمی که کورش آن را معرفی و به آن عمل کرد، یک ناسیونالیسم مردمی و جهانگرا بود. او به همه ملت ها و آرمانهایشان و باورهایشان و آیین هایشان احترام می گذارد، و نه تنها آنها را در اداره امور خود آزاد می گذاشت و در برابر دشمنانشان حفاظت می کرد، بلکه به آنها اجازه گزینش فرمانروای خود را هم می داد.

آنچه در طول تاریخ ایران درباره ناسیونالیسم ما ايرانيان نمایی یکسان دارد، اینست که همه مبارزان ملی گرای ما، از بابک و یعقوب و مرداویج گرفته تا سربداران و رنگین جامگان و آل بویه، و حتا جنبش شیعی زمان صفویه، برای بازپس گیری مناطق از دست رفته و  بازگردانی و حفاظت از مرزهای ایران زمین بوده است، نه برای تجاوز به مرزهای دیگر کشورها. اگر بخاطر ناسیونالیسم قدرتمند و خردمند ایرانی نبود، اکنون اثری از ایران و ایرانی نمی یافتیم مگر در کتابهای تاریخ.

ناسیونالیسم ایرانی بود که از آستین آل بویه درآمد و ایران را از خلفای عباسی و سلطه عرب  نجات داد. ناسیونالیسم ایرانی بود که زبان و فرهنگ ایران را از یورش نابودساز تازیان نجات داد. (مصریان از چنین موهبتی برخوردار نبودند و زبان وهويت تاريخي خود را از دست دادند.) این ناسیونالیسم ایرانی بود که جنبش شیعی را بوجود آورد و کشور را از تهاجم و وحشيگري عثمانیان حفظ کرد، ناسیونالیسم ایرانی بود که جنبش مشروطیت را جان داد، و سپس استقلال سیاسی ایران را در طی نهضت ملی به ایران بازگرداند. دهها مثال روشن از تجلی قدرت و یکپارچه گرایی ناسیونالیسم ایرانی را در طی تاریخ چندهزار ساله ما می توان برشمرد که بارها و بارها ایران عزیز ما را از ورطه های خطرناک نجات داده است. اکنون نیز فقط خرد ناسیونالیسم ایرانی، که امروز تحت خفقان حاکمیتی یکسونگر و واپسگرا بسر می برد، می تواند ایران را از بحران هولناکی که در آن گرفتار آمده رهایی بخشد.

پرسش 9: فکر می کنید امروزه ناسیونالیسم در بین ایرانیان چه جایگاهی دارد و این جایگاه را با جایگاهی که چند دهه پیش این اندیشه در بین ایرانیان داشت، چگونه با هم مقایسه می کنید؟

كورش زعيم: براي نخستين بار از زمان دولت محمد مصدق، كه ناسيوناليسم ايراني را زنده كرد، ناسيوناليسم در ذهن وانديشه و كنش ملت ايران باززنده سازي شده است. ايرانيان، بويژه طبقه متوسط، دانشگاهيان، جوانان و زنان، بيش از هر زمان ديگري در طي شش دهه گذشته، به قدرت و شايستگي ناسيوناليسم ايراني پي برده و بر اين باور آمده اند كه هيچ مكتب ديگري بجز ناسيوناليسم ايراني نمي تواند ميهنشان را از گزند نابخردي ها و اهريمني ها و فساد و دروغ و دشمن نجات دهد. گرايش شديد و فزاينده به ايران كهن و افتخارات گذشته كه ريشه ناسيوناليسم ايراني است، از ده سال پيش سير صعودي فزاینده داشته است به گونه اي كه برخي چهره هاي شناخته شده نظام هم كه تا كنون به تخريب و نفي آن مي پرداختند به قدرت و گسترگي آن پي برده و آغاز به همراهي، هرچند فريبكارانه، پرداخته اند.

پرسش 10: چه راهکارهایی را برای گسترش اندیشه ناسیونالیسم پیشنهاد می دهید، و همچنین راهکارهایی را که برای به بار نشستن این اندیشه مد نظر دارید چیستند؟

كورش زعيم: ما هر كار كه مي توانسته ايم در طي اين سالها، بويژه از سال 1384 كه كشور سير سقوط آزاد اقتصادي، اجتماعي و سياسي خود را در داخل و در عرصه بين المللي با سرعتي گيج كننده آغاز كرد، و قطار حكومت "بي ترمز" در سرازيري افتاد، انجام داده ايم. موج بازگشت به گذشته با سرعت جاي توهمات تلقين شده فرهنگ بيگانه را گرفته و در برابر خطراتي كه آينده كشور را تهديد مي كند خود را برمي افرازد. با نابخردي هاي بهت انگيز و گستردگي و ژرفاي باورنكردني فساد حكومتي كه كشور را آماده انفجار كرده، و وجود توطئه هايي كه يكپارچگي ملي را تهديد مي كند، اگر بزودي و قاطعانه اقداماتي خردمندانه براي اداره كشور انجام نگیرد، و يك دوربرگردان دموکراتیک سياسي بوجود نیاید، من رويدادهاي بسيار خونين و حوادث برگشت ناپذيري را پيش بيني مي كنم. 

پرسش 11: نظر شما درباره ی اندیشه ی «پان ایرانیسم» که همان یکپارچگی و نیرومندی ایرانیان و سرزمین های ایرانی است چیست؟

كورش زعيم: همانگونه كه پيشتر اشاره كردم، پيدايش پان ايرانيسم درايران يك واكنش دفاعي در برابر توطئه ها و تجاوز بيگانه بود، نه مانند "پان" هاي ديگر تجاوزكارانه و جدایی طلبانه با سرچشمه برونمرزی. اگر شاخه اي از پان ايرانيسم در انديشه دربرگيري سرزمين هاي از دست رفته بوده، بايد آن را به تجويز آنتي بيوتيك براي از بين بردن ميكربهاي مخرب دروني پنداشت، نه اينكه خواهان تجاوز به هيچ بخشي از گستره تاريخي و فرهنگي ايران بزرگ باشد. تا آنجا كه من برداشت كرده ام، انديشه نوين پان ايرانيسم همبستگي و همكاري فرهنگي درگستره ايران بزرگ است، نه پيوند سرزميني.  

پرسش 12: چه راهکارهایی برای تحقق آرمان پان ایرانیسم فرهنگی- سیاسی پیشنهاد می دهید؟

كورش زعيم: من در جايگاهي نيستم كه براي پان ايرانيسم تجويز روش كنم، ولي خود من در1370، هنگام فروپاشي شوروي، پيشنهادهايي براي نزديك شدن و همكاري ميان كشورهايي كه روزي جزو ايران بودند پيشنهاد كردم كه منتشر هم شد؛ ولي سياست خارجي بسيار غلط و وازننده جمهوري اسلامي، اين كشورها و گرايش آنها به ايران را سرد كرد. براستي ما يك موقعيت تاريخي تكرار نشدني را از دست داديم كه تكرار آن امروز ناممكن است. تماس ما در جبهه ملي ايران با شماري از اين كشورها، علي رغم رفتار مغاير با دورانديشي و منافع ملي جمهوری اسلامی، از پاره شدن رشته ارتباط و بي اعتمادي كامل جلوگيري كرده است. من اميدوارم كه در آينده اگر ما فرصت گسترش دادن به تماس ها و ارتباط فرهنگي را پيدا كنيم، پان ايرانيسم در يك نقش سازنده با ما همكاري داشته باشد. در شرايط كنوني، مي پندارم كه بزرگترين دغدغه و فعاليت آنان، با وجود محدوديت هايي كه نظام برايشان ايجاد مي كند ولي پانهای قومگرا را آزاد مي گذارد، خنثي كردن توطئه هاي گروههای اداره شونده از خارج باشد.

پرسش 13: با توجه به اینکه گرایش ایرانیان به پان ایرانیسم روز افزون است، بازدهی این گرایش مردمی را چگونه می بینید یا پیش بینی می کنید؟

كورش زعيم: افزايش گرايش به پان ايرانيسم در سالهاي گذشته، سه علت عمده دارد. يكي بي اعتنايي جمهوري اسلامي به هويت ايراني و نفي فرهنگ ايراني كه حتا این تحقیر فرهنگ ایرانی را وارد كتابهاي آموزشي كودكان هم کرده اند، و نابودسازي سيستماتيك ميراث فرهنگي و تاريخي كشور كه از ده سال پيش سرعت و شدت گرفت، از تخريب عمدي بصورت نابودسازي فيزيكي تا غارت و قاچاق به خارج از كشور؛ و سياست دروغ آموزي به كودكان و دانش آموزان درباره تاريخ و فرهنگ كهن ايراني، كه بخش عمده اي از جمعيت كشور را بشدت آزرده كرده است. دوم، گسترش و آزادي نسبي فعاليت پانهاي تجزيه طلب با پشتيباني بيگانگان و با سرمايه گذاري برخي كشورها كه عواملشان در درزهاي تصميم گيري و سياستگزاري كشور لانه كرده اند و با ايجاد تنش و نفرت در ميان مردم، كشور را به سوي جنگ داخلي سوق مي دهند. سوم، بيداري وجدان ملي و موج گرايش به تاريخ و فرهنگ و افتخارات كهن، كه بويژه از سال 1386، تبديل به يك توفان فرهنگي براي رويارويي با فرهنگ تلقيني كنوني، كه جوانان كشور را بشدت جذب خود نموده است.  

پرسش 14: نظر شما درباره ی پان ترکیسم و پان عربیسم چیست و چه راه هایی را برای مبارزه با این دو جریان پیشنهاد می کنید؟

كورش زعيم: من وارد تاريخچه ايجاد اين سازمانها نمي شوم، و اينكه چه كساني و چه نيروهايي در چه زماني و به چه منظوري اين سازمانها را تشكيل داده اند، زيرا نمي خواهم برخي هم ميهنانم را كه با ناآگاهي و از روي خشم نسبت به سياست حاكم بر ايران، و به علت سادگي خود، تحت تاثير تلقينات به آنها گرويده اند آزرده كنم. خودشان ميتوانند در اين باره مطالعه كنند، و اينكه هزينه اين فعاليت هاي گسترده از کجا تامین می شود. بررسي كنند كه تركيه به چه منظور صدها ميليون دلار (فقط در آغاز دهه 1380 دويست ميليون دلار) در پشتيباني از تبليغات و اقدامات ضد ايراني هزينه كرده است، عربستان براي چه 480 ميليون دلار براي كمك به تبليغات و اقدامات ضد ايراني در درون ايران هزينه كرده و چه كساني از اين پولها بهره مند شده اند. آقاي الهام عليف كه طبق آمار بين المللي فاسدترين حاكم جهان است و خشن ترين وديكتاتوري ترين دولت جهان را اداره مي كند، براي چه اين همه پول در اين راه هزينه مي كند و به ايران نفرات و اسلحه مي فرستد؟ من از كمكهاي مالي و غيرمالي سازمانهاي جاسوسی ديگر کشورها كه نام نمي برم خبر ندارم، هرچند حضور پنهانی و نفوذی آنها در ايران و به اين منظور انكارناپذير است.

توطئه عليه يكپارچگي ايران آنقدر گسترده است كه ما نه تنها نمي توانيم، بلكه نبايد انرژي خود را صرف مبارزه با آنها كنيم. ما زورمان به آنها نمي رسد، ولي مي توانيم آگاهي رساني كنيم و هم ميهنان خود را كه مانند خود ما ناراضي هستند، از اینگونه تله ها نجات دهيم و به مبارزه خودمان بپيوندانيم. ما بايد روي ريشه اين نارضايتي ها و ميهن گريزي ها كار كنيم نه روي ميهن گريزها.

پرسش 15: در کل دشمنان ایران و ایرانیان را چه کسانی می دانید؟

كورش زعيم: ما هيچ دشمني نداريم بجز خودمان. كشورهاي ديگر همه در پي منافع ملي خود هستند و اگر پا روي منافع ملي ما مي گذارند از ناداني، بي عرضگي يا خيانت پيشگي خود ماست. برخي بيگانگان با زور و زر برخي از ما را شيفته مي كنند يا از عاقبت كار مي ترسانند؛ ولي مصدق در عمل نشان داد كه هيچ قدرت جهاني نمي تواند با زور و زر و تزوير و ترساندن بر اراده يك ملت چيره شود. ما اگر بخود آييم و به قدرت ذاتي خود پي ببريم و خود را باور كنيم، هيچ دشمني در خانه ما لانه نخواهد توانست كرد و هيچ دروغي نخواهد توانست باورانده شود. 

پرسشگر: با سپاس از شما که در این گفت و گو مرا همراهی کردید

پیروز باشید، پاینده ایران

پرسشگر: مهران شهرخانی تهرانی

20 آبان 1393

 

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
واقعا شرم هم برای بعضی ها چیز خوبی است. آقای کورش زعیم از درون کشور رژیم آخوند ها را به باد حمله میگیرد و آنوقت یکی از خارج به ایشان بدو بیراه میگوید بدون آنکه درباره نوشتار و دیدگاه ایشان نظری بدهد. این کامنت نویس اگر توی ایران بود جرات نطق کشیدن نداشت یا اینکه مجیز گوی رژیم میشد. این کامنت نویس با این لحن حرف زدن فقط فکر و فرهنگ خودش را به نمایش میگذارد. مردم ایران و از جمله آذربایجانی ها ی عزیز وطن و ملت شان و مصدق بزرگ را دوست دارند و مانند این کامنت نویس و امثال او نیستند که با ایران و ملت ایران دشمن باشند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-حیف ازعکس بعضی ازبزرکان مثل گاندی .ماندلا.ستارخان.وحتی مصدق که تعدادی آنهارابالای سرخودگذاشته وخودرابه آنهاوراه آنهامنسوب میکنند.شعری است میگوید . تامردسخن نگفته باشدعیب وهنرش نهفته باشد.ماکه شماراواهداف شمارامیشناسیم.ومیدانیم (هانسی یووانین قوشی سووز.بالا)راه شماتنهابدردخودتان میخوردمارابه خیرشماامیدی نیست شرمرسان.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
" در ناسیونالیسم ایرانی ذره ای احساس برتری جویی، سلطه طلبی، نژادپرستی یا گسترش مرزی وجود ندارد. ناسیونالیسم ایرانی با فرهنگ خود و خرد و دانش خود و با دوستی و همکاری و احترام به ارزشهای فرهنگی و آیینی و باورهاي دیگران، خود را در دل مردم و ملت های دیگر جا می کند. فردوسی سرشت ناسیونالیسم ایرانی را به خوبی ترسیم کرده است:
همه یک به یک مهربانی کنید به ایران زمین پاسبانی کنید." این جمیه ها به بهترین وجه ویژگش های ناسیونالیسم ایرانی را توصیف می کنند که جز میهن دوستی و ملت دوستی معنایی ندارد. پاینده باد ایران

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
براستی جای دریغ است که شماری از هم میهنان آغوش گرم ایران عزیز را رها کرده و تفاوت ها را دشمنی می شمارند و نغمه اختلاف سر می دهند. با مغلطه و دشنام و تحریف می کوشند تبار های ایرانی را باهم دشمن و مخالف نشان دهند. همینجاست که باید برمیهن پرستی و پان ایرانیسم به عنوان تنها راه نجات از چنگ حکومت کثیف اخوندی تاکید کرد. همه به اغوش میهن کهنسال خود بازگردیم وخواسته های خود را از مام وطن بخواهیم که اگر ازاد باشد همه چیز به فرزندانش خواهد داد. از بیگانگان هیچ خیری به ما نخواهد رسید چنانکه نرسیده است. ما با هر زبان و دین و اندیشه و رنگ و رسم ایرانی هستیم و برابر و تنها با همراهی و همکاری به خواسته هایمان خواهیم رسید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-دوستان بحث های خوبی رابازکرده ایدامیدوارم که یک عده ازاتینیک های غیر فارس تمامیت خواه فرق نمیکندکه چه افکاری داشته باشند.فدایی.ملی گرا.ملی مذهبی. سوسیالیت. پان ایرانیست وهرافکاری که دارند.غیرازاتینیک فارس درجمع محفلی خود بحث حقوق مدنی رااز جمله حق تدریس بزبان مادری رابمیان آورندودرچندین جلسه بر این خواست برحق که پایمال شده تاکیدکنند.برای آزمایش ببینندچه واکنشی دوستان فارسشان نشان میدهند.اگه درجلسه سوم به این دوستان پان نگفتندمن هیچ چیز نمیدانم.100سال است اینهادرزیرسایه افکارنژادی پرستی هم ازتوبره خورده اندوهم ازآخور. البته تمام این درس هاازطرف انگلیس واربابان استعماری آنهاداده میشود. متاسفانه تعدادی افرادساده لوستم کشیده مادی که روبه چپ وشعارهای عدالت طلبانه سوسیالیسم گرویده اند.تمام نیروی خودراناخواسته برای تقویت پان فارس های نژادپرست وعامل های تفکرانگلیس استعماری صرف میکنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خوب من حالا رو میکنم به جریانات سیاسی مخصوصا باصطلاح چپ که حتی سالهای سال اطلاعیه های مشترک با جبهه ملی داده اند و برای خود شیرینی به پان ایرانیستهای شونیست- فاشیست باهم مراسم سال روز و یا سالگرد گرفته اند آیا با خواندن افاضات آقا زعیم جای تردید برایتان باقی مانده که شما همکار و همیار پان ایرانیست شونیزم فارس بوده اید ؟ و با ملغمه پان ترکیزم سر پوش به جنایات پان ایرانیست گذاشته اید و ما میلیون ها بار گفته ایم که وضع باصطلاح اپوزیسیون در رابطه با ملل تحت ستم شونیزم فارس از خود رژیم بد تر است بفرمايید این قو و این میدان مواضع خود را در قبال فاشیزم و شونیزم عریان مشخص کنید .جرئت و آزادگی شما درس خوبی خواهد بود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
روز ی دو کودک گردو بازی میکردند یکی که میخواسته زرنگ بازی در بیاورد به دیگری میگوید ( سنین کین ییاخ منیم کین اویناداخ) یعنی مال تو را بخوریم با مال من بازی کنیم. حالا این شده حکایت ملل غیر فارس با فارسها.ادای دوستی و انسانیت در میاورند ولی قواعد بازی را رعایت نمیکنند و در پشت پرده ایران و ایرانگرایی هدفشان خوردن گردوی طرف مقابل است .چرا از حقوق ملی ملل غیر فارس حرفی نمیزنند؟ چرا نمیگویند نظرشان نسبت به زبان و فرهنگ و تاریخ و اقتصاد و ...ملل غیر فارس چیست؟ اول بیایند برادریشان را ثابت کنند بعد ادعای برابری بکنند.چرا یک فارس یا پان ایرانیست میتواند از پیوندها در گستره فرهنگی ایران زمین بزرگ حرف بزند اما من ترک تبریز تا بخاهم از همبستگی با ترکهای خراسان اردبیل اورمو قشقایی زنجان قزوین ساوه خلج و ... حرف بزنم میشوم پان ترک تجزیه طلب.چرا یک کرد نباید با همزبانان خود یک عرب خوزستان با همزبانان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تغییر نام‌های غیر فارسی به نام‌های فارسی
در این تصمیم که با مصوبه‌های موازی نهادهای گوناگونی همچون انجمن لغت‌سازی وزارت جنگ، هیئت وزیران، دفتر مخصوص شاهنشاهی/ دربار، شرکت نفت انگلیس در ایران، و در نهایت با مصوبه‌های فرهنگستان اول (که در سال 1314 تأسیس شد) انجام می‌گرفت و در همان هنگام نیز اعتراض‌هایی را به همراه داشت، بسیاری از نام‌های جغرافیایی کهن ایران تغییر داده شدند. در این رویکرد، تلاش بر آن بود که نام‌های فارسی جانشین نام‌های غیر فارسی شود. چنین عملی علاوه بر اینکه به اختلاف‌ها و حساسیت‌های قومیتی دامن زد و موجب صدمه به همبستگی مردم و هویت تاریخی آنان شد (و بازخوردهای آن هنوز هم ادامه دارد)، صدمه‌های فراوانی را نیز به جغرافیای تاریخی ایران و مفاهیم آن وارد آورد. نمونه‌ای از چنین دستکاری‌هایی عبارت بود از:

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای تبریزی عزیز همانگونه که ملاحظه میکنید بیشتر این کامنت های قوم پرستانه یکنواخت و همانند که گویی همه از یک قلم بیرون امده اند تنها یک چیز را تکرار میکنند بدون اینکه به خود نوشته بالا بپردازند. امیدوارم شما اسیر این اتمسفر مصنوعی این پریشان گویی های بی بنیاد و بی منطق نشده باشید. یکی مدعی میشود ناسیونالیسم ایرانی همان ناسیونالیسم فارسی است و ان یکی میگوید پان ایرانیسم یعنا پانفارسیسم! اینها قدرت درک چنین متن هایی را ندارند و البته بی صداقت وهوچی هم هستند. آشکار است که پان ایرانیسم یعنی عشق به ایران و دوستداری ملت ایران و هیچ برتربینی بر ملت های دیگر در ان نیست. ملت ایران یعنی همه شهروندان ایرانی از هر نژاد و قومیت و رنگ و زبان. این قوم پرست های غلط نما اصل مخالفت شان با کشور و ملت ایران است. ولی میترسند این را آشکار بگویند و در عوض به میهن پرستان هجوم میکننو و نسبت های غلط به

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوشته:در توطئه شوروي در استان آذربايجان پس از جنگ جهاني دوم، اين ناسيوناليسم دفاعي مردم آذربايجان بود كه شكست حكومت دست نشانده بيگانگان را رقم زد، نه ارتش شاهنشاهي.).سوال: پس ارتش شاهنشاهی در آزربایجان چکار میکرد؟ چرا وقتی رژیم شاهی ایران با حکومت ملی آزربایجان معاهده امضا نمود که حکومت ملی خلع سلاح شود و در مقابل , ارتش شاه وارد آزربایجان نشود ایران این معاهده را نقض کرد و وارد خاک آزربایجان شد و به قتل علم پرداخت؟نکند برای میانجیگری بین مردم و حکومت ملی بوده؟؟ نوشته :گونه سوم ناسيوناليسم، ناسيوناليسم افراطي برتري جوي است. اين ناسيوناليسم كه زشت ترين پديده ناسيوناليستي است، بر پايه برتري جويي نژادي، فرهنگي، تاريخي يا مذهبي استوار است. اين انديشه ديگران را از حقوق مدني خود محروم مي سازد، و يا به جنايت هاي ضد بشري "پاكسازي" دست مي زند.
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، روشن نیست که آقای کورش زعیم یادداشت هائی که در این بخش از تارنمای ایران گلوبال نوشته می شوند را می خوانند یا نه؟ بدبختانه آقای کورش زعیم سخنان نادرستی را در گفتگو با یک گزارشگر گفته اند و مایه شگفتی است که ایشان که دارای دانشنامه دانشگاهی نیز هستند چرا سخنانی را گفته اند که ناهمسانی چندانی با سخنان مردم کوچه و خیابان ندارند! گزارشگر از آقای کورش زعیم می پرسد: ( ..... تعریف شما از ناسیونالیسم چیست؟ ..... ) و ایشان شناسه صد در صد نادرستی از ناسیونالیسم را به دست می دهند: ( ..... ناسیونالیسم وابستگی، وفاداری و هویت گرایی نسبت به یك كشور به عنوان تعریف سیاسی یك ملت است! ..... ) آیا شناسه درست ناسیونالیسم این است؟ آقای کورش زعیم کمابیش شناسه ای از میهن پرستی آن هم پر از کاستی را به دست داده اند نه ناسیونالیسم! و میهن پرستی و دفاع از یک کشور و کوشش برای پیشرفت و آبادی یک کشور .....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان بهتر است بدانند که بزرگترین و تنها دستاورد ( ناسیونالیزم فارسی‌ / ایرانی‌ ) همون کارخانه‌های جوک سازی هستند، این نقطه‌ عطفی در گرایش بشر قرن حاضر به سوی ( قانون و ترقی‌ ) است، بی‌دلیل نیست که تنها همین دستاورد بود که ( خاتمی سید خندان ) را چنان خوشحال میکرد و فرآورده این کارخانه‌ها قند را در دهان ایشون آب میکرد، این دستاورد ناسیونالیزم فارسی‌ فقط با پایین آمدن انسان در کرهٔ ماه و جدا شدن ( فیله از رزتا و نشستن آن بر روی ستاره دنباله دار ) قابل مقایسه است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این گونه بنظر میرسد که جریانات دینی و چپی و تجزیه طلب اساسن خود را ایرانی نمیدانند. خود نظام هم پیرو دین عرب و اساسن عرب تبار هستند. برای نمونه توجه کننید که ..
1)سازمان مجاهدین پیرو صدام و اکنون یک جریان امریگائی است.
2)(سازمانهای چپی پیرو روسیه هستند و یادم میاید که شعا رتوده ای ها در دوران انقلاب این بود
(دمکراسی و ملی هر دو فریب خلق اند)
3)سازمانهای کورد متاثر از روسیه شوروی نیز جریانی چپگرا و تجزیه طلب میباشند .
4)جریانات ترک باقی مانده از دوران پیشه وری نیز خواهان تجزیه اذربایجان از ایران هستند.
اگر خوب دقت کنیم نه نظام ونه مخالفان نظام دلسوزی وعشق برای مردم و ایران ندارند.در حقیقت ایران ملکی است با وارثان مخالف و تشنه به خون هم.
روشن است که اگر کسی سخن از ایران و تمامیت ان بگوید با خشم و نفرت روبرو میشود.در هیچ جلسه و کنگره چپی شما پرچم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آنهایی که الفبای سیاسی را میدانند خوب میدانند که مسائل سیاسی و اجتماعی بشکل جریان وار بررسی میشود نه بشکل منفرد و برای استفاده از ترم های سیاسی و اجتماعی ما باید نماینده جریان وار آن حرکت را داشته باشیم مثلا این روز ها از ترم پانترکیزم استفاده میشود خوب ما هم سوال میکنیم نماینده اجتماعی و سیاسی این حرکت پانترکیزم در آذربایجان جنوبی کدام حزب و سازمان است ؟؟؟ جواب ما چنین تشکیلاتی را نمیشناسیم پس وقتی نمی شناسی چرا گلوت را پاره میکنی ولی در بین فارسها و بشکل علنی و حتی رسمی پان ایرانیست « پان فارسیزم» وجود دارد و نمایندگانش حزب پان ایرانیست - حزب ملت و جبهه ملی ایران « صحبتهای آقا زعیم فاکت مناسب » » لازم بیاد آوری است که اصطلاح های اقوام ایرانی پان ترکیزم و امثالهم از طرف وزارت اطلاعات رایج و تبلیغ شده و تا قبل از اوج گیری حرکت ملی در آذربایجان جنوبی یعنی حدود ١٥ سال قبل در ایران از این

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تقدس گرایی مبتنی بر تاریخ،پان ایرنیسم و اوالترا ناسیونالیستهای ایرانی چە ارجحیتی بر تقدس گرایی تاریخ پانها یا اولترا ناسیونالیستهای غیرفارس یا غیر ایرانی دارد؟
اصولا همه ناسیونالیستها و پانها موضع خود را برحق و مقدس و یا حتی انسانی میدانند و در این بین پان ایرانیسم با دیگر پانها فرق و ارجحیتی ندارد!
ایا اصولا میتوان ناسیونالیسم را با ناسیونالیسم نقد کرد و یا اندیشه یک پان را با اندیشه پان دیگر نقد کرد؟

پانها و ناسیونالیستها تاریخ خود را منبع و منشا خير دنیا میدانند!در نوشته مذکور اصولا کم مانده گالیله و کوپرنیک و تمام علم و فلسفه غرب راایرانی بداند!حالا این سوال پیش میاید که پانهای دیگر مگر بیشتر از این ادعا دارند؟
ایشان از توطئه و صدها میلیون دلار پول ترکیه،۴۸۰ میلیون دلار پول عربستان ،نفرات و سلاح و پول اذربایجان کمک بسیار کشورهای دیگر را دخیل جنبش های اعتراضی خلقهای غیر فارس

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پان ترک بی منطق متعصب شونیست ، در این سایت مرتب آمار جعلی میدهد و به لغت سازی و نام سازی دروغین و غیر منطقی می پردازد .عمق نظرات فاشیستی آنان ، انسان ستیزی علیه خلقهای دیگر و فرهنگهای غیر خودی است . اینها فراموش کرده اند که در خاورمیانه مهمان و پناهند ه هستند که طی قرنهای گذشته به سبب دامپروری و فرار از جنگ های مغولی به فلات ایران و آسیای صغیر آمده اند و مردم بومی این مناطق به آنان جا و مکان دادند تا از خشونت طبیعت و ظلم ظالمان نجات یابند . و اکنون ادعای صاحبخانه بودن میکنند و از مهماندار شان میخواهند که خانه را با آنان تقسیم کنند . وظیفه دولتهای بومی و رسانه ها این است که به اینگونه افراد درس تاریخ و جغرافیا و سیاست و فرهنگ و مردم شناسی بدهند تا از خیال و رویا و رمانتیک بیرون آیند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در تمام این نوشتار یک بار هم پانفارسیسم نیامده که بعضی از این کامنتها به دروغ مدعی شده اند. فارس و عرب و کرد و بلوچ و تر کمن و ترک که در ایران زندگی میکنند همه ایرانی و برابرند. پان ایرانیسم یعنی همبستگی همه ایرانیها از هر قومی که هستند. پان ترکیسم قوم گرایی است و پان ایرانیسم ملت گرایی. فرق این دو از زمین تا اسمان است. پان ایرانیسم به نژاد و قومیت نیست. پان ترکیسم و پان عربیسم محورش نژاد و قوم است. هرزبان و فرهنگی در ایران هست ایرانی است و محترم و باید ازاد باشد. اینهایی که خودشان را به ان راه میزنند و با ناسیونالیسم ایرانی مخالفت میکنند در واقع با اصل کشور ایران و ملت ایران مخالف هستند. ولی این را پنهان میکنند و نمیگویند تا مشت شان وا نشود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای زعیم .ایا واقعااز ارسال اسلحه ونفرات از اذربایجان شمالی به وسیله الهام علیف به ایران را اطلاع دارید.در این صورت ...... استفاده ازداروهای ضد توهم وارامبخش را برایتان ازواجباب میبینم.قدری هم استراحت برایتان ضروری است.شاد و تندرست باشید.ولی ..... استراحت رافراموش نکنید. باقی بقایت جانم فدایت.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تناقض ودوگانگی شدیدی در مبادی واصول کسانی که خودرا ناسیونالیسم ایرانی مینامند وجود دارد اینان در واقع پان پارس هستند که خودرا ماورای ایرانی مخفی کرده اند واز دیدگاه ایشان ناسیونالیسم عربی و ترکی برای عربها وترکهای ایران نامطلوب وزشت و مجرمانه است اما ناسیونالیسم فارس بسیار مطلوب و گواراست !!! خوب شما یک کشور آزاد چندقومی ومبتنی بر حقوق همه ملتهای ایرانی ( اعم از فارس و بلوچ و ترک و عرب وکرد ) وبدور از حاکمیت یک قوم بر اقوام دیگر - که دوره رضا شاه ونیزجمهوری اسلامی وجود دارد- پایه گذاری کنید وزبانها وتاریخ وفرهنگ ملتهای غیر فارس وتاریخ ملتهای غیرفارس را در ایران رسمی کنید و مقوله ایران مساویست با فارس را تغییر دهید ومقوله جدید ایران یعنی ترک وکرد وبلوچ وعرب را بپذیرید آنوقت هرکس سراغ پان ترک وپان عرب وغیره رفت گردنش از مو باریکتر !!!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کامنت های تکراری مخالفان این مقاله هیچکدام درباره محتوای نوشته چیزی ندارند و تنها به مخالفت با شخص آقای زعیم پرداخته اند. خوب است که این آقایان مخالف دستکم یک بار نگاهی به خود نوشته هم بیندازند و همینطور چشم بسته و از روی تعصب کور قلم نچرخانند! مقاله ناسیونالیسم ایرانی به نظر من بسیار منطقی و دور از هرگونه خشونت و تعصب نوشته شده و انتشار آن در سایت موجب تشکر است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به نظرمن نویسنده این مقاله یکی ازپان فارسهای دواتشه وفاداربه سیستم گذشته پهلوی وسیستم جمهوری اسلامی میباشد.من بانظراقای یوسف اذربایجان کاملا موافق میباشم.پان فارسها شب وروز درتلاشند ابتدایترین حقوق ملتهای غیر فارس را که همانا تدریس به زبان مادری میباشد را کم اهمیت جلوه دهند و با اسیمیلاسیون ملتهای غیر فارس را فارسیزه کنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-این آقاازافرادشناخته شده ویکی ازپان ایرانیستهای مروج خشونت برعلیه دیگراتینیک هاست.فکرمیکنم ارزشی نداردکه مروج افکارپوسیده اوباشیم.اینهادراین 100خودرانشان داده وبرعالم وآدم معلوم است ......نفت وکشورهای استعماری غرب وروس برای چاپیدن منابع منطقه باترویج وحمایت آنهاتوانسته کشورهای نفتی رادرفقر فرهنگی واقتصادی نگه داشته وتاراج کشورراباشعارهای ناسیونالیستی کورمصونیت ببخشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ملت ایران بعنوان یک وجود یکپارچه حق دارد همبسته باشد و از خود و منافع خود دفاع کند. ناسیونالیسم ایرانی یعنی همین و واقعا تنهاراه رها شدن از چنگ رژیم پلید جمهوری اسلامی همین است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
.................... avalan bar akse edahaye in j-eslami kheili ham natinalist va shovoniste irani ast va esme korosh ra ham bord dakhele goran
sanya iran milyardha dolar baraye zabane farsi va nationliste irani sarf karde va mikonad va asnadesh faghir mandan mellathaye iran ast
agar torkie va ya arabestan hah mesle iran baraye tabighate fashisti va nationalist pool sarf mikardand alan mesle iraniha aghab mande va faghyir boodand

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ایا ایشان معنی صدها میلیون دلار را می دانند؟بهتر است ایشان منبع خود بر این صدها میلیون دلار و ۴۸۰ میلیون دلار را اعلام کنند!
در ضمن اگر پان ایرانیسم خوب است به چه دلیل پانهای دیگر بد است؟این تناقض حل شدنی نیست .
این قصه ها که پان ایرانیسم توسعه طلب نیست بیشتر شبیه جوک است!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ارتجاع سرخ و سیاه در عمل نشان دادند که دشمن مردم ایران و هدفی جز نابودی این کشور ندارند.فرقی نمی کند که این ارتجاع مانند نظام در قدرت باشد و یا در تبیعد.
مردم ایران و بویژه اعضا و هواداران این دو جریان تا پای جان در راه به ثمر رسیذن ایده های ضد ملی خود/خود و مردم ایران را به جهنم اسلامی و سوسیالیسم خیالی بردند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بنظر من ما فعالین ملل تحت ستم باید این نوشته را تکثیر و جلو چشم تمام آنهایی که ادعای دموکرات بودن را دارند بگذاریم و بگویم که موضع خود را در قبال فاشییزم و شونیزم عریان پان فارسیزم جبهه ملی مشخص کنند .ما تا به حال هزار بار و میلیون گفتیم که در آذربایجان ما هیچ جریان پان ترکیزم نداریم و این را وزارت اطلاعات در دهان شما گذاشته ولی پان ایرانیزيم که همانا پان فارسیزم است نماینده سیاسی دارد و جریان وار فعالیت میکند نمونه حزب پان ایرانیزم - حزب ملت و جبهه ملی .بفرمائید موضع تان را در قبال حرفهای آقا زعیم مشخص کنید

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری