روشنفکر ایرانی به روایت مسعود بهنود؟

وقتی مسعود بهنود این سخنان تبعیض آمیز و به نوعی "نژادگرایانه" را به زبان آورد، مجری برنامه او را به چالش کشید و به او فرصت داد تا سخنان خود را تصحیح کند. اما بهنود مجددا بر مواضع خود مبنی بر اینکه شیعه گری در خون ایرانی است و روشنفکر باید "شیعه باشد" تاکید کرد و نمک تلخ تبعیض افزونتری بر زخم های بیش از ٢٥ میلیون ایرانی غیر شیعه پاشید. شاید برای بسیاری این شیوه نگرش و رفتار تبعیضگرایانه از جانب یک روزنامه نگار با سابقه و شناخته شده "ایرانی" باعث تعجب باشد. اما برای

مگوی آن سخن کاندر آن سود نیست

کـز آن آتـشـت بـهـره جـز دود نیست   (فردوسی)

قرار بر این گذاشته بودم تا مدتی به "مرخصی سیاسی" بروم و از تحلیل و نوشتار و گفتار پرهیز کنم. اما سخنان اخیر آقای مسعود بهنود که ادعای ٥٠ سال تجربه روزنامه نگاری دارد و مجری یکی از برنامه های تلویزیون بی بی سی فارسی  نیز است مرا برآن داشت تا معنی روشنفکر ایرانی را به سبک و سیاق وی مورد تجزیه و تحلیل موجز قرار بدهم.  وی در مصاحبه با مجری یکی از برنامه های صدای آمریکا بنام برنامه پولتیک مدعی شده است "روشنفکر ایرانی فقط می تواند شیعه باشد زیرا روشنفکر ایرانی بدون فرهنگ شیعه معنی ندارد،  به دلیل آنکه شیعه گری در خون ایرانیان است و روشنفکری که شیعه نباشد، نمی تواند "روشنفکر ایرانی قلمداد شود. کما اینکه به زعم ایشان روشنفکرانی نظیر عباس هویدا و امثالهم  (نظیر احمد کسروی) "روشنفکر ایرانی" نیستند بلکه "روشنفکر بیگانه" هستند. ایشان در همان مصاحبه گله می کنند که چرا رسانه ها (احتمالا بی بی سی و صدای آمریکا) جولانگاه فعالان سیاسی اپوزیسیون شده اند. در حالیکه به گفته ایشان، این رسانه ها باید جایگاه وزین روزنامه نگاران با تجربه ای مثل او باشند و سیاسیون باید در احزاب سیاسی فعالیت کنند و نه اینکه در رسانه هایی مانند بی بی سی و صدای آمریکا و رادیو فردا و غیره ظاهر شوند.

 وقتی مسعود بهنود این سخنان تبعیض آمیز و به نوعی "نژادگرایانه" را به زبان آورد، مجری برنامه او را به چالش کشید و به او فرصت داد تا سخنان خود را تصحیح کند. اما بهنود مجددا بر مواضع خود مبنی بر اینکه شیعه گری در خون ایرانی است و روشنفکر باید "شیعه باشد"  تاکید کرد و نمک تلخ تبعیض افزونتری بر زخم های بیش از ٢٥ میلیون ایرانی غیر شیعه پاشید. شاید برای بسیاری این شیوه نگرش و رفتار تبعیضگرایانه از جانب یک روزنامه نگار با سابقه و شناخته شده "ایرانی" باعث تعجب باشد. اما برای من ء "غیر روشنفکر" ء "غیر شیعه" ء "غیر فارس زبان" ء "غیر مرکز نشین"، و "غیر اصلاح طلب" باعث تعجب و حتی اعتراض نیست. زیرا ما در آن مملکت غم زده ولایت فقیه با اینگونه ادبیات وتبعیض های مذهبی و "روشنفکری" عادت کرده ایم. در نتیجه بنده نه تنها گله ای از مسعود بهنود (که او را در لندن دیده ام و با احترام می شناسم) ندارم، بلکه متشکر و خوشحالم از اینکه ایشان این حقیقت پنهان را عریان کردند تا مناسبتی باشد برای بررسی مجدد پاسمان این زخم همیشگی و دیرینه؛ و تجدید نظری در کارنامه سی و شش ساله "روشنفکر شیعه" و همرایی آنها با حکومت دینی و دین حکومتی.

 

مدتی پیش با یکی از مجریان  یک رسانه  معتبر و شناخته شده برونمرزی صحبتی داشتم. ابراز تمایل نمودم تا در مورد مذاکرات هسته ای بعنوان یک "صاحبنظر" (تحلیلگر) شرکت کنم. با هزار و یک تعجب پرسید: "مگه شما بلوچ نیستید؟ جواب دادم آری ! وی با لحنی کوچک انگارانه ادامه داد: "مسئله هسته ای یک مسئله ملی است و نه یک موضوع محلی". من هم گفتم: ببخشید "اشتباه کردم". و این داستان زندگی ما در مملکتی است که باید به آن افتخار کنیم. در نتیجه افشای راز آقای بهنود بمثابه تعزيه گردان ِ حقیقت تلخ نابرابری مذهبی در ایران،  مطلب جدید و شوک آوری نیست، بلکه اعترافی است به تلخی نگاه تبعیض آمیز که در ضمیر ناخودآگاه "ایرانی فارس زبان ء شعیه ء مذهب طرفدار اصلاحات در نظام جمهوری اسلامی" همواره نهفته بوده و هرازگاهی همانند نیشتر جدایی و تحقیر بر زخم کهنه تبعیض و نکوهیدنی مذهبی فرود می آید. با این اوصاف شاید بتوان گفت آقای بهنود اصلاح طلب حکومتی که در رسانه های "بیگانه" کار و مصاحبه می کند،  هم طبال يزيد است و هم علمدار حسين.

 

این مصاحبه و سخنان دردآور یکی از همکاران تلویزیون بی بی سی فارسی با یکی از مجریان صدای آمریکا از این منظر حائز اهمیت است که مدیران هیچکدام از این رسانه ها به احتمال زیاد این اجازه را به "ایرانیان غیر شیعه" نخواهند داد تا سخنان تبعیض آمیز مسعود بهنود را به چالش بکشند. این در حالی است که وی تفکرات "شوونیستی" و تبعیض آمیز خود را در رسانه های فارسی زبان بریتانیایی و آمریکایی تکرار می کند، بدون آنکه این رسانه های به اقلیت های مذهبی و قومی ایران اجازه "حق دفاع" از خود و ابراز عقیده بدهند. بر طبق قوانین بریتانیا ابراز اینگونه عقاید "نژادگرایانه" مبتنی بر تبعیض مذهبی جرم محسوب می شود. اما آقای بهنود با زیرکی خاص خودش این مطالب را با مجری صدای آمریکا در میان گذاشته و نه با بی بی سی فارسی در انگلیس، که طبیعتا تبعات قانونی خود را به دنبال می داشت. در نتیجه دست ما کوتاه و خرما بر نخیل!

این شیوه بیان و طرز نگرش انحصارطلبانه  مسعود بهنود که به گفته خودش سالها بعنوان خبرنگار همراه عباس هویدا در رژیم گذشته به کشورهای مختلف سفر می کرده و بعد از انقلاب طرفدار حداقل طیف بخصوصی از نظام جمهوری اسلامی بوده و اینک با رادیو و تلویزیونهای بریتانیایی و آمریکایی همکاری دارد، بیانگر شیوه تفکر غالب بر برخی از این رسانه ها است که نه تنها "روشنفکر" بلکه "تحلیلگر" ایرانی را مقید به پیش شرط چهارگانه "شیعه بودن"، "فارس زبان بودن"، مرکزگرا بودن"، و "اصلاح طلب حکومتی بودن" می دانند؛ و در تفاسیر و برنامه های خود از "حضور مبارک الزامی"  آنها استفاده می کنند. بنده علیرغم احترامی که به مدیران بی بی سی فارسی، رادیو فردا و صدای آمریکا قائلم و آنها را با احترام می شناسم و آنها نیز هرازگاهی لطف کرده و بنده را دعوت می کنند، اما خودسانسوری در به ترسیم کشیدن این انتقادات بر حق و موجه را نه شایسته خود و نه در خور حرفه ای آنها می دانم. زیرا صدف زان سبب گشت گوهر فروش، که از پای تا سر همه گشت گوش.

برخلاف نظر آقای مسعود بهنود هیچکدام از افتخارات گذشته ایران شیعه نبودند. تشیع در ایران چهارصد سال پیش و آن هم با زور سرنیزه توسط صفویان بنا نهاده شد. در نتیجه اکثریت مفاخر تاریخ ایران همانند فردوسی، حافظ، عمر خیام، سعدی، مولانا، باباطاهرعریان، ابوعلی سینا، جامی، خاقانی، صائب تبریزی، سنایی، غزنوی، وحشی بافقی، خواجه نظام‌الملک طوسی، عطار نیشابوری، رودکی؛ زکریای رازی، خواجه نصیرالدین طوسی، ابوریحان بیرونی، ناصر خسرو، ابوالفضل بیهقی، نظامی گنجوی، انوری، خواجوی کرمانی، و غیره که همگی سـُـنی مذهب بودند، جزو "روشنفکر" و یا افتخارات ایران محسوب نمی شوند، چون در رگ های آنها خون شیعه صفوی جریان نداشت. اینگونه سخنان نه تنها اجحاف به تاریخ ایران بلکه ظلم به میلیونها ایرانی است که روشنفکری را در عبای شیعه گری جستجو نمی کنند. آیا خود آقای بهنود و یا کارفرمایان و گمارنده گان رسانه ای وی این حقیقت را درک نمی کنند که انکار دیگران از طریق سخنان خودشکوفایانه  برای بسیاری از ایرانیان آزادیخواه غیر شیعه و غیر مذهبی از جمله سـُـنی ها، زرتشتی ها، بهایی ها، ارمنی ها، آشوری ها، یارسانی ها،  یهودی ها، سکولارها و غیره توهین آمیز می باشد؟

 

١ آذر ماه ١٣٩٣

DOSHOKI@GMAIL.COM

 

بخش: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من بارها نوشته و گفته ام که روشنفکر ناسیونالیست ایرانی از آنجائیکه محمل طبقاتی برای اندیشۀ پان ایرانیستی خود ندارد ناگزیر باید رویکرد یکی از دو ناسیونالیسم ایرانی محقق شده در تاریخ معاصر را بپذیرد که عبارتند ازایدئولوژی شاهنشاهی و مذهب شیعۀ دوازده امامی. امروزه شاهدیم که این روشنفکران ناسیونالیست یا در آغوش رضا پهلوی غش میکنند یا زیر لوای جمهوری اسلامی سینه میزنند. مسعود بهنود درین میان تنها نیست. از طیف سلطنت طلب همچون علیرضا نوری زاده و همپالکی هایش که بگذریم ادیب برومند آخرین نمونه درین باره است که مذهب شیعه را برای جبهه ملی تجویز کرده ست. مسعود بهنود با آویختن به پان ایرانیسم که مردم ایران را بعنوان یک ملت ویک زبان (فارسی) تعریف میکند پیش ازاینکه سنی ها و معتقدین بسایر ادیان را زیر سئوال ببرد وجود بیش ازنیمی از مردم ایران را که شامل ملت های غیر فارس است نفی میکند. درینباره

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عین جمله بهنود این است: «هویدا بیشتر یک روشن‌فکر فرانسوی بود، خیرخواه و در عین حال نسبت به بخش عظیمی از جامعه بی‌خبر، هویدا فرانسه فکر می‌کرد. اما خاتمی روشن‌فکر ایرانی است. به دلیل این‌که اصولا روشن‌فکر ایرانی بدون فرهنگ شیعی معنی نداره، چون وقتی معنی پیدا بکنه، اون‌وقت همون چیزی می‌شه که ازش تو تفهیم روشن‌فکر غرب زده، الگوهای غربی، اینا را می‌گیم» حالا عده ای از جمله آقای توکلی راه افتاده اند و می گویند منظورش این نبوده. من نمی فهمم چرا درک هر چیزی که به اسلام مربوط می شود، همیشه محتاج "مفسیر" است. یعنی باید در ورای کلمات مفهوم دیگری را درک کرد. همچنین من نمی‌فهمم از جمله «اصولا روشن‌فکر ایرانی بدون فرهنگ شیعی معنی نداره» چه معنی دیگری می‌توان استخراج کرد، که آقای توکلی آرزو می کند «كاش دوستان مصاحبه بهنود را به دقت گوش مي دادند و سپس إظهار نظر مي نمودند» و من هم می گویم ایشان که ظاهرا

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-دقیقاخاطرم نیست یک نویسنده فرموده روشنفکران کشورهای عقب مانده عقب مانده هستندکه کشورشان عقب مانده شده واگرعقب مانده نبودندکشورشان رشدیافته میشد.مادر بچه گی زیادمیشنیدیم که بزرگترهادرهرمشکلی میگفتنددست انگلیس درکاراست.اگرکمی دقت کنیدوموشکافانه عملکرد36ساله اپوزسیون ایران رازیرذره بین ببریدخیلی چیزها برایتان روشن خواهدشد.دراین مدت میشودگفت همه این نیروهابطریقی متضررشده اند. تعدادی نیزبه کشورهای خارجی بخصوص اروپاوآمریکاهجرت کرده وکم وبیش به رسانه وامکانات دسترسی داشته اند.دراین مدت چندین باردرسال جلسات وهمایش ها گذاشته اند.آیاتوانسته اندبه یک اتحادکوچک حتی زیرپاافتاده سیاسی درموردی مثل پارازیت به توافق برسند.اگرکارنامه این گروه هاراتوجه کنیدازاحزاب 70و80ساله تا سلطنت طلب وغیربوده ازسازمان هایی مثل فداییان وراه کارگروبقول خودشان دموکرات دیده میشود.آیاتوانسته اندکوچکترین اتحادی داشته
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دو شوكي عزيز، در مورد ظلمي كه روحانيت شيعه عليه سني هاي ايران انجام داد با شما موافقم. مسعود بهنود د ر اين مصاحبه مطالب زيادي را طرح كرد از جمله مقايسه اي بين هويدا و خاتمي انجام مي ده كه در انجا بسيار مختصر از روشنفكر شيعه مي گه و خيلي زود از ان رد مي شه كه البته جاي بحث و پرسش بسيار دارد. با اين وجود، من همون نتيجه اي كه شما گرفته ايد را برد اشت نكرده ام
تصویر دكتر عبدالستار دوشوكي

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کیانوش عزیز
من مقاله در مورد بیانیه آقای ادیب برومند نوشتم. از آقای مهندس کورش زعیم گرفته تا گروه ها و سازمانهای جبهه ملی در برونمرز و حتی خود جناب آقای ادیب خود را موظف و مقید دانستند تا به مخاطبان خود جواب بدهند که دادند. اما آقای بهنود بعنوان یک کارمند یک موسسه خود را مقید نمی داند که جواب بدهد. همانگونه که سران تشیع خود را مقید به جواب دادن به احدی نمی کنند. این یعنی فرهنگ . . . .

کیانوش گرامی، امیدوارم که ناراحت نشوی اگر به شما، مسعود بهنود و بقیه هموطنان عزیز شیعه که دیگران را " إفراط گرايي مخالفين" قلمداد می کنید، بگویم "گفتن از زنبور بی حاصل بود / با یکی در عمر خود ناخورده نیش؛ تا تو را حالی نباشد همچو ما / حال ما باشد تو را افسانه پیش؛ سوز من با دیگری نسبت نکن / او نمک بر دست و من بر عضو ریش"

جمهوری اسلامی تحت عنوان شیعه و شیعه گری آنقدر . . .
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
كاش دوستان مصاحبه بهنود را به دقت گوش مي دادند و سپس إظهار نظر مي نمودند، بهنود در يك أشاره كوتاه در مقام مقايسه هويدا و خاتمي تأكيد مي كند كه هويدا بيشتر يك روشنفكر فرانسوي بود كه جامعه ايران را بدرستي نمي شناخت در حالي كه خاتمي يك روشنفكر شيعه إيراني است كه شناخت بيشتري نسبت به ايران دارد،دوم: درك بهنود از روزنامه نگاري ،گزارش نويسي است تا تحليلگري . نظر بهنود اين است كه جايگاه گزارش نويسي در خارج كشور تقليل يافته است در حالي كه تحليل رويداد ها وظيفه اصلي سياسيون است ، نه روزنامه نگار....بعبارت ديگر مرزي بين روزنامه نگار و كارشناس سياسي وجود دارد كه أولي رويداد ها را گزارش مي كند و دومي با گرد اوري مجموعه اي از گزارشات و فاكت ها به تحليل رويداد ها مي پردازد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خودت فهمیدی که چی نوشتی ؟ بهتر است برای بیان یک جمله فارسی ، ابتدا این زبان را درست یاد بگیری تا بتوانی منظورت را بیان کنی و نه اینکه فقط هندونه زیر بغل همپانهایت بگذاری .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هويت خواه عزيز گل گفتي به اضافه روشنايي فكر روشنفكران ايران مثل چراغ روشنايي كلاه معدنچيان است كه كلنگ به دست به يك سو در حال حفاري براي رسيدن به اهداف خود هستند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خارج از تفکرات مذهبی جبهه ملی ، من از شما سوال میکنم اگر این جبهه ملی با این اساسنامه و مرامنامه اش در اورپا بود در ردیف کدام تشکیلات و احزاب قرار میگرفت . بنظر من جزو احزاب و تشکیلات راسیستی و فاشیستی قرار میگرفت و اگر به پارلمان اورپا راه میافت در گروه احزاب نژاد پرست مثل حزب
ناسیونالیست فرانسه برهبری ماری لوپن قرار میگرفت . یعنی چیزی که عیان است چه گفتن به بیان.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خیلی لوث و بی مزه بود . مخالفت با روشنفکری و مخالف با چپ ، نشان از طرفداری از حماقت و ارتجاع و سرمایه داری و بیگانه پرستی است . سرانجام جلال آل احمد به زیارت مکه رفتنش بود . او فکر میکرد روشنفکر یعنی در خدمت سلطنت بودن . در صورتیکه 90 درصد روشنفکران تاریخ سیر اندیشه در ایران ، از چشمه مارکسیسم یا زردشت نوشیده بودند .هیچ مبارزه اجتماعی بدون قشر روشنفکر امکان پذیر نیست . آخوندها نیز دشمن روشنفکران سکولار و ملی و چپ هستند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مراحل روشنفکری در اروپا:
1-تحصیلات عالیه
2-مدارک معتبر
3-مطالعات گسترده
4-اطلاعات عمومی بسیار بالا
تصویر دكتر عبدالستار دوشوكي

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بشارت نامه ی جبهه ملی ایران (سه شنبه سوم بهمن ۱٣۵۷ جبهه ی ملی ایران)
دوشوکی: بیانیه زیر که توسط جبهه ملی ایران در روز سه شنبه سوم بهمن ۱٣۵۷ صادر شده است، در سایت اخبار روز و یا نهاد مردمی موجود است:
http://www.akhbar-rooz.com/printfriendly.jsp?essayId=8227
http://nahademardomi.net/index.php/mobarezeh/1557-jebhe

خمینی می آید، مردی که غریو شادی جهان آزادیخواهی را به عرش رسانده است و پشت دنیای ظلم و استبداد را به خاک، مردی که ندای مبارک رهایی ست و بانگ خوش آهنگ استقلال، مردی که نشانه آزادی انسان با ایمان علیه فساد است و باطل و خفقان.
خمینی می آید، مردی که وجودش تجسم آرمانهای یک ملت تاریخی ست و تجسم آرزوهای همه ملل درهم کوفته جهان، مردی که هستی اش قانون آزادی ست و قانون دادخواهی و نافی همه قانونهای ضد مردمی، و حرکتش حرکت همه قانونهای نو، به سود ملتهای ستمدیده از استبداد . .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من کاری به روشنفکر ندارم، بدون شک روشنفکر ایرانی‌ مثل کمونیست ایرانی‌ فرنکنشتاینیست که ملغمه‌ای از همه چیز و هیچ چیز است، فقط خواستم بپرسم اگر ما در این جامعه روشنفکر داریم چرا این جامعه نکبت زده تا این حد شعار زده، عوام زده و سطحی است؟
تصویر دكتر عبدالستار دوشوكي

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی
متاسفانه قرائت های جدیدی از مقوله های شناخته شده قدیمی از جمله "روشنفکر" و یا "ملی" توسط آقای بهنود و آقای برومند ارائه شده است. به نوشته "فتوای جدید جبهه ملی: تشیع از ارکان مهم ملیت ایرانی است" توجه فرمائید. بعقیده من، اینگونه قرائت های انحصارطلبانه نه تنها باعث شکوفایی بحث در مورد "روشنفکر" و "ملیت" می شود، بلکه صاحبان اندیشه مدرن و انسان محور را تشویق به تبیین "واژه های" مربوطه می کند. یا و گرنه طرح بحث های انتزاعی کمکی به روشنگری موضوع (مخمصه ای دینی و ملی و قومی و غیره) نخواهد کرد. من حقیقتا از سخنان جناب آقای بهنود و بیانیه جبهه ملی در عجبم! و خواهان روشن شدن موضوع هستم. همین!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باز هم آقای کرمی اظهار فضل فرمودند و نظریات بغایت نژادپرستانه و نژادستیزانه خود را به نمایش گذاشتند. به این سخنان توجه کنید: <...این دو گروه از مردمان تُرک تبار و ایرانیان غیر پارسی خود باخته و وطن فروش....>
در تئوریهای آقای کرمی هر کسی که از تبار پاک <ایرانی پارسی> نباشد، خودباخته و وطن فروش است. یعنی حداقل نصف مردمی که در ایران زندگی می کنند، خودباخته و وطن فروشند.
با افراد خودباخته و وطن فروش چه باید کرد؟ لابد همانطوریکه آقای کرمی در مقالات خود فرموده اند، باید آنها را در جایی جمع کرد، دورشان دیوار کشید و برای آنها جهنمی سوزان درست کرد!
آیا کسی می تواند مرا روشن کند که اگر این فاشیسم نیست پس چیست؟
تصویر ناصر کرمی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
روشنفکری دست آورد عصر مدرنیته است، در عصر مدرنیته دورانِ گسل دین محوری و تعریف جهان پیرامونی بر پایه های دین شناختی به رهبری کلیسا است. در عصر مدرنیته انسان محوری و خردگرایی بر مبنای علوم تجربی و این جهانی جایگزین دین و کلیسا محوری شد. در عصر مدرنیته ساختار حکومت زمینی این جهانی ( جمهوریّت و دمکراسی) جایگزین حکومت آسمانی دین سالار به رهبری کلیسا و مسجد شد. مقولهء روشنفکری و دین باوری ( بویژه دین اسلام و مسلک شیعه گری) دو عرصهءِ متضاد با هم هستند و یکی، دیگری را نفی و انکار میکند، در عرصهء دین باوری فرد، لازم به تلاش در شناخت بیشتر و ضرورت در اندیشیدن و آفرینش که نیروی محرکهء فرآیند روشنفکری است را ندارد، ...
تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یک نکته دیگر در مکالمات زبان فارسی این کمله «باید» است که «باید» آنرا بهتر فهمید. باید همیشه مفهوم اجبار ندارد و بسته به موقع معنی «بهتر است» و یا «شایسته تر» و «مناسب تر» هم میدهد. نمونه هایش بسیار است: مرد باید فلان باشد.. دختر باید بهمان باشد که در این موارد و موارد مشابه باید همچی هم باید نیست. همینگونه است احتمالا نظر مسعود بهنود.
تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من آن برنامه را ندیده ام و بنا را بر نقل قول آقای دوشوکی میگذارم. مسعود بهنود نظرش را گفته. نمیتوان او را بخاطر اظهار نظر برای شرایط خاص ایران به دادگاه کشید .. یعنی دادگاه موضوع را قابل طرح نمیداند. اما دموکراسی معنی اش مگر همین نیست که بهنود عقیده داشته باشد که روشنفکر ایرانی باید شیعه باشد و دیگری نظرش این باشد که روشنفکر باید ارمنی باشد و هیچکدام هم از ابراز نظرشان نترسند؟ من فکر میکنم که زیاد نباید مته به خشخاش بگذاریم. آقای بهنود نظرش این است و آقای دوشوکی و تصور میکنم اکثریتی نظرمان مخالف نظر آقای بهنود است. من فکر میکنم که روشنفکر باید سکولار باشد اگرنه قدرت تمیز و تشخیص نخواهد داشت.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای دوشوکی درست می‌گوید. قضاوت را بعهده مردم بگذاریم، کسی که حرفش را با فردوسی شروع می‌کند ایرانی‌تر است، یا کسی که تشیع را شرط لازم روشنفکری می‌داند؟ کسانی مثل بهنود، نگهدار، گنجی، مسیح علینژاد در واقع در ردای اپوزیسیون تیشه به ریشه ایران می‌زنند و اسمش را هم گذاشته‌اند "اعتدال". نامبردگان خواسته یا ناخواسته سیاستهای نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی را در اروپا اجرا می کنند (لطفا با تهمت "وابستگی" اشتباه نشود، من فقط می گویم اینها با هم همگام هستند، وابستگی یک تهمت است و من به هیچوجه کسی را به آن متهم نمی کنم)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تا آنجا که به یاد میاورم اکثر مقالات جناب دوشوکی در باره ظلم رفته بربلوچ توسط ایران " نژاد گرای فارس زبان شیعه و مرکز نشین بوده " است واگر سلسله مقالاتی در باره مساله اتمی نوشته اند اقلا بنده از آن اطلاعی ندارم.. زمانی که " یکی از مجریان یک رسانه معتبر و شناخته شده برونمرزی " به ایشان که " ابراز تمایل نموده بود تا در مورد مذاکرات هسته ای بعنوان یک "صاحبنظر" (تحلیلگر) شرکت نماید " به نحوی یاد آور میشود که ایشان یک صاحبنظر در مسائل بلوچ هاست و تخصصی در امور هسته ای ندارند به رگ " ایرانیت " ایشان بر میخورد و نتیجه میگیرند که " این داستان زندگی ما در مملکتی است که باید به آن افتخار کنیم " و این " نگاه تبعیض آمیز[..] در ضمیر ناخودآگاه " ایرانی فارس زبان, شعیه مذهب, طرفدار اصلاحات در نظام جمهوری اسلامی" همواره نهفته بوده " است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقای دکتر دوشوکی عزیز
من این حرفها را به طعنه و از طرف اونها زدم. خدای ناکرده سوتفاهم نشود. من جنابعالی را بسیار روشنفکرتر و فهمیده تر و آزاده تر و ملی تر و ایرانی تر از امثال بهنود می دانم. نوشته بودم که از نظر جمهوری اسلامی و طرفدارانش شما یک روشنفکر ایرانی (بنا به تعریف بهنود) نیستید. در صورتی که برای اکثر ایرانیان شما یک روشنفکر تمام و کمال ایرانی و ملی هستید و خدا را شکر که شیعه هم نیستید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مسعود بهنود گل سرسبد روشنفکران شیعه است همگی در "بی بی" 30 و صدای آمریکا جمع شده اند و حاصل کار خود یعنی انقلاب اسلامی و رژیم جمهوری اسلامی را به رخ جهانیان و بخصوص اقلیت های ایرانی میکشند. ایشان درست می فرمایند که روشنفکر باید شیعه و فارس باشد. آقای دوشوکی شما یک نیمچه روشنفکر آن هم از نوع محلی هستید. خواهشن خودتان را با "روشنفکران ایرانی" قاطی نکنید.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری