امنیتی که به دنبالش هستیم فقط یک آرزوست!

عملیات تروریستی اخیر در نروژ باعث افزایش احساس عدم امنیت در بین اکثر مردم کشورهای غربی شده. اگر تا کنون مردم این کشورها فقط از جانب بنیادگرایان اسلامی احساس خطر می کردند، الان راست های افراطی هم به جریانات ترس زا پیوسته اند. این سوال همیشگی بشر دوباره در مرکز توجه قرار گرفته که برای امنیت بیشتر چه باید کرد.

عملیات تروریستی اخیر در نروژ باعث افزایش احساس عدم امنیت در بین اکثر مردم کشورهای غربی شده. اگر تا کنون مردم این کشورها فقط از جانب بنیادگرایان اسلامی احساس خطر می کردند، الان راست های افراطی هم به "جریانات ترس زا" پیوسته اند. این سوال همیشگی بشر دوباره در مرکز توجه قرار گرفته که برای امنیت بیشتر چه باید کرد.

در غرب سال هاست که دولت ها (مخصوصا دولت های دست راستی) به دلیل یا به بهانه ی مقابله با تروریسم سعی در کنترل بیشتر جامعه (و یعنی افراد آن) دارند. ولی خوشبختانه نخست وزیر سوسیال دمکرات نروژ هنوز ساعاتی از ترور اخیر نگذشته بود، اعلام کرد که نروژ احتیاجی به کنترل بیشتر ندارد، بلکه باید در جهت کاهش خشم و نفرت افراد سرخورده و تقویت و ترویج انسان دوستی تلاش کند.

در درازمدت این تنها راه موثر برای "کنترل" جامعه است. مسلما در جوامع کنونی حدی از کنترل لازم است، ولی زیاده روی در آن و پلیسی کردن جامعه، خود به احساس سرخوردگی و "بیچارگی" (به معنی چاره نداشتن) دامن می زند و باعث اقدامات خشن افرادِ مشکل دار می شود. در ضمن همانطور که عده ای به دنبال تقویت سیستم کنترل هستند، عده ای هم به دنبال شکستن سد کنترل هستند. برای همین نمی توان فقط با تکنولوژی، برای مردم امنیت به ارمغان آورد.

حدود دو سال پیش در یک برنامه ی حزب سوسیال دمکرات آلمان شرکت کردم که سخنرانش خانم بریگیته تسوپریس بود. بریگیته تسوپریس از سال 2002 تا 2009 وزیر دادگستری آلمان بود. یکی از موضوعات سخنرانی اش افزایش کنترل در اینترنت بود. در آن زمان حزب راست "دمکرات مسیحی" آلمان خواهان افزایش کنترل در همه عرصه ها بود (و امروز هم همچنان هست) و احزاب سوسیال دمکرات و لیبرال با آن مخالفت می کردند (و می کنند). البته علیرغم همه مخالفت ها راست موفق شدند بخشی از سیاست های خود را در این زمینه پیش ببرند، چرا که از طرف مردم حمایت می شدند.

یک حرفی که تسوپریس زد و برایم خیلی جالب بود و فکر نکنم دیگر هیچوقت یادم برود، این بود که گفت بشر همیشه به دنبال امنیت بیشتر است و فراموش می کند یا نمی خواهد قبول کند که ما هیچوقت در هیچ جامعه ای هم نمی توانیم صد در صد امنیت داشته باشیم. فقط کافی ست به بلایای طبیعی یا تصادفات فکر کنیم تا به این حرف پی ببریم. ما باید قبول کنیم که خطر همیشه هست و وجود خواهد داشت. البته منظور تسوپریس این نبود که برای مقابله با خطرات نباید کوشش کرد، بلکه قصدش این بود که نشان دهد این نوع طرز تفکر که به دنبال امنیت صد در صد است، نه تنها مفید نیست، بلکه ضررهای زیادی به جامعه وارد می کند. از جمله همین که دست راستی ها موفق می شوند از ترس های مردم سواستفاده کنند و جامعه را هر روز بیشتر از پیش پلیسی کنند.

اگر به این قضیه بیشتر فکر کنیم، می بینیم که در عرصه های دیگر هم وضع همینطور است و یک عده از احساس ترس مردم به نفع خودشان سواستفاده می کنند. کافی ست مثلا نگاهی به تولید و فروش کارخانه های داروسازی بیندازیم. انواع ویتامین ها، "مواد معدنی" و قرص های گیاهی و حتی شیمیایی برای جلوگیری از بیماری ها یا کمبودهایی که اصلا معلوم نیست آدم هیچوقت دچارش شود، به خورد مردم می دهند. جالب اینجاست که خود این مواد خیلی وقتها به بدن صدمه وارد می کند. حتی اگر موادی طبیعی مثل آهن ، کلسیوم ، منیزیم و یا یکسری از ویتامین ها را بیش از نیاز بدن مان مصرف کنیم، ممکن است سلامت مان به طور جدی به خطر بیفتد.

خلاصه اینکه به قول سهراب سپهری:

و نترسیم از مرگ مرگ پایان کبوتر نیست ...مرگ گاهی ریحان می چیند مرگ گاهی ودکا می نوشدگاه در سایه نشسته است به ما می نگرد و همه می دانیم ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است!

(البته باید اقرار کنم که خودم از اون ترسوها هستم!).

انتشار از: 

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری