آیا چیزی به اسم «ژن خودکشی» واقعا وجود دارد؟

در رابطه با اینکه آیا پدیده های روحی و روانی منشا فیزیکی دارند یا نه، نظرات متفاوتی در بین محققین وجود دارد. ولی هر چه پیشتر می رویم، تاثیر محیط بر انسان مهمتر ارزیابی میشود. تا همین چند دهه پیش اکثر محققین بر این باور بودند که حتی پدیده هایی چون زنانگی و مردانگی ارثی هستند. در صورتی که امروزه بسیاری با سیمون دوبوار موافقند که انسان زن به دنیا نمی آید، بلکه زن میشود! یعنی تربیت و محیط پیرامون باعث شکل گیری خصوصیات و خصائل زنانه و مردانه در انسانها میشوند.

مسعود نقره کار که روان پزشک هم هست، در مطلبی با عنوان "ژن خودکشی" که در سایت گویا منتشر شده، مدعی شده که خودکشی میتواند پدیده ای ارثی و ژنتیک باشد. عده ای از روان پزشکان به دلیل اینکه شاهد رواج خودکشی در برخی خانواده ها بوده اند، به این نتیجه رسیده اند.

در رابطه با اینکه آیا پدیده های روحی و روانی منشا فیزیکی دارند یا نه، نظرات متفاوتی در بین محققین وجود دارد. ولی هر چه پیشتر می رویم، تاثیر محیط بر انسان مهمتر ارزیابی میشود. تا همین چند دهه پیش اکثر محققین بر این باور بودند که حتی پدیده هایی چون "زنانگی" و "مردانگی" ارثی هستند. در صورتی که امروزه بسیاری با سیمون دوبوار موافقند که انسان زن به دنیا نمی آید، بلکه زن میشود! یعنی تربیت و محیط پیرامون باعث شکل گیری خصوصیات و خصائل "زنانه" و "مردانه" در انسانها میشوند.

علم روانشناسی در قرن اخیر دچار تحولات بسیار شده، ولی هنوز راه درازی برای کشف علل اختلالات و ناهنجاری های روانی در پیش دارد. بر خلاف جامعه شناسی مدرن که بر تاثیر محیط بر انسان تاکید ویژه دارد، علم روانشناسی بسیار سنتی تر است و هنوز اهمیتی بیش از حد به نقش عوامل فیزیکی میدهد. برای نمونه اکثر روان پزشکان بر این باورند که برخی بیماری های روانی چون شیزوفرنی ارثی هستند. در صورتی که اگر کمی فکر کنیم، می بینیم که به احتمال بسیار زیاد انتقال یک بیماری روانی به فرزند دلایل روحی دارد و نه فیزیکی.

بچه ای را در نظر بگیرید که به طور دائم با پدر یا مادری شیزوفرن سر و کار دارد. این را هم در نظر بگیرید که معمولا پدر یا مادر الگویی برای فرزندشان هستند و شدیدا بر او تاثیر دارند. بچه ای که دنیا را از چشم پدر یا مادری بیمار می بیند، مسلما برای مبتلا شدن به بیماری روانی بطور کل و بیماری پدر یا مادرش به طور خاص، "مستعد" تر است. حتی در سنین بالاتر چنین چیزی میتواند صادق باشد. فکر کنید همسر یا شریک زندگی شما افسردگی شدید داشته باشد. احتمال اینکه شما پس از سالها زندگی با چنین فردی، خود نیز دچار افسردگی شوید، کم نیست.

کسی که تمایل به خودکشی دارد، ممکن است دید خود نسبت به زندگی و مرگ را به فرزندش منتقل کند. درست است که خودکشی در یک آن انجام میگیرد، ولی نتیجه ی سالها ناراضی بودن، ناامید بودن و بدبین بودن است. و این چیزی ست که میتواند به راحتی به فرزند آدم منتقل شود.

موضوع دیگری که در علوم پزشکی مطرح میشود و باید به آن موشکافانه نگریست، تفاوتهای مغزی آدمها با یکدیگر است. در مطلب مسعود نقره کار نیز به تفاوت های مغز افرادی که "ژن خودکشی" دارند با دیگران اشاره شده است. در تحقیق بر روی مغز با این مسئله که اول مرغ بوده یا تخم مرغ مواجه هستیم! چیزی که بسیاری از محققین آن را نادیده میگیرند. برای نمونه آیا فلان فعالیت مغز یا فلان هورمون باعث ابتلا به فلان بیماری روانی میشود یا اینکه آن بیماری روانی یا عوامل روحی باعث تغییر در فعالیت مغز و ترشح هورمون مشخصی میشوند؟!

این موضوع از نظر من بزرگترین ضعف علم روانپزشکی است که در حال حاضر نمیتواند ثابت کند تا چه اندازه مغز، خصوصیات روحی و روانی و حتی ویژگی های فیزیکی بدن انسان متاثر از عوامل روانی و تاثیر محیط پیرامون و یا عوامل فیزیکی ست. متاسفانه اکثر روان پزشکان به جای اینکه به دنبال کشف عوامل روحی روانی هم باشند، تحقیقات شان عمدتا بر روی عوامل فیزیکی ست و شیوه نگرش شان بسیار یکطرفانه است

 

انتشار از: 

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری