آیا فمینیسم باعث تضعییف دمکراسی شده است؟

به مناسبت 8 مارس، روز جهانی زن، مطلبی از گرهارد آمنت در نشریه آلمانی زبان نویه تسورشر تسایتونگ منتشر شده که حاوی چند نکته جالب است. با اینکه نظرات عقب مانده ی نویسنده، بخش عمده این مقاله را تشکیل میدهد، ولی دو سه نکته ای که او در انتقاد به فمینیسم بیان کرده، قابل تامل است. از نظر نویسنده در دوران کنونی، فمینیسم دنیا را به دو قطب زنان قربانی و مردان گناهکار تقسیم میکند و به جای اینکه به دنبال راه حلی برای نزدیکی زنان و مردان باشد، تضاد بین جنسیت ها را آشتی ناپذیر جلوه میدهد.

به مناسبت 8 مارس، روز جهانی زن، مطلبی از گرهارد آمنت در نشریه آلمانی زبان نویه تسورشر تسایتونگ منتشر شده که حاوی چند نکته جالب است. با اینکه نظرات عقب مانده ی نویسنده، بخش عمده این مقاله را تشکیل میدهد، ولی دو سه نکته ای که او در انتقاد به فمینیسم بیان کرده، قابل تامل است. از نظر نویسنده در دوران کنونی، فمینیسم دنیا را به دو قطب زنان قربانی و مردان گناهکار تقسیم میکند و به جای اینکه به دنبال راه حلی برای نزدیکی زنان و مردان باشد، تضاد بین جنسیت ها را آشتی ناپذیر جلوه میدهد. عامل همه بدبختی های بشر، مردان محسوب میشوند و از زنان رفع مسئولیت کامل میشود. زنان حتی در تربیت فرزندان خویش مسئول شناخته نمیشوند.

نکته بسیار جالبی که نویسنده مطرح کرده و خود من تا به حال به آن فکر نکرده بودم، رابطه فمینیسم و دمکراسی است. از نظر نویسنده فمینیسم به جای نزدیک کردن زنان و مردان و دنبال راه حل گشتن برای مقابله با اختلافات، فقط به دنبال وضع قوانینی به نفع زنان است و تاکید اصلی اش بر نقش دولت است. گرهارد آمنت میگوید که از این زاویه، فمینیسم طرفدار دولتی مقتدر است و این نتیجه اش تضعییف دمکراسی ست. با توجه به نظرات سنتی و محافظه کارانه نویسنده احتمالا او نتیجه گیری متفاوتی از این گفته دارد تا من نوعی. ولی با این نظر موافقم که اکثر فمینیست ها به جای تاکید بر کار فرهنگی و تغییر از پایین، لغو و وضع قوانین را مهمتر میدانند. مسلما قوانین نقش بسیار مهمی در زندگی ما دارند، ولی تجربه نشان میدهد که فرهنگ را نمیتوان فقط از بالا تغییر داد و برای ایجاد تغییرات اجتماعی نمیتوان به تغییر قوانین بسنده کرد.

علاوه بر نکاتی که آمنت به آن اشاره کرده، مشکل دیگر اینجاست که اکثر فمینیست ها نقش مردان را در تغییر شرایط زنان نادیده میگیرند و فکر میکنند زنان به تنهایی میتوانند بر نابرابری های جنسی غلبه کنند. متاسفانه آن دسته از فمینیست هایی هم که به کار فرهنگی اعتقاد دارند، فقط زنان را مخاطب قرار میدهند. نمونه اش را میتوان در فعالیت های انجمن های فمینیستی در غرب مشاهده کرد که هیچگونه اقدامی برای جلب مردان به طیف حامیان حقوق زن انجام نمیدهند و بسیاری شان حتی در برنامه های خود از ورود مردان جلوگیری میکنند. خیلی از انجمن های زنان ایرانی نیز این نوع برخورد را الگوی خود قرار داده اند و با برگذاری برنامه هایی که فقط زنان در آن اجازه شرکت دارند، آن روی سکه جداسازی جنسیتی را به نمایش گذاشته اند.

این را نباید نادیده گرفت که زنان نیز همپای مردان در تحکیم نظام مردسالاری نقش داشته اند. آنچه مردسالاری را پابرجا نگه میدارد، رواج افکار مردسالارانه هم در بین مردان و هم در بین زنان است. برای ایجاد تحول در جامعه نه زنان میتوانند بدون مردان کاری از پیش ببرند، و نه مردان بدون زنان.

 

بخش: 
انتشار از: 

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری