امنیت زنان: گزارش عاج از درون زندان زنان

علیه آپارتاید جنسیتی(عاج)
در ایران و به خاطر حفظ نظام، مسائل امنیتی نیز به فهرست مشکلات زنان افزوده شده است. وزارت اطلاعات، دادستانی، قوه قضائیه، دیوان عالی کشور و سپاه همگی بسیج شده اند تا زنانی که تفکر می کنند و تغییرخواه هستند را شناسایی و سرکوب کنند.

زنان علاوه بر اینکه درگیر مردسالاری سنتی هستند، زندانی مذهب مردان جامعه نیز هستند. مذهب برای زنان، زندان در زندانی ساخته است که هیچ راه فراری از آن به جز مرگ ندارند. خودسوزی و خودکشی زنان در مناطق و جوامع سنتی و مذهبی بیشتر دیده می شود، از روستاهای تبت و پاکستان گرفته تا کردستان ایران و یمن، همه جا حصاری مذهبی یا سنتی، برای زندانی و محصور کردن زنان ساخته شده است.
در ایران و به خاطر حفظ نظام، مسائل امنیتی نیز به فهرست مشکلات زنان افزوده شده است. وزارت اطلاعات، دادستانی، قوه قضائیه، دیوان عالی کشور و سپاه همگی بسیج شده اند تا زنانی که تفکر می کنند و تغییرخواه هستند را شناسایی و سرکوب کنند.
پلیس و بسیج نسخه مردمی تر این سرکوب هستند. اگر زنی اراده کند تا حق آزادی انتخاب پوشش، آزادی مذهبی و یا هر حق سلب شده اش را مطالبه کند و به دست بیاورد، دستگیر شده، مورد اهانت و ضرب و شتم قرار گرفته و جریمه می شود. اگر زن در جوامع مذهبی صرفا ((اراده)) کند، به او گوشزد می شود که اراده مختص مردان است و زنان اراده ای از آن خود نمی توانند داشته باشند چون مستقل نیستند و همسان مردان (انسان) نیستند. یعنی در حقیقت، زنان در جوامع مذهبی و سنتی، تبعیض های مضاعف را تحمل می کنند و بیشتر از مردان مورد تبعیض قرار گرفته آن جامعه مورد تبعیض قرار می گیرند.
ادیان اسطوره ای همیشه یک حرف زده اند: دو زن = یک مرد. و حکومتگران مذهبی با پلیس و بسیج این تبعیض را در هنگام اجرای قوانین حکومتی مرتکب می شوند؛ اما علاوه بر این تبعیض مذهبی و سنتی، حکومتگران مذهبی و سنتی که در پی حفظ نظام خود هستند، به بهانه تأمین امنیت کشور تبعیض مضاعفی را بر زنان جامعه تحمیل می سازند.
حکومتگران در ابتدا سعی می کنند تا زنان را ناآگاه و تحت انقیاد نگه دارند تا به تعداد مخالفین سیاسی آنها افزوده نشود، چرا که هر زن آگاه شده درباره مذهب، آگاه شده درباره سیاست (یعنی حیله های حکومتگری) نیز خواهد بود. پس حفظ سنت های مذهبی باید از زنان آغاز شود و با زنان پایان یابد چون نماد حفظ مذهب در زنان پدیدار و پی ریزی شده است.
حجاب و فرمانبری و اطاعت از شوهر به مردان می آموزد که آنها هم اربابی دارند، اربابی به نام حکومت که تشکیل شده از نمایندگان دروغین خدای دروغین است.
در این بین هر مردی که بر علیه حکومت و مذهب به پا خیزد، بر علیه زنان خانواده وی نیز فشار مضاعفی از جانب ماموران حکومت وارد خواهد شد. هر زنی هم که آگاه شود، علاوه بر اینکه همچون مردان شکنجه خواهد شد، به جنسیت او نیز تعدی صورت خواهد گرفت تا شخصیت رشد یافته و مستقل شده انسانی اش مورد تهدید و سرکوب قرار گیرد و بار دیگر به صورت انسان فرمانبر غیر مستقل درآید. مأموران می دانند که مذهب و سنت تحمیل شده بر جامعه،زنان را اخته کرده و از صورت انسانی شان خارج ساخته است، بنابراین سعی می کنند تا هر زن آگاه شده را مورد سرکوب مجدد قرار دهند تا اخلاق بردگی را مجددا از نو بیاموزد.
 آنها اطاعت و فرمانبری را از زنان می خواهند و مردان خانواده نیز نماینده حکومت و مذهب در خانواده برای تحت کنترل درآوردن و فرمانبردار نمودن زنان هستند. مطمئنا زنان بدون استقلال، فرمانبر خوبی هستند و مذهب و حکومت این نسخه را برای تحت اختیار گرفتن نیمی از جامعه پیچیده اند و آن را توسط مردان خانواده به خوبی به اجرا در آورده اند. بدینگونه، حس رهبری و قدرت طلبی مردان نیز ارضاء خواهد شد تا به دنبال تغییر حکومت و وضع موجود نیافتند. در واقع ادیان بصورت سلسله مراتبی، به مردان درجه فرماندهی داده و زنان را سرباز و مطیع مردان قرار داده اند.
 بدین ترتیب حکومت حکومتگران مذهبی بر زنان، حکومت مردان بر زنان نیز خواهد بود و اداره و تعیین سرنوشت زنان را برای حکومتگران آسانتر خواهد ساخت. تحمیل نوع لباس و حجاب اجباری، محدودیت در انتخاب شغل، محدودیت در مسافرت و آزادی روابط از نمونه های حکومت مذهب و سنت، و حکومت و مردان بر زنان است.
امنیت ملی با تشویق زنان به آگاه شدن به هم می ریزد. اینگونه است که امنیت کشور با تشویق زنان به مطالعه، تشویق به اعتراض به حجاب اجباری، قوانین ضد انسانی، خشونت علیه زنان و هر اعتراض دیگری توسط زنان بر هم خواهد خورد. زنان هیچ راه چاره ای برای رهایی و نجات خود بجز خودآگاهی ندارند و تنها پس از خودآگاهی زنان است که بخشی از مردان با آنها همراه خواهند شد.
اما زنانی که این امنیت اراذل و اوباش حکومتی را قبلا تهدید کرده اند، مورد شکنجه های بسیاری قرار گرفته اند. واکنش وزارت اطلاعات و سپاه به آگاه شدن زنان شناسایی و دستگیری آنها بوده است. آنهایی که متفاوت فکر و زندگی کرده اند مانند زهرا کاظمی در زیر بازجویی کشته شده اند، مانند دختران دبیرستانی دهه شصت، قبل از اعدام مورد تجاوز قرار گرفته اند، مانند مریم مجبور به همکاری با سپاه شده اند و بصورت کاملا برهنه در مقابل وبکم قرار گرفته اند تا بتوانند مقدمات دستگیری متهمانی که سپاه به دنبال آنهاست را فراهم کنند.
مانند طلا پیشنهاد رابطه جنسی برای تخفیف در مجازات از بازجو و بازپرس خود گرفته اند. مانند دختران جوان گمنامی که در مخفی گاه های وزارت اطلاعات و سپاه از آنها بازجویی می شود مورد تجاوز قرار می گیرند. مانند دخترانی که به بندهای خودگران و بدون نظارت ۲۰۹ اطلاعات یا بند دو-امنیتی سپاه در داخل زندان اوین منتقل شده اند همواره مورد ضرب و شتم، اهانت های جنسی و تهدید به تجاوز قرار می گیرند. خیلی از دختران جوانی که به احزاب، گروه ها و رسانه ها دسترسی نداشته اند و به همین سبب بیشتر از دیگران در معرض آزار قرار داشته اند، مورد آزار جسمی و گاها جنسی بیشتری قرار گرفته اند. دست زدن به اندام دختران و زنان و تعریف بیمارگونه جزء به جزء از همه اندام آنها رویه همیشگی بندهای امنیتی است.
 بازسازی صحنه تجاوز برای زنان به اندازه بازسازی صحنه اعدام برای مردان کاربرد داشته است. بازجویان از هر روشی برای خرد کردن متهم و تخریب شخصیت او می کنند تا به اعترافات دروغین دیکته شده دست یابند و این اعترافات را علیه متهمان در دادگاه های نمایشی استفاده کنند. روابط نامشروع اولین اتهامی است که به صورت تبعیض آمیز بر زنان مخالف حکومت و مذهب وارد می شود و فشار برای اخذ اعتراف دروغین درباره هرزه بودن زنان دستگیر شده امری مشترک است.
تمام موارد گفته شده این متن دارای شاهد عینی با نقل قول مستقیم هستند اما اسامی کامل نزد این سازمان غیردولتی محفوظ هستند. بارها دیده شده است که زنان زندانیان سیاسی و عقیدتی تهدید به تجاوز شده اند و از آنها توسط بازجویان، بازپرس، دادستان و قاضی خواسته شده است تا از شوهران خود طلاق بگیرند. مزاحمت تلفنی و شنود مکالمات زنان، دختران و خواهران زندانیان سیاسی همواره از روش های کنترل زندانیان سیاسی بوده است. افزایش فشار بر زندانیان سیاسی مرد با تشکیل پرونده یا احضار وابستگان زن آنها صورت گرفته است. نمونه های زیادی وجود دارد که ثابت می کند که بازجویان با دادن شماره موبایل خود به زندانیان سیاسی زن و زنان زندانیان سیاسی، از آنها درخواست رابطه دوستی و جنسی داشته اند و یا اینکه بعنوان مخبر و جاسوس از آنها قصد بهره برداری داشته اند. یکی از زنان زندانیان امنیتی-سیاسی بعد از طلاق از شوهر خود با وعده و وعید به عقد بازجوی خود درآمده است.
وضعیت زنان زندانی با جرایم عادی در زندان های اوین و رجایی شهر سابق بر این بسیار اسفناک بود و فسادهای گسترده دادستان کرج که خانه هدایت کرج (خانه حمایت از دختران آسیب دیده) را اداره می کرد و شعبه های مختلف آن در دیگر شهرها برقرار بود، تنها یکی از این فسادهای افشا شده است. رئیس سابق زندان رجایی شهر نیز یکی از دختران زندانی بی خانواده را برای قاچاق به شیخ نشین های عربی فروخته بود که در پرونده ای جداگانه به جرم وی و همدستانش رسیدگی شده است.
 رئیس پلیس سابق تهران سردار طلائی نیز چند سال پیش با شش نفر از بازداشت شدگان زن در حالی که آنها را مجبور کرده بود تا به حالت برهنه سجده بروند و نماز بخوانند دستگیر شده بود. این فساد تنها نماد و نشانه ای از فساد در بازداشت گاهها و کلانتری های نیروی انتظامی است که دختران فراری و زنان آسیب دیده را تحت بازداشت خود قرار می دهند. بازداشت هایی که نتیجه ای از آنها بجز سرکوب بیشتر زنان آسیب دیده اجتماعی حاصل نمی شود.
رئیس اسبق اندرزگاه چهار و بند ۳۵۰ اوین، محمد بزرگ نیا، که توسط اتحادیه اروپا به اتهام نقض حقوق بشر تحریم شده است، در بخشی از بهره برداری های جنسی از زنان زندانی در زندان اوین نقش داشته است. وی و چند کارمند دیگر زندان اوین با سوء استفاده از موقعیت شغلی خود و وضع زنان زندانی شده با اتهام های حمل مواد مخدر، ارتباط جنسی نامشروع و...، با آنها در درون و بیرون زندان ملاقات هایی را ترتیب داده اند. این ارتباطات با پول و مواد مورد نیاز زندانیان مبادله می شده است. اکنون که زندانیان زن به زندان قرچک ورامین منتقل شده اند، این ارتباط و سوء استفاده کارمندان زندان به این زندان منتقل شده است. زندانیانی که به مرخصی، پول و مواد مخدر و حتی گاها به مکانی برای زندگی نیازمندند و جرم برخی از آنها روسپی گری و استعمال مواد مخدر بوده است، چاره ای بجز تن دادن به این شرایط و ارتباطات ندارند.
در سال ۱۳۷۷ چهار کارمند و یک سرباز به اتهام تجاوز و برقراری روابط نامشروع با حدود ۱۵۰ زن زندانی زندان تبریز اعدام شدند. فیلم بازجویی خشن و اهانت آمیز از همسر سعید امامی در دهه هفتاد منتشر شد و رشته احمدی معاون امنیتی سابق دادستان تهران مستقر در اوین نیز بعد از حوادث سال ۱۳۸۸ به اتهام ارتباط نامشروع دستگیر و از کار خود برکنار شد. جانشین وی که به پرونده زندانیان سیاسی رسیدگی می کرد، خدابخشی معاون فعلی دادستان در امور امنیتی است.
پیشنهادهایی که قضات به متهمان و شاکیان زن می کنند همواره زیاد و همه گیر بوده است و نیازمند بررسی همه جانبه و گزارش گیری است اما دستگاه قضائی اجازه ورود و تحقیق بازرسان مستقل از نهادهای مستقل مدنی را نمی دهد و آزادی پس از بیانی نیز برای محققان مستقل قائل نیست.
در زندانهای بزرگ کشور همچون رجایی شهر کرج، همانگونه که مقامات، نگهبانان و کارکنان زندان مواد مخدر زندانیان را تأمین و به داخل زندان وارد می کنند، ترتیب ملاقات شرعی زندانیان مرد با روسپی های خارج از زندان را نیز می دهند. سال ۱۳۹۳ یکی از رؤسای واحد امنیت داخلی زندان و برخی کارکنان زندان های رجایی شهر و قزل حصار به اتهام قاچاق مواد مخدر به داخل زندان دستگیر و برخی از آنها به اعدام محکوم شدند. در اواخر خرداد ۱۳۹۴ نیز شبکه دیگری از فساد و قاچاق داخل زندان متلاشی شد که در طی آن پسر خواهر و داماد امیریان و رئیس دارالقرآن زندان رجایی شهر حسینی دستگیر شدند.
ملاقات شرعی به معنی اجازه ملاقات خصوصی زن و شوهر با همدیگر در اتاق هایی مخصوص در داخل زندان است اما مافیای زندان ها که متشکل از باندهای زندانیان شرور به سرکردگی وکیل بندها و کارمندان و نگهبانان زندان است ترتیب ملاقات شرعی زندانیان با روسپی ها را در ازای پول می دهند. این ترتیب دادن ملاقات سابقا که زندان های اوین و رجایی شهر بند زنان داخل خود داشتند شامل ملاقات شرعی زندانیان و رؤسای مرد با زندانیان زن آسیب دیده اجتماعی در ازای دریافت پول و امکانات نیز می شده است.
توهین و تحقیر زنان در جریان بازجویی ها و سرکوب آنها توسط احکام ضد زن دادگاه ها توسط احکام اسلامی توجیه می شود؛ اما بهره گیری از کودکان دختر زیر هجده سال بعنوان جاسوس و نفوذی توسط وزارت اطلاعات و سپاه برای تعقیب و آمارگیری از متهمان سیاسی و امنیتی رویه ای زشت را پایه گذاری کرده که حتی باعث به فحشا کشیده شدن این کودکان به اسم دفاع از نظام و دین شده است. البته این امر سابقه ای تاریخی و بین المللی دارد اما فساد دین اسلام و حکومت جمهوری اسلامی از این مقوله اثبات شده قابل نتیجه گیری است؛ که این امر خود نکته ای بسیار مهم و قابل تعمق است.
بسیاری از فعالان زندانیان سیاسی زنان و دخترانی مشکوک در زندگی خود سراغ داشته اند که سعی در استفاده از جنسیت خود برای دوستی و اطلاعات گیری از آنها کرده است. وزارت اطلاعات برای شکست دشمنان خود از انجام هیچ کاری دریغ نمی ورزد و وقتی که شاخه های ترور دارد و سعید امامی ها را در خود پرورده، از استفاده ابزاری از زنان به اسم دفاع از امنیت نظام (امنیت نظام، نه  امنیت کشور!) رویگردان نخواهد شد. جلب همکاری کودکانی که به بلوغ فکری خود نرسیده اند و ایدئولوژی پوسیده پدران اطلاعاتی خود را با خود حمل می کنند و همینطور در پی جلب توجه و قدرت هستند اصلا سخت نیست. اکثر این دختران ظاهری بسیار امروزی و آراسته دارند. بخاطر همین وضعیت ول شدگی جامعه است که قدرت نفوذ وزارت اطلاعات و جهل در جامعه زیاد، و قدرت نفوذ علم در بین مردم کم است. در این خصوص در آینده جزئیات اطلاعات بیشتری منتشر خواهد شد. اما چیزی که هم اکنون گویاست این است که امنیت نظام و امنیت دین بر علیه امنیت مردم کشور است و دفاع از امنیت نظام و اسلام در حقیقت اقدام علیه امنیت ملی کشور است.

بخش: 
انتشار از: