نقطه درخشان کنگره سکولاردموکرات های ايران در فرانکفورت

... و براساس این عادت معمولا در کنگره ها و کنفرانس ها بیشتر می آئيم تا از سالیان سال دردها و رنج های خودمان و مردمان دیگر بگوئيم و از ظلم و بیداد حکومت اسلامی. اما در این کنگره به نظر می آمد که بیشتر افراد از این مرحله گذشته اند و راه حلی برای برون شد یافته اند که چیزی نیست جز تکیه زدن بر خواست حکومتی سکولار دموکرات برای ایران. و این نقطه ی درخشانی بود که این کنگره داشت.

پس از سفری یک ماهه به اروپا، دیشب، با یک آنفلونزا، به خانه بازگشته ام. با این حال، به قول غربی ها، برگشته ام به home, sweet home (خانه، خانه ی شیرین). جایی خوانده ام که این اصطلاح در آغاز برای وطن بوده است. اما وقتی نمی توانی در وطنی که آزادی نیست زندگی کنی، آن سرزمینی که آزادی را به تو ارزانی داشته خانه ی دومت می شود؛ به ويژه که شهر دنور، در ايالت کلرادو ی امريکا، به تصدیق جهانگردان، از نظر جغرافیایی، طبیعت و آب و هوا شباهت حیرت انگیزی با تهران، زادگاه من، دارد. (البته تهران جوانی های من، یعنی تهران بدون دود و آلودگی).
این سفر اگر چه یک ماه طول کشید، اما هدف اصلی اش شرکت در کنگره ی سکولار دموکرات های ایران بود که امسال در فرانکفورت آلمان برگزار شد. دلم می خواست که از گشت و گذارهایی که در شهرهای مختلف داشتم و از دیدار دوستان قدیم و تازه با شما بگویم که اين موضوع را می گذارم برای اوقاتی که از شر این بیماری لعنتی رها شوم. و در این جا به طور مختصر از کنگره می گویم:
1- اولین چیزی که در این کنگره جلب توجه می کرد این بود که از نظر اجرایی بسیار خوب برگزار شد. روشن بود که تلاش، نظم، و دقت زیادی برایش بکار گرفته شده است. و از نظر محتوایی به باور من از معدود جمع های سیاسی ایرانی بود که بسیار متمدنانه و آرام پیش می رفت. در این کنگره شما از هر گروه و اندیشه ای می دیدید، جز کسانی که فقط دوست دارند با همفکران خودشان بنشینند و (البته از باورمندان به جمهوری اسلامی هم خبری نبود).
در این کنگره از چپ ترین تا راست ترین تفکر خودشان را نشان می دادند. از جمهوری خواه تا پادشاهی خواه دیدگاه های خود را می گفتند و از باورمندان به مذهب تا ناباوران به آن، به راحتی نظر می دادند. 
با این که بسیاری از آدم ها یکدیگر را نمی شناختند و وقت سخن گفتن روشن بود که در طیف های متفاوت عقیدتی و سیاسی به سر می برند، و در مواردی به شدت با هم اختلاف نظر دارند اما برخوردها پخته و ملایم بود. به نظر من مهم ترین دلیلی که چنین فضایی را بوجود آورده بود برخورد گردانندگان کنگره بود. آن ها به گونه ای عمل می کردند که شرکت کنندگان همه خود را «صاحب خانه»، یا صاحب کنگره بدانند. تبعیضی در میان نبود، هیچ کسی در بيان عقیده و نظر برتر از دیگری نبود، یک شخصیت گمنام همانقدر اجازه ی سخن گفتن و اظهار نظر داشت که یک شخصیت مشهور. 
2- نکته دیگر، که باز به نظر من بسیار مهم است، این بود که همه نشان می دادند که به جای ناله کردن از بیماری مهلکی که سی و هفت سال است جان ها را آزرده و سرزمینی را به ویرانی کشانده، به دنبال دارویی موثر و کارآ هستند. ما عادت کرده ایم که مدام ناله کنیم، سینه بزنیم، از دردها بگوییم ولی کمتر عادت داریم که، بدون تکرار دایمی این رنج ها، در پی درمان باشیم، 
و براساس این عادت معمولا در کنگره ها و کنفرانس ها بیشتر می آئيم تا از سالیان سال دردها و رنج های خودمان و مردمان دیگر بگوئيم و از ظلم و بیداد حکومت اسلامی. اما در این کنگره به نظر می آمد که بیشتر افراد از این مرحله گذشته اند و راه حلی برای برون شد یافته اند که چیزی نیست جز تکیه زدن بر خواست حکومتی سکولار دموکرات برای ایران. و این نقطه ی درخشانی بود که این کنگره داشت.
برگرفته از: 
فیس بوک بانو شکوه میرزادگی
انتشار از: 

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری