نکاتی چند درباره "پاسخ به اتهام" دکتر محمدرضا هیئت

چماق کردن ترکی نویسی می تواند دلسردی و بیزاری نسل جوان آذربایجانی از ترکی نویسی را نیز سبب گردد. چنانکه ایجاد جامعه ای "مومن" و "توحیدی" در تجربه سی و دو ساله رژیم جمهوری اسلامی نتیجه ای جز بیزاری مردم از دین و ایمان به ارمغان نیاورده است. امروز ده ها و شاید صد ها هزار کودک آذربایجانی در خارج متولد شده و پا به عرصه گذاشته اند. اگر فرض کنیم که همه آنها به زبان مادری خود صحبت می کنند، فکر می کنید چند درصد آنها می توانند ترکی بنویسند و بخوانند؟ آیا با معیارهای مهران بهاری ها و هم فکران شان ما حق مشارکت فرزندان مان را در ساختن آذربایجان فردا حذف نمی کنیم. آیا این تقسیم جامعه آذربایجان از هم اکنون به خودی و غیر خودی نیست ؟

خطابیه جنابعالی، با عنوان "پاسخ به اتهام" در رابطه با نوشته خانم "لیلا مجتهدی" را خواندم.  ضرورت روشن شدن مطالبی که در نوشته جنابعالی انعکاس یافته بود، سبب تنظیم این نوشتار گردید.

قبل از پرداختن به نکاتی که توضیح و روشن شدن آنها را ضروری احساس کردم، می خواهم این نکته را روشن نمایم که اگر جنابعالی در "پاسخ به اتهام" تنها به توضیح نکاتی می پرداختید که  که مربوط به شخص شما بود، در آن صورت مسلما لزومی برای نوشتن این سطور برای من نیز باقی نمی ماند.  زیرا اعتقادم بر این است که هر کس، در هرمقامی حق دارد که در مورد "ادعا" و یا "اتهام" هائی که فکر می کند برعلیه اش اقامه شده است، که به دور از واقعیت بوده و غیرعادلانه می نماید، نه تنها حق، که تکلیف پاسخ گوئی و رفع اتهام را دارد.

ولی از آنجائی که پاسخ گوئی شما فراتر از موضوع مطروحه رفته  و موضوع اصلی مورد  مناقشه را نیز مسکوت گذاشته است، لذا توضیحات ذیل را برای روشن کردن اذهان عمومی آذربایجانی ها مطرح می کنم.

1-  به نظرم "اصل موضوع" در نوشته خانم مجتهدی:  "واژه آذری و عوام فریبی شبکه مهران بهاری"، در اعتراض و تقبیح اصرار مکرر آقای مهران بهاری، در حذف مقاله:  "اتیمولوژی واژه های آذر و آذری" دکتر "محمد حسین صدیق" از صفحه فیس بوک شان بوده است.

 آقای مهران بهاری در مورد مقاله دکتر صدیق با اصرار می خواسته اند که به خانم مجتهدی بقبولانند که:  مقاله دکتر صدیق "غیرعلمی" و "ابلهانه" است و نویسنده مقاله نیز یعنی آقای دکتر صدیق بواسطه این مقاله و نظرات شان "دشمن ملت تورک" است، و هرکس هم به نشر آن مقاله کمک کند "خائن به ملت تورک" است!  به زبان ساده تر آقای مهران بهاری خانم مجتهدی را تهدید کرده اند که اگر مقاله دکتر صدیق را از صفحه  فیس بوک شان پاک نکنند (یعنی سانسور نکنند) خائن به ملت تورک اند !

 به نظر شما خانم مجتهدی می بایستی تسلیم تهدید و زورگوئی آقای بهاری می شدند و باصطلاح "قال قضیه را می کندند"، تا موضوع در "سایت های فارس" سر زبان های نیافتد، و یا به تهدید و زورگوئی "آقایان مهران بهاری ها" اعتراض کرده و آنرا رد می کردند ؟  خانم مجتهدی راه دوم را برگزیدند و نه تنها باج خواهی آقای بهاری را رد کردند، بلکه آنرا علنی کرده و افشاء نیز کردند.  موضع گیری فوق شایسته کسانی است که با صمیمیت به "آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثناء" یعنی شعار اصلی "انجمن قلم جهانی" و مسلما "انجمن قلم آذربایجان جنوبی (ایران) در تبعید" اعتقاد دارند و در عمل نیز از آن پیروی می کنند.

 جنابعالی در کنار دفاع محقانه از مجله وارلیق، بجای اعتراض به تهدید و باج خواهی آقای مهران بهاری و دفاع از حق "آزادی اندیشه و بیان" خانم مجتهدی با تاکید این نکته را مرقوم کرده اید که: 

"با توجه به آنچه گفته شد، اصرار نویسنده محترم  (خانم مجتهدی) برصحت مطالب این مقاله (مقاله دکتر صدیق) و خائن و جاهل شمردن منتقدین آن کاری بدور از اخلاق علمی و فرهنگی است" !

از شما سوال می کنم خانم مجتهدی کی و کجا منتقدین مقاله دکتر صدیق را خائن و جاهل خطاب کرده اند.  آیا این خانم مجتهدی هستند که منتقدین مقاله دکتر صدیق را خائن و جاهل می نامند، یا اقای مهران بهاری که نویسنده مقاله (دکتر صدیق) را "دشمن ملت تورک" و کسانی را که به نشر آن کمک کنند (خانم مجتهدی) را "خائن به ملت تورک" می نامند ؟

 گناه خانم مجتهدی این بوده است که مقاله فوق را در صفحه فیس بوک شخصی شان "پایلاش"  Share کرده اند.  یعنی مقاله  را پسندیده و آنرا در صفحه فیس بوک شان گذاشته اند.  در این مقاله نه توهینی، نه تهدیدی و نه خائن شمردن کسی مطرح شده است.  آیا برای Share کردن نوشته ای  درصفحه فیس بوک شخصی اجازه خاص از "مرجعی" باید کسب  کرد؟  آنهم مقاله تحقیقی دکتر صدیق که جنابعالی هم معتقدید که "نتیجه تحقیقات شخصی ایشان است" ؟  با این حساب اگر Share کردن مقاله ای شخصی "دشمنی با ملت تورک" .... باشد، پس در آن صورت تکلیف خود نویسنده آن مقاله، یعنی دکتر صدیق چه خواهد شد ؟  آیا شما هم برخلاف تعارفات تان در مورد دکتر صدیق، فکر می کنید ایشان هم " دشمن ملت تورک" هستند ؟

خواهش می کنم دقت کنید ما در این جا ازعلمی بودن و یا غیرعلمی بودن، درست و یا نادرست بودن محتوای مقاله دکتر صدیق صحبت نمی کنیم، بلکه صرفا از Share کردن آن در صفحه  فیس بوک شخصی خانم مجتهدی صحبت می کنیم !

 2-  جنابعالی نوشته اید: " حال نویسنده محترم {خانم مجتهدی} آذربایجانی ها، ترک ها، آذری ها را جدا از هم دانسته و از الفبای قوم شناسی و زبان شناسی کمترین اطلاعی ندارد چگونه می تواند نویسندگان مجله وارلیق را به دشمنی با آذربایجان متهم سازد ... امیدوارم نویسنده محترم با اندکی مطالعه به اشتباه خود پی برده و از وارد شدن در مسائلی که در حیطه تخصصی وی نیست، خود داری کند و از وارد کردن اتهام بر خادمان دوری جوید".

 آقای دکتر هیئت، بحث و مناقشه نه بر سر "مجله وارلیق" بلکه برسر "یکی از نویسندگان سابق آن است". (آنهم به ظن خانم مجتهدی که درستی و نادرستی آن بعهده خود ایشان است و ما نیز در مقام قضاوت نه نشسته ایم).  در نوشته شما، به میان کشیدن پای مجله وارلیق بحث را  از موضوع اصلی منحرف و به حاشیه رانده است.  خواهش ام این است که مجله وزین وارلیق را (که خدمات بزرگی در حق زبان و فرهنگ آذربایجان انجام داده است) سپر بلای آقای مهران بهاری و یا مهران بهاری ها نه کنید، که احیانا ممکن است شخص و یا نویسنده ای از آن مجله با ایشان همکاری کرده و یا نکرده باشند.  این صدمه زدن به مجله وارلیق و خرج کردن از کیسه حسن شهرت وارلیق در دفاع از آقایان مهران بهاری ها ست.

 موضوع اصلی در این  بحث و مناقشه ها اینست:  عده ای که حیطه تخصصی آنها زبان و ادبیات ترکی آذربایجانی است بخود اجازه می دهند نقش ضابط وزرات ارشاد را در حرکت ملی- دموکراتیک آذربایجان بازی کنند و نه تنها در این حیطه بلکه در تمامی شئون زندگی خصوصی آذربایجانی ها نیز دخالت کنند که:  کی باید به چه زبانی سخن گوید، بنویسد و چگونه و در چه چارچوبی فکر کرده و اندیشه ورزی کند!

موضوع اصلی اینست که عده ای می خواهند از "ترکی نویسی" بعنوان چماقی برعلیه  آزادی اندیشه و بیان و خفه کردن آزادی تفکر استفاده کنند.

موضوع اصلی اینست که آقایان مهران بهاری ها  و مریدان ایشان به بهانه دفاع از "ملت تورک" تلاش می کنند تا تعصب و خفقان را برحرکت ملی- دموکراتیک آذربایجان مستولی کنند.  آقایان مهران بهاری ها می خواهند با فتوای های ولایت فقیه مآبانه شان تخریب و تهدید را نه فقط در فضای مجازی که در فضای حقیقی نیز جاری سازند.

 آیا می خواهیم در فردای جمهوری اسلامی، آذربایجان اینبار اسیر و گروگان افکار و اعمال ارتجاعی و نژاد پرستانه مریدان کور و متعصب امثال مهران بهاری ها  گردند؟

آیا هدف حرکت ملی - دموکراتیک آذربایجان صرفا در تحقق "تورکی نویسی" خلاصه می شود، یا ما در پی ایجاد جامعه ای انسانی- دموکراتیک - آزاد و مرفه هستیم تا  ملت ما بتواند ضمن برخورداری از ثمرات آن به زبان مادری خود نیز بنویسند و بخواند و تحصیل کنند ؟

 چماق کردن ترکی نویسی می تواند دلسردی و بیزاری نسل جوان آذربایجانی از ترکی نویسی را نیز سبب گردد.  چنانکه ایجاد جامعه ای "مومن" و "توحیدی" در تجربه سی و دو ساله رژیم جمهوری اسلامی نتیجه ای جز بیزاری مردم از دین و ایمان به ارمغان نیاورده است.  امروز ده ها و شاید صد ها هزار کودک آذربایجانی در خارج متولد شده و پا به عرصه گذاشته اند.  اگر فرض کنیم که همه آنها به زبان مادری خود صحبت می کنند،  فکر می کنید چند درصد آنها  می توانند ترکی بنویسند و بخوانند؟  آیا با معیارهای  مهران بهاری ها  و هم فکران شان ما حق مشارکت فرزندان مان را در ساختن آذربایجان فردا حذف نمی کنیم.  آیا این تقسیم جامعه آذربایجان از هم اکنون به خودی و غیر خودی نیست ؟

 3-  جنابعالی بحث و استدلال را از موضوع اصلی به حاشیه رانده و به بهانه دفاع از مجله وارلیق ابتدا کاسه کوزه ها را سر خانم مجتهدی شکسته اید و ایشان را در وارد نشدن در حیطه ای که تخصص ایشان نیست و دوری کردن از اتهام به خادمان نصیحت می کنید و نهایتا به موضوع اصلی مد نظر خود که همانا دفاع از تهدید و زورگوئی آقای بهاری باشد می رسید:  "بدون شک آقای بهاری با انتشار اسناد تاریخی، معرفی منابع علمی و فرهنگی، انتشار نمونه های فولکلوریک و دیالکتولوژیک و طرح سوالات اساسی خدمت بزرگی به زبان و فرهنگ ترک آذربایجان انجام می دهند"!

سوال من اینست  آیا " انتشار اسناد تاریخی، معرفی منابع "علمی و فرهنگی" ... و طرح سوالات اساسی، با دروغ و جعل و تحریف قرابتی دارد؟  با تهدید، تخریب و باج خواهی  چطور؟  آقای بهاری تحت نام "نقد"، کارشان تخریب چهره های شناخته شده آذربایجان در خارج است و در این میان تقریبا تمام چهره ها ی فعال از "نقد" ایشان سهمی برده اند.  (*)

از شما می پرسم سیاست تخریب چهره فعالین آذربایجان، و جعل و تحریف اندشیه شخصیت های تاریخی آذربایجان سیاست چه نیروئی می تواند باشد؟  آیا زمان آن نرسیده است که آقایان مهران بهاری ها از تاریک خانه اشباح در آمده  و ماسک خود را برچینند تا معلوم گردد بالاخره  ما آذربایجانی ها با چه کسانی می خواهیم دیالوگ برقرار کنیم !

 

(*)  برای روشن شدن "تحقیقات علمی" آقای مهران بهاری در این زمینه، خوانندگان می توانند به عنوان نمونه به مقالات زیر رجوع نمایند:

 

-  دکتر ضیاء صدر:  آقای مهران بهاری گرامی:  حقیقت ناقص دروغ کامل است.

-  محمد علی حسینی:  کاتب بد تحریر و کلاسیک ادبیاتیمیز.

 

http://www.azer-online.com/azer/?p=6931

برگرفته از: 
ایمیل رسیده
انتشار از: