دوازدهم خردادماه سالگرد کشتار پنجاه و نه مهابادی بی گناه در تبریز

دوازدهم خردادماه ۱۳۹۵ سی و سومین سالگرد اعدام ددمنشانه پنجاه و نه شهروند بی گناه مهابادی در زندان تبریز ***** بامداد روز پنجشنبه دوازدهم خردادماه سال ۱۳۶۲ پنجاه و نه تن از شهروندان بی گناه مهابادی در زندان تبریز تیرباران شدند! این کشتار ددمنشانه برای کشته شدن محمد بروجردی که از مهره های دانه درشت رژیم ولایت فقیه برای سرکوب و کشتار دشمنان این رژیم دوزخی بود انجام شد!

 

راینهارد هایدریش Reinhard Heydrich که یکی از خونخوارترین کارگزاران آلمان نازی بود برای گرداندن کارهای چکسلواکی از سوی رژیم آلمان نازی به آنجا فرستاده شد، با آن که هایدریش دژخیم و آدمکش بود آن اندازه خرد داشت که بفهمد کارخانه ها را نمی توان با زدن و بستن و کشتن گرداند، از این روی امتیازهای فراوانی به کارگران چکسلواکی داد، هایدریش به کارگران خوراک و پوشاک رایگان داد و کارگران را از دستمزد بالا و بیمه بیکاری و بیمه حوادث برخوردار کرد، هایدریش با آن که آدمکشی سنگدل بود اما به سخنان کارگران گوش داد و با ادب و احترام با کارگران برخورد کرد و تشریفات را کنار گذاشت و با فروتنی و با خودروی روباز و بدون اسکورت رفت و آمد کرد، باری، در سایه بهسازی های هایدریش هزاران کارگر خواهان کار در کارخانه هائی شدند که با روش وی گردانده می شدند و بازده این کارخانه ها که برای رژیم آلمان نازی سرنوشت ساز بود به چندین برابر رسید!

دشمنان آلمان نازی به ویژه انگلستان از بهسازی های هایدریش نگران شدند! از این روی دو کماندوی چترباز برای کشتنش فرستادند و هایدریش در سی و هشت سالگی با ترکیدن بمبی کشته شد! اما آدولف هیتلر پس از مرگ هایدریش فرمان دور از خردی داد و همه رشته های هایدریش را پنبه کرد و دشمنان آلمان نازی را بهتر از هر کس به خواسته هایشان رساند! هیتلر فرمان داد روستائی در چکسلواکی به نام لیدیسه Lidice که آلمانی ها آن را لیدیتس Liditz می نامیدند ویران و با خاک یکسان شود و مردم آن کشته شوند چون گمان می رفت مردم این روستا کماندوها را یاری کرده اند! پس از این دیوانگی و دیوانه بازی های دیگر هیتلر کارگران کارخانه های چکسلواکی هم یا دست از کار کشیدند و یا به پارتیزان ها پیوستند و ارتش آلمان نازی چندین برابر کشته های روستای لیدیسه در نبرد با پارتیزان ها کشته داد و سرانجام نازی ها به جای ماندن در چکسلواکی ناچار شدند از آنجا بروند و رفتن نازی ها از چکسلواکی گریزی دهشتناک شد!

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

هواداران رژیم ولایت فقیه به فراوانی کوشیده اند از محمد پدردره گرگی معروف به محمد بروجردی یک فرشته مهربان و نازنین بسازند اما چنان که حتی از نوشته های خود هواداران این رژیم دوزخی فهمیده می شود محمد بروجردی دژخیم و آدمکشی بود که دست کمی از هایدریش نداشت! راینهارد هایدریش و محمد بروجردی هر دو دژخیم و آدمکش بودند و هر دو نیز کمابیش در یک سن و سال کشته شدند و هر دو نیز با بمب کشته شدند با این ناهمسانی که اگر هایدریش و نازی ها شهروندان کشورهای دیگر را می کشتند محمد بروجردی هم میهنان خودش را می کشت! و اگر هایدریش دژخیم بود کارهای فراوانی هم در راه بهسازی کارخانه ها و آسایش کارگران انجام داده بود اما محمد بروجردی که با خرافه های فرهنگ آخوندی مغزش از کار افتاده بود ناتوان از اندیشیدن به سازندگی تنها هنری که داشت آدم کشتن و خون ریختن بود!

محمد بروجردی که در سال ۱۳۳۳ در روستای دره گرگ بروجرد زاده شده بود چند سال پس از مرگ پدرش به همراه خانواده به تهران آمد، از هواداران روح الله خمینی بود و هنگامی که برای دیدن روح الله خمینی می خواست از مرز عراق بگذرد دستگیر و شش ماه زندانی شد، محمد بروجردی سپس به سوریه و لبنان رفت و به فراگیری جنگ های پارتیزانی پرداخت و پس از بازگشت به ایران گروهی را به نام "صف" برپا کرد و چون یک خرمقدس بود شاهکارش بمب گذاری در "رستوران خوانسالار" بود که آنجا را جایگاه بی حجاب ها و کارهای گناهی مانند رقص و آواز می دانست! اما سپس که محمد بروجردی دید این بمب گذاری خشم همگان را برانگیخته است این داستان را ساخت که چون رستوران خوانسالار کانون گردهمائی آمریکائی ها بود در آنجا بمب گذاری شده است! البته تنها کسی که در این بمب گذاری کشته شد عباس احمدی از یاران محمد بروجردی بود که پس از کار گذاشتن بمب چون از رستوران دور نشده بود کشته شد و حتی یک آمریکائی نیز در این بمب گذاری ضد آمریکائی کشته نشد!

پس از آمدن روح الله خمینی به ایران محمد بروجردی نخست از محافظان خمینی شد، سپس کسانی را که به اعدام محکوم می شدند تیرباران می کرد و یا به آنها تیر خلاص می زد! نصرت الله محمودزاده نویسنده کتاب: "مسیح کردستان" در این باره چنین گفته است: ( ..... بروجردی بلافاصله این چهار نفر را وارد سالن کرد و آنها را روی صندلی نشاند، حکم را از رئیس دادگاه گرفت و به آنها نشان داد ..... به طرف سپهبد رحیمی رفت که هنوز با تکبر برخورد می کرد! ..... بروجردی حکم خسروداد را هم دستش داد ..... بروجردی چشم های آنها را بست، از پله ها به سوی پشت بام حرکت کردند ..... بروجردی چهار نفر را پشت دیوار کنار هم ردیف کرد! ..... چهار نفر را برای شلیک آماده کرد ..... صدای رگبار کسانی که روی پشت بام ایستاده بودند بلند شد! ..... اجساد آن چهار نفر روی زمین افتاده بود ..... بروجردی اسلحه کلت را آماده شلیک کرد و بالای سر آنها رفت، وقتی تیر خلاص می زد هنوز در چهره آنها دنیائی از جنایت و پلیدی می دید! ..... )

محمد بروجردی که پس از این تیرباران کردن ها و تیر خلاص زدن ها برای چند روز رئیس زندان اوین شد یکی از بنیانگزاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم بود و پس از لشکرکشی روح الله خمینی به شهرهای کردنشین ایران در مردادماه سال ۱۳۵۸ یکی از کسانی بود که در پاوه و در شهرهای کردنشین دیگر هر کس را که اندک گمانی به دشمنیش با رژیم برخاسته از گور ولایت فقیه می داد تیرباران کرد و تیر خلاص زد و کشت! سپس فرمانده کردهای هوادار رژیم آخوندی در دار و دسته ای به نام "پیشمرگان کرد مسلمان" شد و در شهرهای بانه و پیرانشهر و سردشت و ..... از کشته ها پشته ساخت! سرانجام محمد بروجردی روز یکشنبه یکم خردادماه سال ۱۳۶۲ با ترکیدن بمبی که دشمنان رژیم در یکی از راه های رفت و آمد نیروهای رژیم میان مهاباد و نقده کار گذاشته بودند در سی و نه سالگی کشته شد! پس از کشته شدن محمد بروجردی که از مهره های دانه درشت رژیم ولایت فقیه برای سرکوب و کشتار دشمنان این رژیم دوزخی بود گردانندگان رژیم دچار خشمی دیوانه وار شدند!

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

آخوندهائی که از راه دین مردم فریبی کرده و نان مفت می خورند در شهرهای کردنشین نمی توانند این نان مفت را بخورند چون بیشتر کردها سنی هستند و به سخنان آخوندها درباره مردن فلان امام و فلان امام زاده پوزخند می زنند! پس از انتحار اسلامی چند بار رژیم آخوندی دست به کشتار مردم بی گناه و بی دفاع در روستاهای کردنشین زد تا با ترساندن مردم فرمانروائی کند که کشتار مردم بی گناه و بی دفاع در روستاهای قارنا و قلاتان و ایندرقاش و صوفیان و پائیزآباد و قره گول و سوزی و دیلان چرخ و حلبی و کویکان و کهریزه و یونس لیان و چقل مصطفی و خلیفه لیان و گورخانه و ..... چند نمونه هستند! پس از کشتار در روستای قلاتان غلامرضا حسنی امام جمعه خونخوار و آدمکش اورمیه گفته بود: "اگر لازم باشد بوکان و سردشت را هم با خاک یکسان خواهیم کرد و در آنجا گندم و جو خواهیم کاشت!" امام جمعه تبریز آخوند سیداسدالله مدنی هم از این سخن غلامرضا حسنی خوشش آمده و گفته بود: "بنازم به این غیرت!" (البته باید گفت تف به غیرت این دو آخوند بی غیرت!)

باری، مانند نازی ها که پس از کشته شدن هایدریش مردم بی گناه را کشتند رژیم آخوندی هم پس از کشته شدن محمد بروجردی بر آن شد که گروهی بی گناه را بکشد تا مردم را بترساند! روال کار مزدوران اطلاعاتی و امنیتی رژیم این بود که در شهرها می گشتند و به هر کس بدگمان می شدند دستگیرش می کردند، سپس اگر می دیدند که دستگیر شدگان کاره ای نیستند آنها را ول می کردند، در شهر مهاباد نیز بارها کسانی دستگیر و آزاد شده بودند اما پس از کشته شدن محمد بروجردی پنجاه و نه تن از شهروندان مهابادی که گله ای و فله ای بازداشت شده بودند به تبریز فرستاده شدند تا مانند نازی ها که برای کشته شدن هایدریش مردم بی گناه را در لیدیسه کشتند این بی گناهان نیز در آنجا اعدام شوند! البته چند تن از بازداشت شدگان نه تنها شیعه بودند بلکه حتی سید هم بودند! چند تن از بازداشتی ها نیز از دانش آموزان نوجوان و زیر هجده سال دبیرستان های مهاباد بودند و هیچ یک از این پنجاه و نه تن نه وابسته به سازمان های سیاسی ضد رژیم بود و نه بمب و تفنگ داشت!

به هر روی پنجاه و نه تن از بازداشت شدگان به تبریز فرستاده شدند و در تبریز رئیس بیدادگاه انقلاب اسلامی که آخوند خونخوار و آدمکشی به نام قدرت شجاعی بود پس از هماهنگی با آخوند جنایتکار دیگری به نام سیدحسین پورمیرغفاری معروف به سیدحسین موسوی تبریزی که در آن زمان دادستان کل انقلاب اسلامی رژیم آخوندی بود در یک دادگاه چند دقیقه ای همه آنها را به اعدام محکوم کرد و پنجاه و نه تن از شهروندان بی گناه مهابادی بامداد روز پنجشنبه دوازدهم خردادماه سال ۱۳۶۲ تیرباران شدند! پس از چند دقیقه خبر این کشتار ددمنشانه با تلفنگرام به فرمانداری مهاباد فرستاده شد و فرماندار مهاباد به نام حمیدرضا جلایی پور نیز بی درنگ اعلامیه ای را در این باره چاپ و در همان روز در مهاباد پخش کرد!

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

بررسی ها نشان می دهند که برخی از کارگزاران این کشتار ددمنشانه این کسان هستند:

یک - غلامرضا حسنی امام جمعه اورمیه که در هزاران کشتار و ددمنشی و به ویژه کشتار مردم بی گناه و بی دفاع روستاهای کردنشین دست داشته است!

دو - صادق محصولی دژخیم خونخوار و دزد میلیاردر رژیم ولایت فقیه که در آن زمان سرکرده همه سرکوبگران رژیم در اورمیه و آذربایجان باختری بود و سرکوب های دشمنان رژیم پس از هماهنگی با وی انجام می شدند

http://www.iranglobal.info/node/50705

سه - حمیدرضا جلایی پور که پس از انتحار اسلامی یکراست به شهرهای کردنشین رفته و دشمنان رژیم را سرکوب کرد! جلایی پور نخست فرماندار نقده بود و به یاری غلامرضا حسنی دشمنان رژیم را از نقده و پیرامون آن پاکسازی کرد، سپس فرماندار مهاباد شد و پس از آن معاون سیاسی - امنیتی استانداری کردستان شد و پس از رسیدن به پست های ریز و درشت گوناگون حمیدرضا جلایی پور به اصلاح طلبان پیوست و چنان هوادار آزادی بیان و قلم شد که ولتر هم به گرد پایش نمی رسید! در سال ۱۳۷۸ هنگامی که حمیدرضا جلایی پور در حسینیه ارشاد در تهران سخنرانی می کرد کسانی درباره کشتار مهابادی های بی گناه از وی پرسش هائی پرسیدند اما او از یک سو گفت که اعدام آنها در تبریز انجام شده و خواست خود را هیچ کاره نشان دهد و از سوی دیگر پس از ضد انقلاب نامیدن آنها چنین گفت: ( ..... آن پنجاه و نه نفر چون به اتهام عضویت در گروه های مسلح حزب دموکرات و کومله و شرکت در درگیری ها دستگیر شده بودند در دادگاه انقلاب اسلامی تبریز محاکمه و اعدام شدند! ..... ) دروغ به این بزرگی آن هم از کسی که ادای ولتر را درمی آورد!

چهار - قدرت شجاعی رئیس بیدادگاه انقلاب اسلامی تبریز که دژخیمی عمامه دار و آخوندی خونخوار و آدمکش است و هزاران تن را در محاکمه هائی پنج دقیقه ای به اعدام و زندان محکوم کرده است، در پاره ای از نوشته ها نام این دژخیم عمامه دار به نادرست (علی شجاعی) نوشته شده است اما نام کوچک وی (قدرت) یا (قدرت الله) است، تا کنون هیچ عکسی از این آخوند خونخوار و آدمکش در هیچ جا دیده نشده است!

پنج - سیدحسین پورمیرغفاری معروف به سیدحسین موسوی تبریزی یکی از جنایتکاران بر ضد بشریت که در هزاران بیدادگری و ددمنشی و کشتار و جنایت و شکنجه دست دارد و در آن زمان دادستان کل انقلاب اسلامی بود و کشتار شهروندان بی گناه مهابادی پس از هماهنگی آخوند خونخوار و آدمکش قدرت شجاعی با وی انجام شد، البته هم اکنون سیدحسین موسوی تبریزی مانند حمیدرضا جلایی پور به اصلاح طلبان پیوسته و آزادیخواه درجه یک از آب درآمده است!

http://www.iranglobal.info/node/30389

شش - حمید سطوتی فرزند محمدباقر سطوتی که در آن زمان دادستان دادسرای انقلاب اسلامی تبریز بود و پرونده سازی و کاغذبازی های اداری برای اعدام پنجاه و نه مهابادی بی گناه را به انجام رساند، تا کنون هیچ عکسی از حمید سطوتی در هیچ جا دیده نشده است!

هفت - زین العابدین تقوی فردود فرزند عباس تقوی فردود دژخیمی بی همتا که مانند حمید سطوتی در دادسرای انقلاب اسلامی تبریز برای پنجاه و نه مهابادی بی گناه پرونده سازی کرد! زین العابدین تقوی فردود هم اکنون رئیس شعبه ششم دیوان عدالت اداری در تهران است، از زین العابدین تقوی فردود نیز تا کنون هیچ عکسی در هیچ جا دیده نشده است!

http://www.iranglobal.info/node/19689

هفت - محمدعلی عبدیزدانی که در آن زمان رئیس زندان تبریز بود و به همراه دژخیمانی مانند جواد عیوضی صحرا و محمدعلی نصرتی زگلوجه زندانیان را اعدام می کرد

http://www.iranglobal.info/node/50492

به جز چنین کسانی از کسان دیگری نیز که در کشتار مهابادی های بی گناه دست داشته اند در نوشته های گوناگون نام برده شده است.

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

نام های پنجاه و نه تن از شهروندان بی گناه مهابادی که در بامداد روز پنجشنبه دوازدهم خردادماه سال ۱۳۶۲ در زندان تبریز اعدام شدند:

۱ - علی آباده

۲ - محمد ابوبکری

۳ - سیدابراهیم احمدی

٤ - محمدامین احمدی

۵ - وفا الیاسی

۶ - ابراهیم امینی

۷ - یوسف ایازی

۸ - خالق بارزانی

۹ - غلامرضا بارزی

۱۰ - علی بازیان

۱۱ - علی بانه یان

۱۲ - عبدالله تحریان

۱۳ - منصور جناح

۱٤ - حسن جهانیان

۱۵ - کمال چاوشینی

۱۶ - یوسف حبیب پناه

۱۷ - سلیمان حسن زاده

۱۸ - یوسف حسن زاده

۱۹ - عباس حسینپور

۲۰ - محمد حسینی

۲۱ - کاظم خاتونی

۲۲ - رحمان خضرپور

۲۳ - حسن رحمانیان

۲٤ - خالد رحیم آذر

۲۵ - رحمان رحیمی

۲۶ - کریم رحیمیان

۲۷ - خضر رنگین

۲۸ - محمود ریزیی

۲۹ - سیامک سقزی

۳۰ - محمد سلیمی

۳۱ - سیدمحمود سیدمحمودی

۳۲ - ابوبکر شکری

۳۳ - فریدون شنگه

۳٤ - محمدامین صفا

۳۵ - خالد صفائی

۳۶ - علی صلاحی

۳۷ - کامران ظاهرحجازی

۳۸ - مصطفی عصمتی

۳۹ - محمد علیالی

٤۰ - علی غواره

٤۱ - محمد فارق بازیار

٤۲ - صالح فرهودی

٤۳ - مصطفی فقری

٤٤ - کریم کاوه

٤۵ - کمال کریمی

٤۶ - هژار کریمی

٤۷ - حسین کلهری

٤۸ - احمد کهروبی

٤۹ - علی گلپرست

۵۰ - حسن لاجوردی

۵۱ - صالح مام ابراهیمی

۵۲ - حامد محمودکندو

۵۳ - مقصود محمودی

۵٤ - علی مزنه

۵۵ - محمد مسعودی

۵۶ - انشاء الله نادری

۵۷ - شکری نادری

۵۸ - همایون نیلوفری

۵۹ - عباس یوسفی

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

 

منبع: 
منابع گوناگون
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"شب قبل از دستگیری به همراه چندین واحد نظامی کومه له جهت تسخیر پایگاه دشمن در گروه پیشروی بودند. دشمن آماده بود و جنگ تا صبح ادامه داشت". مشخص است که کسانی که اسلحه بدست می گیرند وبه پادگان های دولتی حمله می کنند جوابشان را خواهند گرفت . کردها وچپ ها عامل اصلی در سپرده شدن انقلاب از طرف غرب به نیروهای ارتجاعی بودند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دو نفر از پنجاه و نه اعدامی از رفقای همرزم من بودند. رفقا هژار کریمی و حسین کلهری (آنها پنج برادر پیشمرگ بودند که سه براد جان باختند) شب قبل از دستگیری به همراه چندین واحد نظامی کومه له جهت تسخیر پایگاه دشمن در گروه پیشروی بودند. دشمن آماده بود و جنگ تا صبح ادامه داشت. نیروهای کمکی رژیم در صبحگاه آنروز به کمک پایگاه رسیدند و از چند جبهه به پیشمرگان حمله کردند. جنگ به حوالی پایگاه که دشت و زمینی صاف بود کشید. هژار و حسین که در زمینی نامناسب که سنگری نداشتند چندین ساعت در برابر و محاصره کامل صدها نفر جاش و پاسدار مقاومت کردند و بعد تمام شدن فشنگ به اسارات درآمدند . آنها در زندان وحشیانه شکنجه شدند ولی مقاومت آنها سالها در زندان و بیرون از زندان مورد بحث مردم بود. ایندو پیشمرگ در منطقه مهاباد در دهها جنگ شرکت کرده بودند و تجربیات سیاسی و نظامی زیادی کسب کرده بودند. آنها سوسیالیستهای

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ای برادر کرد این قدر ساده مباش ، این عکسها حکایت از اعدامهای صحرایست . کاملا معلوم هست محل اعدامها در جبهۀ درگیری یعنی در کردستان هست .نگذار دشمنان ملتهایمان قریبمان بدهند . دیگر بس هست سادگی تا کی ؟ تا چند ؟ این کار این آقا کاملا با مقصد خاص انجام می گیرد.خیلی تحریک آمیز و دستکاری شده و ساخته و جعلیست .
این کار از طرف کسانیست که می خواهند روند فضای باز ایرانگلوبال را متشنج کرده تخم دشمنی بکارند ، این آتمسفر زیبا را خراب کرده ، این سایت را بد نام کنند ، همگی باید هوشیار باشیم. موفق باشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام وعرض ادب ،ای کاش هیچ وقت در هیچ کجای دنیا قطره خونی ریخته نمیشد،ای کاش ما ملت ترک کرد فارس عری بلوچ ترکمن گیلک قشقایی لر،همه وهمه،به سطح شعوری میرسیدیم که تمام اختلافهایمان را با گفتگو وبا مذاکره حل میکردیم وهیچ وقت بازیچه رقیبانمان بر علیه یکدیگر نمیشدیم،من باور دارم،اگر ما همدیگر را همسایگان ابدی دانسته واز زیاده خواهی دست بکشیم،واگر در موارد اختلافیبه قوانین حقوق بشری وبه قوانین بین المللی ویا به رای مستقیم مردم مراجه کنیم،همه موارد حل میشود،ای کاش کل کره زمین بصورت فدرالی وکونفدرالیستی اداره میشد،وتمام ارتشها برچیده میشد،وپلیس مدنی تقویت میشد وای کاش قوانین تضمین کننده حقوق فردی وحقوق اجتمای را تضمین میکرد.یاشاسین اتحاد،یاشاسین انسانیت یاشاسین همسایگان ابدی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بعضی ها منظور من را متوجه نشدن. من از مزدوران جمهووری اسلامی طرفداری نمی کنم
اما سرخط این مقاله تحریک امیز است و اعتراز من به ان بود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با تشکر از انتشار این مقالۀ افشاگرایانه که به خوبی چهره پلید وفاشیستی پاسدار به هلاکت رسیده محمد بروجردی را نشان داده است. اما در مورد کشتار ددمنشانه پنجاه ونه نفر از هموطنان کرد مهابادی ما در زندان تبریز، یکی از مسببین اصلی این جنایت
حمیدرضا جلایی پور بود که همانطور که در مطلب بالا بدان اشاره شده است در آن زمان فرماندار مهاباد بود، این شخص جنایتکار در دهه سیاه وهولناک شصت دارای پست های امنیتی بود ودر کردستان ایران جنایات زیادی را انجام داده بود این شخص زمینه انجام این جنایات را داشت، برادر بزرگتر او یک پاسدار جنایتکار بود که در اوایل دهه شصت توسط مجاهدین مجازات می شود وبه هلاکت می رسد.و اما طنز قضیه آنجاست که حمیدرضا جلایی پور ودیگر همپالکی های مثلا اصلاح طلبش که امروز دوم خردادی نامیده می شوند ادعای آزادیخواهی می کنند!!! این جماعت مزور وشیاد که در دهه شصت خط امامی نامیده می شدند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این اقا که اسم خودش را گذاشته تبریزی شهامت ندارد اسم واقعی خود را اینجا بگذارد. در کل خودش می داند اگر دیدگاه سیاسی اش و اسم واقعی اش مشخص شود نوشته های او بی ازرش خواهد بود .
سر خط مقاله را نگاه کنید انقار کردهارا در خیابانهای تبریز کشته اند. این یک تحریک عمدی برای رودر روی هم قراردادن تورک و کرداست. و گرنه همین الان کردها را فله ای در جاهای دیگر ایران اعدام می کنند.
بعد امیدوارم مسئولان سایت جواب دهند که این تحریک قومی برای کشتار یکدیگر با اساسنامه سایت مطابقت دارد یا نه ؟
این عکسهای کردها هیچ کدام حتی به ان اعدام ربط ندارد. و در خود کردستان اتفاق افتاده
و کرد ها ببینند فارسها وارمنیها چطور انهارا نادان حساب کرده اند و می خواهند سپر بلای خود کنند
اگر همین الان به سایت پیک نت نگاه کنید از دور یک عکس از کردستان ترکیه انداخته و نوشته تورکها کرد ها را نسل کشی می کنند..همزمان