جشن بندگی و بردگی!

پایان ماه روزه را عیدفطرمی خوانند. عیدفطر را چشن بندگی، عبودیت و بردگی می نامند. عبودیت و بندگی را در روایت و متون فقهی سرسپردگی کامل به خدا و منصوبان او تعبیر و تفسیرکرده اند. گوهر و پیام این گونه جشن ها، جز صحه نهادن بر هیچ بودگی در برابرهمه بودگی قدرتی مشرف بر انسان و جامعه، تحکیم روح انقیاد و فرمانبرداری مطلق نیست که به معنای تهی شدن کامل انسان از ارزشهای والای خود و شئی گشتگی کامل اوست.

- بتدگان و بردگان را ملکی نباشد. همه اموال را مال خدا بداند و برطیق فرمان او صرف کند (یعنی در حوزه مالکیت دست بندگان خالی است).
ـ بنده برای خود تدبیری از پیش خود نیندیشد (یعنی شیئی شدگی کامل)
ـ تمام مشغولیت خود را در اوامر و نواهی خدای متعال قرار دهد (یعنی انقیاد و فرمانبردای مطلق).

چنان که پیداست گوهر و پیام این گونه جشن ها، جز صحه نهادن بر هیچ بودگی در برابرهمه بودگی قدرتی مشرف بر انسان و جامعه، تحکیم روح انقیاد و فرمانبرداری مطلق نیست که به معنای تهی شدن کامل انسان و شنی گشتگی کامل اوست. در متون فقهی در تعریف همین واژه آمده است عبدبودن یعنی بنده و کوچک و حقیربودن. کسی که مالک باشد آقاست، و کسی که مملوک باشد بنده است. بنده بدون مولا و سرپرست وجودخارجی ندارد و مولی همان کسی است که مقدرا ت مردم را بدست می گیرد. او چوپانی است که هدایت رمه را به عهده دارد.
در جهان واقعی اما همه این یاوه ها و هذیان گوئی ها بیان وارونه و رازآمیز کردن مناسباتی است که میان انسان ها برقرار است.
حالا قراراست مثل هرسال چشن بندگی را با "امامت مولی" یعنی خامنه ای برگذار کنند، و روزنامه ها نوشتند در دولت تدبیر و امید هم، چون گذشته به مساجداهل سنت اجازه برگزاری نمازعیدفطر داده نشد که موجب اعتراض آن ها نیز شده است. آن چه که مشخصا در آستانه برگرازی عیدفطرامسال جلب توجه می کند، ترک برداشتن و مندرس شدن برگ انجیری است که این نوع حکومت ها برای پنهان کردن سیمای واقعی خود از آن بهره می گیرند. با هر تکانی که رژیم بخود می دهد، بخشی از آن کنده شده به زمین می ریزد و ماهیت واقعی نظام و مولا عیان تر می شود. آخرین آن تکانه ای است که سبب برملاشدن حقوق ها و پاداش های صدها میلیونی و حتی میلیاردی مدیران و کارگزاران بالای سیستم شده که تاکنون توانسته بودند از دیده ها پنهان سازند. با گندیدگی کامل نظام اسلامی، معنای نظام مولا و بندگی، و مالکان مطلق و مملوکان بی نصیب که فقه جعفری توصیفش کرده شفاف ترشده است. و چنین است که این گفته مشهورمارکس که دین افیون جامعه است، لااقل برای ما ایرانی ها و مردم منطقه، امروزه بیش از هرزمان درخشش پیداکرده و درستی خود را در یک طنزتاریخی و بدست یک حکومت دینی به نمایش گذاشته است. می توان بیلان عملی جمهوری اسلامی و ولایت مطلقه را اثبات همین گزاره دانست: افیونِ افیون ها، منشأزایای تباهی ها، و جامعه ای گرفتاراعتیاد و تن فروشی و کلیه فروشی وخرید و فروش کودک و مملو از کودکان کار و انباشته از میلیون ها بیکار و در یک کلام، تهی شده از توانائی ها و کرامت انسانی، و آنگاه جشن صغارت و بندگی برای همه این تباهی! . این که بخشی از جامعه بدلیل فقرآگاهی و گرفتارخرافات دینی بودن، برای بردگی و بندگی خودجشن شادمانی برپادارند و یا درجشن بنده نوازان حاکم مشارکت کنند، نشان دهنده اوج تحمیق و از خودبیگانه شدن است. باورها و مناسک مذهبی، در اصل بخشی از سازوگارمناسبات قدرت و برای بهره کشی اقتصادی است که وظیفه ابژه سازی انسان ها در برابر صاحبان قدرت و مالکان مطلق را انجام می دهد.

اگر درون مایه اصلی جشن های دولتی و ضاحبان سرمایه و قدرت را ترویج مناسبات معطوف به قدرت و از جمله در اشکال مولی و بندگی و تثبیت بردگی و انقیاد بدانیم، برعکس درونمایه جشن های مردمی را عموما تحقیرکردن باورها و سنت های واپسگرایانه، به سخره گرفتن اتوریته ها و مناسبات قدرت، و مقررات رسمی ناظر به آن، و تقویت همدلی و همبستگی بین انسان ها هم چون عامل شکوفائی جامعه و عامل رهائی از سلطه آن گونه مناسبات تشکیل می دهد.

ویکی فقه

منبع: 
سایت تقی روزبه
برگرفته از: 
http://taghi-roozbeh.blogspot.de/2016/07/blog-post_5.html#more
انتشار از: