لزوم ایجاد شورای رهبری و برنامه مشترک در اپوزسیون جمهوری اسلامی

ارزیابی‌ از تلاشهای اصلاح طلبان و قضاوت در مورد نتایج عملکرد آنها در دوران اصلاحات شاید به عقیده بسیاری از طرفداران تحول از درون نظام هنوز زود است، اما باید گفت روند اصلاحات و مشارکت سیاسی جریان رفرم در این جهت و ضعف و سیر دورانی آنها در مدار کلی ولایت مطلقه فقیه، جوابی کافی و وافی است به کسانی هنوز معتقدند که برخی مهره های رفرمیست در داخل حاکمیت مُلایان می توانند تغییراتی اساسی بوجود آورند...

 

چندی پیش یکی از دوستانم کلیپ کوتاهی از سخنان آقای علیرضا نوریزاده را برایم فرستاده بود، در آن ویدیو ایشان از محمد خاتمی بعنوان تنها کسی که می تواند دگرگونی در نظام سیاسی ایران ایجاد کند و با نشستن بر منصب و جایگاه ولی فقیه زمینه را برای تغییرات دمکراتیک بعدی آماده کند نام برده است. نکته جالب اینکه در انتهای همین کلیپ کوتاه ارسال شده بخشی از سخنان محمد خاتمی نیز در مورد پذیرفتن و مشروعیت اصل ولایت فقیه و اینکه اصلاً دمکراسی غیر دینی را قبول ندارد، بعنوان جواب گفته های آقای نوریزاده آورده شده است.

آری، در این سالها بخش زیادی از تحلیلگران و اندیشمندان سیاسی ایران در قالب اعتقادات سیاسی خود و تحلیل مسائل روز ایران، بر این باور بوده و هستند که با وجود شکست جریان اصلاحات که از دوم خرداد ۱۳۷٦و با آغاز ریاست جمهوری آقای محمد خاتمی شروع شد و با زندانی شدن رهبران جنبش سبز (کروبی و موسوی)خاتمه یافت، هنوز گفتمان خاتمی و دوستان او، باز نقش مٶثر اصلاح طلبان تا حدی در عقب راندن جریان اصول گرا و تمامیت خواه جمهوری اسلامی از دور نیفتاده و اگر به اندازه مویی هم باریک شده باشد، باز می توانند تنوع و قدرت جذابیت فوری در حل و فصل بسیاری از مشکلات سیاسی ایران را بدست گیرند و ایفای نقش نمایند.

در نگاه اول به وضعیت اپوزسیون ایرانی در برون مرز و شرایط خاص دگراندیشان و مخالفان داخلی رژیم و اینکه سیگنالهای مشترکی بین آنها در بسیاری از موارد وجود ندارد و همزمان با درک دو دستگی و چند دستگی گروهای سیاسی مخالف نظام حاکم و نداشتن یک پلاتفرم واحد و برنامه مشترک برای خروج از وضعیت کنونی، شاید از جمله دلایلی هستند که در این سالها هنوز هم عده ای از ما خروج علیه حاکمیت از درون و از سوی اشخاصی مانند محمد خاتمی را بعنوان راهکاری مناسب و عقلانی توجیه می کنیم.
اما مشکل این انتخاب در این نکته است که شاخه ای را که به قصد میوه ای دیگر به همان درخت و تنه اصلی پیوند می زنیم، ثمر نمی گیرد و همچو درختی بی بر سزای جز فراموش کردن و سوختن ندارد.
زمانیکه آقای محمد خاتمی حاضر نیستند علیرغم واقعیات موجود جامعه به پذیرفتن دمکراسی غیر دینی و عبور از اصل ولایت فقیه رضایت دهند و در هر سخنرانی و خطابه خود پایبندی به پایه ها و اصول اساسی حاکمیت را متذکر می شوند، آیا نباید گفت که زهی تصور باطل و زهی خیال محال.!
اگرچه ضرروت ایجاد راه حل‌های صلح آمیز در درون نظام حاکم برای حل مشکلات سیاسی ایران طرفداران زیادی دارد، اما از تشویق به آن هم سودی حاصل نشده است، چرا که رهبران جمهوری اسلامی هرگونه پذیرش اصلاحات دموکراتیک را از طریق برخورد و خشونت تند خود پاسخ می دهند.

ارزیابی‌ از تلاشهای اصلاح طلبان و قضاوت در مورد نتایج عملکرد آنها در دوران اصلاحات شاید به عقیده بسیاری از طرفداران تحول از درون نظام هنوز زود است، اما باید گفت روند اصلاحات و مشارکت سیاسی جریان رفرم در این جهت و ضعف و سیر دورانی آنها در مدار کلی ولایت مطلقه فقیه، جوابی کافی و وافی است به کسانی هنوز معتقدند که برخی مهره های رفرمیست در داخل حاکمیت مُلایان می توانند تغییراتی اساسی بوجود آورند.
در دوران اصلاحات به آن حجمی که خاتمی و همفکران ایشان مترصد بودند فقط افکار خود را مطرح کنند، حتی نصف آن اندازه متٲسفانه راه‌ حلی بهتر همچو در نظر گرفتن معیار آراء و خواسته های مردم و فرصت دادن به گروههای اپوزیسیون در داخل و خارج اندیشیده نمی شد تا از فضای اصلاحات آزادانه استفاده کنند.
بنابراین و با توجه به گرفتاریهای بنیادین در نظام جمهوری اسلامی و از جمله قانون اساسی آن و اصل ولایت فقیه و تعبیر آنها از رٲی مخالف و اپوزسیون خود به آشوبگر و معاند، هیچ امیدی نباید به خاتمی و مهره های داشت که در زمان بودن بر منصب و کرسی زمامداری هم مخلص و مرید رهبر و چارچوب کلی نظام ولایت فقیه را حفظ کرده بودند.

به عقیده بنده، در این سالها یکی از دلایل کُندی پیشرفت در جهت یافتن راه ‌‌حل کامل و مقبول برای برون رفت از وضعیت ضعیف مبارزه با نظام جمهوری اسلامی، فقدان یک شورای رهبری متشکل از تمامی اپوزسیون و مخالفین رژیم است که بتواند از طرف تمام گروههای اپوزیسیون صحبت کند، از طرفی دیگر چند لایه بودن ساختار گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی هم به این موضوع دامن زده است.
شورای هماهنگی اپوزسیون بعنوان قدم اول، اساساً می تواند با انتخاب شورای رهبری برای جنبش عظیم اعتراضات مردمی در داخل و خارج از کشور، وظیفه مهمی را بعهده گیرد و این شورا می تواند گامهای بعدی را به وسیله ایجاد یک پلاتفرم مشترک سیاسی به نحو احسن بردارد.
افرادی که در اين شورای رهبری خواهند بود بايد با فعالیت خود در ميان مردم اعتبار و مشروعیت کافی کسب کنند و اين امر باعث می شود آنها بعنوان يک مرکز ثقل سیاسی از سوی عامه محسوب گردند و صفوف مخالفان روز به روز بهم پیوسته تر و منسجم تر خواهد شد.
تمامی اپوزسیون ايران بايد جسارت پيدا کنند و بطور کوتاه و صریح، يکبار برای هميشه با جمهوری اسلامی تکلیف خود را روشن کنند و از بنیان یک حاکمیت جمهوری سکولار حمايت کنند. صاحبنظران سیاسی هم باید به جای دلخوش کردن به خاتمی و اصلاح طلبان حکومتی، با اتخاذ تصمیم درست و موضع گيری روشن در شورای رهبری اپوزسیون، از ايجاد یک سیستم سیاسی سکولار برای ايران فردا پشتیبانی کنند نه اینکه به کمتر از قدر خود راضی شوند.

یقیناً کارشناسان سیاسی نظام جمهوری اسلامی از ضعف و انشعاب و چند دستگی در صفوف مخالفان این رژیم آگاهند و به خوبی می دانند که اپوزسیون ایران نه تنها هنوز مقدمات ایجاد یک شورای هماهنگی برای انتخاب شورای رهبری را هم آماده نکرده و نچیده اند، بلکه به دلیل سیاست حذف و انکار یکدیگر در برنامه های حزبی و گروهی خود، در این سالها غیر از چند نشست کلی که بیشتر خوراک رسانه ای بوده، عملکرد ضعیفی از خود نشان داده اند.
بنابراین رژیم جمهوری اسلامی هم همزمان می کوشد با القاء این واقعیت تلخ که اگر تغییری قرار باشد در عرصه سیاسی ایران روی دهد، نمی تواند خارج از چارچوب نظام حاکم رخ دهد و پریشانی سیاسی مخالفان را هم بعنوان دلیل و سبب منطقی این رویداد قریب الوقوع وصف می کند.
اگر اینک فعالین سیاسی ایران هنوز نمی توانند به تحولی در نظام سیاسی ایران خارج از تفکر "تحول از درون نظام" و از طریق خاتمی و اصلاح طلبان بی اندیشند، نمای از سستی و ناامیدی در اپوزسیون ایران است و اگر در موقعیت کنونی باز هم کاری نشود، باز سقوط نظام جمهوری اسلامی به تٲخیر خواهد افتاد و حاکمیت کنونی باز هم مکر و حیله ای دیگر را برای استمرار نظام سیاسی خودشان به کار خواهند بست.

شاید بسیاری از رهبران اپوزسیون ایران از اکنون برنامه های سیاسی خود را با نتیجه انتخابات ریاست جمهوری پیش رو در ایالات متحده امریکا و پیروزی جمهوریخواهان و یا حزب دمکرات گره زده باشند و بگویند یٲس و نومیدی کنونی در صفوف مبارزان ایران و خروج از سردرگمی و پیدا کردن راهکار مناسب نمی تواند بدون درنظر گرفتن تغییرات در سیاست دولت جدید امریکا عملی شود.
اما عملکرد و سابقه تاریخی هر دو حزب دمکرات و جمهوریخواهان امریکا به همه اپوزسیون ایران ثابت کرده است که تا هماهنگی کامل در میان اپوزسیون ایرانی در ایجاد شورای رهبری واحد و برنامه هماهنگ صورت نگیرد، ایالات متحده تنها منافع اقتصادی و سیاسی خود را رصد می کند و برایش اشکالی ند که جهت پشیبرد سیاستهای خود در منطقه حاکمیت جمهوری اسلامی کماکان سرکار بماند.

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-من فکرکنم چندی سالی است باین سایت دموکرات آشناشده ام.پستی وبلندی باورودافرادمختلف باتفکرمختلف زیادداشته است.
سوادونوع نگرش افرادچالش های زیادی دراین سایت ایجادمیکند،بااین حال بهترین سایت برای بحث وجدل بوده است.
آقای توکلی اگرسمت وسوی دموکراتیزه کردن سایت تقویت کند،بهتراست.
اگربه صفحه دیدگاه ها وقومی وملی توجه کنیدبعضی ازافرادمثل رانت حکومتی ارامتیازبرخوردارند.مقاله تفرقه انگیزحسین نوین رنگرزان ازدوستون استفاده کرده که برای کاربران خوشایندنمی باشد.ومن فکرمیکنم این مقاله قبلانیزبه همین شکل ورانت درسایت گذاشته شد.
من خوددراولین آشنایی اعلام کردم که بااین تفکروبانگرش روشنفکران بهیچ وجه قابل ایجادتفاهم وجودنداردوتنهاراه برای اپویزاسیون اتحادوهمدلی درمحوریک تشکیلاتی همچون سازمان ملل ویاشورای حقوق بشر وقبول یک منشورحقوقی که فرداکلاهبرداری سیاسی نباشد؛میباشد.
یعنی سازمان ها درهمان قدم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تا زمانی که هموطنان ما به جای پرداختن به ریشه های ناکامی اپوزیسیون به بحث های روشنفکرانه ی انتزاعی بپردازند و یا با روش آزمون و خطا به اتحادهای ناشیانه و
غیرحرفه ای دست بزنند، درد ما دوا نخواهد شد.
دلیل اصلی نبود توافق در صف اپوزیسیون ایرانی، نبود ساختارهای نهادینه ی سیاسی بوده و دلیل نبود تشکل های سیاسی نهادینه، عدم مشارکت کافی ایرانیان آگاه و کم کاری ما در این زمینه است.
بخشی از «آسیب شناسی ناکامی در اتحاد اپوزیسیون». انتشاریافته در خودرهاگر شماره چهار:
https://www.facebook.com/khodrahagar/

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اتحاد در اپوزیسیون ایرانی فقط و فقط مترادف است با اتحاد بین تشکل های سازمان یافته
و فعال در راه مقابله ی عملی بر ضد جمهوری اسلامی، حضور مخالفان بی عمل یا دارای حوزه ی عمل فردی کم تأثیردر این جمع معنا نخواهد داشت.
اپوزیسیون و مخالفین از جنس هم نیستند که اتحاد کنند.
بخشی از «آسیب شناسی ناکامی در اتحاد اپوزیسیون». انتشاریافته در خودرهاگر شماره چهار:
http://iraneabad.org/fa/wp-content/uploads/2016/07/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%87%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-.pdf

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در کا اپوزیسیون خارج حتی یک نفر وجود ندارد که در داخل ایران بین همه یا حداقل 40 درصد جامعه محبوب باشد دوما مردم به خاطر کسی که خودش خارج از ایران به خیابون نمی ایند سوما دنبال یک اینده نامعلوم سیاسی به دنبال اپوزیسیونی که یک بخش اون مذهبشون رو انکار میکنه یک بخش ملیت ایرانی اش یک بخش سر جدایی داره یک بخش کنار صدام بوده یک بخش هنوز دنبال پهلوی و...نظم حاکم رو از پایه واساس برهم نمی زنند چهارم عمده ترین مشکل مردم اقتصاد ونه سیاست پنجم نمیخوان پای امریکا به کشور باز بشه که تجربه نشون داده هرجا سرباز امریکایی رفته کنگر خورده ولنگر انداخته واین با روحیه مردم ایران جور درنمیاد ششم نمیخوان به عربستان هم نقطه ضعف نشون بدهند