یازدهم شهریورماه سالگرد کشتار ددمنشانه مردم بی گناه و بی دفاع قارنا

روز یازدهم شهریورماه سال ۱۳۵۸ روستای قارنا نخست محاصره و سپس در ساعت یک بعد از ظهر زمانی که کودکان بازی می کردند، زن ها مشغول کارهای خانگی بودند و مردان نیز به کارهای کشاورزی می پرداختند نیروهای رژیم ولایت فقیه به روستا سرازیر می شوند و ده ها تن از مردم بی گناه و بی دفاع را می کشند!

 

 

پانصد سال پیش پادشاهان صفوی خواستار جایگزینی تشیع به جای تسنن شدند، پس از کشت و کشتارهای فراوان و پس از تبلیغات آخوندهای مردم فریب بسیاری از مردم ایران نیز دست از تسنن برداشته و شیعه شدند اما ایرانیانی که تشیع را نپذیرفتند و همچنان سنی ماندند دچار آزارها، نابرابری ها و ستم های بسیار شدند! ایرانیانی مانند کردها، ترکمن ها، بلوچ ها و ..... از سوی دیگر ناسیونالیسم و ناسیونالیست ها در سرتاسر جهان و در سرتاسر تاریخ نه تنها هیچ سودی برای ستمدیدگان نداشته و ستمدیدگان را از ستم نرهانیده اند بلکه هنگامی که ناسیونالیست ها بر سر کار آمده اند رژیم هائی ستم پیشه نیز مردم ستمدیده ای را که خواسته اند برای رهیدن از ستم ستمگران به ناسیونالیست ها پناه ببرند دچار ستم ها و تیره روزی هائی بیشتر کرده اند! برای نمونه کردهای سنی در ایران از هنگام به روی کار آمدن پادشاهان صفوی به همراه سنی های دیگر ایران پانصد سال دچار ستم و نابرابری بوده اند اما ناسیونالیست های پان کرد که خواسته اند با دستاویز کردن این ستم ها برنامه هایشان را پیاده کنند به جای از میان بردن ستم و نابرابری جنگ های خانمانسوز و بدبختی های دیگر را برای مردم ستمدیده کرد به ارمغان آورده اند!

پس از انتحار اسلامی و پس از جایگزین شدن دوزخ آخوندی به جای زندان آریامهری چون آخوندهای شیعه نمی توانستند در شهرهای سنی نشین از راه روضه خوانی و نوحه خوانی و مرثیه خوانی و زیارتنامه خوانی و ذکر مصیبت اهل بیت و مردن فلان امام و فلان امام زاده و ..... مردم فریبی کرده و نان مفت بخورند چند بار با بهانه های گوناگون به کشتار مردم بی گناه و بی دفاع سنی و کرد دست زدند تا با ترساندن مردم فرمانروائی کنند! در این میان ناسیونالیست های پان کرد نیز به جای پرداختن به آخوندیسم که ریشه ستم هائی است که کردهای سنی پانصد سال است گرفتار آنها هستند با داستان پردازی های ناسیونالیستی خواستار دیوارکشی میان کردها و ترک ها و فارس ها شده و با این کارشان به جز آن که چندین جنگ خانمانسوز ناسیونالیستی را به راه انداختند به رژیم آخوندی و گردانندگان این رژیم دوزخی بهترین بهانه ها را دودستی پیشکش کردند تا به سرکوب هر چه بیشتر کردهای سنی بپردازند!

چنان که بهانه برای کشتار مردم بی گناه و بی دفاع قارنا از سوی حزب دموکرات کردستان ایران که یک حزب پان کرد است به گردانندگان رژیم آخوندی در آذربایجان باختری داده شد! در روز دهم شهریورماه ۱۳۵۸ (یک روز پیش از کشتار قارنا) در پاسگاه دوآب میان نیروهای حزب دموکرات کردستان ایران و گروهی از نیروهای رژیم که نام (جوانمرد) به روی آنها گذاشته شده بود و نقده ای بودند درگیری رخ می دهد و پانزده تن از این نیروها که در کمین نیروهای حزب دموکرات کردستان ایران گیر افتاده بودند کشته می شوند! کشته شدگان کسانی بودند که در مرخصی به سر می بردند و از پادگان جلدیان برای سرکشی به خانواده هایشان رهسپار نقده بودند اما اینان بی آن که جنگ افزار داشته باشند و حتی یک تیر به سوی نیروهای حزب دموکرات شلیک کرده باشند کشته می شوند! پس از رسیدن این خبر به نقده شهر دچار تنش می شود و گروهی از هواداران رژیم که دنبال بهانه برای کشتار کردها بودند خواهان گرفتن انتقام از کردهای نقده می شوند!

چون درگیری با کردها در نقده به زیان رژیم ولایت فقیه و آخوندهای شیعه می انجامید از کشتار کردها در نقده خودداری می شود اما بسیاری از مردم بی گناه و بی دفاع کرد از ترس آخوندهای شیعه که برای اهل بیت روضه خوانی کرده و خواستار کشت و کشتار و گرفتن انتقام اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین از کردهای سنی بودند از نقده و روستاهای پیرامون نقده بیرون می روند! در این میان یکی از سرکوبگران و آدمکشان دانه درشت رژیم آخوندی به نام حاج عظیم معبودی حسنلوئی پس از سازش پنهانی با آخوند خونخوار و آدمکش غلامرضا حسنی امام جمعه اورمیه برای کشتار مردم بی گناه و بی دفاع روستای قارنا برنامه ریزی می کند!

قارنا روستائی در هفت کیلومتری شهر نقده در استان آذربایجان باختری است، نقده پس از انتحار اسلامی کانون تنش هائی گسترده بود که بدبختانه حزب دموکرات کردستان ایران نیز به جای دوراندیشی به این تنش ها دامن می زد و با بهانه دادن به دست آخوندها آب به آسیاب آنان می ریخت! برای نمونه جنگ فروردین ماه سال ۱۳۵۸ در نقده که با کارهای نسنجیده حزب دموکرات کردستان ایران آغاز شد دستاویزی به دست آخوند خونخوار و آدمکش غلامرضا حسنی داد که برابر اعتراف خودش در نقده و پیرامون نقده از کشته ها پشته ها بسازد! جنگ نقده‌ و ددمنشی های بی شمار آخوند غلامرضا حسنی جنگ میان کرد و ترک نبود چرا که کردها و ترک ها هیچ گونه کشمکشی باهم نداشته و صدها سال دارای همزیستی دوستانه بودند و این جنگ میان آخوندیسم از یک سو و بی باوران به آخوندیسم از سوی دیگر بود هرچند که کارهای نسنجیده حزب دموکرات کردستان ایران آغازگر این جنگ بود!

حاج عظیم معبودی حسنلوئی که سردمدار کشتار روستای قارناست نخست چنین نامه ای می نویسد: ( ..... جناب آقای بهلول گلستان و عزیز بازدار و خلیل خسروی، پس از سلام خواهشمندم برای آمد و رفت شهری برای خواربار ده قارنا هم خودتان و هم برادران دیگر ده قارنا آمد و رفت داشته باشید، هر کسی کوچکترین ناراحتی برای شما و برادران کرد دیگر ایجاد نماید فوری به انتظامات یا خود بنده مراجعه فرمائید تا به اسم ضدانقلاب آن کس را گرفته و به مقامات دولتی تحویل دهم! خلاصه هیچ گونه وحشت و ناراحتی نداشته نباشید! ما همه برادر هستیم! با تقدیم احترام، حاج عظیم معبودی، دهم شهریورماه ۱۳۵۸ ..... ) خلیل خسروی و بهلول گلستان و عزیز بازدار سه تن از بزرگان روستای قارنا بودند، نامه روی كاغذ ماركدار تجارتخانه معبودی كه عامل فروش تراكتورهای یونیورسال در شهرهای نقده و پیرانشهر و اشنویه و حومه است نوشته شده است! با این نامه مردم قارنا بی گمان می شوند که آزاری در کار نخواهد و از روستای قارنا بیرون نمی روند!

اما روز یازدهم شهریورماه سال ۱۳۵۸ روستای قارنا نخست محاصره و سپس در ساعت یک بعد از ظهر زمانی که کودکان بازی می کردند، زن ها مشغول کارهای خانگی بودند و مردان نیز به کارهای کشاورزی می پرداختند ده ها تن از نیروهای رژیم که بسیاری از آنها پوشاک سپاه پاسداران رژیم ولایت فقیه را داشتند با همراهی حاج عظیم معبودی با در دست داشتن جنگ افزارهائی مانند تفنگ ژ - ۳ و کارد و قمه به روستا سرازیر می شوند! در روستای قارنا آخوند پیری به نام محمود مستورزاده می زیست که روشن نیست از آخوندهای سنی بود و یا آخوندهای شیعه، (البته در روستای قارنا برخی از روستائیان نه تنها شیعه بودند بلکه حتی سید هم بودند!) آخوند پیر، محمود مستورزاده قرآنی برداشته و قرآن در دست به آدمکشان رژیم ولایت فقیه می گوید برای قرآن هم که شده به کشتار مردم بی گناه و بی دفاع دست نزنند!

اما آدمکشان رژیم ولایت فقیه نخست تیری بر سینه آن پیرمرد می زنند و پس از کشتن وی با کارد قصابی سرش را از تنش جدا می کنند! (مگر می شود فرمان نماینده ولایت فقیه حضرت حجة الاسلام و المسلمین غلامرضا حسنی را زیر پا گذاشت؟!) سپس کشتار مردم بی گناه و بی دفاع قارنا آغاز و در یک یورش چند ساعته ده ها تن از مردم بی گناه و بی دفاع كشته می شوند! کشته شدگان نه جنگ افزار داشتند و نه وابسته به گروه های ضد رژیم بودند و در میان کشته شدگان زن و مرد و پیر و جوان و حتی كودكانی كه هنوز سنشان به پنج سالگی هم نرسیده بود دیده می شدند! برخی از خانواده‌ها چند تن از خویشانشان را از دست دادند! کسانی از روستائیان که توانستند خود را پنهان کنند و یا این که بگریزند جان به در می برند! کسانی که توانسته بودند از روستا بگریزند به کوهستان بوداخ پناه بردند، نامه نگاری از سوی حاج عظیم معبودی یک روز پیش از کشتار و همچنین شرکت وی در کشتار روستائیان به خوبی سازمان یافته بودن این کشتار ددمنشانه را روشن می کند!

زنی كه دو فرزند پانزده و هجده ساله اش را در این كشتار از دست داده بود گفته است: "آنها به هیچكس رحم نكردند، این همه بی رحمی را ما هیچ جا نشنیده بودیم، آنها كه حالا زنده اند در آن ساعت یا در ده در خانه شان نبودند یا توانستند به طریقی خود را مخفی كنند!" پیرمردی بنام سیداحمد گفته است: "بعضی ها را با تفنگ كشتند، بعضی ها را با چاقو و كارد سر بریدند، بعضی ها را هم مخصوصا كودكان را زیر لگد و پوتین خفه كردند!" سیداحمد كه چند تن از خویشانش کشته شده بودند درباره زنده ماندن خودش گفته است: "من آن روز در نقده بودم و غروب وقتی وارد قارنا شدم جهنم را جلوی چشم خود دیدم!"

آخوند غلامرضا حسنی که از برنامه ریزان ددمنشی های رژیم آخوندی در آذربایجان باختری است در پاسخ به خبرنگاری که درباره دست داشتن وی در کشتار قارنا پرسیده بود گفته است: "نه، نبودم! اگر بودم هیچ ترسی نداشتم و می گفتم بودم!" از وی پرسیده‌ می شود: "آیا كسانی كه به قارنا حمله كردند مقصر هستند یا نه‌؟" وی پاسخ می دهد: "در مورد قارنا مسأله این است كه هجده نفر از مجاهدین را در آنجا به شهادت می رسانند و عده ای را نیز مجروح می كنند، خانواده های شهدا به محل حادثه رفتند و هفت نفر قاتل مجاهدین و پاسداران در یك درگیری كشته می شوند! بعدا گروه های مسلح برای این كه جمهوری اسلامی را متهم كنند خودشان در قارنا دست به كشتار می زنند!!! " گذشته از آن که آخوند غلامرضا حسنی همواره کوشیده است دست داشتنش را در کشتار قارنا لاپوشانی کند همواره هم کوشیده است کشتار قارنا را ماله کشی و ماست مالی کند!

کشتار ددمنشانه مردم بی گناه و بی دفاع قارنا آن چنان رژیم ولایت فقیه را در آذربایجان باختری بی آبرو کرد و چنان جنجالی به راه انداخت که حتی آخوند صادق خلخالی که ددمنشی های فراوانی در کارنامه سیاهش دارد پس از کشتار قارنا در تلگرافی به دفتر روح الله خمینی چنین نوشت: "بسمه تعالی، دفتر محترم امام خمینی دامت برکاته، جریانات جانسوز قارنا دل هر انسانی را می سوزاند! ملا محمود مستورزاده که با قرآن به پیشواز مردم رفته عمال معبودی و سرگرد نجفی و عزیز قادری و ملاحسنی آنها را کشته اند و شصت و پنج نفر به طرز فجیع! اگر امام به این امر جانسوز رسیدگی نفرماید پس کدام مقام رسیدگی کند؟ با احترام - صادق خلخالی، بیستم شهریورماه ۱۳۵۸" البته رسانه ها و بوق های تبلیغاتی رژیم گندیده و پوسیده ولایت فقیه همچنان که همه ساله در سالگرد آتش سوزی سینما رکس آبادان خاموش مانده و لام تا کام سخنی بر زبان نمی آورند در سالگرد کشتار مردم بی گناه و بی دفاع روستای قارنا نیز خفه می شوند!

بدبختانه نام بسیاری از کشته شدگان روستای قارنا دانسته نیست و عکسی از آنان نیز در دسترس نیست، البته آدمکشان خواسته بودند کردهای سنی را بکشند اما در میان کشته شدگان چند تن نه تنها شیعه بودند بلکه حتی سید هم بودند! نام چند تن از کشته شدگان در فهرست زیر آمده است:

شریف آب روشن

محی الدین آب روشن

رحمان آبزن

عبدالله احمدپور

سیدکریم اروندی

خسرو افشین

جعفر باسی

عمر باسی

مصطفی باسی

ابراهیم پویا

سلیمان حمزه پور

رحمان خسروی

رسول خسروی

سعید خسروی

عبدالله خسروی

مراد خسروی

مصطفی خسروی

احمد رامین

خاتوزین رامین

رحمان رامین

زینب رامین

کریم رامین

ابراهیم رسولی

احمد سعادتپور

رحمان سلیمانی

رحیم سلیمانی

قادر سلیمانی

كریم سلیمانی

امینه شریفی آذر

رحمان شریفی آذر

عثمان شریفی آذر

محمد شیرو

ابوبكر شیشمان

جعفر شیشمان

علی شیشمان

سیداسماعیل طاهری

سیدرحمان طاهری

سیدعلی طاهری

سیدمحمد طاهری

محمد عزیزی

مصطفی عزیزی

عزیز مرزنگ

محمود مستورزاده

حسن ..... ( نوجوان سیزده ساله)

علی ..... (چوپان)

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

منبع: 
منابع گوناگون
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مگر میشود ملا حسنی و.. بدون هیچ اتفاق قبلی در قارنا همینطوری بروند و بجنکند وکشتار کنندکمی منطقی تر بنکرید وببینید کردها و حزب دمکرات میتینگ با اسلحه و کشتار راه انداختند در کل اتفاق تاسف باری است و احزاب کردی و کردها با عدم دور اندیشی میخواهند تکرار شودو باز بی گناهان دو طرف کشته شوند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حضور ارتش سایبری پانکرد های سربر گویا مشهود هست،راستی چه شده که اکراد این همه رفتار غیر انسانی و دور از تمدن را برگزیده اند و آبروی آریایی ها را برده اند.بعضا از اینکه به اکراد ،آریایی گفته میشه دچار وحشت میشم.من عموزاده تروریست و سربر .... ندارم و نداشتم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کورد ها باید انتقام بگیرند و از کمک گرفتن از بقیه نترسند و اتهام تروریست بودن را به دور بریزند
....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کرد ها عادت دارند هر جا که میروند, میچاپند, میکشند . وقتی که حتی یک نفر از خودشان کشته میشود, شروع میکنند به داد آی هوار کشیدن, آی دنیا کمک , ما را کشتند وغیره. جریان قارنا هم نمونه ای از این قبیل است که در زیر نوشته شده است.
حال در سوریه , مگر باصطلاح خودشان روژه اوا (کردستان) ملک کردها است؟ که داد و هوار میکشند , دنیا به داد روژو اواهی ها برسید. در آنجا از همه اتنیکها شهر دارند , روستا دارند , خانه و زندگی و اهل فامیل و زن بچه دارند. اتفاقا کردها نسبت به سایرین در اقلیت هستند.سازمانهای مجامع بین المللی همه متفق القول هستند که کرد ها از خلا قدرت در سوریه سوء استفاده کرده و با پشتیبانی آمریکا پاکسازی اتنیکی در مناطق شمال سوریه میکنند و در فکر تشکیل کشور کردی هستند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هیچ کسی جز اشغالگران فاشیست جمهوری اسلامی نمی تواند از قتل عام قارنا و حتی قالاتان دفاع کند. سیاست رژیم ایران سرکوب جنبش های رهایی بخش در کردستان، آذربایجان، ترکمن صحرا ، خوزستان و بلوچستان بوده و هست. سرکوب کردها و جنگ با کوردها نه تنها در قارنا و نقده بلکه در سراسر کردستان سیاست مهم ایران بوده است. جنگ نقده و کشتار مردم روستاها جدا از سیاست سراسری دولت ایران نسبت به کردستان نیست. ملا حسنی و حاج عظیم معبودی حسنلوئی در خدمت این سیاست بودند. اما هدف از این اشارات این است که ملا حسنی و حاج عظیم معبودی حسنلوئی در آن زمان بر عکس تصور پانترکیستها از از تورک گرایی و اراضی آذربایجان دفاع نمیکردند. این تصور پانترکها را به دفاع از نمایندگان جمهوری اسلامی و سیاست

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فاجعه قتل و عام قارنا یک نشانه است برای همه ایرانیان نشانه ای از درندگی چگین زادگان تورک نشانه ای درخشان از درنده خویی تورک
نشانی از نسل کشی ها
هشداری برای همه ایرانیان که به تورک نباید اعتماد و رحم کرد نشانه ای از اینکه تورک هر کجا فرصت یابد به اصل خویش باز میگردد وو اثاری در شان درندگی تیمور و نادر و اسماعیل صفوی میسازد و ایجاد میکنند
هشداری برای همه ایرانیانی که تورک ها را به شهر هایشان راه میدهند نشانه ای از بینش قبیله ای نشانه ای از صفویه
نشانی از منش تورکی
هشداری برای بشریت
نباید از شعار های احساسی ترسید نباید خام خواب های پریشان همزیستی و هم میهنی شد هم میهنی با که ؟
نباید مار در استین پرورش داد نباید امکانات کشور صرف عده ای مفت خور جنایتکار بشود
نباید فراموش کرد که 70 درصد کارمندان سپاه و 60 درصد دولت و 80 درصد اطلاعات ولایت جنایت را همین تورکان تامین میکنند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گویا آذربایجان غربی از خیلی وقت پیش محل مورد علاقه اکراد برای توسعه بوده(مرز استراتژیک ایران و ترکیه)گرچه شنیدستیم که در این توسعه طلبی اکراد لرستان و همدان و کهکولیه و خوزستان هم قرار دارد و بدجوری دشمن تراشی کرده اند پانکرد ها برای خودشان بس که بدوی و وحشی و سربر هستند اینها
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نگارندۀ محترم مطلب بالا به نادرستی حزب دمکرات کردستان ایران را مقصر فاجعۀ کشتار روستای قارنا می داند! شاید به این علت که ایشان خود یک آذری هستند؟! این گروه که به خود نام «"جوانمرد"» و یا «"مجاهدین انقلاب اسلامی"» نهاده بود از مزدوران رژیم جمهوری اسلامی بودند و از آذری های نقده. حزب دمکرات کردستان ایران نیز به عنوان یک سازمان رزمندۀ مخالف رژیم جمهوری اسلامی با این مزدوران درگیر شد و عده ای از آنان را به هلاکت رساند. بعد از آن درگیری، آخوند رذل و خونخوار ملاحسنی و همچنین فئودال های آذری و ایادی رژیم در منطقه با حربه ناسیونالیسم قومیتی و عشیره ای دست به تحریک آذری های نقده علیه کردها زدند و زمینه جنایت را مهیا کردند و پس از آن مزدوران سپاه پاسداران ضدخلقی به همراه عده ای از متعصبین قومیتگرای آذری به روستای قارنا حمله کردند و آن فاجعه را آفریدند.
این راهم باید بگویم که حزب دمکرات کردستان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باسلام هرکشتاری محکوم است درمورداین مقاله هم که که اگر مخلوط با هیجان وتندی هائی نمی بود بسیار منطقی تر واثرکذارترمیشد گفتنی ها فراوان ...ولی دوست عزیزشماکه اشاره به محبت هاوهمزیستی های بی حاشیه اکرادواتراک میکنیدفکرنمیکنید این نقشه پان کوردی که تمام منطقه را یکدست از ان کوردهانشان میدهد باآن ادعامغایرت دارد؟ دوستی های اکرادواتراک بی شبهه به نفع بلندمدت هردوملت مظلوم وستم دیده است...به امیدروزهای خوش.
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با هجوم مغول آسا و تاتار آسای سپاه پاسداران ضد خلقی به کردستان ایران بعد از فتوای خمینی خون آشام علیه خلق کرد ایران، در روز 28 مرداد 1358 و اعدام های مردم بی گناه شهرهای پاوه ، سنندج ، مریوان، سقز و بانه به دست آخوند جنایتکار خلخالی حاکم شرع این رژیم، کشتار همگانی روستاهای قارنا ، قلاتان، ایگریقاش ، کانی مام سیده ، سبزی ، سرچنار ، سروکانی، دیلان چرخ و گریزه و...، اعدام همگانی 59 جوان کرد در شهرستان مهاباد و دهها و صدها نمونۀ دیگر ، از کارنامۀ سیاه رژیم جمهوری اسلامی در نسل کشی علیه خلق کرد ایران بوده است.
جنایات روز 11شهریور 1358 روستای قارنا نمونۀ بارز سیاست های رژیم ضدخلقی جمهوری اسلامی علیه خلق کرد ایران است. در این روز بیش از 70 نفر از اهالی روستای قارنا به فرمان آخوند خونخوار و رذل غلامرضا حسنی (ملاحسنی) به دست مزدوران سپاه پاسداران ضدخلقی کشته شدند که بسیاری از جانباختگان به طرز

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تروریست لانه کرده در قارنا با حمله وکشتن 25 مدافع سولدوز که از نزدیکی قارنا می گذشتند باعث این تلافی شدند بنابراین گروهک دمکرات کردستان مقصر اصلی می باشد.