همه پرسی 25سپتامبر"نوشاتل سوییس" از نگاهی دیگر

در این همه پرسی دو پرسش پرسیده شد:
یک:آیا افرادی که مدرک اقامت "C" دارند(افراد غیرسویییی) ،اجازه داشته باشند وارد تصمیم گیری های سیاسی (نامزدی انتخابات پارلمان و سمت های سیاسی، کار وفعالیت در سیستم قضایی و دادگستری) شوند یا خیر؟
دو:آیا امکان استفاده کتاب ها و کتابخانه های سیار برای مناطق دوردست،حاشیه نشین ها و روستاییان فراهم شود یا خیر؟

 

در تاریخ بیست وپنج سپتامبر دوهزارو شانزده رفراندومی در کانتون(شهر) "نوشاتل سوییًس" برگزار شد که این امر در کشور سویٌیس  قدمی بزرگ به سمت مردم سالاری و احیای حقوق شهروندی است.سیاست این کشور طوری بنا شده که هرکانتون به صورت خودمختار البته به غیر از مسایًل خارجی ونظامی برای خود تصمیم گیری می کند که البته آن هم باید از طریق رفراندوم و رای مثبت مردم اتفاق بیافتد. حضور و مطالبات یکایک مردم این کشور در امر سیاست، از سویٌیس کشوری مطلوب و امن برای تمام شهروندانش ساخته است. مردمی که با وجود تفاوت قومی ،نژادی،دینی و زبانی در زیر یک پرچم ،درکنارهم ومتحد و بدون هیچ خصومتی به آرامی زندگی می کنند. یکی از ویژگی هایی فرهنگ این کشور،احترام به عقاید و فرهنگ های دیگر است. هیچگاه مشاهده نشده که فردی به دلیل رنگ،نژاد،زبان وملیت ، مورد تمسخر گرفته شود. فدارالیسم ودمکراسی مستقیم در این سرزمین، موجب گشته که سیاست های کلی کشور مستقیما توسط فرد فرد شهروندان هدایت شود و تمام قوانینی که به تصویب می رسد،برای مردم آن کشور بیشتر حایًزاهمیت است تا مسًولین اجرایی.

حال برای نخستین بار شهرتحصیلی "دکترمصدّق" (نوشاتل) تصمیم به سنت شکنی دارد. رفراندومی که در دو سوُال مطرح شد ومهمترین محتوای آن اجازه دادن به اتباع خارجی برای نامزد شدن در انتخابات و وارد شدن به پارلمان است. این موضوع ممکن است برای ما شرقی ها بسیار جالب باشد که چگونه می توان به یک خارجی اجازه داد تا به صحن تصمیم گیری سیاسی شهر یا کشور وارد شود!

آنچه باید در رابطه با نوشاتل سوییًس دانست:

نوشاتل،شهری فرانسوی زبان هم مرز با کشور فرانسه و یکی از شهرهایی ست که در سالیان گذشته  مردمش در پی استقلال سیاسی،اجتماعی ایستادگی کرده اند..مردم این شهر در سال 1849میلادی باانقلابی تقریبا بدون خونریزی اعلام استقلال کردند. تا قبل از آن المانی ها برای این شهر ومردم آن تصمیم گیری می کرده و مرم نوشاتل هیچگونه حقی در رابطه با شرکت در مسایل سیاسی ،اجتماعی نداشتند. به همین جهت مردم این شهر اول مارس را روز بزرگی می دانند و هر ساله به مناسبت این رویداد وسالگرد این پیروزی ،جشن می گیرند. از آن تاریخ به به بعد این کانتون و مردم آن به سرعت از نظر فهم سیاسی،اجتماعی ،پیشرفت  چشمگیری داشتند. به عنوان مثال از سالهای 1849تا2007 موضوعاتی در چندین رفراندوم به همه پرسی گذاشته شد و قوانینی برای احیای حق شهروندان خود وحتی افرادی که جزو شهروندان سوییس نبوده "اتباع خارجی"،وضع شد. نکته مثبتی که در شهرهای دیگر سویًیس اتفاق نیفتاده یا اگر هم افتاده به شتاب نوشاتل نبوده است.

 پس از عبوربه سوی پیشرفت وترقّی در راه رسیدن به دمکراسی دراین سالها ، در 25سپتامبر امسال قانونی که در پارلمان این شهر رای اکثریت گرفته به همه پرسی گذاشته شد.

در این همه پرسی دو پرسش پرسیده شد:

یک:آیا افرادی که مدرک اقامت "C" دارند(افراد غیرسویًسی) ،اجازه داشته باشند وارد تصمیم گیری های سیاسی (نامزدی انتخابات پارلمان و سمت های سیاسی، کار وفعالیت در سیستم قضایی و دادگستری) شوند یا خیر؟

دو:آیا  امکان استفاده کتاب ها و کتابخانه های سیار برای مناطق دوردست،حاشیه نشین ها و روستاییان فراهم شود یا خیر؟

احزابی که که تلاش برای تحقق بخشیدن به این همه پرسی داشته اند کدام بوده اند:

از تمام احزابی که در حال فعالیت می باشند اکثریت آنها،اعم از سوسیالیست ها،حزب دموکرات مسیحسان،چپ ها ومسیحیان ،عزم خود را جزم کرده اند تا این همه پرسی انجام شود. تنها دست راستی های افراطی، با ریشه و اساس این طرح مخالفت کرده اند.

هدف از این همه پرسی و نتیجه آن چیست؟

نوشاتل سویًیس در تحقق بخشیدن به حقوق بشر بویژه در مسایٌلی از این قبیل، پرتوان حاظر شده است. اگر به قوانین تدریجی در رابطه با احقاق حقوق اتباع خارجی  در سویًیس نگاهی بیاندازیم،پی خواهیم برد که اکثر این قوانین ابتدا از شهر نوشاتل بنیانگذاری شده است. با وجود اینکه در اکثر کشورهای اروپایی دست راستی ها درحال قدرت گرفتن می باشند، این امر می تواند پیامی شفاف به همه دولتمردان جهان داشته باشد: "اینکه همه در هر کجای جهان حق زندگی در سایه آزادی وبرابری داشته باشند".

احزاب موافق این همه پرسی  معتقدند که اشخاصی که با ملیت خارجی (اقامت کاری،تحصیلی وپناهندگی) وارد کشور سویًیس می شوند،تنها دارا بودن پاسپورت سویًیس را نشانه شهروند بودن خود ندانند و در همه زمینه ها اعم از اجتماعی،سیاسی و فرهنگی دخالت کرده تا به طور واقعی یک شهروند باشند نه صرفا یک شهروند صوری.

 تصمیم گیری،دخالت در وضعیت زندگی خود از طریق شرکت در انتخابات و مسایًلی از این قبیل حسّی ست که همه شهروندان با وجود داشتن همه پرسی های آزاد تجربه خواهند کرد.به عنوان مثال در کشوری مانند فرانسه یک فرد مجبور می شود تا با تغییر نام،نام خانوادگی وحتی فرهنگ و دین خود، هویت اصلی خود را گم کند و یا از آنچه درگذشته بوده دور شود.اما در سویًیس اینگونه نیست. در این کشور،بویژه نوشاتل معتقد هستند که یک فرد غیر سویًیسی از هرجای دنیا که آمده است باید همانگونه باقی مانده واز فرهنگ و هویت زادگاهش،در ضمینه های  فرهنگی،سیاسی،هنری واجتماعی استفاده شود.زیرا اولاٌ: از این طریق می توان  دوستی و همزیستی بیشتری در اجتماع برقرار کرد و دوماٌ :از این افراد می توان در بسیاری از مسایًل کاری،فرهنگی،علمی و.... استفاده بهینه کرد.

در سوی دیگر حزب راستگرا که مخالف این طرح بودند،نگران از بین رفتن، فروپاشی وضربه به ناسیونالیسم (ملی گرایی) در این کشور می باشند.

به هر روی این رویداد در 25سپتامبر2016 به وقوع پیوست ودر رابطه با سوال اول (حضور اتباع خارجی در فعالیتهای سیاسی،قضایی) از جانب مردم را اکثریت را به دست نیاورد(54% رای مخالف) .

  همچنین در رابطه با سوال دوم(حضور کتابخانه های سیار در مناطق دوردست،روستاها و...) اکثریت آرا را بدست آورد(62.3%رای موافق).

 فارغ از نتیجه ای که این همه پرسی در برداشت ، حرکت راسخ  به سوی مردم سالاری و حقوق شهروندی دراین کشور بیش از هر زمان دیگر به چشم می خورد. اصل مطلب را نباید فراموش کرد.اینکه حضور مستقیم در کوچکترین تصمیمات حکومتی توسط مردم، با فضای انتخاباتی آزادهمراه باگفتمان سیاسی احزاب ، نقطه روشنی ست برای تجربه انتخاب درست یا غلط ،تلخ وشیرین ودرنهایت تمرین دمکراسی و تجربه های گوناگون که توسط مردم بدست می آید،موجب خواهد شد که درآینده مردم این سرزمین را بیش از پیش  به مقصد نهایی که همان پیشرفت ،آگاهی،استقلال و آزادی است، هدایت وراهنمایی کند.

بخش: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تو تبریز مردم تورک پرست چنان تورک رگایند که کسی به غیر تورکی حرف بزند او را تنبیه اجتماعی میکنند یعنی محلسش نمیدهند و او تحویل نمی یگرند و او طر د میکنند/ د رتبریز بخصوص نزادپرستی ترکی شدید است/به طوری داشنجویان اولین کاری میکنند انتقالی می گرند. ترک ها به شدت نژاد پرست هستند در ایارن. در شغلی تورک را راه می دهند غی رتورک با انواع اذیت طرد می کنند.
قبلا این طور نبود و به همت پان ترگ ها این نژاد پرستی تورکی در ایارن شدت یافته است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از نويسنده محترم مقاله ممنون كه مقدارى در رابطه با تاريخچه شهر فوق الذكر نوشت ولى اينكه در سوئيس همه از هر نژاد و زبانى با هم مساوى و از يك حقوق مساوى برخوردار هستند، مقدار زيادى اغراق گويى است چرا كه تناقض اين فرافكنى را در چند سطر بعدى ميتوان مشاهده كرد و نتيجه رفراندم تناقض دوم در اين گفتار نويسنده محترم است. بگذريم كه تظاهرات و گفتارهاى سمعى و بصرى در مطبوعات و كلا در وسائل ارتباط جمعى فراوان به چشم ميخورد. اصولا اين كشور از زمانهاى قديم، فقط كشور امن و با أهميتى براى پولدارها از أشخاص حقيقى و حقوقى بوده است و ايضا دزدان كوچك و بزرگ از كشورهاى ديگر بخصوص كشورهاى مستبد و ديكتاتور كه با دزدى ثروتهاى ملى كشور خود با سپردن به بانكهاى اين كشور، اگر در اثر تغييرات سياسى در كشور، مجبور به فرار گشتم اند البته از اين أموال دزدى استفاده كرده اند و اگر سقط شده اند دارايى آنهارا همين كشور خورده.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من دو سال تو نیشابور زندگی کردم حتی یک نفر ترکی تو خیابون حرف نمی زد اکثریت اونجا فارس تو خیابون های مشهد همه با هم فارسی صحبت میکنند تو خود همون ارومیه همه ترک نیستند حالا ببین جند تا از این نماینده ها دور بعد رای میارند ؟ کلا غیر ترک های منطقه شون به اونا رای نخواهند مطمئن باش یکبار واسه همیشه بهتون ثابت میشه اکثریت نیست

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-آقای بی نام عزیز،برعکس نظرشماصف های هویتی درایران روزبروز جداترشده ونمایندگان بیشتری ازتورکان وتورکمن وعرب وکوردوباپرچم خودبه مجلس خواهدرفت.
حکومت این رافهمیده وبدان تن داده است ولی شماهنوزاین موضوع راتشخیص نداده اید.درهمان مشهدشمامثل نیشابوراین بارمردم به صف تورکان خواهندپیوست.
مادردوره بعدی باتمام تلاش خوددرخراسان شمالی .تهران.مشهد.کرج.شیراز.قزوین.همدان.رشت.انزلی وهشتپر.اراک.ساوه.قم .ورامین.شهریار.
حتی دراصفهان نهایت تلاشمان راخواهیم کردتامردم به همزبان های خودرای دهند.
دیگرمردم چپ وراست واصلاح طلب دروغین واصولگرای های دزدراشناخته اند.اگرغیراین باشدامکان مشکلات دیگری درکشوررامنتظرباشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این تو ایران امکان پذیر نیست من تو مشهد زندگی میکنم تا به امروز هم صرفا براساس گرایشات سیاسی رای میدادم اما نماینده ارومیه با ایجاد فراکسیون اذری زبان این پیغام رو به من داد که دفعه بعد اولین شرطم ترک نبودن کاندیدا باشه چون تا امروز قرار بود نماینده های مجلس شهرهاشون رو نمایندگی کنند واسه کسی قومیت کاندیدا مهم نبود اما وقتی یک عده چنین کاری میکنند طبعا شهرهای مثل سبزوار مشهد و....وحتی بسیاری از شهرهای اذربایجان احساس کنند باید به غیر ترک رای بدهند تا کل اون منطقه رو نمایندگی کنه یقینا دوره بعد نماینده ترک کمتر خواهیم داشت وقتی یک نماینده متوجه نمیشه که نماینده یک شهر با همه ساکنینش نه یک قوم خاص مرکز زدایی صرفا به درگیری داخلی منجر میشه فرهنگ ایران حداقل فعلا ظرفیت این خودمختاری رو نداره

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری