زمزمه های شروع جنگ جهانی سوم و نقش رژیم ولایت فقیه در شکل گیری آن

به گمانم، اگر با ادامه تهدیدهای رسانه ای دولت پوتین، امريکا و اروپا در نتیجه ایجاد ترس از روسيه، از قلمرو نقش آفرینی قبلی خود در سوریه بيرون رانده شوند، بی شک روسيه آزادانه به حمايت خود از بشار اسد ادامه می دهد و دقيقاً سناريوی را که تقريبا يک دهه پيش در چچن اجرا کرد در اينجا هم اعمال خواهد نمود. در چچن ده ها هزار نفر را کشتند و خانه ها را ويران کردند و سياستمداران کهنه کار را از بين بردند و رژيم ديکتاتور طرفدار روسيه را به قدرت نشاندند.

 

از آغاز جنگ داخلی سوریه و کشتار هر روزه زنان و کودکان آن دیار، بی شک نقش دولتهای منطقه نظیر ایران و قدرتهای جهانی و سیاست های منفعت طلبانه آنها، همگی حکایت از آغاز یک جنگ جهانی شوم دیگر دارد که انتطار میرود بعد از انتخابات و تغییر کابینه ریاست جمهوری در ایالات متحده امریکا به شدت قوت گیرد و زمینه های مساعدتری برای گسترش یافتن دامنه آن در چند کشور خاورمیانه بوجود آید.
 
از جمله مواردی که می توان با پیشبینی آن از طریق مطالعه در سیاستهای ماسونری، آنرا شتاب دهنده جنگ جهانی سوم نامید و از نقطه نظر تغییرات اساسی در وضعیت کنونی جهان حساسیت زیادی نسبت بدان بوجود آمده است "انتخابات ایالات امريکا" بود. در اين دوره برای انتخاب ریاست جمهوری در امریكا، يکی از جنجالی ترين و حساس ترين انتخابات امریکا برگزار شد. همزمان با آن و در حالیکه آتش جنگ در خاورميانه همچنان پابرجاست، قوت گرفتن داعش در افغانستان و افریقا و تضعیف آن در سوریه و عراق، رشد افراط گرايی و هجوم موج عظيم پناهجويان به سمت اروپا، از جمله مشکلاتی است که هر کس وارد کاخ سفيد شود بی تردید باید راهکارهای مناسبی را در قبال آنها در پیش گیرد. 
 
در کنار پیروزی دونالد ترامپ باید آغاز کمپين های اعتراضی نسبت به نتیجه انتخابات و متهم نمودن دولت روسیه از سوی دولت اوباما به نقش آفرینی منفی از طریق دخالتهای سایبری و اینترنتی دولت پوتین در جهت برنده شدن  و پیروزی ترامپ، هیاهوی بیشتری در سطح افکار عمومی امریکا و جهان پدید آورده است. آری دو قدرت جهانی در حال حاضر بيشتر از آن که در اندیشه یافتن راه حلهای منطقی برای تسکین دردها و خاتمه دان به مناقشات و گرفتاریهای جهانی باشند، بیشتر به متهم کردن عمدی همدیگر مشغول هستند.
اما باید از یک نکته قابل تٲمل شروع کرد و آن اینکه چرا دونالد ترامپ ناگهان از جنگ جهانی سوم سخن به ميان آورد؟!
 
در ماه مارس سال ۲۰۱٤ بعد از اشغال شبه جزیره کريمه توسط روسيه، معروفترين چهره تلويزيونی دولتی روسيه وضعيت مناسبات بين المللی را بسيار زشت و خطرناک خاطر نشان کرد. ديميتری کسيلوف در برابر چشمان ميليون ها بيننده گفت : " تنها کشوری در جهان که بتواند امريکا را به خاکستری از راديواکتيو تبديل کند روسيه است، روسيه می تواند امريکا را در ميان ابرهای قارچ مانند و ضربه های اتمی قرار دهد". او حتی با حالتی نامودبانه گفت که موی سر باراک اوباما از همين حالا خاکستری شده است . اینک ماه پایانی سال 2016 است و کسيلوف که خود صاحب رسانه ای است معروف در روسیه و در همان موقعيت قبلی، هنوز بر سر حرف خود در مورد شروع یک جنگ جهانی پایبند است.
دونالد ترامپ هم بارها در تبلیغات انتخاباتی خود اعلام کرد که اوباما و کلينتون داعش را ايجاد کرده اند، ادعایی که مستقيما از آژانس خبری اسپوتنيک روسيه گرفته شد بود.!!
در این روزها که جهان درگیر حوادثی ناگوار است، دولت کرملين با اهدافی خاص می خواهد مردم روسيه را بترساند. اقتصاد روسيه با ايجاد تحريم ها و پايين آمدن قيمت نفت و جنگی که در سوريه جريان دارد ضعيفتر از قبل شده است، استاندارد های زندگی مردم روسیه سير نزولی گرفته است و با اين کارها می خواهند حمايت مردم را از ولاديمير پوتين بدست آورند. بطور کلی حاکميت گروهی معلوم الحال بر کشور روسیه که قبضه قدرت را در دستان خود دارند، می کوشند برای کنترل مردم روسیه با تٲکید بر ضرورت ایجاد خشونت منطقه ای و جهانی، دست به فساد بزنند و مردم را در حالتی از نگرانی قرار دهند و در رسانه ها با تبلیغ و پهلوان نمودن اینکه فقط پوتين است که می تواند از شما در مقابل امريکا محافظت کند، افکار عمومی روسیه را در جهت مقاصد خود سوق دهند.
 
به گمانم، اگر با ادامه تهدیدهای رسانه ای دولت پوتین، امريکا و اروپا در نتیجه ایجاد ترس از روسيه، از قلمرو نقش آفرینی قبلی خود در سوریه بيرون رانده شوند، بی شک روسيه آزادانه به حمايت خود از بشار اسد ادامه می دهد و دقيقاً سناريوی را که تقريبا يک دهه پيش در چچن اجرا کرد در اينجا هم اعمال خواهد نمود. در چچن ده ها هزار نفر را کشتند و خانه ها را ويران کردند و سياستمداران کهنه کار را از بين بردند و رژيم ديکتاتور طرفدار روسيه را به قدرت نشاندند. در نتیجه و همزمان باید گفت این جنگ خسارت های جانبی بزرگی هم دارد، هجوم موج عظيم از پناهندگان به اروپا و ایجاد مشکلات اقتصادی ـ اجتماعی از جمله نتایج آن خواهد بود که به نفع روسيه ختم خواهد شد.
در این میان نقش رژیم جمهوری اسلامی و حاکمیت ولایت فقیه در توسعه بخشیدن به تنشهای فرقه ای و ایجاد دست اندازیهای خاص برای کشاندن روسیه به سوریه و عراق باید مورد بررسی قرار گیرد.
هاشمی رفسنجانی که از جمله شخصیتهای شناخته شده رژیم است بارها در مورد نقش حکومت ولایت فقیه در ایجاد گروهها و طیف های فرقه ای سخن به میان آورده است.
از جمله می گوید: "اگر توهین به صحابه نبود القاعده و طالبان هم نبودند".
آری مداخله رژیم ایران و همسویی با سیاستهای ولادیمیر پوتین برای برون رفت از شکست برجام و عواقب آن است که به زودی دامن حاکمیت جمهوری اسلامی را هم خواهد گرفت و در سال آتی رفلکس تناقضات سیاسی رژیم بدانها یقیناً بر خواهد گشت.
در افغانستان رژیم ایران با سیاستی خطرناک و عجیب از یک سو با گروه طالبان روابط خودش را حفظ کرده است و هر از چندگاهی از سوی رسانه های بین المللی در مورد افشا شدن روابط سران ولایت فقیه با رهبران طالبان مواردی را به وضوح می شنویم و می بینیم، و از سوی دیگر رژیم ولایت فقیه برای جلب نیروهای وابسته به خود و کشاندن آنها به نبرد های سوریه، از خواسته های قومی "هزاره ها" شدیدا دفاع می کند، در حالیکه در داخل ایران هم حقوق تمامی افغانها و حتی همین قومیت نادیده گرفته می شود و بدترین رفتارها و تصمیمات را در رابطه با آوارگان ساکن در شهرهای ایران و زندانیان افغانی اعمال می کنند.
 
درحال حاضر ایران از نزاع قومی که بر سر مسیر عبور برق رسانی به افغانستان است و با نارضایتی های قومیت هزاره و بعنوان "جنبش روشنایی" آغاز گشته دفاع می کند. اما جانبداری حاکمان ایران از یک اقلیت نژادی ـ مذهبی در یک کشور کثیر الملله تماماً بعنوان دخالت سیاسی محسوب می گردد و اهداف و مقاصد راهبردی رژیم مذهبی ایران را دنبال می کند و به هیچ صورتی نمی توان گفت نقش ایران در افغانستان مثبت و در جهت ایجاد برادری و صلح در آن کشور است، بلکه بلعکس خواست ایران کاملا واضح است و هدف آن ایجاد درگیری های قومی ـ مذهبی در آن کشور است.
از جانب دیگر، دیدار اخیر علی خامنه ای با رمضان عبدالله ـ دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین ـ و خواسته خامنه ای از ایشان مبنی بر فراموش کردن درگیری با اسرائیل و لزوم شرکت افراد این گروه همراه با سایر سازمان های تروریستی مدافع سیاست ولایت فقیه در کشتار زنان و کودکان سوریه، یادآور برنامه معروف خمینی "الخطه الخمسینه" برای انجام دخالت سیاسی در كشورهای عربی حوزه خلیج فارس است.
نهایتاً باید گفت دخالتها و نقش آفرینهای ناصواب رژیم ولایت فقیه در منطقه اگر چه با پشتیبانی سیاسی و نظامی روسیه و چین صورت می گیرد، اما نباید فراموش کرد که بعنوان شراکت در بخش بزرگی از برنامه جنگ طلبانه قدرتهایی است که می خواهند جنگ جهانی سوم را که جرقه های آن بعد از جنگ داخلی سوریه آغاز گشته و با بوجود آمدن گروههای تکفیری همچو داعش و گروههای تندرو مدافع سیاستهای ایران همچو حشدی الشعبی در عراق و سوریه، دامنه درگیریها و قلمرو جغرافیایی آن گسترش یافته و جنگ این بار هزینه و هیزمش بیش از همه از میان مسلمانان و کشورهای آنهاست و گرفتاریهای سخت و ناخوشایندی را برای مردم ایران و منطقه بوجود خواهد آورد.
انتشار از: